به گزارش گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز، بحث حجاب و قانون مربوط به آن، به عنوان یکی از بحثهای حقوقی و فرهنگی کشورمان، همواره موضوع کش مکشهای جدی بوده است. اما در دهه اخیر و بهویژه در فضای رسانهای و فرهنگی کشور، شاهد پدیدهای هستیم که میتوان آن را نقض سازمانیافته قانون نامید؛ پدیدهای که آشکارترین جلوه آن، فتوکالهای فیلمهای سینمایی و اکرانهای خصوصی است؛ جایی که سلبریتیها و چهرههای مشهور، با پوششی دور از شئونات عمومی جامعه، در مقابل دوربینها ژست میگیرند و این تصاویر، بهصورت گسترده در فضای مجازی منتشر و بازنشر میشود.
این پرسش همواره در ذهن همه مردم مطرح است که چرا اگر بنا به رعایت قانون حجاب باشد، چرا این قانون در قلمرو سینما اجرا نمیشود؟ چرا همان جامعهای که برای رعایت حجاب در اداره، خیابان و دانشگاه قواعد مشخصی دارد، در فضای جشنوارهها، فتوکالها و اکرانهای خصوصی، با تصاویری مواجه میشود که نهتنها با اصول قانونی همخوان نیست، بلکه نوعی بیبندوباری را به نمایش میگذارد که بهمرور در ذهن مخاطب عادیسازی میشود.

نکتهای که این پدیده را از سایر موارد نقض قانون جدا میکند، بعد عمومی و نمایشی آن است. وقتی یک چهره شناختهشده با آرایشی غلیظ و پوششی تحریکآمیز بر فرش قرمز حاضر میشود، دیگر این یک انتخاب فردی نیست؛ بلکه حامل یک پیام است؛ پیامی که به میلیونها مخاطب میگوید: «این بدیهی است، این طبیعی است، این جزو حقوق من است.» اما این دقیقاً نقطهای است که مسأله از حیطه سلیقه فردی خارج و به بحثی اجتماعی، فرهنگی و حقوقی تبدیل میشود.
سلبریتیها، بهعنوان چهرههای شناختهشده، همواره در معرض الگوبرداری قرار میگیرند؛ بهویژه برای نسل جوان که بخش بزرگی از هویت و سبک زندگی خود را از رسانهها و ستارهها الهام میگیرد. لذا انتظار میرود این گروه از جامعه، نسبت به پایبندی به برخی قواعد اخلاقی، حساسیت بیشتری نشان دهند؛ چراکه هر ژست، هر عکس و هر نمایش عمومی آنان، بهسرعت به الگو تبدیل میشود.
اما آنچه در عمل میبینیم، درست نقطه مقابل است؛ سلبریتیها بهجای ایفای نقش الگو، در نقش مروّج بیقیدی ظاهر میشوند. برای این قشر از جامعه، سینما فقط ابزار هنر نیست؛ بلکه بستری برای نمایش خود و ترویج سبک زندگی خاصی است که با شئونات و ارزشهای مردم فاصله دارد.
تفاوت اساسی سلبریتیها با مردم در این است که فرد عادی در کوچه و بازار، صرفاً زندگی میکند اما سلبریتی در فتوکال، اجرا میکند. او میداند که دوربینها حضور دارند، میداند تصاویرش در فضای مجازی منتشر میشود، میداند که هزاران نفر او را تماشا میکنند و با این آگاهی، انتخاب میکند که با چه پوششی حاضر شود. این، دیگر یک اشتباه نیست؛ یک تصمیم آگاهانه و آگاهانهترین نوع انتخاب است.
در این مرحله یکی از آشکارترین تناقضهای فضای فرهنگی کشور رقم میخورد؛ گویی مرزی میان قلمرو قانون و قلمرو هنر کشیده شده که در آن، قواعد عمومی جامعه عملاً تعلیق میشود. اما این استثنا، هیچ توجیه فرهنگی ندارد. سینما بخشی از بدنه فرهنگی است و سینماگران و بازیگران، همانند سایر شهروندان، تابع قانوناند. اگر قانون حجاب برای معلم، پرستار، دانشجو و کارمند حاکم است، باید برای بازیگر و کارگردان هم حاکم باشد.

مهمتر از آن، این سلبریتیها محل درآمد و امرار معاششان همین کشور و همین جامعه است. سینمای ایران، با حمایت مالی، مجوز اکران، و بهویژه با خرید بلیت توسط مردم، این چهرهها را به شهرت و ثروت رسانده است. طبیعی است که انتظار میرود کسی که شهرتش را از همین جامعه گرفته، دستکم به شئونات همان جامعه احترام بگذارد. اما آنچه در عمل مشاهده میشود، وضعیتی معکوس است؛ هرچه سهم مردم و نهادهای عمومی در موفقیت یک سلبریتی بیشتر بوده، بیاعتنایی او به قواعد همان جامعه آشکارتر شده است. روندی که میتوان آن را ترویج سازمانیافته بیبندوباری نامید.
منظور از سازمانیافته این نیست که در پس این پدیده، یک مرکز مشخص در حال طراحی است؛ منظور این است که این روند، از حالت اتفاقی و فردی خارج شده و به یک جریان پایدار، هماهنگ و با هدف عادیسازی و بیبند و باری در پوشش تبدیل شده است. فتوکالها، اکرانهای خصوصی، پشتصحنهها و فضای مجازی سلبریتیها، همگی در خدمت یک روند واحد قرار گرفتهاند؛ روندی که بهمرور، تصویر پوشش آزاد را بهعنوان بخشی از هویت سینمایی و فرهنگی کشور جا میاندازد.

اما در مقابل این روند، چه کسی ایستاده است؟ متأسفانه، تصویری که از نهادهای ناظر در ذهن مخاطب شکل گرفته، تصویری از خواب غفلت است. دستگاههایی که در سایر عرصهها، با دقتی دقیق و گاه سختگیرانه بر اجرای قانون نظارت میکنند، در قبال فتوکالها و اکرانهای خصوصی، گویی چشمان خود را بستهاند؛ یا دستکم از مواجهه با این پدیده طفره میروند.
وقتی یک سلبریتی میبیند که نقض آشکار قانون برایش هیچ هزینهای ندارد، این پیام را دریافت میکند که قانون برای او بی معنی است؛ و این پیام، بهمرور، بهعنوان یک قاعده نانوشته در ذهن نهتنها سلبریتیها، بلکه کل جامعه جا میافتد که شهرت مصنویت میآورد.
مسیر پیشرو نیز شفاف است، نخست دستگاههای ناظر باید از خواب غفلت بیدار شوند و نظارت خود را بهطور یکسان و بدون استثنا، بر همه فضاهای عمومی، از جمله فتوکالها و اکرانهای خصوصی گسترش دهند. دوم مرزهای مشخصی میان هنر و بیبندوباری تعریف شود، تا هنر بهعنوان سپر برای نقض قانون مورد سوءاستفاده قرار نگیرد.
پروانه سرکشیک زاده دکتر روانشناس در گفتوگو با خبرنگار فرهنگی ایسکانیوز گفت: عموم مردم جامعه ما مردمی معتقد به اصول فرهنگی، اسلامی و شئونات و همچنین قانونمدار هستند یعنی آن بی قانونی که در سطح دنیا از نزاع، قتل، تجاوز و غارت میبینیم در کشور ما نسبت به سایر کشورهای جهان خیلی کمتر است به دلیل اینکه به خیلی از مسائل پایبند هستند و در مسائل قانونی، اجتماعی و فرهنگی پایبندی خاصی دارند.
وی ادامه داد: اما سطحیترین ویترین جامعه ما ویترین سلبریتیها هستند. میگوییم سطحی زیرا عمقی نیستند یعنی عمقی فردی است که بیش از ۳۰ سال روی بورس باشد. اما سلبریتیها ویترین سطحی جامعه هستند که یک زمانی به شهرت میرسند و پس از مدتی از این حالت خارج میشوند و به رکود میرسند و در انظار مردم امتیازی ندارند. حالا چه میشود که اینها برخی شئونات را رعایت نمیکنند و هنجارشکنی میکنند؟ علتش بسیار واضح است. در جامعه ما پس از حوادث زن، زندگی، آزادی یک بی نظمی شکل گرفت و همه مضطرب شدند. پس از آن حوادث دی ماه، جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه و الان هم که احتمال جنگ مجدد وجود دارد و در این حالت که مردم اضطرابها زیاد میشود، نماد این اضطرابها در ویترینها بیشتر معلوم میشود.

سرکشیک زاده خاطرنشان کرد: ویترین سلبریتیها که ویترین سطحیتری است میتواند روی موج این بی نظمیها سوار بشود و خودنمایی بیشتری داشته باشد. وقتی بخواهند بیشتر دیده بشوند باید داد بزنند، لباسهایی که مطابق با شئونات جامعه نیست بپوشند. الان هم اینها روی موجی سوارند که بیشتر دیده شوند.
وی با بیان اینکه شاید همان سلبریتی هم اضطراب شدیدی را تجربه میکند تصریح کرد: اینها بین فرهنگ و مدرنیته یعنی فرهنگ ما و فرهنگ جامعه غربی گیر کردهاند. از سوی دیگر این افراد میخواهند سریع به یک موجی برسند و اوجی داشته باشند و برایشان مطرح نیست که این موج زود فروکش میکند. پس از آن دنبال یک موج دیگری میگردند که سوار شوند و دنبال عمق و ریشه مطالب نیستند که خودشان را در طولانی مدت به یک اوج ثابت و همیشگی برسانند. این افراد حتی در نوع پوشش یک کپی کاری بسیار ابلهانه انجام میدهند.
این دکتر روانشناس بیان کرد: شما خودتان را جای سلبریتیها بگذارید. از بین ۲۷ تا ۳۵ سالگی چقدر فرصت دارید که در اوج بمانید؟ این قشر میگویند من الان باید طوری خودم را تثبیت بکنم که برای تا آخر عمرم کافی باشد. این افراد در نوع لباس پوشیدن حتی نمیتوانند برای خودشان یک الگوی واحد داشته باشند چون هیچ زمینه علمی و فرهنگیای ندارند.
وی در پاسخ به این سوال که پس حج و حیا در وجود این افراد چگونه تعریف میشود توضیح داد: حیا یک مفهوم اجتماعی و فرهنگی، اسلامی ایرانی است و این افراد اصلا شاید معتقد به این موضوع نباشند و ما نمیتوانیم کسی را به زور مجبور به اعتقاد کنیم.
سرکشیک زاده با اشاره به اینکه این افراد یک نوع اختلالات خاص را برای ما تداعی میکنند گفت: سلبریتیها «آنتی سوشال» یا ضد اجتماعی هستند یعنی اجتماع هرچه بگوید اینها ضدش را انجام میدهند و برایشان هم مطرح نیست که جوانان و خانوادهها چه آسیبی میبینند و تنها افرادی که برایشان هیچی مطرح نباشد آنتی سوشال هستند.
وی با بیان اینکه بعد از لذتهای جنسی، شهرت و ثروت دو چیزی هستند که برای انسان لذت بخش است افزود: این افراد چون دنبال اصل لذت هستند نمیخواهند از این اصل دور بشوند. چه چیزی به اینها شهرت میدهد؟ اینکه غیر از همه باشند و وقتی غیر از همه باشند پول هم به دنبالش میآید. همین افرادی که لباسهای نامتعارف روی فرش قرمز میپوشند چرا اینکار میکنند؟ خب طبیعتا فرش جاییست که کسی سینما، دوربین و خبرنگار حضور دارد و برای این افراد شخصیت قائل میشوند، ازشان فیلم و عکس میگیرند و با آنان مصاحبه میکنند و با همان متودی که جلو میروند کم کم به شهرت و سپس پول و ثرت میرسند.
این دکتر روانششناس تاکید کرد: اگر فکر کردید سینماگران به دنبال فردی بسیار مستعد در گوشهای از استان های کشور هستند کاملا در اشتباهید. یک فردی که خودش را ناجور درست میکند تا دائما در چشم و در مرکز توجهات باشد سینماگران میره با او قرارداد میبندند. پس ماجرای زن، زندگی، آزادی و مسئلهای که برای آنان اهمیت دارد مسئله حجاب است و از همین مسئله پول در میآورند. سلبریتیها روی مشکلات سوار میشوند و از اضطراب و هیجانات منفی مردم در زمان های متفاوت سواستفاده میکنند و برداشت های شخصی خودشان را از این ماجرا دارند.
آنچه مسلم است، این است که اصلاح جامعه، بدون اصلاح الگوها، کارزاری بیهوده است؛ و اصلاح الگوها، بدون اراده جدی دستگاههای ناظر و حساسیتهای لازم، به یک آرزوی دور از دسترس تبدیل خواهد شد. آنچه در فتوکالها و اکرانهای خصوصی میبینیم، صرفاً یک مسأله پوشش نیست بلکه ترویج بی بندوباری سازمان یافتهای است که اگر جلوی آن گرفته نشود تبدیل به یک غده سرطانی خواهد شد.
انتهای پیام/
نظر شما