هشتگ «نه به اعدام» سلبریتی‌ها را از غار بیرون آورد/ نادیده گرفتن حق اولیای‌دم با فشارهای رسانه‌ای

سلبریتی‌هایی که در حوادث دی ماه به با مواضع غیرتخصصی خود نفت روی آتش بودند و در زمان حمله وحشیانه دشمن آمریکایی-صهیونی به کشورمان و شهادت تعداد زیادی از هموطنان خصوصا کودکان میناب سکوت کرده بودند حالا با اعدام دو نفر از تروریست‌های دی ماه روزه سکوت خود را شکستند و از غار بیرون آمدند.

به گزارش گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز، در سال‌های اخیر، سپهر رسانه‌ای ایران شاهد پدیده‌ای بود که شاید بتوان آن را بحران مرجعیت اخلاقی در میان برخی از سلبریتی‌ها و چهره‌های پرمخاطب فضای مجازی نامید. در حالی که جامعه در چنبره‌ی شرایط سخت، از تهدیدهای خارجی گرفته تا التهابات داخلی، روزهای پرتنشی را پشت سر می‌گذاشت، رفتارهای متناقض برخی از این چهره‌ها، پرسش‌های مهمی را در ذهن افکار عمومی ایجاد کرد. اینکه چگونه می‌توان در برابر رنج یک ملت، سکوتی مرگبار اختیار کرد و در بزنگاه اجرای عدالت، ناگهان به سفیران اخلاق تبدیل شد، معمایی است که پاسخ آن را باید در گره خوردن سلبریتی‌زدگی با بازی‌های سیاسی جست‌وجو کرد.

در دورانی که کشور آماج حمله وحشیانه دشمن آمریکایی-صهیونی قرار داشت، یک روح واحد در کالبد جامعه دمیده شده بود. نوعی اتحاد و همدلی که در آن، حفظ تمامیت ارضی و امنیت ملی به اولویت نخست تبدیل شده بود. اما در این میان، جریان تریبون‌دار فضای مجازی، گویی در خلاء زیست می‌کرد. برای این گروه، شهادت مردم، فرماندهان و نیروهای نظامی و انتظامی و یا حتی قربانی شدن کودکان بی‌گناه در مناطق محرومی همچون میناب، نه تنها بهانه‌ای برای ابراز همدردی نبود، بلکه گویی اصلاً رخ نداده بود.

این سکوت مصلحت‌آمیز، پیامی تلخ به جامعه مخابره می‌کرد که «رنج مردم، تنها زمانی برای ما اهمیت دارد که با چارچوب‌های سیاسی ما همسو باشد.» این یعنی قربانیان میناب یا سایر شهدای جنگ تحمیلی دوم و سوم، برای این طیف، در دایره‌ی «انسان‌هایی که ارزش دیده شدن دارند» جای نمی‌گرفتند.

اما چرخش صد و هشتاد درجه‌ای این جریان یعنی سلبریتی‌ها، در زمان اجرای حکم قصاص دو تن از تروریست‌های دخیل در حوادث دی‌ماه که روز گذشته در اصفهان برگزار شد، نقاب از چهره‌ی واقعی آن‌ها برداشت. بلافاصله پس از انتشار خبر اعدام کسانی که دستشان به خون حافظان امنیت آلوده بود، آن روزه‌ی طولانی سکوت شکسته شد. استوری‌های مشترک و هماهنگ، فضای مجازی را پر کرد. پرسش اینجاست؛ آن‌گاه که نیروهای انتظامی این مرز و بوم توسط این تروریست‌ها به فجیع‌ترین شکل ممکن، سلاخی شده و زنده زنده سوزانده شدند، این غیرت اخلاقی شما کجا بود؟

آیا جان یک مامور امنیت که برای امنیت شهروندان ایستاده بود، بی‌ارزش‌تر از جان جانیانی است که امنیت عمومی را به بازی گرفتند؟ این رفتار، مصداق بارز استاندارد دوگانه است. سلبریتی‌هایی که در برابر سوزانده شدن یک انسان زنده سکوت می‌کنند، اما برای اجرای قانون قصاص بر قاتلان او داد واحیرتا سر می‌دهند، در حال ترویج یک آنارشی اخلاقی هستند. آن‌ها با این کنش هماهنگ، نه تنها به داغ خانواده‌های شهدا نمک پاشیدند، بلکه این پیام خطرناک را مخابره کردند که خشونت علیه امنیت، عملی شایسته‌ی حمایت و یا حداقل قابل چشم‌پوشی است.

یکی از هولناک‌ترین بخش‌های این سناریوی رسانه‌ای، تلاش برای سلب حق قصاص از اولیای دم است. قصاص در موازین شرعی و قوانین جاری کشور ما، حق مسلم خانواده‌ای است که عزیزترین کسشان را در یک واقعه‌ی تلخ از دست داده‌اند. این حق، تبلور عدالت فردی در کنار امنیت عمومی است. اما چهره‌های مجازی با بهره‌گیری از فشار افکار عمومی، سعی دارند این حق قانونی را به عنوان عملی ضد انسانی معرفی کنند.

آن‌ها با راه انداختن موج‌های #نه_به_اعدام در حالی که از متن پرونده‌ها و جنایات رخ داده بی‌خبرند یا تجاهل می‌کنند، مستقیماً سلامت قضایی و حق خانواده‌های شهدا را نشانه رفته‌اند. اینکه کسی از جایگاه یک سلبریتی، اولیای دمی را که عزیزشان را زنده زنده سوزانده‌اند، تحت فشار روانی قرار دهد تا ببخشند، نه تنها اخلاقی نیست، بلکه نوعی زورگویی مدرن است. آن‌ها به جای آنکه برای التیام دردهای خانواده‌های شهدا گامی بردارند، در حال قهرمان‌سازی از جنایتکاران هستند که نه تنها به اموال عمومی مردم مانند اتوبوس، آمبولانس، خودروی آتش نشانی، بیمارستان، کتابخانه، داروخانه و... که از محل پرداخت مالیات‌ها تهیه شده بود آسیب های جدی زدند بلکه بسیاری از هموطنانمان را به فجیع‌ترین و وحشیانه‌ترین شکل ممکن سلاخی و تکه تکه کردند.

در این میان الهام کردا، امیر جدیدی، نیلوفر رجایی‌فر، میلاد کی مرام، سارا بهرامی، صابر ابر، دیبا زاهدی، ارسلان قاسمی، نوید محمدزاده، فاطمه معتمدآریا و... از جمله سلبریتی‌هایی هستند که تلاش دارند با ایجاد فشار روانی رسانه‌ای حق قصاص را از اولیای دم بگیرند.

خبر ذخیره‌سازی شده توسط در تاریخ ۱۴۰۵۰۵۰۷-۱۱:۰۴

خبر ذخیره‌سازی شده توسط در تاریخ ۱۴۰۵۰۵۰۷-۱۱:۰۴

امروز جامعه ایران، تفاوت میان صدای دلسوز و هیاهوی کاسب‌کار را به خوبی درک می‌کند. سلبریتی‌هایی که با دمیدن در تنور حواشی، سعی در تغییر روایت حقیقت دارند، باید بدانند که تاریخ در حال ثبت این لحظات است. عملکرد آن‌ها در طول جنگ در حافظه‌ی تاریخی ملت باقی مانده است.

آنچه بیش از هر چیز در این میان آزاردهنده است، تناقض آشکار است. کسی که برای حفظ اعتبار اخلاقی خود تلاش می‌کند، نباید در انتخاب مظلوم به گونه‌ای عمل کند که گویی مظلوم بودن، شرطی سیاسی دارد. اگر جان انسان‌ها محترم است، پس باید در برابر خون ریخته‌شده‌ی کودک مینابی همان‌قدر فریاد کشید که برای «مجرم امنیتی» نگران شد و یا همانگونه برای «سپهر بابا» نگران شدند باید برای ماکان نصیری هم نگران میشدند که نشدند.

در نهایت، قصاص حق اولیای دم است و هیچ نهاد یا سلبریتی حق ندارد با فشار رسانه‌ای، این حکم الهی و قانونی را به مسلخ احساسات آنی مجازی ببرد. مردم به خوبی می‌دانند که چه کسانی در روزهای سخت این سرزمین و در جریان جنگ با بزرگترین و تا بن دندان مسلح‌ترین و پیشرفته ترین ارتش‌های دنیا، در کنار مردم ایستادند و چه کسانی در پشت سنگر سکوت پنهان شدند. عدالت، معامله‌پذیر نیست و این حقیقت، سدی است در برابر تمام هیاهوهایی که تلاش دارند جلاد را به جای قربانی بنشانند. جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند صداقت است، نه نمایش‌های پرزرق و برق و توخالی کسانی که گویی چشمان خود را بر جنایات آشکار بسته و تنها بر طبل دوقطبی‌سازی می‌کوبند.

انتهای پیام/

کد مطلب: 1313363

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha