به گزارش گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز، رمان «ریشهها» نوشته الکس هیلی با ترجمه علیرضا فرهمند بهتازگی توسط انتشارات امیرکبیر به چاپ نوزدهم رسیده است.
الکساندر موری پالمر هیلی معروف به الکس هیلی، نویسنده اینکتاب، یکی از سیاهپوستان آمریکایی است که سال ۱۹۲۱ در نیویورک متولد شد و سال ۱۹۹۲ درگذشت. آثار و رمانهای او چون «ریشهها» و «مالکوم ایکس» منبع اقتباس آثار سینمایی و تصویری بودهاند. رمان «ریشهها»ی او درباره وضعیت نامناسب سیاهپوستان در آمریکا و بردهداری در اینکشور است.
«ریشهها» برای اولینبار سال ۱۹۷۶ چاپ شد و اقتباس تصویریاش نیز سال ۱۹۸۸ ساخته شد. اینرمان دربرگیرنده قصه نیاکان و گذشتگان الکس هیلی است که داستان واقعیاش با آشنایی یک دختر و پسر جوان آفریقایی در یککشور مسلمان قاره سیاه آغاز میشود.
مترجم فارسی کتاب، چندبار الکس هیلی را دیده و با او ملاقات داشته و درباره چاپ ترجمه فارسی «ریشهها» در ایران با او صحبت کرده است. علیرضا فرهمند در پیشگفتاری که برای رمان نوشته، بهتفصیل وضعیت نامناسبت و غیرانسانی سیاهپوستان آمریکا و حوادثی چون لینچشدنشان توسط سفیدپوستان را توضیح داده تا مخاطب پیش از ورود به داستان، با فضای واقعی زندگی سیاهان آمریکا آشنا شود.
عنوان «ریشهها» بر کتاب مورد اشاره که زندگی ۲ قرن گذشته سیاهان را روایت میکند، به نیاکان و ریشههای خانوادگی نویسنده ارجاع دارد. یکی از حقایقی که در اینرمان مورد توجه و تاکید قرار گرفته، این است که آبادی و آبادانی آمریکایی شمالی، به خاطر بیل زدن و نجاری و همه کارهایی است که سیاهپوستان انجام دادهاند. مترجم «ریشهها» میگوید خواندن اینکتاب برای همه آفریقایها و بردگان امروز جهان، یعنی جهانسومیها و به ویژه مسلمانانی که از فرهنگ خود بریدهاند و کسانی که درد مشترک و قبله مشترک دارند، لازم و ضروری است.
در قسمتی از اینکتاب میخوانیم:
کلانتر گفت: «آخر کاکاسیاها خیلی با هم خبر مبادله میکنند. بعضیهایشان را گیر میاندازیم و آنقدر آنها را میزنیم که معلوم میشود عملا نقشه آنجایی را که میخواستهاند فرار کنند و پنهان شوند، کسی برایشان کشیده و مجسم کرده است. گاهی معلوم میشود که عامل بسیاری از اینکارها عدهای از سفیدهایی هستند که کاکاسیاها را دوست دارند، مثل کواکرها و متدیستها. اما چون میفرمایید که هرگز جایی نبوده و هیچوقت قبلا فرار نکرده و هرگز تا حالا گرفتاری برای شما نداشته، فکر میکنم چند روز دیگر که در جنگل بگذراند، از ترس و گرسنگی نزدیک به مرگ میشود و برمیگردد. کاکاسیاهها وقتی شکمشان گرسنه باشد خیلی کارها میکنند. پس لازم نیست پولتان را خرج اعلانگذاشتن در «گازت» یا اجیر کردن بعضی از این شکارچیان کاکاسیاهها بکنید که با سگهایشان دنبال او بگردند. اینطور که شما تعریف میکنید فکر نمیکنم از اون کاکاسیاهای قانونشکن و شروری باشد که همین حالا در جنگلها از اینمرداب به آنمرداب جست بزند و گاوها و خوکهای مردم را مثل خرگوش بکشد.»
چاپ نوزدهم ترجمه فارسی اینکتاب با ۷۸۲ صفحه و شمارگان هزار نسخه عرضه شده است.

انتهای پیام/
نظر شما