به گزارش گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز، صبح امروز، پهنه رودکی در تالار وحدت تهران بار دیگر به صحنه بدرقه یکی از چهرههای ماندگار سینما و تلویزیون ایران تبدیل شد؛ اینبار برای وداع با اکبر عبدی، بازیگری که سالها با نقشآفرینیهای متنوع، طنزهای بهیادماندنی و شخصیتپردازیهای دقیق، در حافظه مردمن ایران ماندگار شده بود. مراسم تشییع پیکر او از مقابل این تالار، با حضور گسترده هنرمندان، بازیگران، کارگردانان، تهیه کنندگان، پیشکسوتان عرصه سینما و تلویزیون، دوستان و علاقهمندان این اسطوره سینمای ایران برگزار شد و فضای اطراف تالار وحدت از نخستین ساعات شروع برنامه، رنگ و بوی سوگ و احترام به خود گرفت.
تالار وحدت، که در سالهای اخیر بارها میزبان آیینهای بدرقه هنرمندان بزرگ کشور بوده، اینبار نیز زیر بار اندوه فقدان یکی از محبوبترین بازیگران چند دهه اخیر، حالوهوایی متفاوت داشت؛ حالوهوایی آمیخته با سکوت، اشک، یادآوری و احترام.
حضور چهرههای متعدد از میان بازیگران و هنرمندان، یکی از ویژگیهای برجسته این مراسم بود. نامهایی از نسلهای مختلف سینما و تلویزیون در میان حاضران دیده میشد؛ این حضور گسترده، تنها یک مراسم رسمی را رقم نزد، بلکه به گردهمایی عاطفی جامعه هنری برای بدرقه یکی از اعضای اثرگذار خود تبدیل شد.
رضا عطاران، پژمان جمشیدی، پژمان بازغی، بهران افشاری، مسعود ده نمکی، حسام نواب صفوی، امین حیایی، امیر آقایی، رضا کیانیان، علیرضا خمسه، محسن کیایی، آزیتا حاجیان، صدف اسپهبدی، مهراوه شریفی نیا، بهنوش طباطبایی، غلامرضا نیکخواه، حمید جبلی، ایرج طهماسب، پیمان جبلی، عزت الله ضرغامی، رضا و بیژن بنفشه خواه، کمند امیر سلیمانی، همایون اسعدیان، محمد مهدی عسگرپور، سیفالله صمدیان، سعید ملکان، بهاره رهنما، مسعود جعفری جوزانی و... از جمله چهره هایی بودند که در این مراسم حضور داشتند.
اکبر عبدی از آن دست هنرمندانی بود که مرز میان نقشهای کمدی و جدی را بهخوبی میشناخت و در هر دو حوزه، اثرگذار ظاهر میشد. او در فیلمها و سریالهای پرشمار، نهتنها مخاطب را خنداند، بلکه در بسیاری از نقشها، لایههای عاطفی و اجتماعی پررنگی را نیز به نمایش گذاشت. از همین رو، وداع با او صرفاً خداحافظی با یک بازیگر نبود؛ بدرقه بخشی از تاریخ خاطرهساز سینمای ایران بود.
مراسم تشییع اکبر عبدی ساعت ۹:۳۰ مراسم با تلاوت آیاتی از قرآن کریم، بعد قرائت صلوات و تشویق مردم و با اجرای نیما کرمی آغاز شد و وی همان ابتدا خطاب به همسر و دختر عبدی گفت: همه ما که در طول زندگی با هنر اکبر عبدی زندگی کردهایم، خانواده او هستیم و با شما همدردیم. این غم همه مردم است.
وی ادامه داد: خیلیها عالیجناب عبدی را عمو اکبر صدا میکردید و امیدوارم مراسم در شأن ایشان برگزار شود، چون آقای عبدی مصداق این بیت سعدی است که «سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز، مرده آن است که نامش به نکویی نبرند».
همایون اسعدیان مدیرعامل خانه سینما با تشکر از حضور مردم و تسلیت به خانواده عبدی و مردم خطاب به المیرا عبدی (دختر این هنرمند) گفت: تو آن روزها نبودی، ولی یک روز ما پای تلویزیون نشسته بودیم نان و ماستمان را میخوردیم که یکی از آن بیرون آمد و گفت به من هم ماست بدهید، شد خانواده ما. اکبر بود، شد اکبر آقا. تو که به دنیا آمدی شدی بچه همه ما و او شد عمو اکبر. جمعه عصر او دیگر به قاب تلویزیون نرفت بلکه به قاب خاطرات ما رفت. اکبر، اکبر آقا، عمو اکبر بابت تمام خاطراتی که ساختی ممنون و بدان برای نسلهای بعدی و ما همچنان روی قاب میمانی.
در ادامه کرمی بخشی از پیام مسعود پزشکیان رئیس جمهور کشورمان را خواند و سپس کورش سلیمانی متن پیام انجمن بازیگران خانه سینما را قرائت کرد.
مینا جعفرزاده بازیگر که با سختی و اشک ریزان به مراسم آمد و نتوانست پشت تریبون حاضر شود گفت: هیچ وقت آرزو نداشتم در چنین موقعیتی باشم ولی حالا اتفاق افتاده. من پسر ندارم ولی اکبر برای من پسری کرد. الان فقط المیرا بیپدر نمانده من هم بی پشت شدم. روزی که همسرم (بهمن زرین پور) روزهای آخرش بود، اکبر هم مریض بود ولی خودش را رساند و زد بر سرش که من باید بروم نه او، ولی حالا به بهمن مژده میدهم که فقط برای شماها خوب شد که آن طرف هستید.
المیرا عبدی دختر اکبر عبدی به روی سن رفت و گفت: سه ماه است که بابام نمیتواند نفس بکشد و یک دهم محبتهایش را نتوانستیم جبران کنیم. بابای من در نقشهایش زندگی میکرد. او زود رفت، چون زیاد میفهمید و قلبش خیلی مهربان بود. دیگر کسی مثل بابا نمیآید، به همین دلیل به من تسلیت نگویید، به سینمای ایران تسلیت بگویید.
همسر اکبر عبدی نیز گفت: ما هنوز هم کمدین داریم و از این به بعد قدر آنها را بدانید. اکبر همیشه برای سرزمین ایران زنده است.
علیرضا خمسه فرد دیگری بود که در وصف اکبر عبدی لب به سخن گشود و گفت: انگار اکبر عبدی آخرین نمایش را بازی میکند و فکر میکنم ۱۰ دقیقه دیگر بلند میشود و میگوید خمسه جون حالا نوبت من است که برای تو صحبت کنم.
همه میدانند که او خلاق و تکرار نشدنی بود ولی پشت این ویژگیها یک شخصیت دیگری بود که وفاداری یکی از آنها است، او بدی را فراموش نمیکرد اما میبخشید و با مهربانی جواب میداد.
مسعود جعفری جوزانی کارگردان کشورمان به ایراد سخن پرداخت و بیان کرد: اکبر عبدی هر جایی بود آنجا مثل تابستان بود، در تابستان آمد و در تابستان هم رفت و همیشه گرمای تابستان را داشت. او عبوس ترین آدمها را به خنده میانداخت چون نگاهش به دنیا طنز بود و همهچیز را به سُخره میگرفت.
وی اظهار کرد: اولین باری که خواستم با او کار کنم، فیلم «ناصرالدین شاه آکتور سینما» بود که برخلاف آنچه شنیده بودم سفید امضاء کرد چون میگفت اینجا قرار است تاریخ سینما را بازی کنم.
جعفری جوزانی تاکید کرد: ما یک من بزرگ، درون خود داریم که سبب میشود هرکدام از ما یک دیکتاتور کوچک درونمان داشته باشیم و همه چیز زود به ما برمیخورد. دو قطبی فعلی همیشه بوده و در حالی که هنرمند متعلق به همه است ولی هر گروهی آنها را به سمت خود میکشاند.
در پایان مراسم مسعود دهنمکی کارگردان مطرح کشورمان بیان کرد: عمو اکبر از تاریخ هنر ایران فراموش نشدنی است و او را باید با آثارش ارزش گذاری نکنیم. داغ همکاری در اخراجیها ۴ به دل ما ماند و همسرش همیشه میگفت عمواکبر پیگیر است که کی اخراجی های۴ ساخته می شود.
وی خاطرنشان کرد: یکی از وجوه شخصیتی عمواکبر این بود که بدون دوربین به زندان ها میرفت و پای صحبت زندانیان مینشست. عمو اکبر به فیلم ها و جایزه ها ارزش میداد.
دهنمکی خطاب خانواده اکبر عبدی گفت: سر خود را بالا بگیرید، چون در این ۲۰ سال دوره درمانی طولانی را گذارند و شما همه کار کردید. اگر عمواکبر برای ما عزیز است خانوادهاش هم عزیز است زیرا او را تر و خشک کردند.
پس از ایراد سخن توسط هنرمندان در وصف احوال و ویژگی های اکبر عمدی، نماز میت برگزار و تابوت این اسطوره سینمای ایران با حضور گسترده مردم تا محل استقرار آمبولانس تشییع شد تا در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شود.
اما یکی از مواردی که چند وقتیست از غرب به فرهنگ غنی ما ریشه دوانده «دست زدن» در مراسم تشییع و تدفین اموات است. در طول قرنها، سنتهای عزاداری ما بر پایه تکریم و تمسک به ریسمان الهی بنا شده است. تشییع جنازه در حافظه تاریخی ما، صحنهای از وقار، تلاوت آیات نورانی قرآن کریم و اشک و سوز دل برای طلب مغفرت متوفی بوده است.
اما متأسفانه، چند صباحی است که غباری از رفتارهای بیگانه بر این آیینهای اصیل نشسته است. پدیده ناهنجار و نامبارک «دست زدن» در مراسم تشییع، که ریشهای کاملاً وارداتی و غربی دارد، بهتدریج در برخی نقاط دیده میشود. این رفتار که در فرهنگهای دیگر ممکن است برای بزرگداشت یا ایجاد شور به کار رود، با روح حاکم بر مراسم تدفین در ایران که آمیخته با حزن، وقار و معنویت است، فرسنگها فاصله دارد. دست زدن در چنین موقعیت حساسی، نه تنها با اصول دینی ما همخوانی ندارد، بلکه با ظرافتهای ملی و فرهنگی ما که همواره مرگ را پدیدهای برای عبرتآموزی و دعا میدانند، در تضاد است.
زمانی که پیکر یک عزیز در میان جمعیت تشییع میشود، او بیش از هر زمان دیگری به دعای خیر بازماندگان و اطرافیان نیازمند است. هر قطره اشکی که برای او ریخته میشود و هر «استغفرالله» که از لبان تشییعکنندگان برمیآید، نوری در ظلمت قبر او خواهد بود. در مقابل، صدای دست زدن، گویی غفلتی ناخواسته بر فضای معنوی مراسم میافکند و آن حال و هوای قدسی و روحانی را که برای تسلی دل بازماندگان و آمرزش متوفی ضروری است، به حاشیه میبرد. این رفتار، اگرچه ممکن است توسط برخی به نشانه احترام یا بزرگداشت فرد فوتشده انجام شود، اما در حقیقت تقلیل دادن یک آیین ایمانی به یک نمایش هیجانی است که هیچ قرابتی با آرامش ابدی درگذشتگان ندارد.
امروز نیز بارها و بارها در میانه ایراد سخن هنرمندان شاهد چنین موضوعی بودیم که هرگاه سخن از نیکی های اکبر عبدی به میان میآمد عدهای اقدام به دست زدن می کردند. ای کاش جامعه ما بیش از پیش به اصالتهای فرهنگی و دینی خویش بازگردد. چه نیکوست که در لحظات وداع، به جای رفتارهای هیجانی و نامتعارف، فضای مراسم را با نوای دلنشین قرآن، ذکر صلوات و دعاهای خالصانه برای عاقبتبخیری و آمرزش متوفی عطرآگین کنیم.
از سوی دیگر همواره که یکی از اهالی سینما بار سفر بسته و ترک دنیا میکند وزارت ارشاد و سازمان سینمایی به عنوان متولی برگزاری مراسم یادبود و تشییع بر پهنه رودکی تالار وحد نقش آفرینی میکنند اما ای کاش کمی نیز شرایط حضور خبرنگاران برای ثبت و ضبط چنین مراسمی با دقت بیشتری انجام شود تا شاهد این نباشیم که نرده های تالار وحدت میان هنرمندان و اهالی رسانه فاصله بیندازد و از ورود خبرنگاران جلوگیری کنند زیرا وظیفه اهالی رسانه پوشش برنامه و رساندن تصاویر و اخبار این مراسم به گوش همه مردم است و اگر قرار بر این باشد تا خبرنگاران و اهالی رسانه نیز نتوانند به خوبی مراسم را پوشش داده و نتوانند با هنرمندان و دوستان متوفی گفتوگو کنند پس فلسفه حضور اهالی رسانه چه خواهد بود؟
انتهای پیام/
نظر شما