به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از کهگیلویه و بویراحمد؛ زمانی استان کهگیلویه و بویراحمد به عنوان یکی از کانونهای پرجمعیت و جوان کشور شناخته میشد که بافت عشایری و روستایی آن، پیوندی ناگسستنی با فرزندآوری و تشکیل خانوادههای پرجمعیت داشت.
اما امروز، عبور از گذار جمعیتی، این استان را با چالشهای نوظهوری روبهرو کرده است. تغییر الگوهای ازدواج، گرایش به شهرنشینی و دگرگونی در انتظارات فردی، زنگخطر پیری جمعیت را برای استانی که روزگاری نماد پویایی و جوانی بود، به صدا درآورده است. این گزارش به واکاوی دلایل این تغییرات و پیامدهای آن میپردازد.
گذار از سنت به مدرنیته؛ پارادوکسهای یک تحول
در دهههای گذشته، ازدواج در کهگیلویه و بویراحمد نه یک انتخاب فردی، بلکه یک هنجار اجتماعی و وظیفهای خانوادگی محسوب میشد. خانوادههای گسترده، شبکههای حمایتی قدرتمندی ایجاد میکردند که نگهداری از فرزندان را برای والدین تسهیل مینمود. با این حال، با گسترش شهرنشینی، تحصیلات عالیه بانوان و نفوذ فرهنگ مدرن، ساختار خانوادهها بهسرعت تغییر کرد. امروزه، جوانان استان با دغدغههایی نظیر مسکن، اشتغال و هزینههای بالای معیشت دستبهگریباناند که در نتیجه، سن ازدواج بهطور معناداری افزایش یافته است.
وقتی سن ازدواج بالا میرود، پنجرههای باروری محدودتر میشود و در سوی دیگر، تمایل به داشتن فرزندان کمتر، به یک پرستیژ اجتماعی یا راهکار اقتصادی تبدیل شده است. این تغییر رویکرد، در حالی که در شهرهای بزرگ ایران پیشینهای طولانی دارد، اکنون با سرعتی غیرمنتظره در مرکز استان و شهرهای کوچک کهگیلویه و بویراحمد در حال وقوع است.
موانع روانشناختی فرزندآوری و تأخیر در تشکیل خانواده
دکتر لیلا یزدانی، دکترای روانشناسی و پژوهشگر حوزه خانواده با اشاره به نقش تغییرات نگرشی در کاهش تمایل به فرزندآوری گفت: «ما با پدیدهای مواجه هستیم که روانشناسان آن را سندرم کمالگرایی در فرزندپروری مینامند. زوجهای جوان در کهگیلویه و بویراحمد، برخلاف نسلهای پیشین، معتقدند که نباید فرزند به دنیا آورد مگر اینکه تمام استانداردهای رفاهی، آموزشی و تفریحی برای او فراهم باشد. این سطح از انتظار، فشار روانی طاقتفرسایی ایجاد میکند که نتیجهای جز انصراف از فرزندآوری ندارد.»
این متخصص حوزه روانشناسی در پاسخ به چرایی افزایش سن ازدواج تصریح کرد: «ترس از عدم ثبات، عامل کلیدی است. جوانان ما امروز دچار نوعی اضطراب آینده هستند. در فرهنگ ما، ازدواج یعنی شروع یک زندگی مستقل؛ اما وقتی استقلال اقتصادی به تعویق میافتد، ازدواج نیز در ذهن جوان به یک هدف دستنیافتنی یا ریسکزا تبدیل میشود. علاوه بر این، تغییر نقشهای جنسیتی باعث شده است که بانوان برای اثبات توانمندیهای خود، مسیر تحصیلی و شغلی را بر تشکیل خانواده مقدم بدانند که البته این موضوع در جای خود ارزشمند است، اما اگر با فقدان حمایتهای دولتی و سازمانی همراه شود، به تأخیر در تشکیل خانواده منجر میگردد.»
یزدانی همچنین بر ضرورت بازسازی شبکه حمایت اجتماعی تأکید کرد و افزود: «در گذشته، پدربزرگها و مادربزرگها نقش مهمی در نگهداری فرزندان داشتند. امروز، به دلیل تغییر سبک زندگی و هستهای شدن خانوادهها، زوج جوان خود را در قبال فرزند کاملاً تنها میبیند. این تنهایی در فرزندپروری یکی از بزرگترین عوامل دلسردی جوانان استان از داشتن فرزند دوم یا سوم است. جامعه برای عبور از این بحران، نیازمند همافزایی میان نهادهای فرهنگی و مراکز مشاوره است تا بتوانند آرامش روانی را به زندگی مشترک بازگردانند.»
پیامدهای نگرانکننده؛ از خالی شدن مدارس تا تهدید آینده اقتصادی
کاهش نرخ باروری در کهگیلویه و بویراحمد، پیامدهای کوتاهمدت و بلندمدتی دارد که نباید از نظر دور داشت. نخستین نشانه، کاهش ورودی مدارس و خلوت شدن کلاسهای درس در مناطق شهری است. در بلندمدت، کمبود نیروی کار جوان و خلاق، پویایی اقتصادی استان را تهدید میکند. استانی که بر پایه کشاورزی، دامداری و ظرفیتهای بکر طبیعی استوار است، برای پیشرفت نیازمند نیروی انسانی جوان و باانگیزه است. چنانچه نرخ جایگزینی جمعیت به زیر سطح جانشینی سقوط کند، تأمین نیروی کار در سالهای آتی به یک بحران جدی تبدیل خواهد شد.
ضرورت بازگشت به الگوهای حمایتی
آنچه در تحلیل شرایط استان کهگیلویه و بویراحمد حائز اهمیت است، این است که نباید صرفاً با نگاهی سختافزاری و صرفاً اقتصادی به قضیه نگریست. اگرچه تورم و گرانی مسکن در صدر دلایل مطرحشده از سوی جوانان است، اما تحلیلهای جامعهشناختی نشان میدهد که سرمایه اجتماعی و امید به آینده نیز به همان اندازه اهمیت دارند.
در این مسیر، نهادهای متولی فرهنگ در استان باید به جای برنامههای کلیشهای، به سراغ حل گرههای ذهنی جوانان بروند. برگزاری نشستهای تخصصی با حضور جامعهشناسان و روانشناسان بومی که به زبان فرهنگی مردم این خطه آشنا هستند، میتواند راهگشا باشد. همچنین، احیای سنتهای اصیل یاریگری (مانند تعاونهای محلی برای تأمین جهیزیه یا مسکن) میتواند بار سنگین شروع زندگی را از دوش زوجین بردارد.
نگاهی به آینده؛ لزوم تغییر استراتژیهای استانی
دولت و بخش خصوصی در کهگیلویه و بویراحمد باید در یک همافزایی استراتژیک، به سوی حمایت از خانوادههای شاغل حرکت کنند. ایجاد مهدکودکهای دولتی در محیطهای اداری، ارائه تسهیلات واقعی و نه تبلیغاتی برای فرزندآوری و از همه مهمتر، ایجاد امنیت شغلی برای جوانان، از مواردی است که میتواند مانع از تداوم روند فعلی شود.
در نهایت، کاهش نرخ باروری در کهگیلویه و بویراحمد، فراتر از یک آمار محض، زنگ خطری برای هویت جمعی این دیار است. اگر امروز فکری برای رفع موانع ازدواج و بهبود شرایط معیشتی نشود، فردای این استان، فردایی با ساختار جمعیتی فرسوده و کمتوان خواهد بود.
استان کهگیلویه و بویراحمد پتانسیل انسانی بینظیری دارد که نباید در سایه غفلتها و بیبرنامگیها به تحلیل برود. اکنون زمان آن رسیده است که مسئولان ارشد استان، موضوع جمعیت را نه در حد یک موضوع حاشیهای، بلکه به عنوان اولویت اصلی توسعه پایدار استان مد نظر قرار دهند.
کهگیلویه و بویراحمد امروز در دوراهی سرنوشتسازی قرار دارد. تداوم روند کنونی میتواند در سالهای آتی، ساختار جمعیتی استان را بهطور بنیادی دگرگون کند. حل این معضل نیازمند یک رویکرد جامعنگر است؛ رویکردی که همزمان به دغدغههای اقتصادی جوانان و نیازهای روانی و اجتماعی آنها پاسخ دهد.
برای بازگرداندن شور و نشاط به خانهها، نیازمند عزم جدی مسئولان و تغییر نگاه آحاد مردم هستیم. فرزندآوری نه یک وظیفه تحمیلی، بلکه حق حیات و تداوم نسل سرافرازی است که در دامنههای زاگرس، استوار ایستاده است.
اگر امروز فکری برای این گذار نشود، صدای خنده کودکان در کوچههای استان، به خاطرهای دور تبدیل خواهد شد. وقت آن رسیده است که سیاستگذاران استانی، با نگاهی آسیبشناسانه و با تکیه بر ظرفیتهای نخبگان روانشناسی و جامعهشناسی، طرحی نو دراندازند و بستر را برای زندگی پایدار خانوادههای جوان فراهم کنند.
خبرنگار: سعیده صداقت نژاد
انتهای خبر/
نظر شما