در تقویم سیاسی ـ اجتماعی ایران، دوران ۴۰ روز اخیر نه تنها یک دوره تنش امنیتی، بلکه صحنهای از تولد دوباره «اخلاق همبستگی» و هوشیاری ملی بوده است. پدیدهای که در آن میلیونها شهروند، فارغ از رنگبندیهای طبقاتی یا جغرافیایی، هر شب به میدانهای اصلی شهرها سرازیر شدهاند تا پرچم ایران را برافراشته نگه دارند. این تجمعات شبانه، پاسخی جمعی و خودجوش به دو چالش عمیق همزمان است: نخست، حملات مستقیم آمریکا و اسرائیل به خاک کشور و دوم، تجربه تلخ دیماه که در آن، موجی از اعتراضات مردمی به دست گروههای تجزیهطلب و عوامل نفوذی دزدیده شد و به ناامنی و آشوب تبدیل گردید. از منظر جامعهشناختی، این حرکت، نمونهای کلاسیک از «واکنش دفاعی جامعه» در برابر تهدیدات وجودی و تلاش برای بازپسگیری هویت ملی است.
تجمعات شبانه؛ پاسخ به دوگانگی تهدید (خارجی و داخلی)
جامعهشناسان معتقدند که در شرایط بحرانهای چندلایه، مردم به دنبال یافتن نقطه ثقلی هستند که هویت جمعی آنها را حفظ کند. در ماههای اخیر ما شاهد دو نوع تهدید موازی بودیم: تهدیدی بیرونی با هدف تضعیف حاکمیت ملی و تهدیدی درونی که ریشه در سوءاستفاده گروههای تجزیهطلب از خشم عمومی داشت.
در دیماه، متأسفانه عدهای معدود اما سازمانیافته با بهرهگیری از نارضایتیهای واقعی مردم، اعتراضات مسالمتآمیز را به سمتی بردند که هدف نهایی آنها تغییر رژیم و تجزیه کشور بود. آنها با ایجاد فضای ترس و خشونت، سعی کردند مرز بین «اعتراض» و «اغتشاش» را محو کنند. اما تجمعات شبانه امسال، هوشمندانهترین راهکار برای جلوگیری از تکرار دوباره این سناریو در بهبهه جنگ نظامی بود. وقتی مردم در شبهای سرد با زبان روزه در کنار یکدیگر میایستند و پرچم را بالا میبرند و شعار وطن دوستی سر میدهند در واقع پیامی دوگانه صادر میکنند: اولاً، اعلام آمادگی برای ایستادگی در برابر تجاوز خارجی و نشان دادن اینکه «ایران» فراتر از مرزهای جغرافیایی، یک واحد انسانی متحد است. ثانیاً، این تجمعات، مانعی فیزیکی و روانی در برابر تکرار الگوی دیماه شد؛ چرا که حضور گسترده مردمی، فضایی را برای نفوذ عناصر مخرب و تجزیهطلب خالی کرد و با نمایش قدرت عددی و ارادی، هرگونه تلاشی برای تبدیل اعتراض به آشوب را ناکارآمد نمود.
نقش پرچم؛ نماد وحدت در تقابل با تجزیهطلبی
در طول این ۴۰ و اندی روز، پرچم ایران دیگر تنها یک نماد ملی نبود؛ بلکه به «سپر جمعی» در برابر تلاشهای تجزیهطلبانه تبدیل شد. جامعهشناسی نشان میدهد که در زمانهای بحران، نمادها کارکردی فراتر از زیباییشناسی پیدا میکنند. در رویداد های دی ماه، برخی گروهها سعی کردند با شعارهای جداطلبانه و نفوذیگری، شکافهای اجتماعی را عمیقتر کنند و اعتراضات را به سمت تجزیه سوق دهند. اما در این تجمعات شبانه، پرچم ایران به عنوان تنها نقطه اشتراک تمام اقشار عمل کرد. این تصویر بصری از مردمی که دست در دست هم و با پرچم در دست، در شبها گرد هم آمدهاند، پیامی قاطع داشت: «ما اجازه نمیدهیم هیچ نیرویی، چه بیگانه و چه داخلی تجزیهطلب، میهنمان را از هم بپاشد.» این رفتار، نوعی «اقتدار مدنی» است که ریشه در عشق به وطن دارد و توانسته است موجهای تفرقهای که توسط عوامل نفوذی تزریق میشد، مهار کند.
از دیماه تا امروز: گذار از «سوءاستفاده» به «امنیت مشارکتی»
یکی از مهمترین دستاوردهای این تجمعات، تغییر پارادایم امنیت در ذهنیت عمومی است. پس از تجربیات متعدد که جو کشور را مقداری ناآرام کرد، جامعه متوجه شد که سکوت یا غفلت، فرصتی برای نفوذ دشمنان است. تجمعات شبانه، اثبات کردند که وقتی مردم خودشان حافظ نظم و امنیت شوند و جلوی سوءاستفاده تجزیهطلبان را بگیرند، هیچ گروهی نمیتواند با ابزارهای سنتی آشوب، آرامش را برهم بزند. این «امنیت مشارکتی»، عاملی کلیدی در جلوگیری از تکرار سناریوی دیماه بود. مردم با حضور فیزیکی خود به تمام کسانی که دوست داشتند ایران تجزیه شود گفتند که «اینجا خانه ماست و ما از آن دفاع میکنیم».
در نهایت آیندهای مبتنی بر انسجام ملی و هوشیاری تجمعات شبانه در این مدت، درس بزرگی برای سیاستگذاران خارجی و فرصتطلبان بود. این پدیده نشان داد که سرمایه اجتماعی ایران، حتی در سختترین شرایط جنگی و تحریمی، همچنان زنده و پویاست و آن سرمایه «مردم» هستند. اگرچه این تجمعات نیازمند مدیریت صحیح برای جلوگیری از آسیبهای احتمالی است، اما نباید از ظرفیت عظیم آنها غافل شد.آنچه در این روزها رخ داد، نشانه بلوغ سیاسی و اجتماعی جامعه ایران بود. مردم با ترکیب هوشمندانه «میهنپرستی» در برابر دشمن خارجی و «آگاهی ملی» در برابر تلاشهای تجزیهطلبان، الگویی جدید از انسجام اجتماعی را خلق کردند. آینده پایدار ایران، در گرو تداوم همین حس همبستگی و استفاده از ظرفیتهای مردمی برای حفظ تمامیت ارضی و استقلال کشور است. تجمعات شبانه، چراغی بود که مسیر عبور از بحرانهای پیچیده را روشن کرد و ثابت کرد که هیچ قدرتی نمیتواند اراده یک ملت متحد را بشکند، بهویژه زمانی که مردم تفاوت میان «دوست» و «دشمن» را به خوبی درک کرده باشند.
نرگس فرهادپور*
انتهای یادداشت/
نظر شما