مسعود بیرمی، کارشناس اقتصادی و بازار سرمایه، در گفتوگو با خبرنگار گروه اقتصادی ایسکانیوز، درباره وضعیت بازار سرمایه و نگرانی برخی سهامداران از احتمال ریزش شدید بورس اظهار کرد: اقتصاد ایران در حال حاضر در شرایط عمیق عدمقطعیت قرار دارد و در چنین وضعیتی، قدرت پیشبینی بسیار محدود است. ممکن است سناریوهایی را برای آینده در نظر بگیریم، اما نمیتوان برای این سناریوها احتمال قطعی یا دقیقی تعیین کرد؛ چراکه امکان وقوع اتفاقات دیگری نیز وجود دارد که خارج از چارچوب پیشبینیهای اولیه باشد.
وی افزود: اگر بخواهیم کارشناسی و به دور از تحلیلهای زرد درباره بازار صحبت کنیم، باید بپذیریم که در چنین شرایطی نمیتوان با اطمینان گفت بازار حتماً رشد خواهد کرد، در همین محدوده باقی میماند یا وارد یک روند کاهشی میشود. بازار سرمایه بهشدت تحتتأثیر رویدادهای سیاسی، اقتصادی و فضای عمومی کسبوکار قرار دارد و هرگونه پیشبینی قطعی در این شرایط، چندان قابل اتکا نیست.
این کارشناس اقتصادی با اشاره به رشد اخیر شاخص بورس گفت: بخشی از رشدی که در بازار مشاهده میشود، با توجه به ارتباط میان بازارهای مالی، ناشی از افزایش نرخ ارز و رشد سایر بازارهاست. با این حال، اگر بخواهیم بررسی کنیم که آیا اتفاق واقعی و بنیادینی در شرکتهای بورسی رخ داده است یا خیر، باید گفت تحول واقعی و معناداری که بتواند رشد پایدار سودآوری شرکتها را تضمین کند، مشاهده نمیشود.
بیرمی ادامه داد: ممکن است ارزش خالص داراییهای شرکتها یا همان NAV، به دلیل افزایش تورم رشد کرده باشد، اما آنچه برای سرمایهگذار اهمیت دارد، جریان نقدی، رشد درآمد و سودآوری واقعی شرکتهاست؛ نه افزایش سود و زیانی که صرفاً از تورم ناشی شده باشد. بنابراین باید اثر تورم از اعداد مالی شرکتها حذف شود تا مشخص شود رشد واقعی آنها تا چه اندازه بوده است.
وی در پاسخ به این پرسش که آیا رشد واقعی شرکتها در گزارشهای عملکرد مردادماه مشاهده شده است، توضیح داد: باید میان سود و زیان اسمی و سود و زیان واقعی تفاوت قائل شویم. برای نمونه، ممکن است شرکتی کالایی را پیشتر به قیمت ۲۰۰ هزار تومان میفروخته و اکنون همان کالا را با قیمت ۳۰۰ هزار تومان عرضه کند. در این شرایط، درآمد شرکت افزایش مییابد و به تبع آن سود اسمی نیز بیشتر میشود، اما این افزایش الزاماً به معنای رشد واقعی نیست و میتواند صرفاً ناشی از تورم باشد.
این کارشناس بازار سرمایه تصریح کرد: زمانی که اثر تورم را از این اعداد حذف کنیم، مشخص میشود بخش قابلتوجهی از رشدهای ثبتشده، رشد واقعی نبودهاند. یکی از نشانههای این موضوع را میتوان در نرخ تشکیل سرمایه مشاهده کرد که همچنان منفی است. در چنین شرایطی، اگر بخواهیم بررسی کنیم که بازدهی شرکتها تا چه اندازه میتواند بالاتر از نرخ تورم باشد، من چندان خوشبین نیستم.
بیرمی ادامه داد: برای آنکه شرکتها بتوانند بازدهی واقعی ایجاد کنند، فعالیت اصلی آنها باید رونق بگیرد؛ در حالی که در بسیاری از صنایع، نهتنها رونق قابلتوجهی در فعالیتهای اصلی ایجاد نشده، بلکه شرایط دشوارتر نیز شده است. بهخصوص شرکتهایی که با موضوع انرژی، برق و محدودیتهای مرتبط با تولید درگیر هستند، با فشار بیشتری مواجه شدهاند.
وی افزود: عمده شرکتهایی که در حوزه واسطهگری فعالیت میکنند، توانستهاند حاشیه سود عملیاتی خود را حفظ کنند. این شرکتها را میتوان در برابر تورم، یا برنده دانست یا دستکم خنثی ارزیابی کرد. اما در مورد شرکتهای صادراتمحور که انتظار میرفت از افزایش نرخ ارز منتفع شوند، اتفاقات یک سال اخیر شرایط را دشوار کرده است.
این کارشناس اقتصادی در ادامه با اشاره به آثار جنگ در صنایع بورسی اظهار کرد: جنگ، محدودیتهای مبادلات اقتصادی و تشدید تحریمها باعث شده بسیاری از شرکتهای صادراتمحور نتوانند عملیات واقعی صادراتی خود را به شکل مطلوب انجام دهند. بنابراین افزایش نرخ ارز الزاماً به معنای تحقق سود بیشتر برای این شرکتها نیست؛ زیرا ابتدا باید صادرات واقعی انجام شود، منابع حاصل از آن به شرکت بازگردد و این فرآیند در صورتهای مالی انعکاس پیدا کند.
خبرنگار: عرفان رجبی
انتهای پیام /
نظر شما