به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از همدان؛ فاصله میان یک زمین خاکی روستایی و سکوی قهرمانی جهان، تنها با اراده و سختکوشی اندازهگیری نمیشود؛ مسیری طولانی از آموزش تخصصی، امکانات استاندارد، حمایت اقتصادی و فرصت حضور در مسابقات میان این دو قرار دارد. در روستاهای استان همدان، ورزش بخشی از زندگی اجتماعی نوجوانان و جوانانی است که در کنار تحصیل و مسئولیتهای خانوادگی، به فعالیتهای بدنی و رقابتهای محلی علاقهمندند. با این حال، تبدیل این علاقه به مسیر حرفهای نیازمند امکاناتی است که دسترسی به آنها در همه مناطق یکسان نیست. مسئله اساسی آن است که چه تعداد استعداد پیش از آنکه شناخته شوند، به دلیل محدودیت امکانات از چرخه ورزش کنار میروند.
ورزش روستایی در ایران پیشینهای فراتر از شکلگیری باشگاههای مدرن و مسابقات سازمانیافته دارد. کشتیهای محلی، بازیهای بومی، رقابتهای قدرتی و فعالیتهای گروهی در بسیاری از مناطق کشور بخشی از مناسبات فرهنگی و اجتماعی بودهاند. این فعالیتها علاوه بر ایجاد سرگرمی و نشاط، زمینهای برای ارتباط میان نسلها و حفظ هویت محلی فراهم کردهاند. در استان همدان نیز پیوند تاریخی زندگی روستایی با فعالیتهای کشاورزی، دامداری و آیینهای اجتماعی، بستری برای شکلگیری گونههای مختلف فعالیت بدنی بوده است؛ هرچند باید میان فعالیت جسمانی روزمره و تمرین ورزشی هدفمند تفاوت قائل شد.
یکی از برداشتهای رایج درباره ورزشکاران روستایی آن است که دشواری زندگی و فعالیت بدنی مستمر، بهتنهایی زمینه قهرمانی را فراهم میکند. این تصور اگرچه بر اهمیت پشتکار تأکید دارد، اما میتواند نقش آموزش علمی، تغذیه مناسب، استراحت، پیشگیری از آسیبدیدگی و حمایت حرفهای را کمرنگ کند. انجام کارهای سنگین روزانه الزاماً معادل آمادگی جسمانی استاندارد برای ورزش قهرمانی نیست و حتی ممکن است در صورت نبود مراقبت مناسب، خطر آسیبهای اسکلتی و عضلانی را افزایش دهد. موفقیت ورزشی زمانی پایدار خواهد بود که استعداد طبیعی و انگیزه فردی در کنار برنامه تمرینی اصولی و خدمات تخصصی قرار گیرد.
در استان همدان، پراکندگی روستاها و تفاوت فاصله آنها از مراکز شهرستانی، یکی از عوامل مؤثر بر دسترسی به امکانات ورزشی است. نوجوانی که در روستایی نزدیک شهر همدان زندگی میکند، ممکن است نسبت به همسال خود در مناطق دورافتاده کبودراهنگ، رزن یا نهاوند، امکان بیشتری برای استفاده از باشگاه و مربی تخصصی داشته باشد. این تفاوت جغرافیایی در شهرستانهایی مانند ملایر، تویسرکان، اسدآباد، بهار، فامنین و درگزین نیز میتواند وجود داشته باشد. بنابراین عدالت ورزشی را نمیتوان تنها با شمار مجموعههای ساختهشده در سطح استان سنجید، بلکه فاصله واقعی جمعیت روستایی تا امکانات قابل استفاده نیز اهمیت دارد.
بر اساس آمار اعلامشده در خرداد ۱۴۰۵، تعداد روستاهای برخوردار از امکانات خانه ورزش در استان همدان به ۱۵۰ روستا رسیده است. این رقم نشان میدهد گسترش فضاهای ورزشی کوچکمقیاس در دستور کار قرار گرفته، اما برای ارزیابی میزان پوشش باید تعداد کل روستاهای دارای جمعیت، پراکندگی جغرافیایی امکانات و وضعیت بهرهبرداری آنها نیز مشخص شود. وجود یک خانه ورزش بهتنهایی به معنای برخورداری از تمام خدمات مورد نیاز نیست؛ زیرا نوع تجهیزات، ساعات فعالیت، حضور مربی و امکان استفاده زنان و مردان از جمله عواملی هستند که بر کیفیت بهرهمندی مردم تأثیر میگذارند.
توسعه ورزش روستایی زمانی اثربخشتر خواهد بود که از مرحله تجهیز فضا فراتر رود. برخی خانههای ورزش ممکن است برای فعالیتهای عمومی مانند آمادگی جسمانی یا بازیهای سبک مناسب باشند، اما پرورش ورزشکار در رشتههایی مانند کشتی، وزنهبرداری، دوومیدانی و ورزشهای رزمی به امکانات و شرایط آموزشی متفاوتی نیاز دارد. از این رو، ایجاد ارتباط منظم میان خانههای ورزش روستایی، مدارس و هیئتهای ورزشی شهرستانی میتواند مسیر شناسایی استعدادها را کوتاهتر کند. در چنین الگویی، فضای محلی نقطه آغاز مشارکت ورزشی است و ورزشکاران مستعد برای دریافت آموزش پیشرفته به مراکز تخصصی هدایت میشوند.
تجربه قهرمانان برخاسته از مناطق روستایی ایران نشان میدهد محل تولد یا سکونت اولیه لزوماً تعیینکننده سقف موفقیت ورزشی نیست. حسن یزدانی در کشتی و علیرضا بیرانوند در فوتبال، از چهرههایی هستند که پیشینه زندگی خارج از مراکز برخوردار شهری در روایت مسیر ورزشی آنان جایگاه دارد. در استان همدان نیز رضا قیطاسی، ورزشکار شناختهشده شهرستان کبودراهنگ در رقابتهای قدرتی، نمونهای از ظرفیت پرورش ورزشکاران برجسته در مناطق غیرمرکزی است. با این حال، نباید از موفقیت چند چهره نتیجه گرفت که دشواریهای ساختاری ورزش روستایی برطرف شدهاند؛ زیرا داستان کسانی که به دلیل نبود حمایت از ادامه فعالیت بازماندهاند، معمولاً کمتر ثبت و بررسی میشود.
در حقیقت، آنچه یک قهرمان را از هزاران نوجوان علاقهمند متمایز میکند، همیشه استعداد بیشتر نیست. فرصت دیده شدن در مسابقات، دسترسی به مربی مناسب، حمایت خانواده، برخورداری از تغذیه کافی و توان مالی برای ادامه تمرین میتوانند نقش تعیینکننده داشته باشند. برای خانوادهای که درآمد آن به فعالیت کشاورزی یا کارگری وابسته است، هزینه رفتوآمد هفتگی به شهر، خرید تجهیزات و شرکت در مسابقات ممکن است فشار قابل توجهی ایجاد کند. در چنین شرایطی، ورزش حرفهای به فعالیتی تبدیل میشود که استمرار آن بیش از علاقه نوجوان، به توان اقتصادی خانواده وابسته خواهد بود.
یکی دیگر از ابعاد کمتر دیدهشده ورزش روستایی همدان، فرصت فعالیت دختران است. دسترسی به فضای مناسب، مربیان زن، امکانات حملونقل ایمن و برنامههای آموزشی متناسب با شرایط فرهنگی و اجتماعی هر منطقه، میتواند بر میزان مشارکت دختران تأثیر بگذارد. اگر برنامههای توسعه ورزش تنها بر رشتهها و گروههایی متمرکز شوند که از گذشته حضور بیشتری داشتهاند، بخشی از استعدادهای استان ممکن است بدون فرصت کافی باقی بمانند. افزایش مشارکت ورزشی دختران روستایی علاوه بر ظرفیت قهرمانی، میتواند به سلامت جسمی، اعتمادبهنفس و گسترش فعالیت اجتماعی آنان کمک کند.
اهمیت فعالیت بدنی تنها به پرورش ورزشکار حرفهای محدود نیست. برآوردهای جهانی نشان میدهد حدود ۸۱ درصد نوجوانان ۱۱ تا ۱۷ سال به میزان توصیهشده فعالیت بدنی دست پیدا نمیکنند. همچنین نزدیک به ۳۱ درصد بزرگسالان جهان از فعالیت جسمانی کافی برخوردار نیستند. این آمارها مربوط به سطح جهانی هستند و نباید بهعنوان وضعیت اختصاصی روستاهای همدان تفسیر شوند؛ با این حال، اهمیت فراهم کردن فرصت ورزش منظم برای تمام گروههای سنی را آشکار میکنند. فعالیت بدنی مناسب میتواند به سلامت قلب و عروق، رشد جسمی نوجوانان و کاهش برخی مشکلات مرتبط با سبک زندگی کمتحرک کمک کند.
تغییر سبک زندگی روستایی نیز ضرورت توجه به ورزش سازمانیافته را افزایش داده است. مکانیزه شدن بخشی از فعالیتهای کشاورزی، گسترش استفاده از وسایل نقلیه و افزایش زمان استفاده از ابزارهای دیجیتال میتواند الگوی تحرک روزانه را تغییر دهد. اگرچه بسیاری از مشاغل روستایی همچنان با فعالیت جسمانی همراهاند، اما این فعالیتها همیشه از نظر شدت، مدت و نوع حرکت، جایگزین مناسبی برای ورزش متعادل نیستند. بنابراین توسعه فضاهای عمومی برای پیادهروی، بازی کودکان، ورزش سالمندان و فعالیت گروهی، در کنار برنامههای قهرمانی باید مورد توجه قرار گیرد.
از منظر اقتصادی، ورزش روستایی میتواند فرصتهایی فراتر از مسابقات ایجاد کند. آموزش مربیان محلی، برگزاری رویدادهای ورزشی بومی، تولید تجهیزات ساده و ارائه خدمات مرتبط با مسابقات، ظرفیتهایی برای فعالیت اقتصادی در مقیاس محلی هستند. همچنین رقابتهای منطقهای در صورت برنامهریزی مناسب میتوانند زمینه حضور ورزشکاران و خانوادهها را در روستاها فراهم کنند و به فعالیت واحدهای خدماتی کوچک کمک کنند. با این حال، ایجاد درآمد پایدار از ورزش نیازمند ارزیابی تقاضا و ظرفیت واقعی هر منطقه است و نباید صرف برگزاری چند رویداد را معادل شکلگیری گردشگری ورزشی پایدار دانست.
نگاهی به استانهای مازندران، لرستان و کرمانشاه نیز امکان بررسی مسیرهای متفاوت پرورش ورزشکاران خارج از مراکز بزرگ شهری را فراهم میکند. در مازندران، پیشینه کشتی و حضور باشگاهها و مربیان تخصصی در شهرهای مختلف، یکی از عوامل مهم تداوم فعالیت این رشته است. در لرستان و کرمانشاه نیز ورزشهای رزمی، کشتی و برخی رشتههای قدرتی در بستر فعالیت باشگاهی و رقابتهای استانی حضور دارند. برای همدان، درس اصلی این تجربهها صرفاً الگوبرداری از یک رشته خاص نیست، بلکه اهمیت ایجاد پیوند پایدار میان آموزش پایه، مسابقات منظم و مسیر ارتقای ورزشکاران است.
از جنبه مدیریتی، شناسایی استعدادهای روستایی نیازمند اطلاعات دقیق و قابل پیگیری است. برگزاری مسابقات مقطعی بدون ثبت عملکرد، ارزیابی مهارت و برنامه آموزشی پس از مسابقه، ممکن است تنها به شناسایی موقت چند ورزشکار منجر شود. در مقابل، طراحی نظام استعدادیابی مبتنی بر مدارس، مراکز ورزشی روستایی و هیئتهای شهرستانی میتواند روند رشد ورزشکاران را در چند سال دنبال کند. در این فرآیند باید مراقب بود انتخاب زودهنگام بر اساس ویژگیهای جسمانی، موجب کنار گذاشته شدن کودکانی نشود که در سنین بالاتر ظرفیت پیشرفت دارند. استعدادیابی علمی باید فرصت رشد تدریجی و تغییر رشته را نیز برای نوجوانان حفظ کند.
حمایت از مربیان محلی نیز یکی از ارکان توسعه ورزش در روستاهاست. مربی آشنا با شرایط اجتماعی و اقتصادی خانوادهها میتواند ارتباط مؤثرتری با نوجوانان برقرار کند و استمرار حضور آنان در فعالیتهای ورزشی را افزایش دهد. با این حال، مربیگری تخصصی نیازمند آموزش، نظارت حرفهای و بهروزرسانی دانش است. برگزاری دورههای توانمندسازی، استفاده از مربیان سیار و ایجاد ارتباط با مراکز ورزشی شهرستانی میتواند بخشی از محدودیت دسترسی را کاهش دهد. همچنین حمایت از رفتوآمد ورزشکاران مستعد به مراکز تخصصی، در برخی مناطق ممکن است از ساخت مجموعههای پرهزینه و کماستفاده کارآمدتر باشد.
در افق پنج تا ده سال آینده، روند مهاجرت جوانان، تغییر ساختار جمعیتی روستاها و تحولات اقتصادی میتواند بر آینده ورزش روستایی همدان اثر بگذارد. کاهش جمعیت جوان در برخی سکونتگاهها ممکن است تشکیل تیمهای محلی و استمرار مسابقات را دشوارتر کند؛ درحالیکه توسعه زیرساختهای ارتباطی و حملونقل میتواند دسترسی به آموزش و رقابت را بهبود بخشد. سیاستگذاری ورزشی باید این تغییرات را در نظر بگیرد و از ایجاد تأسیساتی که با نیاز جمعیتی آینده تناسب ندارند، جلوگیری کند. برنامهریزی منطقهای و استفاده مشترک چند روستا از امکانات تخصصی میتواند یکی از راهکارهای قابل بررسی باشد.
برای سنجش موفقیت این سیاستها، تعداد مدالها نباید تنها معیار عملکرد باشد. میزان مشارکت منظم کودکان و نوجوانان، سهم دختران از فعالیتهای سازمانیافته، تعداد مربیان فعال، نرخ استمرار ورزشکاران و میزان دسترسی خانوادههای کمدرآمد به برنامههای آموزشی نیز اهمیت دارد. همچنین ثبت وضعیت فضاهای موجود و بررسی میزان استفاده واقعی از آنها میتواند مانع سرمایهگذاریهای کمبازده شود. در چنین چارچوبی، قهرمانی یکی از نتایج احتمالی توسعه ورزش خواهد بود، نه تنها هدف آن؛ زیرا فراهم کردن امکان فعالیت بدنی سالم برای عموم مردم نیز یک دستاورد اجتماعی محسوب میشود.
آینده ورزش روستایی همدان را نباید تنها در چهره قهرمانانی جستوجو کرد که موفق شدهاند از محدودیتها عبور کنند و نام خود را در رقابتهای ملی یا جهانی مطرح سازند. اهمیت واقعی سیاستهای ورزشی در سرنوشت نوجوانانی آشکار خواهد شد که امروز در روستاهای دور و نزدیک استان زندگی میکنند و هنوز فرصتی برای شناخت تواناییهای خود نیافتهاند. اگر دسترسی به مربی، امکانات و مسابقات همچنان تابع فاصله جغرافیایی و توان مالی خانواده باشد، بخشی از سرمایه انسانی استان پیش از شکوفایی از دست خواهد رفت. پرسش ماندگار برای مدیران ورزش همدان این است که آیا نسل آینده برای رسیدن به قهرمانی همچنان ناچار خواهد بود بر محرومیت غلبه کند یا شرایطی فراهم میشود که استعداد، نه محل تولد، مسیر پیشرفت ورزشکاران را تعیین کند؟
خبرنگار: نازنین مولائی منظر
انتهای پیام./
نظر شما