سالروز شهادت حسین خرازی فرصتی برای بازخوانی یکی از برجستهترین الگوهای مدیریت تحولی در تاریخ معاصر ایران است؛ فرماندهای که نهتنها در میدان نبرد، بلکه در عرصه سازماندهی، انگیزش نیروها و خلق روحیه پیشرو، نقشی تعیینکننده ایفا کرد. بررسی تجربه فرماندهی او در لشکر ۱۴ امام حسین نشان میدهد که چگونه کنش مدیریتی آگاهانه، میتواند یک نیروی مردمی را به سازمانی منسجم، خطشکن و اثرگذار بدل کند.
خرازی از دل ساختار نوپای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برآمد؛ نهادی که در سالهای ابتدایی جنگ تحمیلی با محدودیتهای تجهیزاتی، آموزشی و ساختاری مواجه بود. اما آنچه لشکر ۱۴ امام حسین را به یکی از یگانهای پیشتاز در عملیاتهای بزرگ تبدیل کرد، صرفاً تجهیزات نظامی نبود، بلکه نوعی رهبری الهامبخش و مشارکتمحور بود که خرازی آن را نهادینه ساخت. او فرماندهای نبود که از فاصلهای امن دستور دهد؛ حضورش در خط مقدم، تصمیمگیریهای سریع و پذیرش ریسکهای حسابشده، روحیهای از اعتماد و همدلی میان نیروها ایجاد میکرد.
نقشآفرینی این لشکر در عملیاتهایی همچون عملیات بیتالمقدس و عملیات خیبر، نمونهای روشن از مدیریت تحولی است. در این عملیاتها، خطشکنی به معنای عبور از موانع پیچیده دفاعی دشمن و گشودن مسیر برای پیشروی سایر یگانها بود؛ مأموریتی که نیازمند جسارت، انسجام و باور عمیق به هدف مشترک است. خرازی با تقویت سرمایه اجتماعی درون یگان، نیروها را از سطح یک سازمان اداری به سطح یک «جمع آرمانمحور» ارتقا داد. او با تأکید بر آموزش مستمر، شناسایی دقیق میدانی و استفاده از ظرفیت نیروهای بومی اصفهان، توانست ساختاری چابک و منعطف پدید آورد.
ویژگی مهم دیگر در شیوه مدیریتی او، تلفیق عقلانیت عملیاتی با معنویت انگیزشی بود. خرازی به خوبی میدانست که در شرایط عدم توازن تسلیحاتی، عنصر انگیزه و باور میتواند ضریب اثربخشی نیرو را چند برابر کند. این نگاه، مصداق بارز رهبری تحولی است؛ رهبریای که به جای تکیه صرف بر سازوکارهای کنترلی، بر تغییر نگرش و ارتقای سطح تعهد تمرکز دارد. نتیجه چنین رویکردی، شکلگیری نسلی از فرماندهان میانی بود که هر یک خود به کانون تصمیمسازی و ابتکار بدل شدند.
امروز که کشور با بحرانهای پیچیده اقتصادی، اجتماعی و حتی زیستمحیطی مواجه است، بازخوانی این الگو صرفاً یک یادآوری تاریخی نیست، بلکه ضرورتی راهبردی است. بحرانهای نوین، ماهیتی چندبعدی دارند و حل آنها نیازمند مدیرانی است که بتوانند در شرایط عدم قطعیت، امید و انسجام ایجاد کنند. همانگونه که خرازی در میدان جنگ از دل محدودیتها فرصت ساخت، مدیریت امروز نیز باید از قالبهای بروکراتیک صرف عبور کند و به سمت چابکی، میدانداری و مسئولیتپذیری مستقیم حرکت کند.
الگو گرفتن از خرازی به معنای بازتولید فضای جنگ نیست، بلکه به معنای احیای روحیه خطشکنی در عرصههای مختلف است؛ روحیهای که از خطر نمیهراسد، اما بیمحابا نیز عمل نمیکند. او نشان داد که فرماندهی مؤثر، ترکیبی از حضور میدانی، تصمیمگیری بهموقع، اعتمادسازی و تربیت نیروی انسانی است. در شرایط کنونی، هر حوزهای که با گرههای پیچیده روبهروست، نیازمند چنین رویکردی است: مدیریتی که پیشقدم باشد، مسئولیت شکست و پیروزی را بپذیرد و با خلق چشمانداز مشترک، نیروها را به حرکت درآورد.
سالروز شهادت این فرمانده بزرگ، یادآور این حقیقت است که سرمایه اصلی هر جامعه، انسانهای تحولآفرین آن هستند. اگر در دوران دفاع مقدس، لشکر ۱۴ امام حسین با خطشکنیهای خود معادلات میدانی را تغییر داد، امروز نیز میتوان با الهام از همان شیوه مدیریتی، معادلات بحرانهای پیچیده را دگرگون ساخت؛ به شرط آنکه مدیریت را نه صرفاً یک منصب، بلکه رسالتی برای ساختن آینده بدانیم.
نویسنده: رامین ابویی - فعال رسانهای و پژوهشگر حوزه مدیریت راهبردی
انتهای پیام/
نظر شما