ناصر کاظمی، کارشناس اقتصاد سیاسی در گفتوگو با خبرنگار سیاسی ایسکانیوز، با اشاره به ریشههای قدرت طلبی آمریکا، اظهار داشت: ایالات متحده پس از فروپاشی شوروی، با تکیه بر استقرار نهادهای حقوقبشری و بینالمللی در خاک خود، سعی کرد پایتخت سیاسی جهان شود و از این اعتبار ساختگی برای تجاوز و ارعاب سایر کشورها استفاده کند.
وی افزود: آمریکا با تکیه بر اعتبار دلار، خود را غول اقتصادی معرفی میکند، اما در واقعیت با رقم نقدینگی ۲۲ تریلیون و بدهیهای بالغ بر ۴۰ تریلیون دلار، تنها با پول سایر ملتهاست که این جایگاه را حفظ کرده است. او تأکید کرد انقلاب اسلامی از زمان کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، زخمی از سیاستهای متجاوزانه آمریکا است، اما با این حال بیش از چهار دهه است که تحت شدیدترین و متعددترین تهدیدات و تحریمها، رشد بالندهای داشته است.
این کارشناس اقتصاد سیاسی با بیان اینکه لفاظیهای ترامپ بیش از آنکه به ایران مربوط باشد، در واقع تهدیدی برای کشورهای مقصد در صادرات، واردات و مراودات هوایی و دریایی است تصریح کرد: به دلیل جذابیتهای قیمتی، کیفی و صداقت در تعهدات معاملات ایرانی و همچنین پیشینه هزارساله تمدن ایران، بسیاری از کشورهای هدف، غیرمستقیم با ایران برای دور زدن تحریمها همکاری میکنند.
کاظمی با تأکید بر اینکه در تنگنای اقتصادی و انرژی اخیر، کشورهای جهان بیش از پیش به صادرات ایران و حمایت از تردد در تنگه هرمز نیازمندند خاطرنشان کرد: این اولتیماتوم جهانی و ائتلاف علیه ایران، مانند گذشته در نطفه خفه خواهد شد و ترامپ رسواتر خواهد شد. و هدف اولیه آمریکا از جنگ اقتصادی، باز شدن تنگه هرمز و هدف غایی آن، تسلیم تمامعیار ایران است تا مهر تأییدی بر ابرقدرتی خود در منطقه و جهان بزند.
این کارشناس اقتصاد سیاسی در پاسخ به این پرسش که آیا این فشارها تاکتیکی برای عقب راندن اهداف است یا استراتژی تغییر بازی، گفت: جنگ اقتصادی جدید در واقع تلاش برای افزودن بازیگران جدید به تحریمهاست؛ یعنی تهدید کشورهایی که در ائتلاف نظامی برای تصرف تنگه هرمز نیامدهاند، از جمله بلوکهای مستقل منطقه، چین، روسیه و برخی کشورهای آسیای میانه و دور.
وی افزود: آمریکا در تلاش است تا سطح تابآوری و مدیریت جنگ اقتصادی ایران را تست کند، اما فراموش کرده که ایران تجربه چهار دهه جنگ اقتصادی دارد و این بار، این آمریکا و کشورهای همسو است که باید تابآوری خود را در برابر انسداد شاهرگهای حیاتی انرژی در تنگه هرمز و بابالمندب بیازمایند.
کاظمی بهترین واکنش سیاسی در برابر این تهدیدات، را ساده ندانستن شیطنت دشمن خبیث دانست و گفت: در این راستا دو گام اساسی مهم است که به آنها توجه شود؛ اول، تشدید و تدقیق تمهیدات مقابله با تحریمها و دوم، تنوع بخشیدن به اهرمهای فشار بر استکبار جهانی و آمریکای شیاد تا «حربه بومرنگ» عملیاتی شود.
وی همچنین برای فشار متقابل، راهکارهای ششگانه زیر را مطرح کرد و گفت: نخست، تلاش مضاعف دولت برای تولید، تأمین معیشت مردم و عدالت در توزیع.
دوم، برخورد قاطع قوه قضاییه با رانتخواران، تورمخواران و سوداگران و محاکمه صحرایی تراستیها.
سوم، تعجیل مجلس در تصویب قانون تنگه هرمز.
چهارم، تهدید به قطع روابط دیپلماتیک توسط دستگاه دیپلماسی در برابر کشورهای پذیرنده تهدیدات ترامپ.
پنجم، اتخاذ مواضع متحدانه و رجزهای اصولی و حماسی علیه دشمن توسط مسئولان ارشد (شبیه به سبک سرلشگر محسن رضایی).
و ششم، تشدید آمادگی نیروهای نظامی و انتظامی برای فشردن گلوی استکبار در تنگه هرمز و تهدید به قطع شریانهای ارتباطی اینترنت عبوری از تنگه و همچنین خنثی کردن عوامل موسادی و فتنههای داخلی.
وی در مورد مسیرهای جایگزین برای بالا بردن هزینه تحریمها برای آمریکا گفت: تهدیدات دیپلماتیک به کشورهای همکار با ترامپ، انسداد کامل تنگههای هرمز و بابالمندب که منجر به جهش قیمت نفت و بنزین در آمریکا میشود و همچنین ضربه زدن به چاههای نفت کشورهای همسو با ترامپ و کشتیهای حامل انرژی رژیم صهیونیستی، از جمله راهکارهایی است که هزینه این جنگ را برای آمریکا به شدت افزایش میدهد.
کاظمی تأکید کرد: تهدید به تغییر راهبرد تسلیحات هستهای ایران، میتواند کل رشتههای توطئه آمریکا را خنثی کند.
این کارشناس اقتصاد سیاسی با اشاره به پتانسیلهای منطقهای برای مقابله با دشمن افزود: جبهه مقاومت تقریباً قطب اقتصادی کل منطقه را پوشش داده و بر گذرگاههای تردد دریایی شرق به غرب اشراف کامل دارد. بزرگترین نقطه ضعف آمریکا، تهدید به حذف رژیم صهیونیستی است و ضربه به زیرساختهای اسرائیل، چیزی کمتر از ضربه به زیرساختهای خود آمریکا نیست.
ناصر کاظمی با بیان اینکه تبدیل تهدید به فرصت سیاسی، باید در دستور کار مسئولین امر باشد اظهار داشت: تشکیل نشستهای روشنگرایانه با سفرا و نهادهای دیپلماتیک، سازمان ملل و درخواست نشست جنبش غیرمتعهدها و سازمان کنفرانس اسلامی برای افشای دروغ بودن رویکرد هسته ای و نگاه ضدبشری آمریکا علیه ایران.
وی همچنین بر تقویت اتحاد میان عوامل میدان، خیابان و حکمرانان حول محور رهنمودهای مقام معظم رهبری برای ارتقای تابآوری جامعه تأکید کرد و گفت: موفقیتهای ایران در تبدیل تهدید به فرصت، نمونههای زیادی مانند دستاوردهای سازمان هوافضا در توسعه موشکها و پهپادها، سیستمهای پدافندی، نوآوریهای انرژی هستهای، رادیوداروها، نانوفناوری و موفقیتهای علمی و ورزشی با مربیان داخلی دارد که باید مورد حمایت و توجه قرار گیرد.
کاظمی همچنین حماسههای دفاع مقدس، جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، حضور حماسی مردم در خنثیسازی کودتای ۱۸ و ۱۹ دی سال گذشته و جنگ تحریکی رمضان را شاخصترین راهبردها در مسیر پیروزی بر دشمن دانست تأکید کرد: ولایتپذیری مطلق و اطاعت از اولوالامر در مورد مدل مدیریت سیاسی در شرایط فشار مضاعف، حائز اهمیت است و باید یکصدا پیامها و رجزهای واحد و امیدبخش برای مردم ارسال شود و در عین حال، دستان رزمندگان اسلام برای تنبیه بهموقع متجاوزین، حتی در حین فعالیتهای دیپلماتیک، باز بماند.
این کارشناس اقتصاد سیاسی با بیان اینکه اقتدار ایران نزد افکار عمومی دنیا و دولتهای مستعمره اثبات شده گفت: بلوفهای ترامپ مضحکه عالم گشته است، اما نباید از کید و مکر جنگ جدید اقتصادی غافل شد.
وی با انتقاد از وضعیت معیشت جامعه و رکود در مشاغل آزاد، گفت: سیستم بانکی و نهادهای پولی ما به هیچوجه آرایش جنگی نگرفتهاند و متاسفانه نقدینگی کلانی در خدمت تراستیها و وابستگان آنهاست.
کاظمی در پایان با تأکید بر لزوم حذف بهره بانکی، در سیستم مالی و اقتصادی کشور خاطرنشان کرد: سریعترین و موثرترین اقدام برای خنثیسازی تهدیدات، تطهیر اقتصاد کشور از عملیات ربوی است که در واقع جنگ با خدا و رسول است.
وی افزود: ایران با دو غده سرطانی داخلی (بانکهای ربوی) و خارجی (رژیم صهیونیستی) درگیر است و انهدام غده سرطانی داخلی با حذف بهره بانکی، اولویت دارد، چرا که «با دستمال کثیف نمیشود شیشه را پاک کرد».
انتهای پیام/
نظر شما