زمستان گرم و باغ‌های نگران کرمان؛ آیا ال‌نینو چرخه تولید پسته و محصولات کشاورزی را تغییر می‌دهد؟

در استانی که کم‌آبی سال‌هاست بر زندگی شهروندان، اقتصاد کشاورزی و آینده سکونتگاه‌های آن سایه انداخته، خبر شکل‌گیری ال‌نینو می‌تواند امید به بارش‌های بیشتر را افزایش دهد؛ اما واقعیت اقلیمی کرمان پیچیده‌تر از آن است که با یک زمستان پرباران تغییر کند. ممکن است در یک فصل، برخی مناطق استان بارشی نزدیک یا حتی بیشتر از میانگین دریافت کنند و هم‌زمان خطر سیلاب، تبخیر آب، سرمازدگی دیررس و تداوم افت منابع زیرزمینی نیز وجود داشته باشد.

به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از کرمان؛ برای استانی که بخش مهمی از اقتصاد و زندگی اجتماعی آن با آب پیوند خورده، هر نشانه‌ای از تغییر الگوی بارندگی می‌تواند به موضوعی مهم در افکار عمومی تبدیل شود. سال‌های متوالی محدودیت منابع آب، کاهش اطمینان نسبت به آینده کشاورزی و نگرانی درباره پایداری تأمین آب، سبب شده انتظار برای بارش‌های پاییز و زمستان تنها یک موضوع هواشناسی نباشد؛ بلکه با امید اقتصادی و امنیت معیشتی گروه‌های مختلف جامعه ارتباط پیدا کند.

اما میان وقوع یک پدیده اقلیمی در اقیانوس آرام و میزان بارشی که در یک شهرستان کرمان رخ خواهد داد، رابطه‌ای ساده و قطعی وجود ندارد. ال‌نینو می‌تواند الگوهای گردش جو را در مقیاس جهانی تغییر دهد، اما پیامد آن در مناطق مختلف به مجموعه‌ای از عوامل اقیانوسی، جوی و جغرافیایی وابسته است. همین پیچیدگی، ضرورت تفکیک میان پیش‌بینی احتمالاتی و انتظار قطعی از یک فصل پربارش را آشکار می‌کند.

ال‌نینو بخش گرم چرخه شناخته‌شده نوسان جنوبی ال‌نینو است؛ پدیده‌ای که با گرم‌ترشدن غیرعادی آب‌های سطحی بخش مرکزی و شرقی اقیانوس آرام استوایی و تغییرات مرتبط در گردش جو شناخته می‌شود. این تغییرات می‌توانند بر الگوهای بارندگی، دما و وقوع برخی مخاطرات جوی در مناطق دور از اقیانوس آرام اثر بگذارند.

در مقابل، لانینا با سردترشدن غیرعادی آب‌های همان منطقه و تغییرات جوی همراه است. با این حال، نه ال‌نینو و نه لانینا به‌تنهایی نمی‌توانند سرنوشت بارندگی یک استان را تعیین کنند. تغییرات اقیانوس هند، موقعیت سامانه‌های فشار، جریان‌های جوی و شرایط محلی نیز در شکل‌گیری بارش نقش دارند.

در مهرماه ۱۴۰۵، ال‌نینو به مرحله‌ای قوی رسیده و پیش‌بینی‌های بین‌المللی احتمال تداوم آن در زمستان پیش رو را بسیار بالا ارزیابی کرده‌اند. با این حال، احتمال بالای تداوم ال‌نینو نباید با احتمال وقوع بارندگی سنگین در کرمان اشتباه گرفته شود. این دو، متغیرهایی متفاوت هستند و پیش‌بینی درباره یکی از آنها، نتیجه دیگری را به‌صورت قطعی مشخص نمی‌کند.

در واقع، یک ال‌نینوی بسیار قوی ممکن است در بعضی مناطق جهان با افزایش بارندگی و در مناطق دیگر با خشکسالی یا گرمای غیرعادی همراه شود. حتی در داخل یک کشور نیز پاسخ اقلیمی مناطق مختلف می‌تواند متفاوت باشد. بنابراین انتظار یک الگوی یکسان بارش برای تمام شهرستان‌های استان کرمان از نظر علمی قابل دفاع نیست.

کرمان با گستردگی جغرافیایی قابل توجه، مجموعه‌ای از اقلیم‌های متفاوت را در خود جای داده است. مناطق کوهستانی شمال و غرب استان، دشت‌های مرکزی، نواحی گرم جنوب و مناطق شرقی، از نظر ارتفاع، دما، میزان بارندگی و الگوی جریان آب شرایط یکسانی ندارند. همین تفاوت سبب می‌شود یک سامانه بارشی در بخش‌هایی از استان برف و باران ایجاد کند، اما در مناطق دیگر آثار محدودتری داشته باشد.

برای مثال، بارش برف در ارتفاعات می‌تواند از نظر ذخیره موقت آب و آزادشدن تدریجی آن اهمیت داشته باشد، در حالی که رگبار شدید در یک دشت خشک ممکن است بخش قابل توجهی از آب را در مدت کوتاهی به رواناب تبدیل کند. هر دو رخداد در آمار بارندگی ثبت می‌شوند، اما پیامدهای آنها برای منابع آب و محیط طبیعی یکسان نیست.

یکی از نکات مهم در شناخت اقلیم کرمان، میزان نسبتاً محدود بارندگی سالانه در مقایسه با بسیاری از مناطق مرطوب کشور است. میانگین بلندمدت بارش استان در داده‌های ارائه‌شده برای این دوره حدود ۱۳۹ میلی‌متر در سال آبی عنوان شده است. این رقم میانگین استانی است و نمی‌تواند وضعیت دقیق تمام شهرستان‌ها یا میزان بارش در سال جاری را نشان دهد.

هنگامی که میانگین بارندگی پایین باشد، افزایش درصدی بارش لزوماً به معنای دریافت حجم بسیار زیاد آب نیست. برای نمونه، اگر یک منطقه به‌طور معمول در یک ماه چهار میلی‌متر بارش داشته باشد، افزایش ۵۰ درصدی آن به شش میلی‌متر خواهد رسید. چنین تغییری از نظر آماری قابل توجه است، اما نمی‌توان آن را معادل پایان کم‌آبی دانست.

در استان کرمان نیز سهم بارندگی ماه‌های مختلف سال یکسان نیست. مهر و آبان معمولاً بخش محدودی از بارش سالانه را تشکیل می‌دهند، در حالی که ماه‌های زمستان سهم بیشتری دارند. بنابراین اعلام احتمال بارش بیشتر از نرمال در آغاز پاییز، بدون توجه به مقدار واقعی میانگین ماهانه، می‌تواند انتظارات غیرواقعی ایجاد کند.

این موضوع برای سیاست‌گذاری عمومی اهمیت ویژه‌ای دارد. اگر مردم و مدیران از یک پیش‌بینی احتمالاتی برداشت قطعی داشته باشند، ممکن است در تصمیم‌های مصرف آب، برنامه‌ریزی کشاورزی یا آمادگی در برابر مخاطرات دچار خطا شوند. اطلاع‌رسانی علمی باید علاوه بر بیان جهت احتمالی تغییر بارش، دامنه عدم قطعیت و محدودیت پیش‌بینی را نیز توضیح دهد.

پیش‌بینی فصلی در واقع با پیش‌بینی چندروزه هواشناسی تفاوت دارد. پیش‌بینی کوتاه‌مدت تلاش می‌کند وضعیت احتمالی سامانه‌های جوی را در روزهای آینده مشخص کند، اما پیش‌بینی فصلی معمولاً درباره احتمال قرارگرفتن دما یا بارش در محدوده کمتر، نزدیک یا بیشتر از میانگین اظهار نظر می‌کند.

بنابراین حتی اگر یک فصل از نظر مجموع بارش، نزدیک به نرمال پیش‌بینی شود، ممکن است در طول آن چند روز بارندگی بسیار شدید اتفاق بیفتد. برعکس، فصل پربارش نیز می‌تواند با فاصله‌های طولانی بدون بارندگی همراه باشد. این تفاوت میان مجموع بارش و نحوه توزیع زمانی آن، یکی از مهم‌ترین مسائل مدیریت مخاطرات در مناطق خشک است.

برای درک موضوع، دو فصل فرضی با بارندگی یکسان را می‌توان مقایسه کرد. در فصل نخست، ۱۰۰ میلی‌متر باران طی چندین سامانه با شدت متوسط و در فاصله‌های زمانی مختلف می‌بارد. در فصل دوم، بخش عمده همین مقدار در یک یا دو رخداد شدید اتفاق می‌افتد. با وجود برابری مجموع بارش، میزان رواناب، فرسایش خاک و خطر سیلاب در این دو وضعیت می‌تواند تفاوت قابل توجهی داشته باشد.

در بسیاری از حوضه‌های آبریز خشک و نیمه‌خشک، شدت بارندگی و شرایط سطح زمین بر تشکیل رواناب اثر دارند. خاک خشک نیز الزاماً همیشه توان جذب سریع آب را ندارد؛ نفوذپذیری به نوع خاک، ساختمان سطحی، پوشش گیاهی، رطوبت اولیه و شدت بارندگی وابسته است. هنگامی که نرخ بارش از ظرفیت نفوذ سطح فراتر رود، بخشی از آب می‌تواند به‌سرعت در مسیر آبراهه‌ها حرکت کند.

همین ویژگی باعث می‌شود وجود دوره‌های طولانی خشکسالی، خطر سیلاب را از بین نبرد. ممکن است رودخانه‌ای در بخش بزرگی از سال خشک باشد، اما پس از بارندگی شدید در ارتفاعات، در مدت کوتاهی به مسیر انتقال حجم زیادی از رواناب تبدیل شود. ازاین‌رو، خشک‌بودن ظاهری بستر رودخانه نشانه ایمنی آن برای ساخت‌وساز یا فعالیت اقتصادی نیست.

این مسئله در جنوب کرمان و حوضه‌های مرتبط با هلیل‌رود اهمیت زیادی دارد. ارتباط ارتفاعات با دشت‌های کشاورزی و سکونتگاه‌های پایین‌دست سبب می‌شود بارش در بالادست بتواند بر مناطق دورتر اثر بگذارد. در چنین شرایطی، حفاظت از بستر و حریم رودخانه‌ها، بررسی ظرفیت پل‌ها و آماده‌سازی مسیرهای عبور سیلاب باید مستقل از پیش‌بینی مجموع بارش فصلی دنبال شود.

از منظر مدیریت بحران، اتکا به پیش‌بینی بارش نرمال یا کمتر از نرمال برای کاهش سطح آمادگی می‌تواند خطرناک باشد. احتمال وقوع یک رخداد شدید، با احتمال پربارش‌بودن کل فصل یکسان نیست. دستگاه‌های مسئول باید هر دو نوع اطلاعات را در تصمیم‌گیری لحاظ کنند.

موضوع دیگری که اهمیت دارد، نقش گرمایش جهانی در رفتار سامانه‌های جوی است. افزایش دمای میانگین زمین می‌تواند بر ظرفیت نگهداری بخار آب در جو، الگوهای تبخیر و شرایط تشکیل بارندگی اثر بگذارد. با این حال، رابطه میان گرمایش جهانی و تغییر بارندگی در هر منطقه پیچیده است و نمی‌توان تمام رخدادهای شدید را بدون مطالعه انتساب اقلیمی، مستقیماً به تغییر اقلیم نسبت داد.

در یک جو گرم‌تر، امکان نگهداری رطوبت بیشتری تحت شرایط مناسب وجود دارد و این موضوع می‌تواند در برخی رخدادها زمینه بارش‌های شدیدتر را فراهم کند. اما وقوع بارندگی همچنان به وجود رطوبت، صعود هوا و شرایط مناسب سامانه‌های جوی نیاز دارد. بنابراین افزایش دما به معنای افزایش قطعی بارش در تمام مناطق نیست.

برای کرمان، مسئله گرمایش تنها به مقدار بارندگی محدود نمی‌شود. افزایش دما می‌تواند نیاز تبخیری جو را افزایش دهد و بر میزان آب مورد نیاز پوشش گیاهی و محصولات کشاورزی اثر بگذارد. در چنین شرایطی، حتی اگر بارش یک سال به میانگین نزدیک شود، ممکن است فشار بر منابع آب به دلیل شرایط دمایی همچنان بالا باقی بماند.

این مسئله به‌ویژه برای کشاورزی استان اهمیت دارد. بخش مهمی از فعالیت اقتصادی مناطق مختلف کرمان به تولید محصولات زراعی و باغی وابسته است و آب، یکی از نهاده‌های اصلی تولید محسوب می‌شود. تغییر دما، بارش و تبخیر می‌تواند بر برنامه آبیاری، رشد گیاه و عملکرد اقتصادی باغ‌ها و مزارع اثر بگذارد.

در مناطق پسته‌خیز مانند رفسنجان، انار و زرند، یکی از موضوعات حساس، نیاز سرمایی درختان در دوره خواب زمستانی است. درخت پسته برای خروج منظم از خواب و آغاز رشد در بهار به شرایط دمایی مناسب نیاز دارد. میزان نیاز سرمایی بسته به رقم، شرایط باغ و شیوه محاسبه متفاوت است و نمی‌توان یک عدد ثابت را برای تمام باغ‌های استان به کار برد.

اگر زمستان به‌طور غیرعادی گرم باشد، ممکن است در برخی باغ‌ها تأمین نیاز سرمایی با مشکل روبه‌رو شود. این وضعیت می‌تواند بر زمان جوانه‌زنی، یکنواختی رشد و بعضی مراحل تشکیل محصول اثر بگذارد. شدت پیامدها به رقم درخت، شرایط دمایی واقعی و مدیریت باغ وابسته است.

از سوی دیگر، گرم‌شدن زودهنگام هوا ممکن است زمان آغاز فعالیت گیاه را تغییر دهد. اگر پس از یک دوره گرم، دمای هوا به‌طور ناگهانی کاهش پیدا کند، بافت‌های حساس درختان می‌توانند در معرض آسیب سرمای دیررس قرار گیرند. این احتمال نشان می‌دهد که زمستان گرم‌تر لزوماً به معنای کاهش تمام خطرهای مربوط به سرما نیست.

یکی از اشتباهات رایج در تحلیل وضعیت باغ‌ها، یکسان‌دانستن میانگین دمای فصلی با تغییرات کوتاه‌مدت دماست. ممکن است یک زمستان از نظر میانگین گرم‌تر از نرمال باشد، اما همچنان چند شب بسیار سرد داشته باشد. برای گیاهان، زمان وقوع این سرما نسبت به مرحله رشد می‌تواند به اندازه شدت آن اهمیت داشته باشد.

در جنوب استان نیز تغییرات دمایی می‌تواند بر تقویم کشت و شرایط تولید اثر بگذارد. کشاورزی در مناطق گرم‌تر به مجموعه‌ای از عوامل مانند فصل تولید، دسترسی به آب، ویژگی محصول و وضعیت بازار وابسته است. تغییر الگوی دما ممکن است زمان برداشت یا نیاز آبی برخی محصولات را تغییر دهد، اما تعیین پیامد دقیق برای هر محصول به اطلاعات تخصصی نیاز دارد.

از منظر اقتصادی، این عدم قطعیت می‌تواند تصمیم‌گیری تولیدکنندگان را پیچیده‌تر کند. کشاورز در آغاز فصل باید درباره نوع محصول، سطح زیر کشت، نهاده‌ها و برنامه آبیاری تصمیم بگیرد، در حالی که وضعیت واقعی بارندگی و دما هنوز مشخص نیست. اگر برنامه تولید تنها بر یک پیش‌بینی خوش‌بینانه استوار باشد، خطر اقتصادی افزایش پیدا می‌کند.

به همین دلیل، استفاده از اطلاعات اقلیمی باید با مدیریت ریسک همراه باشد. پیش‌بینی فصلی می‌تواند یکی از ورودی‌های تصمیم‌گیری باشد، اما نباید جایگزین شناخت منابع آب موجود، شرایط خاک، نیاز محصول و توان اقتصادی تولیدکننده شود. برنامه‌ای که تنها در صورت تحقق بارش بیشتر از نرمال قابل اجرا باشد، ممکن است در برابر تغییر پیش‌بینی آسیب‌پذیر شود.

در بحث منابع آب، یکی از مهم‌ترین پرسش‌ها این است که بارندگی بیشتر تا چه اندازه می‌تواند سفره‌های آب زیرزمینی را تقویت کند. پاسخ به این پرسش به شرایط زمین‌شناسی، محل وقوع بارش، میزان رواناب، نفوذپذیری و وضعیت آبخوان وابسته است. تمام بارانی که بر سطح زمین می‌بارد، به ذخایر زیرزمینی تبدیل نمی‌شود.

بخشی از بارش ممکن است تبخیر شود، بخشی به مصرف پوشش گیاهی برسد و بخشی نیز در مسیر رودخانه‌ها جریان پیدا کند. سهمی که در نهایت به تغذیه آبخوان می‌رسد، در مناطق مختلف متفاوت است. بنابراین نمی‌توان افزایش بارندگی یک فصل را معادل افزایش قطعی و قابل توجه ذخایر زیرزمینی دانست.

این موضوع در دشت‌هایی که طی سال‌های طولانی با برداشت بیش از تغذیه آبخوان مواجه بوده‌اند، اهمیت بیشتری دارد. حتی وقوع یک یا چند سال پربارش ممکن است برای جبران کسری انباشته‌شده کافی نباشد. بازگشت منابع زیرزمینی به وضعیت پایدار نیازمند تعادل بلندمدت میان برداشت و تغذیه است.

در استان کرمان، وابستگی بخش‌هایی از کشاورزی به منابع زیرزمینی سبب شده مدیریت برداشت آب یکی از مسائل اساسی توسعه باشد. بارندگی بیشتر می‌تواند در بعضی شرایط فرصت بهبود ایجاد کند، اما جایگزین اصلاح الگوی مصرف و افزایش بهره‌وری آب نخواهد شد.

از سوی دیگر، بارش شدید در صورت نبود زیرساخت و برنامه مناسب ممکن است به‌جای تقویت منابع، با خسارت و فرسایش همراه شود. انتقال سریع رواناب از دشت‌ها و آبراهه‌ها می‌تواند بخشی از آب را از محدوده مورد نیاز خارج کند و هم‌زمان به جاده‌ها، زمین‌های کشاورزی یا سکونتگاه‌ها آسیب برساند.

در چنین شرایطی، مدیریت حوضه آبریز اهمیت پیدا می‌کند. آبخیزداری، حفاظت از پوشش گیاهی، کنترل فرسایش و سامان‌دهی مسیرهای طبیعی جریان می‌توانند در برخی حوضه‌ها بر رفتار رواناب و رسوب اثر بگذارند. البته کارآمدی هر اقدام به ویژگی‌های محیطی و طراحی فنی آن وابسته است و نباید تمام سازه‌های آبخیزداری را دارای اثر یکسان دانست.

برای مثال، ساخت یک خاکریز یا بند کوچک بدون بررسی شرایط هیدرولوژیکی ممکن است نه‌تنها اثر حفاظتی مناسبی نداشته باشد، بلکه در صورت شکست سازه خطر تازه‌ای ایجاد کند. بنابراین مدیریت رواناب نیازمند مطالعه، نظارت و نگهداری مستمر است.

یکی از موضوعات کمتر دیده‌شده، ارزش خاک در مدیریت بارندگی است. خاک سالم با ساختار مناسب می‌تواند در نفوذ و نگهداری رطوبت نقش داشته باشد، در حالی که تخریب پوشش گیاهی و فرسایش ممکن است ظرفیت تولیدی زمین را کاهش دهد. در کشاورزی مناطق خشک، حفظ کیفیت خاک می‌تواند بخشی از راهبرد سازگاری با نوسانات اقلیمی باشد.

فرسایش خاک همچنین پیامد اقتصادی دارد. کاهش حاصلخیزی، افزایش رسوب در کانال‌ها و آسیب به تأسیسات آبیاری می‌تواند هزینه تولید را بالا ببرد. در نتیجه، مدیریت سیلاب نباید تنها به جلوگیری از ورود آب به مناطق مسکونی محدود شود؛ حفاظت از منابع تولید کشاورزی نیز اهمیت دارد.

این مسئله در شهرستان‌هایی مانند جیرفت و عنبرآباد، که فعالیت کشاورزی در اقتصاد محلی نقش دارد، می‌تواند مورد توجه قرار گیرد. بارندگی شدید ممکن است علاوه بر ایجاد رواناب، موجب آسیب به محصول آماده برداشت یا اختلال در حمل‌ونقل شود. نوع و شدت خسارت به زمان وقوع بارش، وضعیت مزرعه و شرایط زهکشی وابسته خواهد بود.

در بخش راه و حمل‌ونقل نیز تغییرات بارندگی اهمیت دارد. آب‌گرفتگی معابر، فرسایش شانه راه و محدودشدن ظرفیت پل‌ها از خطرهایی هستند که باید در برنامه نگهداری زیرساخت‌ها در نظر گرفته شوند. در مناطق کوهستانی، بارندگی یا برف ممکن است شرایط متفاوتی مانند کاهش دید و لغزندگی ایجاد کند.

بنابراین آمادگی برای پاییز و زمستان نباید صرفاً به یک هشدار عمومی محدود شود. هر منطقه نیازمند شناسایی نقاط حساس و برنامه عملیاتی متناسب با شرایط خود است. در برخی مناطق، خطر اصلی ممکن است سیلاب ناگهانی باشد و در مناطق مرتفع، یخبندان و اختلال در تردد اهمیت بیشتری داشته باشد.

مدیریت شهری نیز با مسئله مشابهی مواجه است. شبکه هدایت آب‌های سطحی باید متناسب با ویژگی‌های بارندگی و شرایط معابر طراحی و نگهداری شود. تجمع زباله و رسوب در مسیرهای تخلیه می‌تواند خطر آب‌گرفتگی را افزایش دهد، اما لایروبی و پاک‌سازی نیز باید بر اساس نیاز واقعی و ضوابط فنی انجام شود.

برای شهر کرمان و دیگر شهرهای استان، ثبت نقاط تکرارشونده آب‌گرفتگی می‌تواند یکی از ابزارهای برنامه‌ریزی باشد. اگر اطلاعات رخدادهای گذشته به‌صورت منظم گردآوری شود، امکان شناسایی اولویت‌های اصلاح شبکه و ارزیابی اثر اقدامات فراهم خواهد شد.

یکی از تفاوت‌های اساسی میان مدیریت بحران و مدیریت خطر، زمان آغاز اقدام است. مدیریت بحران بیشتر بر پاسخ‌گویی هنگام حادثه و بازگشت به شرایط عادی تمرکز دارد، در حالی که مدیریت خطر تلاش می‌کند پیش از وقوع رخداد، میزان آسیب‌پذیری را کاهش دهد. برای استانی با سابقه خشکسالی و سیلاب، رویکرد دوم اهمیت ویژه‌ای دارد.

در این چارچوب، نقشه‌های خطر سیلاب، اطلاعات وضعیت پل‌ها، شبکه هشدار و برنامه تخلیه اضطراری می‌توانند به آمادگی کمک کنند. البته تهیه نقشه به‌تنهایی کافی نیست؛ اطلاعات باید به تصمیم‌های واقعی درباره کاربری زمین، ساخت‌وساز و حفاظت از زیرساخت‌ها تبدیل شوند.

نقش دهیاری‌ها و نهادهای محلی نیز در این میان قابل توجه است. ساکنان مناطق روستایی ممکن است شناخت تجربی ارزشمندی از مسیرهای قدیمی آب، نقاط آب‌گرفتگی و تغییرات بستر رودخانه داشته باشند. استفاده از این دانش در کنار مطالعات فنی می‌تواند به شناسایی دقیق‌تر خطرها کمک کند.

با این حال، تجربه محلی نباید جایگزین محاسبات تخصصی شود. مسیر رودخانه و شدت سیلاب ممکن است در طول زمان تغییر کند و رخدادهایی فراتر از تجربه نسل کنونی اتفاق بیفتد. ترکیب دانش محلی و بررسی علمی می‌تواند مبنای مناسب‌تری برای برنامه‌ریزی باشد.

خبرنگار: زهرا اسکندری

انتهای خبر./

کد مطلب: 1320891

برچسب‌ها

وب گردی

وب گردی

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha