چون که با کودک سر و کارت فتاد

احسان اقبال سعید*

گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز_ شانزدهم مهرماه در تقویم روز کودک است و امسال انگار برگهای تقویم آگهی ترحیم اند و خشمگین از کودک کشانی که نوادگان نمرود و فرعون اند و همبستگان اپستین...

تاگور شاعر بزرگ هندی روزگاری سروده بود که هر کودک با این پیام به دنیا می آید که خدا هنوز از انسان نومید نشده است و از کودک کشان، نه نومید که خشمگین و بیزار است.چرا شاعر و حکیم هندی کودک را تابلوی امید الهی می خواند؟

جز این است که کودک نامرتکب است و در کلبه تنزه و نخواستن و ندریدن و حیله نکردن برای شهوت ،قدرت،ثروت و دفع حسادت نشسته است و همان انسان گندم نخورده و یوسوف نطلبیده ی در بهشت اجدادای و قرب خداوندیست؟

کودک در روایت ابراهیمی از جهان که ذهنیت و دریافت های عمومی را ساخته هم بسیار موضوع و محل اهمیت است،حضرت موسی کلیم حسب تقدیر الهی به آب سپرده می شود و در بارگاه خصم خدا، توسط بانویی عفیف و الهی تربیت می شود و عیسی روح الله حاتصل اراده و مشیتی الهی ست بر جان مریم مقدس و در روایت اساطیری ایران هم زال سپیدموی پرورده ی پرنده ی حگیم و ایزدنشان سیمرغ است تا هم اهمیت تربیت کودک عیان شود و هم کودکی ویژه سرتبار تهمتن سیستانی.....کودک در منظومه الهی و انسانی جایگاه منحصری دارد، هم مظهر تنزه و فرمانبری برابر امر خدا و هم کیفیتی از آن چیزی که آدم باید بشود . روزی برای تبدیل جهان از جنگل به مدینه النبی که به روایت شاملو در آن هر انسان برای انسان برادر است باید باز کودک شد و خلق گودکی آموخت تا دعواها بر سر یک گل به قهری تمام شود و بخشش و بندگی تابلوی پیش روی آدم برای انسان شدن در مسیر مقصد و مقصود گردد.

کودک در جهان جدید و با وجود هزار فریاد مزورانه ی حقوق بشر و مدرنیته شاید همان عطوفت دریافت کرده در جهان قدیم را هم از دست داد،شد کودک کار تا چرخ کارخانه های برآمده از عصر بخار بهتر و ارزنتر بچرخد و جای کودکی و قرار دویدن و فرار و فقر را مزه کرد،داستان دیوید کاپرفیلد اثر چارلز دیکنز از بهترین نمایانگران این روایت غم انگیز است.

دوران تازه با کودک کشی هم پیوندی مهیب یافته است و چشمهای حیرت زده نگاه می کنند چگونه مدعیان دین موسی(ع) برای سالها کودکان را در غزه و اریحا می کشند و کک وجدانشان هم نمی گزد و ترامپ و دیگر پیروان اپستین هم از بهره برداری غیر اخلاقی و حتی قتل کودکان ابایی ندارند و حتی آن را هیجان انگیز هم می نامند.اما براستی چرا در جهانی که جنایت و سرکشی سکه ی پررونق و قدیم است جنایت و خیانت بر کودک چنین ننگین است و از خاطره ها پاک نمی شود؟تفاوت کودک در چیست؟

-معصومیت:انسان با تمام ادعاها و دویدن ها از جایگاهش در جهان ناراضیست،فنا و پایانی که قارون هم باشی می رسد و لذتی که جاودانه نیست و جنایت و فقدان عدالتی که می بیند، نهاد انسان را آرام نمی گذارد و او می پندارد شان انسان چنین نیست! و براستی خلیفه الله و پاره تن خدا را چنین مناسباتی می برازد؟انسان عصیان نوع خویش و طبیعت، و بیقراری و دشواری را حاصل پناه و خطا درشمار آورده در حسرت پاک زیستن و بازگشت به آن بهشتیست که در آن نعمت،بی مرگی و قرب الهی فراهم بود و آن کودک گندم نخورده، همان ترجمان آرزوی آدم است و جنایت و قتل و آزار کودک همان قتل انسان موجه و منزه نخستین و دور شدن بیشتر انسان از معنا و فروغلتیدن در همین مناسباتیست که ذکرش رفت..آری هرگز گسی چنین قجیع به کشتن خویش برنخواست که آدمان به زندگی نشسته اند.

-بی دفاعی:کودک درک و امکانی از خشونت و بی پروایی اطرافش و انسان گرگ منش ندارد و امکانی هم برای دفاع البته و انسان عاقل و متعالی که از فصل حیوانیت گذشته برخلاف گرگ و لاشخور که طفل را طعمه،کم دردسر و پر منفعت می بینند اینگونه نمی اندیشد و تفاوت اندیشه با غریزه و دندان تیز چنین است،انسان عاشق می شود و صاحب خانواده و ترامپ و اپستینی ها هم در جزیره گرگانه رفتار می کنند...نکته ازآدم تا خاتم و تا ختم جهان دقیقا همین است.

این یادداشت را با ادای احترام به همه شهدا و رزمندگان سالهای دفاع نقدس که لبخند شیرین کودکانشان را در دل نگاه داشتند و پای دفاع از این سرزمین و باور داشتند و قهرمانان همین روزها که باز در میدان ماندند تا کودکشان و قاتلان میناب پای پلیدشان به این کشور گشوده نشود.

* نویسنده و تاریخ‌پژوه

انتهای پیام/

کد مطلب: 1320806

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha