آیا تاریخ را به آتش میکشید؟ آیا روح تمدن را در خاک و خون میغلتانید؟ حمله ددمنشانه به بناهای تاریخی اصفهان، یادگار هزاران سال تمدن بشری، نه تنها اهانتی آشکار به ملت ایران، که لکهای ننگین بر دامان بشریت است. این جنایت، با کدامین منطق جز جنون قدرت قابل توجیه است؟
بر اساس ماده ۸ بند ۲ بند (ب) (۹) اساسنامه دیوان کیفری بینالمللی، صراحتاً آمده است:«حمله عمدی به ساختمانها، آثار هنری، بناهای تاریخی، اماکن مذهبی در صورتیکه آنها هدف نظامی نباشند، جنایت جنگی است.»
و این دقیقاً همان چیزی است که بر سر گنبدهای فیروزهای اصفهان، بر پیکر میدان کهن و بر روح تاریخ این سرزمین آمده است. این حمله، هدف نظامی نداشته؛ این حمله، عمدی بوده و هدفش نابودی هویت بوده است.
کنوانسیون لاهه ۱۹۵۴ نیز چون شمعی فروزان در تاریکی، راه را روشن میکند. ماده ۴ این کنوانسیون به صراحت دولتها را موظف میدارد که «به اموال فرهنگی احترام بگذارند» و از «هرگونه اقدام خصمانه علیه آن خودداری کنند». اما چه کسی به این نداهای وجدان بشری گوش فرا میدهد؟
این حمله، فریادی است که سکوت جهان را میشکافد. این انتقام تاریخ است که از حلقوم ملت ایران برمیآید. آنکه گمان کرده با کوبیدن بر طبل جنگ، میتواند شکوه تمدن را از میان ببرد، سخت در اشتباه است. میراث اصفهان، میراث جهان است و دفاع از آن، دفاع از انسانیت. ما این جنایت را نه فراموش میکنیم و نه میبخشاییم. تاریخ، شاهد است و روز داوری نزدیک.
اکنون زمان آن است که وجدان جهانی از مرحلهٔ محکومیت لفظی فراتر رود. جامعهٔ بینالملل ـ از یونسکو تا دیوان کیفری بینالمللی ـ باید به مسئولیت خود در پاسداری از میراث فرهنگی بشریت عمل کند.
هر تأخیر، همدستی در جرم است. باید سازوکارهای نظارت، تحقیق و محاکمه فعال شوند؛ باید عاملان و دستوردهندگان این فاجعه در پیشگاه عدالت بایستند. اصفهان امروز تنها قربانی یک بمباران نیست؛ نماد نبرد میان قانون و بربریت است و بشر اگر در دفاع از آن سکوت کند، فردا باید بر ویرانههای وجدان خود بگرید.
نویسنده: آیدا فوقی - دانشجوی کارشناسیارشد حقوق کیفری و جرمشناسی
انتهای پیام/
نظر شما