به گزارش خبرنگار اجتماعی ایسکانیوز، مشکلات اقتصادی خانوادهها حالا بیش از گذشته روی وضعیت تحصیلی دانشآموزان اثر گذاشته است؛ تا جایی که برخی از آنها برای کمک به تأمین هزینههای زندگی ناچار به کار کردن میشوند و از درس و مدرسه فاصله میگیرند. از طرفی شرایط معیشتی معلمان هم بر کیفیت تدریس و انگیزه آنها تأثیر گذاشته است. در این شرایط وضعیت آموزش مدارس و چالشهایی که دانشآموزان و معلمان با آن روبهرو هستند، بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است.
در ادامه گفتوگوی ایسکانیوز با منصوره کافیزاده، آموزگار نمونه مقطع متوسطه دوم استان کرمان را بخوانید:
کافی زاده در پاسخ به چرایی کاهش شمار دانشآموزان در سراسر کشور، گفت: دلیل اصلی شرایط اقتصادی است و عوامل دیگر در برابر آن بسیار کمرنگاند.
او در تشریح عامل فاصلهگیری دانشآموزان از کلاسهای درس، افزود: بسیاری از خانوادهها با این وضعیت اقتصادی دچار مشکل شدهاند و بچهها ناچارند کار کنند تا هزینه خودشان را تأمین کنند.
این آموزگار نمونه مقطع متوسطه دوم در واکنش به اینکه این وضعیت تا چه اندازه در اجتماع دیده و حس میشود، اظهار کرد: پیش از عید و به دلیل جنگ رمضان که آموزش مجازی شد، بسیاری از دانشآموزان دوره اول و دوم متوسطه و حتی پایه پنجم و ششم ابتدایی به سر کار رفتند.
وی در ادامه با تشریح شرایط دانشآموزان در زمان امتحانات و کلاسهای مجازی، گفت: در آن روزها بارها میگفتند ما سر کار هستیم، درخواست جابجایی زمان کلاس و امتحان را داشتند. به سر کار میرفتند و دستکم هزینه تحصیل خودشان را تأمین میکردند.
مدارس دولتی زیر فشار
او با اشاره به فشار جمعیت دانشآموزی بر مدارس دولتی اظهار کرد: مدارس دولتی استان کرمان، بهویژه شهر کرمان، ظرفیت کافی برای پذیرش و پشتیبانی از همه دانشآموزان را ندارند.
وی در تشریح کاهش دانشآموزان مدارس غیردولتی، گفت: افزایش شهریه مدارس غیردولتی و کاهش توان مالی خانوادهها نیز موجب شده است بسیاری از دانشآموزان به مدارس دولتی بازگردند؛ موضوعی که تراکم کلاسها و فشار بر ظرفیت این مدارس را افزایش داده است.
کافی زاده در پاسخ به اینکه آمار بازماندگی از تحصیل در این شهر چگونه است، گفت: آمار دقیق آن را نمیدانم، اما بازماندگی از تحصیل همهجا نامطلوب است و در هیچ جایی مطلوب نیست.
این آموزگار نمونه مقطع متوسطه دوم در واکنش به طرح دو نوع فقر جغرافیایی و قشری از سوی رئیس سازمان بهزیستی، اظهار کرد: این دو فقر با یکدیگر منطبق شدهاند و ما با فقر مضاعفی روبهرو هستیم که پیامد آن، بازماندگی دانشآموزان از تحصیل است.
وی با بیان اینکه این روند نگرانکننده است، گفت: به گمان من اگر شرایط اقتصادی و آموزشی با همین شیب پیش برود، بیگمان بدتر از این هم خواهد شد؛ اما اگر تحولی مثبت شکل بگیرد، میتوان امیدوار بود این اتفاق کم رخ دهد یا بهکلی جلوی آن گرفته شود.
او با طرح اینکه هیچ خانوادهای اشتیاقی به ترک تحصیل فرزندش ندارد، اضافه کرد: این تنگناها و فشارهاست که بچهها را زودتر به سر کار میفرستد. نکته دیگر اینکه بسیاری دیدهاند کسانی که درس خوانده و به دانشگاه رفتهاند، بهمراتب از کسانی که در بازار آزاد کار میکنند، مشکلات اقتصادی بیشتری دارند.
این آموزگار نمونه مقطع متوسطه دوم از دیدگاه خانوادهها درباره اشتغال فرزندانشان، گفت: ممکن است شماری از خانوادهها ترجیح بدهند فرزندشان از همان ابتدا حرفهای یاد بگیرد و زودتر وارد بازار کار شود چون مهمترین مسئله اقتصاد خانوادههاست.
معمای معدلها
کافی زاده در پاسخ به اینکه وزیر آموزشوپرورش از رشد یک و نیم نمرهای معدل دانشآموزان خبر داده است، گفت: میتوان این رشد را تا حدی به آموزش مجازی نسبت داد شاید در آموزش مجازی دانشآموزان توانستند بهتر همراهی کنند، از منابع دیگر بیشتر بهره ببرند و فرصت بیشتری برای مطالعه داشته باشند.
این آموزگار نمونه مقطع متوسطه دوم در واکنش به اینکه سال تحصیلی گذشته نیز مجازی بود، اظهار کرد: امتحان نهایی حضوری برگزار شد، اما آنچه برای من مهم است دوران مدرسه است، نه صرفاً برگزاری آزمون؛ همان اتفاقی که در طول سال تحصیلی افتاد.
کافی زاده با طرح اینکه برنامه درسی مدارس با حجم زیادی از محتوا روبهروست، اضافه کرد: در برنامه درسی دانشآموزان درسهای بسیاری وجود دارد که چندان کارایی ندارند و مدرسه به هر حال ناچار است آنها را ارائه بدهد، در حالی که در امتحان نهایی آنقدر اهمیت ندارند و فقط وقت بچهها را میگیرند.
او با طرح اینکه دانشآموزان دوست ندارند به مدرسه بیایند، اضافه کرد: دلیلش همان اتلاف وقتی است که در مدرسه رخ میدهد. وقتی آموزش مجازی بود، این اتلاف وقت قطعاً رخ نمیداد؛ بچهها کلاسشان را میدیدند و خودشان درس میخواندند. اگر در برخی درسها بهویژه در پایه دوازدهم نمره دانشآموزان بیشتر شده به همین دلیل است.
او با طرح اینکه آموزش مجازی میتواند در برخی شرایط اولویت داشته باشد، اضافه کرد: اگر هوا آلوده باشد و رانتهای آموزشی هم مناسب باشد، من هم ترجیح میدهم فرزندم در خانه درس بخواند و بهصورت مجازی پیش برود. اما اگر چارهای نباشد، مجبورم بگویم ماسک بزن و به کلاس برو، چون میدانم که از آموزش مجازی چیزی یاد نمیگیرد.
این آموزگار نمونه مقطع متوسطه دوم در واکنش به اینکه شدت و ضعف آلودگی هوا در مناطق مختلف متفاوت است، اظهار کرد: در جاهایی که آلودگی هوا بسیار شدید است، والدین میگویند سلامتی فرزندشان ارجحیت دارد تا آموزش؛ پس ترجیح میدهند کودک در خانه بماند.
وی با بیان اینکه تصمیمگیری درباره نحوه آموزش نباید تکبعدی باشد، گفت: ابتدا باید شرایط سنجیده شود و با مدیران و معلمان صحبت شود. یک نظرسنجی درست و حسابی صورت بگیرد که هم برآیند نظرات خانوادهها و هم دیدگاههای معلمان، صاحبنظران و اساتید دانشگاه را در بر بگیرد؛ نباید عدهای محدود بنشینند و برای کل جامعه تصمیم بگیرند.
کافی زاده در پاسخ به اینکه آیا وضعیت امنیتی بر تصمیمات خانوادهها اثر گذاشته است، گفت: وقتی پایگاههای نظامی در مدارس یا اطراف آنها مستقر میشوند، طبیعتاً خانوادهها دلهره دارند؛ در کلیت اگرچه خانوادهها آموزش مجازی را نمیپسندند، اما در شرایطی که امنیت فرزندشان به خطر باشد، اولویت آنها این است که فرزندشان زنده بماند و سالم باشد، حتی اگر آموزش بهصورت مجازی باشد.
چالش زیرساختی اینترنت
او با طرح اینکه امکان ارتقا و بهبود آموزشهای مجازی وجود دارد، اضافه کرد: اولین قدم برای این امر، فراهم کردن اینترنت پرسرعت با قیمتی مناسب برای دانشآموزان، خانوادهها و کل جامعه است. تا زمانی که وضعیت اینترنت درست نشود، اساساً نمیتوان درباره کیفیت صحبت کرد؛ در حالی که اگر این زیرساخت فراهم باشد، میتوان بهترینها را در اختیار بچهها قرار داد و در مصرف انرژی و زمان نیز صرفهجویی کرد. اما با اینترنت فعلی، کلاسها مدام قطع میشوند و صداها نمیرسد، بنابراین هیچ فایدهای ندارد.
این آموزگار نمونه مقطع متوسطه دوم در واکنش به اینکه کیفیت آموزش مجازی در حال حاضر پایین است، اظهار کرد: آموزش مجازی ما هم از نظر کیفیت اینترنت و هم از نظر برنامههای موجود، مانند «شاد»، بسیار ضعیف است. این وضعیت میتوانست بسیار بهتر باشد، به شرطی که سرعت اینترنت ارتقا یابد و برنامهریزی درستی صورت بگیرد.
وی با بیان اینکه معلمان نیز در این مسیر مورد حمایت نیستند، گفت: باید حمایتهای لازم از اساتید و معلمان صورت بگیرد تا نگران هزینههای بالای بستههای اینترنتی نباشند؛ چرا که در کنار قیمتهای وحشتناک اینترنت، حقوق معلمان بسیار پایین است. واقعیت این است که به هر بخشی از آموزش نگاه میکنیم، میبینیم مشکل مهمی وجود دارد و هیچجا نیست که بگوییم بهخوبی اداره میشود.
کافی زاده در پاسخ به اینکه آیا افزایش میانگین نمرات نتیجه آموزش مجازی بوده است، گفت: اگر آموزش مجازی را برای دانشآموزان پایه یازدهم و دوازدهم بسنجیم، بله.
او با طرح اینکه مجازی برای سنین پایینتر هرگز جوابگو نیست، اضافه کرد: برای پایههای پایینتر، بهویژه در درس ریاضی، آموزش مجازی بههیچوجه کارساز نیست. من سالها در ابتدایی تدریس کردهام و میدانم که بیشترین ضربه را دانشآموزان ابتدایی، متوسطه اول و پایه دهم میخورند. در کلاس حضوری ما سعی میکنیم بچهها را به آرامش و تمرکز دعوت کنیم و با آنها چهره به چهره هستیم، اما در فضای مجازی کنترل روی آنها نیست؛ آنها کلاس را روشن میکنند و میخوابند یا خانوادهها پای آنها مینشینند و پاسخ میدهند.
این آموزگار نمونه مقطع متوسطه دوم در واکنش به اینکه نباید پایه یازدهم و دوازدهم را معیار قرار داد، اظهار کرد: دانشآموزان بسیار لطمه دیدهاند؛ کسانی که اکنون پایه هشتم هستند، سال اول ابتداییشان با کرونا آمد و چهار سال را در این وضعیت گذراندند و پایه علمی ضعیفی دارند. حالا که به دبیرستان رسیدهاند، دوباره احتمال مجازی شدن آموزش وجود دارد. من نگرانم که با این وضعیت و محتوای آموزشی ضعیف، ما با یک نسل بیسواد روبهرو شویم.
وی با بیان اینکه در مورد آلودگی هوا یا شیوع بیماری، گفته شده تعطیلیها متوقف شده و دانشآموزان باید در کلاس بمانند، گفت: اینکه دانشآموزان شش ساعت پشت میز بنشینند و هیچ تفریحی نداشته باشند، دشوار است. به هر حال بهتر است که مدارس تعطیل شوند و بچهها در خانه بمانند و آموزش مجازی را بگذرانند.
کلاسی که دیگر جذاب نیست
کافی زاده در پاسخ به اینکه چرا رشد معدلها را نمیتوان بهسادگی پایدار دانست، گفت: دانشآموزان مایل نیستند کلاس بروند، حتی اگر دبیر خوبی داشته باشند؛ چون میدانند با رفتن به مدرسه باید از هفت صبح تا دو بعد از ظهر آنجا باشند و ترجیح میدهند خودشان در خانه درس بخوانند یا به کلاس بیرون بروند تا وقت کمتری از آنان گرفته شود، خصوصا دانشآموزان کنکوری.
او با طرح اینکه این معضل ریشه در محتوای نادرست برنامه درسی دارد، اضافه کرد: دانشآموزان ناچارند محتواهایی را در مدارس طی کنند که چندان به کارشان نمیآید و این ضعف ماست.
این آموزگار نمونه مقطع متوسطه دوم در واکنش به اینکه آیا همه دبیران یکسان تدریس میکنند، اظهار کرد: همه دبیران نمیتوانند خیلی خوب درس بدهند و بچهها خودشان سبک و سنگین میکنند؛ وقتی میبینند زمانی را که قرار است برای یادگیری درس زیست بگذارند، میتوانند همان را در خانه یا در کلاس خصوصی صرف کنند و باقی وقتشان را برای مطالعه خودشان بگذارند، طبیعی است که مدرسه را کنار بگذارند.
وی با بیان اینکه همهجا خوب و بد هست، گفت: دبیران ما همه بینقص نیستند، اما همه هم بد کار نمیکنند؛ با این حال انگیزه معلمان اکنون بسیار کم شده است.
او با طرح اینکه سرخوردگی معلمان مسئلهای جدی است، اضافه کرد: خودم دبیرانی را میشناسم که سابقه کاری بالا و تدریس فوقالعادهای داشتند و اکنون بسیار افسرده و سرخورده شدهاند. آن انگیزهای که پیشتر سر کلاس بچهها را به فعالیت وامیداشت و همتی که خودشان در کلاسهایشان میگذاشتند، دیگر وجود ندارد؛ چون دغدغه معیشت دارند و ناچارند بیرون هم کار کنند.
کافی زاده در پاسخ به اینکه این وضعیت چه پیامدی دارد، گفت: معلمی که در مدرسه کار میکند و دانشآموزان از او ناراضیاند، عصر در خانه که خصوصی درس میدهد، ساعتی مبلغ قابلتوجهی میگیرد، آنجا خوب درس میدهد و شاگردان بسیاری هم دارد؛ اینها مسائل مهمی است که باید به آنها پرداخته شود.
این آموزگار نمونه مقطع متوسطه دوم در واکنش به اینکه این مسئله چه اثری بر عدالت آموزشی میگذارد، اظهار کرد: متأسفانه اکنون وضعیتی شکل گرفته که اگر پول و ثروت داشته باشید، میتوانید درسخوان هم باشید و در کنکور هم نتیجه خوبی بگیرید، اما اگر نداشته باشید، نه.
وی با بیان اینکه میانگین نمرات رشتههای مختلف در امتحانات نهایی درس دیگری را هم نشان میدهد، گفت: بالاترین میانگین مربوط به ریاضی بوده که ۱۲/۷۲ است و پایینترین مربوط به علوم انسانی بوده که ۹/۶۸ است؛ یعنی علوم انسانی از همه کمتر بوده است.
کافی زاده در پاسخ به اینکه چرا علوم انسانی پایینترین میانگین را داشته، گفت: این موضوع را در بسیاری از مناطق مختلف هم میبینیم و ریشهای قدیمی دارد؛ از قدیم ذهنیتی وجود داشت که درسخوانها به ریاضی و بعد تجربی میرفتند و کسانی که ذهنشان همراه نمیکرد، سراغ رشته دیگری میرفتند. هرچند امروز گمان نمیکنم آن ذهنیت قبلی چندان باقی مانده باشد.
او با طرح اینکه دلیل مهم این پدیده را باید جای دیگری جست، اضافه کرد: دلیل اصلی به بازار کار بیرون برمیگردد؛ کسانی که وضعیت تحصیلی بهتری دارند، رشته ریاضی را انتخاب میکنند، چون میدانند با ریاضی خواندن و بعد پذیرش در رشتههای فنی یا مهندسی، هم احتمال کاریابی در ایران برایشان بهتر است و هم راه مهاجرت برایشان بازتر.
این آموزگار نمونه مقطع متوسطه دوم در واکنش به اینکه آیا این تصور درباره علوم انسانی درست است، اظهار کرد: برای علوم انسانی اینگونه نیست؛ نه میتوانند برای مهاجرت برنامهای داشته باشند و چندان جایی پذیرش بگیرند، و نه در داخل کشور بازار کار گستردهای دارند که بتوانند برای خودشان مستقل کار کنند، در حالی که مهندسیها همه میتوانند بیرون کار کنند.
وی با بیان اینکه بچههای مستعد بیشتر به ریاضی و تجربی میروند، گفت: متأسفانه دانشآموزان بسیار توانمند ما رشته علوم انسانی را انتخاب نمیکنند، فقط به دلیل وضعیت بازار کار و اینکه با مهاجرت هم نمیتوانند اقامت کاری بگیرند.
کافی زاده با طرح اینکه این وضعیت باید معکوس شود، اضافه کرد: علوم انسانی مهمترین رشته است و در کشور ما اینگونه شده، در حالی که باید برعکس باشد؛ نخبههای ما باید به علوم انسانی بروند تا بتوانند وضع مملکت را تغییر بدهند، نه اینکه همه بخواهند پزشکی و مهندسی بخوانند و در علوم انسانی تعداد اندکی دانشآموز خوب داشته باشیم.
حضوری یا مجازی؟
او در پاسخ به اینکه بر اساس بازخوردهای دریافتشده از اولیای دانشآموزان برای غیرحضوری شدن مدارس و آموزش آنلاین ، گفت: گمان نمیکنم اولیا واقعاً چنین نظری داشته باشند؛ اینجا پرسش من این است که شما از چه تعداد نمونه و از کدام جوامع این بازخورد را گرفتهاید؟
این آموزگار نمونه مقطع متوسطه دوم در واکنش به اینکه خودش بهعنوان یک مادر چه نظری دارد، اظهار کرد: من خودم بهعنوان یک مادر هیچوقت دلم نمیخواهد پسرم آموزش غیرحضوری داشته باشد، این آموزش اصلاً کیفیت لازم را ندارد. شاید برای پایههای یازدهم و دوازدهم و بهخاطر کنکور بخواهم این کار را انجام بدهم، اما اکنون که دانشآموزان کوچکتر هستند، به نظرم آموزش حضوری خیلی بهتر است.
یگانه مغانی
انتهای پیام/
نظر شما