به گزارش خبرنگار بینالملل ایسکانیوز، تحولات ماههای اخیر در لبنان و به ویژه پس از جنگ رمضان یکی از مهمترین موضوعات مورد بحث در معادلات منطقهای بوده است. پس از دورهای طولانی از خویشتنداری حزبالله پس از آغاز جنگ رمضان و به طور خاص شهادت رهبر فقید ایران، حملات به مواضع رژیم صهیونیستی را از سر گرفت و این امر موازنه بازدارندگی در مرزهای شمالی فلسطین اشغالی را وارد مرحله جدیدی کرد.
همزمان با پیشرفت تحولات و آتشبس جنگ میان ایران و آمریکا، جمهوری اسلامی از ابتدای مذاکرات مربوط به آتشبس بر ضرورت توقف درگیریها در تمامی جبههها از جمله لبنان تاکید کرد. اگرچه در هفتههای گذشته این پیش شرط بارها توسط اسرائیل تقض شد و حملات متعددی به نقاط مختلف لبنان انجام شد، اما، هشدارهای اخیر ایران و بهویژه مواضع صریح قرارگاه خاتمالانبیا(ص) در واکنش به تهدیدات اسرائیل علیه ضاحیه، بار دیگر جدیت ایران را در حمایت کامل از لبنان نشان داد.
بیشتر بخوانید:
معادله ایران فشار را بر نتانیاهو برای توقف حملات به لبنان افزایش داده است / پاسخ متناسب حزب الله به هرگونه تجاوز
با این حال، پیشینه رفتاری رژیم صهیونیستی نشان میدهد که احتمالا رژیم برخلاف عقبنشینی اخیر مجددا حملات به لبنان را از سر خواهد گرفت. سرویس بین الملل ایسکانیوز، در گفتوگو با دکتر الله کرم مشتاقی -کارشناس مسائل منطقه- تحولات لبنان را مورد بحث و بررسی قرار داد.
متن کامل این گفتگو بدین شرح است:
- جنگ رمضان نقطه عطفی در برخورد حزب الله با رژیم صهیونیستی بود و پس از یک سکوت تقریبا 15 ماهه در برابر حملات رژیم، حملات موثر به اراضی توسط حزب الله ازسرگرفته شد. تحلیل شما از این تغییر راهبرد چیست؟
فرصت 15 ماهه حزب الله به حاکمیت لبنان برای مدیریت امور
حزب الله بعد از 7 آذر 1403 به نوعی توقف آتش با رژیم صهیونیستی در پیش گرفت. دو ماه بعد نخست وزیر نواف سلام به قدرت رسد. نواف سلام که مخالفتش با حزب الله عیان بود و در سال 2020 رقابت سنگینی با نخست وزیر میقاتی داشت که البته حزب الله ایشان را به دلیل سابقه منفی نمیپذیرفت. او نماینده لبنان در سازمان ملل بود و به جای حمایت از حزب الله، اتفاقا کارشکنی میکرد. در نهایت با شرطها و اما و اگرهای از طرف حزب الله، نواف سلام پذیرفته شد و مذاکرات فشردهای از طرف «محمد رعد» با «جوزف عون» انجام شد.
نواف سلام از همان روزهای ابتدایی روی کار آمدن مخالفت و تضاد خود با جریان مقاومت و به طور خاص حزب الله را آغاز کرد. او کسانی را اطراف خود جمع و وزیرانی را معرفی کرد که اساسا میلیشیای مخالف مقاومت بودند؛ به عنوان مثال، یوسف رجی -وزیر خارجه- چنین سابقهای دارد. حزب الله 15 ماه فرصت داد و میخواست اولا بخشی از ضربات را در حوزههای سیاسی، نظامی، ساماندهی آوارگان، بافت رزمی، اجتماعی را ترمیم کند؛ به ویژه اینکه سوریه هم از دست رفته بود و کار حزب الله بسیار سخت بود.
نواف سلام اقداماتی انجام داد که خط قرمز حزب الله بود؛ از جمله ورود به مذاکرات دوجانبه که البته انجام نشد اما مقدمات آن در حال انجام بود. سلام کسانی را در کمیته گفتگوها معرفی کرد که نه تنها مورد تایید حزب الله نبود، بسیاری از احزاب لبنانی آنها را به دلیل سابقه مشکوک رابطه با آمریکا قبول نداشتند. مثلا «سیمون کرم» را به عنوان مسئول کمیته فنی انتخاب کردند که مورد اعتراض بود.
به جوش آمدن خون حزب الله پس از شهادت مقام معظم رهبری و آغاز جنگ «عصف ماکول»
تام باراک -نماینده آمریکا در لبنان و سفیر این کشور در ترکیه- مورد تایید نبود و بر اساس قانون اساسی لبنان، اقدامات راهبردی و بزرگ از جمله مذاکرات باید با توافق همه طرفها و طوائف باشد. حزب الله 15 ماه این شرایط را تحمل کرد و از طرفی شاهد گسترش حملات رژیم صهیونیستی بر خلاف آتشبس بودیم. آنها به راحتی فرماندهان را به شهادت میرساندند و بسیاری از روستاها را با خاک یکسان کردند. اسرائیل رسما در حال ایجاد حائل 1 تا 5 کیلومتری بود. تا اینکه حمله رژیم صهیونیستی با همدستی آمریکا به ایران و شهادت مقام معظم رهبری، خون حزب الله را به جوش آورد.
گذشته از مسائل ملی، لبنانی و عربی، پیمان خونی و عقیدتی حزب الله با ایران و مسئله ولایت فقیه منجر شد که این گروه تغییر موضع داده و وارد جنگ «عصف ماکول» بشود و با وجود همه مشکلات، برای نشان دادن هم پیوندی با ایران وارد جنگ و دفاع از خود، وارد جنگ با رژیم صهیونیستی شد.
- ایران از ابتدای اعلام آتشبس جنگ رمضان اعلام کرد که توقف جنگ در همه جبههها جزء پیششرطهای هرگونه توافق احتمالی با آمریکاست و بر خلاف موافقت آمریکا با آن، به نظر میرسد اسرائیل چندان به آن پایبند نبود که همین مسئله انتقاداتی را نسبت به سکوت ایران در برابر حملات اسرائیل به لبنان از سوی حامیان انقلاب اسلامی همراه داشت. شما این مسائل را چطور تحلیل میکنید؟
جریتر شدن رژیم صهیونیستی در دورههایی که ایران دچار تردید شد
تاریخ دو الی سه سال گذشته را که مرور میکنیم، هر جا دچار تردید، ابهام و تشکیک شدیم، اتفاقا دشمنان مار جریتر شدند. از بهار 1403 که در ششمین ماه جنگ طوفان الاقصی بودیم، جسارت رژیم صهیونیستی افزایش یافت و در حادثه مشکوک برای شهید رئیسی و همراهان ایشان رخ داد، حمله مستقیم به شهید هنیه در خاک ایران، به شهادت رساندن فرماندهان حزب الله و عملیات پیجرها در لبنان و قبل از شهادت آقای رئیسی حمله به سفارت ایران در سوریه را داشتیم. ما دو هفته در نحوه پاسخ تردید داشتیم و عملیات وعده صادق 1 با تاخیر دو هفتهای انجام شد.
یک معنای آن این بود که ما تصور نمیکردیم صهیونیستها به این صورت به ما حمله میکنند و این نقطه ضعف ما بود و دوم، خیلی طول کشید و ما تردید داشتیم و در حالی که رژیم صهیونیستی که از مرزهای قبلی که ما تصور میکردیم، عبور کرده بود. بهار و تابستان 1403 تجربه خونین ما با رژیم صهیونیستی بود و در دهم مهرماه حزب الله خونینترین روزهای خود را سپری کرد و منجر به شهادت «سیدحسن» و حمله زمینی به لبنان شد.
بعد از توافق آتشبس اخیر، ایران دوباره دچار تردید شد و بر خلاف تاکید دلاورمردانی در نیروهای سیاسی، نظامی و دیپلماتها که پیوند با حزب الله باید حفظ و جزء جدایی ناپذیر ایران در نظر گرفته شود -مثل تنگه هرمز با آن رفتار شود؛ مثل اورانیوم غنی شده در نظر گرفته شود که حاضر به تحویل آن نیستیم- اما ایران گفت که حمایتهایش را در بعد لجستیک، ساماندهی آوارگان قطع نمیکند اما باید بیانیه غرورآمیز و شجاعانه قرارگاه خاتم باید همان 2 الی 3 روز اول منتشر میشد.
باید تردید کنار گذاشته میشود و همه مردم پشت آنها بودند. پس از انتشار این بیانیه صهیونیستها مثل موش عقب نشستند و با وجود بیانیه نتانیاهو و وزیر جنگ رژیم مبنی بر قطعی بودن حمله به ضاحیه، در نهایت تصمیم به عقب نشینی گرفتند. الان هم باید ما یک گام جلوتر برویم و در بیانیههای بعدی به صهیونیستها بگوییم نه تنها ضاحیه بلکه اگر جنوب لیتانی هم مورد حمله قرار بگیرد، ایران واکنش نشان خواهد داد. حتی باید پا را فراتر بگذاریم و سرزمینهایی که پس از 9 اسفند توسط رژیم اشغال شد، باید بازگردانده شود و در غیر اینصورت، واکنشی علیه صهیونیستها خواهیم داشت.
- دو روز پیش، در حالی که نخست وزیر رژیم صهیونیستی تهدید به نابودی ضاحیه کرده بود و رژیم خود را برای یک حمله احتمالا سنگین به لبنان آماده میکرد، شاهد کنشگری قاطع جمهوری اسلامی ایران و به ویژه هشدار قرارگاه خاتم (ص) بودیم که در نهایت اسرائیل را مجبور به عقب نشینی کرد. اما پیشینه رفتاری رژیم صهیونیستی نشان میدهد بر خلاف عقب نشینی کنونی، احتمالا اسرائیل در آینده نزدیک مجددا حملات خود به لبنان را تشدید خواهد کرد. پیشبینی شما در این خصوص چیست؟
نباید فراموش کرد که آنچه از قساوت، جنایت و حملاتی که در لبنان به دست صهیونیستها اتفاق میافتد، با همراهی آمریکا و چراغ سبز اروپاییها انجام میشود. فرانسویها نقش موثر خود را ایفا نمیکنند، اروپاییها به همین ترتیب، کشورهای عربی وارد محافظهکاری و سکوت شدهاند که البته شدت جنایت به حدی بود که برخی کشورها مایه ننگ خود میدانستند در برابر آن سکوت کنند و بیاینهای نسبت به آن صادر کردند.
آمریکا و دستگاه تصمیمگیر آن بهتر از نتانیاهو میدانند چه باتلاقی در انتظار صهیونیستهاست و از طرف دیگر، امریکاییها میدانند که اگر کار در لبنان به جای باریک برسد و موضوع پیچیده شود، امکان توافق با جمهوری اسلامی ایران به صفر میرسد. ایران رسما اعلام کرده که لبنان باید بخش جداییناپذیر مذاکرات باشد. اما صهیونیستها خدعه میکنند و در غزه بیش از 3000 بار آتشبس را شکستند.
پیشروی صهیونیستها در لبنان در صورت تضعیف مقاومت
بخشی از عقب نشینی صهیونیستها به دلیل دلاوری خود حزب الله بود و اسرائیل نمیتوانست شکستهایش را سانسور کند. فشار ایران، فشار آمریکاییها و فشار مقاومت موجب شد صهیونیستها به صورت تاکتیکی عقب نشینی کنند و راهبرد بلند مدت آنها اسرائیل بزرگ است و وجود نیروی مقاومت لبنان را بزرگترین مانع خود میدانند. هدف بعدی آنها که بدون شک حتی در صورت سقوط دولت نتانیاهو، دولتهای دیگر با اشکال دیگر ادامه خواهند داد، مسئله خط حائل و کمربندی امنیتی است.
رژیم صهیونیستی که بنای خود را حمایت از صهیونیستهای سراسر جهان و دعوت از آنها برای حضور در سرزمین موعود اعلام کرده، اکنون امنیت خود را زیر ضرب میبیند و به تعبیر رهبر شهید، ضربه جبران ناپذیری پس از طوفان الاقصی متحمل شدند. هدف آنها تشکیل یک خط حائل به بلندی 1 تا 12 کیلومتر است که احتمالا با چانهزنی و مذاکره آن را 5 کیلومتر تثبیت کند. اگر صهیونیستها دیواری در برابر خود نبینند و ما با نگاه خوشبینی به آن نگاه کنیم، حزب الله کمی انعطاف به خرج بدهد، اروپاییها و دنیای عرب صدایی از خود نشان ندهند، یقینا صهیونیستها به جای رودخانه لیتانی، تا رودخانه زهرانی خواهند آمد و مستقر میشوند.
- اجازه بفرمایید کمی هم در مورد فعالیت دیپلماتیک ایران در لبنان صحبت کنیم. در ماههای اخیر شاهد رفتارها و اظهارات نسنجیده از سوی دولت لبنان در قبال ایران بودیم و حتی صحبت از بازگرداندن سفیر پیش آمد. علت این رفتار دولت لبنان چیست و در حال حاضر وضعیت به چه صورت است؟
از زمان پیمان طائف تا امروز 15 کابینه در لبنان شکل گرفت و کابینه کنونی ناکارامدترین، وابستهترین، ضعیفترین و حتی ضدملیترین دولت لبنان در حدود 26 سال گذشته بوده است. آنها چهارمین دور مذاکرات با رژیم صهیونیستها انجام دادند که دور آخر آن روز گذشته با واسطهگری واشنگتن انجام شد. ننگ مذاکرات دوجابنه با اسرائیل تا حدی است که بیش از 90 درصد احزاب که حتی خیلی اتحادی با حزب الله ندارند، آنها هم نسبت به این موضوع معترض هستند. به همین دلیل مجبور شدند که با یک واسطه امریکایی کار را پیش ببرند.
حزب الله اگر بخواهد توانایی ساقط کردن دولت لبنان را دارد
ایران و حزب الله در مواجهه با دولت لبنان بسیار اخلاقی و روادارانه عمل کردند. حزب الله 5 وزیر مستقیم و غیرمستقیم در کابینه نواف سلام دارد و 27 نماینده مجلس نیز متعلق به آنهاست و بخشهایی از دولت در اختیار شیعیان است، اما حزب الله همچنان با وجود همه هشدارها به نواف سلام و عبور او از همه خطوط قرمز، همچنان حزب الله رواداری میکند وگرنه ساقط کردن دولت او برای حزب الله کار سختی نیست و خود دولت به خوبی میداند.
حزب الله در سال 2008 وقتی دولت وقت شروع به عبور از خطوط قرمز کرد، همه قدرت اجتماعی و سیاسی حزب الله را دیدند. ایران هم با وجود رفتارهای غیرموازین حقوقی دولت لبنان، سعی می کند تماسها را حفظ کند و در حال حاظر، جناب آقای دکتر شیبانی، در سفارت هستند، سفارت باز است و کارها را پیگیری می کند. البته روادید بین ایران و لبنان به صورت یک طرف توسط دولت نواف سلام برداشته شده و نیاز به گرفتن ویزا برای سفر به این کشور وجود دارد.
اما ایران این کار را نکرد. ایران هم دو هفته لغو روادید را برداشت اما مردم اعتراض کردند؛ زیرا شیعیان لبنان باید به راحتی به ایران بیایند و ایران تسهیلاتی را در این زمینه ایجاد کرد و شهروندان لبنانی میتوانند به راحتی به ایران بیایند و برخلاف شایعات پولی هم بابت ویزا پرداخت نمیشود. آقای شیبانی استوارنامه خود را گرفته اما به صورت رسمی به رئیس جمهور تحویل نشده و همچنان این موضوع در ابهام قرار دارد. با این حال، امور جاری سفارتخانه همچنان انجام میشود.
- مردم لبنان چه دیدگاهی در خصوص تحولات جاری دارند و این درگیریها چه تاثیری بر جایگاه حزب الله در افکار عمومی داشته است؟
در لبنان و هر کشور دیگر یک فضای جنگی و بیثباتی داریم و یک جنگ مستقیم داریم. نگاه لبنانیها نسبت به این دو موضوع متفاوت است. فضای ناامنی، بیثباتی، تورم روز افزون که در ادبیات ما به عنوان سایه جنگ شناخته میشود، برای لبنانیها قابل پذیرش نیست. زمانی که سایه جنگ بر لبنان هیمنه داشت، مردم معترض بودند و میپرسیدند ما در جنگ هستیم یا نه. اما وقتی دشمن وارد سرزمینهای لبنانی میشود، نگاه تغییر میکند. این نگاه فقط مربوط به شیعیان هم نیست. مثلا «جنبش آزاد ملی لبنان» که قبلا همپیمان حزب الله بود اما الان زاویه پیدا کرده است، چند روز پیش در یک بیاینه گفت هدف صهیونیستها فقط جنوب لبنان نیست و همه لبنانیها مورد هدف قرار گرفتهاند.
همه لبنانیها خواهان عقبنشینی صهیونیستها هستند
ولید جنبلاط به عنوان نماینده بخش زیادی از دروزیهای لبنان در هفتههای اخیر ارتباط خود را با جریانات شیعی بیشتر کرده است. اگر نگوییم آنها از حزب الله و مقاومت حمایت میکنند ولی تعابیری استفاده میکنند مبنی بر اینکه صهیونیستها باید عقب نشینی کنند. حتی فرد ضعیفی مثل نواف سلام هم مجبور شده برای حفظ آبروی خود و دولتش بیانیههایی صادر کند. جوزف عون در گفتگوی چند روز پیش خود با وزیر خارجه امریکا اعلام کرد اولین گام برای هر چیزی اعم از مذاکره و صلح، توقف آتش رژیم صهیونیستی است.
لبنان یک کشور ضداشغال، آزادیبخش و آگاهیبخش میداند و طیفهای مختلف زمانی که میخواهند از خود تعریف کنند، پدربزرگان خود را کسانی توصیف میکنند که در مقابله با دشمن خارجی کشته شد و یا مثلا تصاویر پدران خود را حتما با سلاح روی دیوار قرار میدهند. در منازل بزرگان لبنانیها، سلاحهای پدرانشان نصب شده است.
- آیا نکاتی که شما اشاره فرمودید میتواند به معنای توقف طرح خلع سلاح حزب الله توسط دولت لبنان تلقی شود و نکته دیگر توان تاب آوری حزب الله است؟
شیخ نعیم قاسم به صورت مکرر در مورد خلع سلاح در سخنرانیهایش بیان کرده که سلاح مقاومت راه حل خارجی ندارد؛ اگر صهیونیستها آتش را متوقف و عقب نشینی کنند، آوارگان بازگردند و بازسازی شروع شود، حزب الله حاضر است سلاحش را در قالب استراتژی ملی مورد مذاکره داخلی قرار دهد که البته این عقب نشینی از طرف حزب الله نیست و از سال 2010 گفته شده است. حزب الله اعتقاد دارد که سلاح یک هزینه اضافه به آن تحمیل میکند و اگر دولت و ارتش به این جمعبندی برسند که توان مقابله در برابر دشمن خارجی را دارند، آنها سلاح خود را کنار میگذارند.
البته دولت و ارتش توان این کار را ندارند و یک نظرسنجی که هفته گذشته انجام شد، اکثریت لبنانیها -70 درصد- گفتند که ارتش به تنهایی قادر به دفاع از لبنان نیست. حماس و جریان مقاومت عراق هم دیدگاه مشابهی دارند.
کمکهای ایران به لبنان باید رسانهای شود
دولت لبنان در ظاهر حرکاتی انجام میدهد که نشان دهد حامی همه مردم است. مثلا نخست وزیر انها به مرزهای جنوبی رفته و از بخشهایی که تحت اشغال نیست بازدید کرده و در مصاحبه وزرا مسئله بازسازی مطرح میشود اما در عمل اقدامی انجام نمیشود. حزب الله و مردم لبنان هم امیدی به دولت این کشور ندارند. امید اول لبنانیها خداوند متعال است و در مرحله بعد، آمادگی حزب الله برای چنین شرایطی و آشنایی با راه های دور زدن تحریمها و کسب منابع لازم است. حزب الله در چند سال اخیر روی این مسئله تمرین کرده و برای آنها مسجل بوده که اوضاع به اینجا میرسد.
ایران هم نقش بی بدیلی در این زمینه دارد. ایران، لبنان را رها نکرده است همانگونه که درخواست مردم است. شبها در خیابان شاهد هستیم همانقدر که پرچم ایران در دستشان است، پرچم حزب الله را در دست دارند.
بزرگان حزب الله میدانند ایران چه کمکهایی به انها انجام میدهد. ما منتی هم روی حزب الله نداریم و به پاس خدمات و ایثارگریهای آنها وظایف خود را انجام دهیم. بیاینه قرارگاه خاتم این دروازه را باز کرد.
- بعد از سقوط دولت سوریه، یک ابهام و نگرانی در مورد شیوههای ارسال کمک به حزب الله به وجود آمد. نظر شما چیست؟
بله. مثال را در مورد غزه میزنم؛ محاصره غزه 100 برابر قویتر از محاصره لبنان است اما با وجود همه این محدودیتها، امکانات به آنها میرسد. لبنان قابل محاصره نیست. جمعیت عظیم لبنانی خارج از کشور اجازه محاصره را نمیدهد. 18 قومیت در این کشور حضور دارد و در هم تنیده شده است. در محلهها مثلا پرچم امام حسین در خانهها نصب میشود و خانه دیگری علامت کلیسا را نصب کرده است.
با وجود مرزهای گسترده لبنان و وجود دریای مدیترانه اگرچه ارسال کمک سخت شده اما نباید فکر کرد امکان کمک وجود ندارد و حزب الله از این جهت خیلی دچار مضیقه است. نکته آخر اینکه حزب الله اکنون یک مولود کوچک نیست که نیاز به حمایت پدر داشته باشد. حزب الله به یک جوان رعنا تبدیل شده که از پس امور خود برمیآید. حتی اگر 3 تا 6 ماه اطراف لبنان دیوار بتنی کشیده شود، حزب الله از پس کارهای خود برمیآید.
- با توجه به تحولات و درگیریهای اخیر، آینده سیاسی در لبنان را چطور ارزیابی میکنید و این تحولات چه تاثیری بر جایگاه حزب الله در کشور لبنان خواهد داشت؟
شیخ نعیم در یکی از سخنرانیهای خود اعلام کرد که حزب الله آماده تحریر سوم است. تحریر اول، سال 2000 بود. تحریر دوم در مقابله با جریانهای تکفیری سوریه در سالهای 2015 تا 2017 بود. تحریر سوم هم عقب نشینی صهیونیستها از لبنان خواهد بود. مذاکرات دو جانبه به جایی نخواهد رسید. به همین دلیل است که حزب الله با وجود اعتراض به این مسئله خیلی خود را درگیر نمیکند و میداند که مذاکرات به جایی نخواهد رسید.
عاقبت، مردم و ارتش لبنان به این جمعبندی خواهند رسید که برای عقب راندن صهیونیستها چارهای جز حمایت از حزب الله ندارند. صهیونیستها حاضر به عقب نشینی از بخشهایی از لبنان نیستند و باید به زور آنها را عقب راند. تاریخ لبنان منجر به جوشش مقاومت شد و صهیونیستها با فلاکتی مثل سال 2000 از لبنان خارج خواهد شد.
انتخابات لبنان 2 سال دیگر برگزار خواهد شد و خواهیم دید که حزب الله محبوب مردم خواهد بود و یا مغضوب آنها. قطعا حزب الله در دولت آینده لبنان جایگاه بهتر و رفیعتری خواهد داشت.
انتهای پیام/
نظر شما