لزوم حذف امارات از واسطه‌گری در تجارت ایران و شرکای تجاری / عراق و افغانستان باید به مبادی واردات ایران تبدیل شوند

علی فکری با اشاره به نزدیکی عمیق امارات به رژیم صهیونیستی و پیوند عمیق آن با پیمان ابراهیم تصریح کرد: معماری جدیدی در روابط تجاری ایران و کشورهای اصلی طرف تجارت باید شکل بگیرد و از این طریق جایگاه امارات به عنوان واسطه ایران با سایر کشورها حذف شود.

به گزارش خبرنگار بین‌الملل ایسکانیوز، بسیاری از کارشناسان بر این باورند در شرایطی که آمریکا با طرح موسوم به «طرد اقتصادی ایران» تلاش دارد دامنه فشارهای مالی و تجاری علیه تهران را به شرکای اقتصادی آن نیز گسترش دهد، ایران ظرفیت‌ها و تجربه زیادی برای مقابله و به شکست کشاندن اقدام خصمانه آمریکا در اختیار دارد. یکی از این ظرفیت‌ها برخورداری از 15 کشور همسایه و همچنین مرزهای زمینی طولانی است.

بیشتر بخوانید:

ایجاد سازوکارهای جدید راهکار مقابله با جنگ اقتصادی آمریکا / برای دستیابی به منافع مشترک با کشورهای همسو برنامه‌ریزی شود

علاوه بر این، تجربه سال‌های گذشته نشان داده که تهران تنها به مسیرهای رسمی تجارت متکی نیست و با استفاده از ظرفیت همسایگان، مسیرهای زمینی، بنادر و سازوکارهای مالی جایگزین توانسته بخشی از فشار تحریم‌ها را مدیریت کند. بنابراین، با توجه به تلاش واشنگتن برای اعمال تحریم‌های ثانویه علیه شرکای تجاری ایران و نقش پررنگ چین در تجارت تهران، موفقیت طرح «طرد اقتصادی» بیش از هر چیز به توان آمریکا برای وادار کردن کشورهای پیرامونی ایران به قطع همکاری با تهران بستگی خواهد داشت.

بخش دوم گفتگوی تفصیلی با دکتر علی فکری -رئیس سابق سازمان سرمایه‌گذاری‌های خارجی و معاون بین الملل وزارت اقتصاد در دولت سیزدهم- در مورد سیاست «طرد اقتصادی ایران» توسط ایالات متحده و روابط تجاری با کشورهای همسایه و شرکای تجاری بدین شرح است:

- نکته خطرناک در مورد امارات در مقایسه با سایر کشورهای منطقه وابستگی ما به این کشور در تجارت خارجی به ویژه در حوزه مالی است. اگرچه در عمل همچنان همکاری‌هایی در حال انجام است اما با توجه به فرمول جنابعالی باید برای آینده چه کارهایی انجام شود.

خیلی بستگی دارد که ما رابطه خود با سایر کشورها را چطور بازنویسی کنیم. امارات خیلی نقشی در روابط خارجی واقعی ایران ندارد و این کشور صرفا روابط ما با دیگران را تسهیل می‌کند؛ حال اگر ما بتوانیم روابط خود را با مبدا اصلی اقتصادی کشور را به طور مستقیم طراحی کنیم، خود آمریکا از امارات درخواست می‌کند که با طمئنینه رفتار کند و تا الان هم همین کار را کرده تا این ابزار از بین نرود.

بنابراین، نیاز است که ما با کشورهای طرف اصلی تجارت با ما یعنی چین، روسیه، هند، قزاقستان، پاکستان و این دست از کشورها درست تنظیم بکنیم تا نقش امارات و امثال امارات بی‌اثر شود. اگر خود کشور امارات اصالت داشت و بخشی از صادرات و یا واردات ما از خود امارت بود، قضیه فرق می‌کرد اما می‌دانیم که امارات فقط نقش واسطه را ایفا می‌کند و اگر ما بازنگری بر سازوکارهای روابط با دیگر کشورها را فراموش کنیم، امارات فشار خود را بیشتر می‌کند. هرچقدر ما معماری‌های کارامد با بهره‌وری بین خود و طرف‌های اصلی تجاری تعریف بکنیم، آمریکا و صهیونیست‌ها از امارات می‌خواهند که به نقش خود ادامه دهد و یا به این نتیجه می‌رسند که سطح تنش را انقدر بالا نبرند که ابزارهای خود را از دست بدهند.

- حالا به پاکستان بپردازیم. پاکستان در چند ماهی که از آتش‌بس می‌گذرد، نقش پررنگی داشته و رفت و آمدهای زیادی بین مقامات دو کشور وجود داشته است. این کشور اعلام کرده بود که 6 مسیر ترانزیتی در اختیار ایران قرار خواهد داد. ارزیابی شما در مورد نقش پاکستان چیست و آیا این کشور ظرفیت و اراده‌ای برای دور زدن تحریم‌ها دارد؟

من به خاطر دارم زمانی که سازمان سرمایه‌گذاری بودم، نشست‌های دوره‌ای با همتای خود در پاکستان داشتیم و سومین کمیته مشترک همکاری بین دو کشور به همین نکته اشاره می‌کرد. یعنی هر دو کشور به این جمع‌بندی رسیده بودند که مقابله ما با امریکا و رژیم صهیونی به سمتی خواهد رفت که به تدریج رابطه دو کشور اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد. اکنون باید یک سری اقدامات بین دو کشور برای افزایش ظرفیت‌های روابط انجام دهیم. من در سفری با شهید امیرعبداللهیان به پاکستان همراه بودم که در همان سفر هم تفاهمنامه سومین کمیته سرمایه‌گذاری‌ها دو کشور امضاء شد.

در جلسه با حضور وزرای خارجه دو کشور عرض کردم هر دو کشور سرمایه‌پذیر هستند و برخلاف اراده سیاسی بین دو کشور، ظرفیت‌های لازم ایجاد نشده است. البته در سال‌های اخیر بهتر شده و راه آهن چابهار-زاهدان که سال‌ها از آن به عنوان یکی از ظروریات صحبت می‌شد- به زودی افتتاح خواهد شد. هر دو کشور باید بتوانند فرصت‌هایی برای طرف‌های ثالث و یا همان سرمایه فرست‌های بزرگ جهانی تعریف کنیم که آنها با ارسال سرمایه نقص ما که اراده سیاسی داریم، اما منابع لازم را نداریم، به خاطر منابع خودشان در اینجا سرمایه‌گذاری کنند. این برنامه تا حدودی پیش رفت اما با توجه به جنگ برنامه‌ها کمی با تاخیر انجام می‌شود.

ساختار لازم در این زمینه وجود دارد و به طور مشخص می‌توان برخی کشورها مثل چین را هم درگیر این موضوع کرد. من در سفرهای خود به پاکستان متوجه شدم که اراده ملت‌ها برای نزدیکی به یکدیگر خیلی قوی است و این موضوع سرمایه‌گذاران جهانی را ترغیب می‌کند که به این مسئله ورود داشته باشند. مثلا وقتی آمریکا صادرات نفت ایران را تحت فشار قرار می‌دهد، در واقع به خریداران عمده نفت فشار وارد می‌کند. یعنی برخی کشورهای نیمکره غربی را خود امریکا تامین می‌کند اما برخی دیگر دچار مشکل می‌شوند.

اینکه بگوییم آیا چین به کمک ما می‌آید، حرف غلطی است. باید ببینیم چین کجاها می‌خواهد به خودش کمک کند که در نتیجه آن به ما هم کمک می‌شود. در مورد روسیه هم همینطور است. یعنی آنها کارهایی را برای منافع خود انجام می‌دهد که در نتیجه آن، ما می‌توانیم در برابر فشارها مقابله و در مسیر توسعه حرکت کنیم.

- اهمیت همکاری دو کشور غیرقابل انکار است و سال‌ها در مورد آن صحبت شده است. اما سوال اینجاست که تعلل در این زمینه دلیلش چیست؟ سوال دیگر اینکه، در مورد نزدیکی دو ملت تردیدی وجود ندارد، اما آیا دولت پاکستان هم همین دید را دارد و حاضر است که خارج چارچوب‌های تعریف شده توسط امریکا با ایران تعامل داشته باشد؟

اول سوال دوم را جواب می‌دهم. دولت‌ها تا جایی می‌توانند با خواسته و اراده ملت‌های خود مقابله کنند. از یک جا به بعد، مجبور هستند تسلیم خواسته ملت‌های خود بشوند. البته محدودیت‌هایی هم در روابط خارجی برای آنها ایجاد می‌شود که سعی می‌کنند بین آنها توازن ایجاد کنند. اینکه فکر کنیم ایران و پاکستان به متحدانی برای مقابله با آمریکا در همه زمینه‌ها تبدیل می‌شود، اغراق است. اما همین که دولت پاکستان بخواهد به خاطر علایق فرهنگی بین دو کشور و همچنین منافع اقتصادی به روابط خود با ایران ادامه دهد، بسیار مهم است. اگر کسی به پاکستانی‌ها بگوید با ایران کار نکنید، باید نیازهای آنها را تامین کند، اما چطور می‌خواهد این کار را انجام دهد!

ایران کشور بزرگ و موثری است و اگر آمریکا بخواهد اینطور در برابر ایران هزینه بدهد، در مسابقه کلان جهانی بازی را واگذار خواهد کرد. همانطور که آمریکا ابزارهای بیشتری در اختیار دارد به همان میزان هم محدودیت‌های بیشتری دارد. یعنی آمریکا باید رصد کند که این درگیری چقدر موجب فاصله گرفتن کارامدی اقتصادی آن شده است. دو ملت بخش زیادی از نیازهای یکدیگر را تامین می‌کنند و دولت‌ها هم مجبور هستند با مدلی از برقراری توازن بخشی از کار را پوشش بدهند.

اما در مورد سوال اول، حالا که همه می‌دانیم که این اقدامات ضروری است اما در اجرا تعلل می‌کنیم. بخشی از آن به دلیل وابستگی به مسیر است. این امر در ایران یکی از نقاط ضعف محسوب می‌شود که ریشه اصلی آن پول نفت است. یعنی تا زمانی که پول نفت باشد، سراغ مسیرهای جدید نمی‌رویم و کمی برای مسیرهای موازی هزینه کنیم که برای آینده ما مفید باشد.

ما در وزارت خارجه چون کشورهای دیگر را دیده‌ایم، دائما به دنبال متنوع سازی هستیم اما برای کسانی که کار اقتصادی انجام می‌دهند، تا زمانی که جریان و شیر نفت باز است، به چیزهای دیگر فکر نمی‌کنند. دلیل دیگر این است که اهدافی را که در روابط خارجی تنظیم کردیم، آنطور که انتظار داشتیم پیش نرفت. سرمایه‌گذاری در دهه 90 در کل کشور با بحران مواجه شد. طبیعی است که بخشی از این بحران به همان زیرساخت‌های مورد اشاره تاثیر بگذارد.

- تحلیل شما در مورد ترکیه چیست؟ این کشور در برخی پرونده‌ها بازی دوگانه انجام می‌دهد. فکر می‌کنید تحت فشار آمریکا تجارتش را با ما متوقف می‌کند یا با آن همراهی نخواهد کرد؟

همه کشورها بازی‌های چند گانه دارند و هر کشوری را مثال بزنید، سعی می‌کند درصدی از همکاری را با همه کشورها داشته باشد. در مورد ترکیه هم اصل منافع حاکم است و اگر منافعشان در گرو این باشد که روابط با ما را کاهش بدهند -که از نظر من نیست- به همان سمت می‌روند اما اگر منافعشان در این باشد که با آمریکا چانه‌زنی کنند، این کار را انجام می‌دهند. نباید فراموش کنیم که همین الان رژیم صهیونیستی ترکیه را هم تهدید می‌کند و به همین دلیل تخم مرغ‌ها را در یک سبد نمی‌گذارند و سعی می‌کنند تعادلی در روابط ایجاد کنند.

چون ترک‌ها بر اساس منافع کار می‌کنند و از طرفی دو کشور همسایه هستند و با توجه به سال‌ها همجواری راه همکاری با پیدا می‌کنند. منتهی باز هم باید به داخل برگردیم و باید بیشتر برای کشورهایی که همکار بالقوه ما در حوزه روابط خارجی هستند وقت بگذاریم.

- به نظر می‌رسد یک ظرفیت مغفول مانده افغانستان باشد. فکر می‌کنید این کشور چه ظرفیت‌هایی می‌تواند برای مقابله با تحریم‌ها در اختیار ما قرار دهد؟

افغانستان در دوره امارت اسلامی عمل خصمانه‌ای علیه ما انجام نداده و چه بسا رفتار دوستانه‌ای در این دوره که ما تحت فشار اقتصادی و نظامی بوده‌ایم، داشته است. از طرفی با یک بازار یک طرفه به افغانستان داریم. در عراق هم به همین صورت است. رابطه اقتصادی از نظر من پایدار است که دو طرفه باشد. در خیلی از کشورها، در کنار مجموعه‌های صادراتی یک مجموعه‌های وارداتی هم تعریف می‌کنند که نوعی از تعادل را در کشورهای هدف ایجاد کند.

میزان صادرات ایران به افغانستان مثل عراق بالاست، اما واردات بسیار کم است. یعنی منافع دو کشور در این است که به مبادی وارداتی ما تبدیل شوند. یعنی ما 3 میلیارد صادرات به افغانستان و حدود 50 میلیون دلار واردات داریم. باید سطح تجارت به 6 میلیارد دلار برسد و به 3-3 تبدیل شود. اراده سیاسی قطعی برای آن وجود دارد. در عراق هم ما 11 میلیارد صادرات و کمتر از 1 میلیارد واردات داریم. کف روابط ایران و عراق باید به 22 میلیارد دلار برسد.

منظورتان از واردات به صورت مستقیم است یا اینکه آنها کالاها را از کشورهای دیگر برای ما تامین کنند؟

هر دو حالت امکانپذیر است. یعنی یکی از اهداف این باشد که آنها زیرساخت‌های تجارت مورد نیاز ما را فراهم کنند. یا حتی تولیدات آنها را خریداری کنیم که البته در افغانستان کمتر می‌شود به دلیل شرایط روی آن حساب کرد. مهم این است که چه کسانی به آنجا بروند. در افغانستان سنگ آهن زیادی وجود دارد، مثلا باید روی آن فکر کنیم.

- اما اخرین سوال، ما در جنگ نظامی آمریکا را شکست دادیم. با توجه به مطرح شدن جنگ اقتصادی و بحث‌هایی که در حوزه آفند به دشمن در این زمینه مطرح می‌شود، در جنگ اقتصادی چه ظرفیت‌هایی برای تحمیل شکست دشمن وجود دارد تا از تصمیم خود پشیمان شود؟

آمریکا می‌خواهد صادرات و واردات ما را محدود کند و از این بعد به ما فشار بیاورند. طبیعتا ما نمی‌توانیم چنین کاری علیه آنها انجام دهیم. اما در حوزه آفندی می‌توانیم تاثیرگذاری خود را در حوزه بازدهی نرخ اوراق قرضه بلندمدت آمریکا که به نوعی تعیین کننده هزینه‌های آتی خانوارهاست، افزایش دهیم. یعنی نرخ بهره‌ای که خانوارها باید بپردازند، افزایش داد. اگر روی آن نرخ اثر بگذاریم، به آمریکایی‌ها این پیام را می‌فرستیم که همانطور که تو می‌خواهی هزینه‌های تجاری من را افزایش بدهی، من هم هزینه‌های خانوارهای تو را تحت تاثیر قرار می‌دهم. متخصصان نظامی بهتر می‌توانند روی اجرای آن نظر بدهند. نامطمئن سازی عبور از تنگه هرمز یکی از راهکارهای آن است. حتی اگر فرض بگیریم که ما به طور کامل تنگه هرمز را نبندیم، با کنترل آن می‌توانیم هزینه دشمن را بالا ببریم.

حوزه دیگر این است که طوری رفتار کنیم که ذخایر راهبردی نفت آنها کاهش و قدرت ریسک پذیری آمریکا در حوزه انرژی هم کاهش پیدا کند. در حوزه انرژی دو مسئله دسترسی به منابع و عوامل تولید اهمیت زیادی دارد. آمریکا می‌خواهد نشان دهد که تولید در آمریکا و نیمکره غربی به صرفه‌تر است و به دنبال این است که هزینه تولید را در کشورهای نوظهور بالاتر ببرد، اما اگر ما بتوانیم کاری کنیم که او به ناچار از ذخایر راهبردی نفت خود استفاده کند، یعنی توان آمریکا برای مدیریت امنیت انرژی برای خود و شرکایش را کاهش داده‌ای که یک عملیات آفندی محسوب می‌شود.

اما نحوه اجرای آن را متخصصان نظامی باید اظهار نظر کنند. همانطور که محاصر آنها نظامی است، جنس اقدام ما هم باید نظامی باشد. تفاوت شرایط کنونی با گذشته این است که او صرفا از عوامل اقتصادی استفاده می‌کرد؛ یعنی به شرکت‌ها می‌گفتند اگر با ایران کار کنی، اجازه نمی‌دهیم با شرکت‌های آمریکایی کار کنی و از این مزیت محروم می‌شوی اما امروز با ناو جنگی خود اعمال فشار می‌کند. پس عوامل نظامی و اقتصادی را ترکیب کرده است. پاسخ چنین عملیاتی هم باید نظامی باشد.

انتهای پیام/

کد مطلب: 1316750

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha