به گزارش گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز، حسین حاجیحسینلو رزمندهی پاسداری که در سپاه خوی جذب و سازماندهی شده و به سازمان رزم لشکر عاشورا پیوسته، از روز اول اعزامش به جبهه، دفترچهای با خود به میدان برده تا مشاهدات و حالات روزانه خود را در آن ثبت و ضبط کند. او همیشه دوست داشته تا بعد از ازدواج، خدا به او دختری عطا کند و اسم آن دختر «زینب» باشد و زینب که بزرگ شد و خواندن یاد گرفت، یادداشتهای «بابا حسین» را بخواند و روزهای رزمندگی بابا را زندگی کند.
تماس نزدیک حسین حاجیحسینلو با مرگ و روایت شفاف او از آنچه که رخ در رخ شدنش با نیستی اتفاق افتاده و امداد غیبی را به چشم دیده، روایت بینظیری ساخته است که یادداشتها را خواندنیتر کرده است.
برشی از متن:
هنوز هستم، هنوز عمرم به دنیاست. هنوز لایق شهادت نشدهام. تقدیر من این است که شاهد شهادت دوستان عزیزتر از جانم باشم. انگار سهم من، هنوز تماشا و بدرقه است.
فرزند دلبندم! در اینجا شادترین لحظهها و تلخترین لحظهها را همزمان میتوان تجربه کرد! شاید اینجا تنها نقطه از جهان باشد که تلخی و شیرینی را با هم آشتی داده و برادر کرده است. این معجزه فقط در جبهه و لابهلای روزهای سخت جنگ اتفاق میافتد.
کتاب «زینب فقط بخواند» گزارش های روزانه رزمنده پاسدار حسین حاجی حسینلو به کوشش حسین شرفخانلو بهار 1405 توسط انتشارات روایت فتح منتشر و روانه بازار نشر شد.
انتهای پیام/
نظر شما