به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از فلاورجان؛ مطالعات روانشناسی رشد نشان میدهد که تجربه بحرانهای مداوم، بهویژه زمانی که با نااطمینانی اقتصادی و اجتماعی همراه باشد، میتواند احساس «ناایمنی وجودی» را در نسلهای جوان تقویت کند. کودکانی که در فضای اضطراب جمعی، اخبار مکرر جنگ، یا نگرانیهای اقتصادی خانواده رشد میکنند، اغلب نشانههایی مانند اضطراب فراگیر، اختلالات خواب، حساسیت بیش از حد به تهدید و وابستگی هیجانی بیشتر به والدین را نشان میدهند. در بسیاری از موارد این فشارها به شکل علائم جسمانی نیز بروز میکند؛ مانند سردردهای مکرر، دل دردهای عملکردی، یا افت تمرکز در فعالیتهای آموزشی.
در مرحله نوجوانی، تأثیر بحرانها ابعاد پیچیدهتری پیدا میکند. نوجوانی دوره شکلگیری هویت فردی و اجتماعی است و نوجوانان در تلاش هستند تا جایگاه خود را در جامعه تعریف کنند. هنگامی که فضای اجتماعی با نگرانیهای اقتصادی، نااطمینانی آینده شغلی، یا احساس محدودیتهای ناشی از بحرانهای ملی همراه میشود، ممکن است در نوجوانان احساس بیثباتی، ناامیدی یا بدبینی نسبت به آینده شکل بگیرد. پژوهشهای حوزه روانشناسی اجتماعی نشان میدهد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض بحرانهای ساختاری میتواند سطح امید اجتماعی و انگیزه تحصیلی در نوجوانان را کاهش دهد.
در مورد جوانان، بهویژه دانشجویان و افراد در آستانه ورود به بازار کار، بحرانهای اقتصادی و تحریمهای طولانیمدت میتواند فشار روانی قابل توجهی ایجاد کند. احساس عدم قطعیت در مورد آینده شغلی، کاهش فرصتهای حرفهای و نگرانی درباره ثبات اقتصادی خانواده از جمله عواملی هستند که با افزایش اضطراب، فرسودگی روانی و حتی مهاجرت ذهنی یا واقعی در میان جوانان ارتباط دارد. در روانشناسی، این وضعیت گاه با مفهوم «اضطراب آینده» توصیف میشود؛ حالتی که فرد به طور مداوم درباره امنیت اقتصادی و مسیر زندگی خود احساس نگرانی میکند.
از منظر روانشناسی جمعی، تأثیر بحرانها تنها محدود به فرد نیست، بلکه میتواند به شکل یک تجربه مشترک نسلی شکل بگیرد. نسلهایی که دوران رشد خود را در فضای بحرانهای مداوم میگذرانند، ممکن است الگوهای خاصی از نگرش به آینده، اعتماد اجتماعی و احساس امنیت روانی را تجربه کنند. برخی پژوهشها نشان میدهد که قرار گرفتن در معرض بحرانهای اجتماعی میتواند در بلندمدت بر سرمایه روانی جامعه تأثیر بگذارد؛ سرمایهای که شامل امید، تابآوری، اعتماد و احساس کنترل بر زندگی است.
با این حال، روانشناسی تنها به پیامدهای منفی بحرانها اشاره نمیکند. یکی از مفاهیم مهم در این حوزه «تابآوری روانی» است. تابآوری به توانایی افراد و جوامع برای سازگاری با شرایط دشوار و بازسازی تعادل روانی اشاره دارد. وجود شبکههای حمایتی قوی مانند خانواده، مدرسه، دوستان و نهادهای اجتماعی میتواند نقش مهمی در کاهش اثرات منفی بحرانها ایفا کند. والدینی که میتوانند فضای عاطفی امن برای فرزندان خود فراهم کنند، معلمان و مشاورانی که مهارتهای مقابلهای را آموزش میدهند و رسانههایی که اطلاعات را به شکل مسئولانه منتقل میکنند، همگی در تقویت این تابآوری نقش دارند.
در سطح سیاستگذاری اجتماعی نیز توجه به سلامت روان نسلهای جوان اهمیت اساسی دارد. حمایت از خدمات مشاورهای در مدارس و دانشگاهها، آموزش مهارتهای تنظیم هیجان و مدیریت استرس، تقویت فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی برای نوجوانان و جوانان و ایجاد امید واقع بینانه نسبت به آینده میتواند از مهمترین راهبردهای پیشگیرانه باشد.
در نهایت باید توجه داشت که کودکان، نوجوانان و جوانان تنها دریافتکنندگان پیامدهای بحران نیستند؛ آنان سرمایه انسانی و روانی آینده هر جامعه محسوب میشوند. توجه به سلامت روان این نسلها نه تنها یک ضرورت انسانی، بلکه یک ضرورت توسعهای است. هر جامعهای که بتواند در شرایط دشوار نیز از رشد روانی و امید نسل جوان خود محافظت کند، در واقع در حال حفاظت از آینده خود است.
خبرنگار: ناهید قاسمزاده
انتهای پیام/
نظر شما