به گزارش خبرنگار بینالملل ایسکانیوز، انتخابات میاندورهای آمریکا با یک شکست سنگین برای دونالد ترامپ و حزب جمهوریخواه همراه شده و دموکراتها توانستهاند کنترل هر دو مجلس نمایندگان و سنا را به دست بگیرند و پس از دو سال، جمهوریخواهان را از کنترل یکپارچه کنگره خارج کنند. این نتیجه در شرایطی رقم خورده که ترامپ شخصا تلاش گستردهای برای حفظ اکثریت جمهوریخواهان انجام داده بود و بارها از هوادارانش خواسته بود در این انتخابات به گونهای رای دهند که گویی نام او نیز روی برگه رای قرار دارد. با این حال، نتیجه انتخابات نشان داد که سیاستهای دولت ترامپ در میانه دومین دوره ریاستجمهوری او با واکنش منفی قابل توجهی از سوی رایدهندگان مواجه شده و تا لحظه انتشار این گزارش، دموکراتها 54 کرسی سنا و همچنین 225 کرسی مجلس نمایندگان را کسب کردند.
بیشتر بخوانید:
ازسرگیری حملات هوایی آمریکا بعد از انتخابات خواهد بود / تداوم اقدامات غیرقانونی ترامپ حتی در صورت شکست جمهوریخواهان
اهمیت این شکست زمانی بیشتر میشود که دموکراتها تنها در ایالتهای سنتی خود پیروز نشدهاند، بلکه توانستهاند در چندین حوزه و ایالت جمهوریخواه نیز کرسیهای مهمی را به دست آورند. دموکراتها در سنا با پیروزی در ایالتهایی مانند کانزاس، کارولینای جنوبی، تگزاس، اوهایو و آیووا کنترل این مجلس را از جمهوریخواهان گرفتند و در مجلس نمایندگان نیز اکثریت را به دست آوردند. به این ترتیب، انتخابات ۲۰۲۶ عملا به یک همهپرسی سیاسی درباره عملکرد دو سال نخست دولت دوم ترامپ تبدیل شد.

جنگ ایران و افزایش قیمت سوخت مهمترین نگرانی شهروندان آمریکایی
در میان عوامل مختلفی که به این شکست منجر شدهاند، جنگ آمریکا با ایران جایگاه ویژهای دارد. گزارشهای انتخاباتی و تحلیلهای منتشرشده پس از رایگیری نشان میدهد که نگرانی از جنگ ایران، افزایش قیمت سوخت و آثار اقتصادی درگیری از جمله موضوعاتی بوده که رایدهندگان را علیه دولت ترامپ بسیج کرده است. رویترز نیز در ارزیابی نتایج انتخابات تاکید کرده که نگرانی درباره جنگ ایران، هزینههای زندگی، تعرفهها و عملکرد دولت از عوامل اصلی چرخش آرا به سمت دموکراتها بوده است.
نظرسنجیهای خروجی نیز تصویر روشنی از این نارضایتی ارائه میکنند. بر اساس دادههای «سی بی اس»، بیشتر رایدهندگان معتقد بودند تصمیم آمریکا برای ورود به جنگ با ایران اشتباه بوده و حتی حدود یکچهارم رایدهندگان جمهوریخواه نیز با این تصمیم مخالفت داشتهاند. این نظرسنجی همچنین نشان میدهد کسانی که بیش از دیگران درباره توانایی خود برای پرداخت هزینه سوخت نگرانی داشتند، بیشتر با تصمیم دولت برای حمله به ایران مخالفت کردهاند. بنابراین جنگ ایران تنها یک موضوع سیاست خارجی نبوده و از مسیر افزایش هزینه انرژی و فشار اقتصادی، مستقیما به زندگی روزمره رایدهندگان آمریکایی گره خورده است.
خشم آمریکاییها از وضعیت ایجاد شده در این کشور
البته شکست جمهوریخواهان را نمیتوان صرفا به جنگ ایران نسبت داد. هزینه زندگی و تورم، نارضایتی از وضعیت اقتصادی، تعرفههای تجاری، نگرانی درباره فساد دولتی و کاهش محبوبیت ترامپ نیز در این نتیجه موثر بودهاند. بر اساس نظرسنجیهای خروجی، نزدیک به ۹ نفر از هر ۱۰ رایدهنده هزینه زندگی را عاملی مهم در تصمیم خود دانستهاند و حدود سهچهارم رایدهندگان نیز از وضعیت کشور ناراضی یا خشمگین بودهاند. با این حال، جنگ ایران در شرایطی که مستقیما با افزایش قیمت انرژی و نگرانی درباره آینده اقتصادی آمریکا پیوند خورده بود، توانست یکی از مهمترین نقاط آسیب دولت ترامپ باشد.
بدون تردید این شکست پیامدهایی بر دو سال پایانی ریاستجمهوری ترامپ خواهد داشت. نخستین پیامد، پایان دورهای است که رئیسجمهور از حمایت یکپارچه کنگره برخوردار بود. از ژانویه ۲۰۲۷، دموکراتها کنترل دستور کار کنگره را در اختیار خواهند داشت و میتوانند بسیاری از طرحهای دولت را متوقف یا تغییر دهند. در سنا نیز اکثریت دموکراتها به آنها امکان میدهد در برابر بسیاری از گزینههای ترامپ برای پستهای مهم دولتی و قضایی مقاومت کنند.
رویارویی کاخ سفید و کنگره در دوسال باقی مانده از دولت
با وجود این، پیروزی دموکراتها به معنای از دست رفتن قدرت اجرایی ترامپ نیست. رئیسجمهور همچنان اختیار گستردهای در حوزه سیاست خارجی، فرماندهی نیروهای مسلح و صدور دستورات اجرایی خواهد داشت و میتواند قوانین مورد مخالفت خود را وتو کند. همچنین برای تصویب بسیاری از قوانین در سنا همچنان به ۶۰ رای برای عبور از فیلیباستر نیاز است و دموکراتها برای بیاثر کردن وتوی رئیسجمهور نیز به اکثریت دو سوم در هر دو مجلس نیاز خواهند داشت و بنابراین دو سال آینده احتمالا بیش از آنکه دوره اجرای برنامههای جدید باشد، دوره رویارویی کاخ سفید و کنگره خواهد بود.
جنگ ایران نیز از این پس با یک محیط سیاسی کاملا متفاوت در واشنگتن مواجه خواهد شد. دموکراتها اکنون اهرم مهمتری برای نظارت بر سیاست جنگی دولت، بررسی تصمیمات کاخ سفید، احضار مقامهای دولتی و تاثیرگذاری بر بودجههای مرتبط با جنگ در اختیار خواهند داشت. از آنجا که قانون اساسی آمریکا اختیار تخصیص بودجه را به کنگره داده، کنترل مجلس نمایندگان و سنا میتواند فشار سیاسی قابل توجهی بر دولت برای ارائه توضیح درباره هزینههای جنگ، اهداف عملیات نظامی و منابع مالی مورد نیاز آن ایجاد کند.
امکان اعمال محدودیتهای مالی برای تداوم جنگ با ایران
با این حال، این تغییر به معنای پایان فوری جنگ ایران نیست. ترامپ همچنان فرمانده کل نیروهای مسلح است و در حوزه عملیات نظامی و سیاست خارجی اختیارات گستردهای دارد. اما اگر جنگ ادامه پیدا کند و هزینههای اقتصادی و سیاسی آن افزایش یابد، کنگره دموکرات میتواند به تدریج محدودیتهای بیشتری بر تامین مالی عملیات یا برنامههای مرتبط با جنگ اعمال کند. از سوی دیگر، نتیجه انتخابات یک پیام سیاسی روشن نیز برای کاخ سفید دارد: ادامه جنگی که بخش قابل توجهی از رایدهندگان آن را اشتباه میدانند، میتواند برای دولت در دو سال پایانی هزینه سیاسی بیشتری ایجاد کند.
در همین چارچوب، شکست جمهوریخواهان میتواند بر محاسبات دولت درباره ادامه درگیری با ایران نیز اثر بگذارد. ترامپ اکنون با کنگرهای مواجه خواهد بود که بخش مهمی از اعضای آن از مخالفان سیاست جنگی او هستند و در عین حال، نتایج انتخابات نشان داده است که هزینههای اقتصادی جنگ برای رایدهندگان اهمیت بالایی دارد. این وضعیت میتواند فشار برای یافتن یک راهحل سیاسی و دیپلماتیک را افزایش دهد، هرچند نمیتوان صرفا بر اساس نتیجه انتخابات پیشبینی کرد که دولت آمریکا فورا مسیر نظامی را کنار خواهد گذاشت.
امکان استیضاح ترامپ چقدر جدی است؟
مسئله استیضاح نیز از مهمترین پیامدهای سیاسی این تغییر خواهد بود. از نظر حقوقی، دموکراتها برای آغاز روند استیضاح در مجلس نمایندگان به اکثریت ساده نیاز دارند و با در اختیار داشتن اکثریت این مجلس، در صورت تصمیم سیاسی برای این کار میتوانند مواد استیضاح را تصویب کنند. اما برکناری ترامپ به مراتب دشوارتر است، زیرا پس از استیضاح، محکومیت در سنا به رأی دو سوم سناتورها نیاز دارد. بنابراین حتی با کنترل هر دو مجلس، دموکراتها به تنهایی تضمینکننده برکناری رئیسجمهور نیستند.
به همین دلیل، در شرایط فعلی باید میان «احتمال آغاز روند استیضاح» و «احتمال برکناری ترامپ» تفاوت قائل شد. پیروزی دموکراتها زمینه سیاسی لازم برای تحقیقات گسترده درباره عملکرد دولت را فراهم کرده است و رهبران دموکرات نیز از هماکنون از استفاده از احضاریهها، تحقیقات کنگره و بررسی عملکرد دولت سخن گفتهاند. اما تجربه استیضاحهای قبلی ترامپ و دشواری دستیابی به اکثریت دو سوم در سنا باعث میشود برکناری او همچنان سناریویی بسیار دشوار باشد. بنابراین در کوتاهمدت، احتمال افزایش تحقیقات و حتی طرح استیضاح را باید جدیتر از احتمال برکناری دانست.
پایینترین سطح محبوبیت برای ترامپ و چالشهای دو سال پیشرو
در مجموع، انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ یک نقطه عطف در نیمه دوم ریاستجمهوری ترامپ محسوب میشود. رئیسجمهور اکنون باید دو سال پایانی دوره خود را در شرایطی سپری کند که مخالفان سیاسیاش کنترل هر دو مجلس کنگره را در اختیار دارند، محبوبیت او به پایینترین سطوح دوره ریاستجمهوریاش رسیده و جنگ ایران به یکی از موضوعات مورد مناقشه جدی در سیاست داخلی آمریکا تبدیل شده است.
از این منظر، نتیجه انتخابات تنها شکست جمهوریخواهان در یک رقابت میاندورهای نیست، بلکه هشداری جدی درباره هزینههای سیاسی سیاست خارجی دولت ترامپ نیز محسوب میشود. جنگ ایران، افزایش قیمت انرژی و فشار اقتصادی، همراه با نارضایتی گسترده از عملکرد دولت، به موضوعاتی تبدیل شدهاند که اکنون دموکراتها میتوانند از طریق کنترل کنگره آنها را مستقیما به سیاستهای کاخ سفید پیوند بزنند.
دو سال آینده احتمالا شاهد افزایش تقابل میان کنگره و کاخ سفید، تحقیقات گسترده درباره دولت، مناقشه بر سر بودجه و اختیارات ریاستجمهوری و فشار بیشتر برای بازنگری در سیاست آمریکا در قبال ایران خواهد بود اما اینکه این فشارها در نهایت به پایان جنگ منجر شود یا صرفا شکل و هزینههای آن را تغییر دهد، به تصمیمات ترامپ و میزان همراهی دموکراتها و جمهوریخواهان میانهرو در کنگره بستگی خواهد داشت.
انتهای پیام/
نظر شما