سفر اربعین تنها به مسیر نجف تا کربلا و حضور در حرمهای مطهر محدود نمیشود و در دل خود روایتهایی از دیدار، همدلی، اتفاقات غیرمنتظره و میزبانیهایی دارد که گاه برای زائران به خاطرهای ماندگار تبدیل میشود. یکی از همین روایتها برای سه خبرنگار کرمانی در شهر کوفه رقم خورد؛ جایی که جستوجوی یک نشانی قدیمی، آنها را با جلوهای متفاوت از مهماننوازی مردم عراق روبهرو کرد.
ماجرا از ابتدای سفر آغاز شد؛ زمانی که یکی از همراهان گروه از دوستی در کوفه سخن گفت که سالهای گذشته نیز در ایام اربعین میزبان زائران بوده و خانه شخصی خود را برای پذیرایی و اسکان زائران سیدالشهدا(ع) اختصاص داده بود. همین خاطره باعث شد تصمیم بگیریم در سفر امسال نیز راهی خانه او شویم و پس از رسیدن به کوفه، دیداری تازه با این دوست قدیمی داشته باشیم.
اوایل شب از نجف به سمت کوفه حرکت کردیم و پس از رسیدن به شهر، بر اساس نشانیای که از سالهای قبل در اختیار داشتیم، وارد یکی از کوچهها شدیم. قرار بود خانه میزبان در نزدیکی یک فضای سبز قرار داشته باشد و همین نشانه را مبنای جستوجوی خود قرار دادیم. با این حال، هرچه در کوچهها پیش رفتیم، نشانی با آنچه در ذهن داشتیم مطابقت پیدا نمیکرد.
همراه ما که پیش از این نیز به این منطقه آمده بود، هر بار با تردید به مسیر نگاه میکرد و میگفت این همان کوچه نیست و منطقه برایش آشنا به نظر نمیرسد. نکته جالب این بود که سه کوچه مختلف که برای پیدا کردن خانه میزبان وارد آنها شدیم، همگی در کنار فضای سبز قرار داشتند و شباهت زیادی به یکدیگر داشتند؛ موضوعی که پیدا کردن نشانی را دشوارتر کرده بود.
پس از چند بار رفتوبرگشت، با یکی از بستگان میزبان تماس گرفتیم و درباره مسیر دقیق سؤال کردیم. این بار مسیر را اصلاح کردیم و به نظر میرسید نشانی را درست پیدا کردهایم. اما پیش از آنکه به فضای سبز مورد نظر برسیم، در سمت چپ مسیر خانهای توجه ما را جلب کرد که بنری روی آن نصب شده و روی آن به زبان فارسی نوشته شده بود: اسکان و استراحت بانوان.
با این حال، از کنار آن خانه عبور کردیم؛ چراکه هدف ما پیدا کردن خانه دوست قدیمیمان بود. چند دقیقه بعد سرانجام به نشانی مورد نظر رسیدیم و در زدیم. پس از مدتی، خانمی در را باز کرد و مشخص شد میزبان سالهای گذشته دیگر در آن خانه حضور ندارد. پس از گفتوگویی کوتاه، از او خداحافظی کردیم و به مسیر برگشتیم.
در ادامه تصمیم گرفتیم دو نفر از اعضای خانم گروه به همان خانهای مراجعه کنیم که بنر اسکان و استراحت بانوان را بر سردر آن دیده بودیم و همکار دیگرمان نیز چند خانه جلوتر به محلی رفت که میزبانان کوفی آن را برای استراحت آقایان اختصاص داده بودند.
آنچه در ادامه دیدیم، برایمان غیرمنتظره بود. خانهای بزرگ و مجهز در اختیار زائران قرار گرفته بود و همه امکانات آن برای استراحت و پذیرایی از زائران اربعین فراهم شده بود. زمانی که وارد خانه شدیم، تعدادی از زائران مشغول صرف شام بودند و ما نیز به جمع آنان پیوستیم.
اما آنچه بیش از امکانات و فضای خانه جلب توجه میکرد، رفتار صاحبخانه بود. بانویی که با رویی گشاده و احترام فراوان از زائران استقبال میکرد و به نظر میرسید میزبانی برای او صرفاً یک کار خدماتی یا پذیرایی ساده نیست، بلکه بخشی از ارادتش به امام حسین(ع) است. فضای خانه نشان میداد خانواده میزبان بخش قابل توجهی از امکانات زندگی خود را در ایام اربعین برای پذیرایی از زائران اختصاص دادهاند.
در گفتوگویی که با عربی دستوپا شکسته و ترکیبی از واژههای فارسی و عربی با مریم خانم، صاحبخانه، داشتیم، درباره زندگی خانواده و نحوه میزبانی آنها پرسیدیم. او توضیح داد که همسرش مهندس کشاورزی است و سه فرزند به نامهای امیر، ذوالفقار و رقیه دارند.
مریم خانم گفت خانواده آنها بیش از ۱۰ سال است که در ایام اربعین خانه خود را در اختیار زائران قرار میدهند و این پذیرایی از سوم ماه صفر آغاز میشود و تا روز اربعین ادامه دارد. در این مدت، زائران مختلفی از شهرها و کشورهای گوناگون در خانه آنها حضور پیدا میکنند و خانواده تلاش میکند امکانات لازم برای استراحت و پذیرایی آنان را فراهم کند.
حتی زمانی که زائران تلاش میکردند در کارهای خانه مشارکت کنند، با مقاومت میزبانان روبهرو میشدند. برخی زائران برای کمک در آشپزی، جمع کردن سفره یا شستن ظرفها اعلام آمادگی میکردند، اما خانواده میزبان ترجیح میدادند خودشان این امور را انجام دهند و زائران تنها به استراحت و ادامه مسیر خود فکر کنند.
اقامت ما در این خانه حدود یک شب و نصف روز ادامه پیدا کرد تا سایر همراهان نیز به ما ملحق شدند. هنگام فرا رسیدن زمان حرکت و پس از نماز مغرب، برای خداحافظی نزد صاحبخانه رفتیم؛ اما مریم خانم اجازه نداد بدون صرف شام خانه را ترک کنیم و تأکید داشت که پیش از رفتن باید غذا بخوریم. در نهایت با اصرار او، چند لقمه غذا در آشپزخانه خوردیم و پس از خداحافظی، راهی مسیر پیادهروی شدیم.
در طول مدت حضورمان، زائران دیگری نیز که در خانه اقامت داشتند از رفتار خانواده میزبان سخن میگفتند و بر مهربانی، احترام و بیتکلفی آنها تأکید داشتند. برای بسیاری از زائران، این خانه تنها محلی برای خواب و استراحت نبود؛ بلکه بخشی از تجربه سفر اربعین و تصویری از میزبانی مردمی بود که در این ایام، امکانات و زندگی خود را در اختیار زائران قرار میدهند.
ما در ابتدا برای پیدا کردن خانه یک دوست قدیمی وارد کوچههای کوفه شدیم، چند بار مسیر را اشتباه رفتیم و حتی در میان چند کوچه مشابه سرگردان شدیم؛ اما همان اشتباه باعث شد خانهای را پیدا کنیم که شاید اگر نشانی درست را بدون دردسر پیدا میکردیم، هیچگاه فرصت آشنایی با خانواده میزبان و دیدن این جلوه از مهماننوازی را پیدا نمیکردیم.
این روایت تنها یکی از داستانهای فراوانی است که در روزهای اربعین در مسیر زائران شکل میگیرد؛ روایتهایی که بخش مهمی از آنها نه در برنامههای رسمی، بلکه در خانهها، موکبها، کوچهها و میان مردمی رقم میخورد که میزبانی از زائران امام حسین(ع) را وظیفه و افتخار خود میدانند. در این میان، خانوادههایی مانند میزبان کوفی این گروه، بیش از ۱۰ سال است که در ایام اربعین خانه خود را به محلی برای استراحت و پذیرایی از زائران تبدیل کردهاند؛ روایتی ساده اما ماندگار از اینکه گاهی یک آدرس اشتباه میتواند به پیدا کردن یک تجربه فراموشنشدنی منجر شود.
فعال رسانهای*
انتهای یادداشت./
نظر شما