گروه سیاسی ایسکانیوز، روزها اگر لابلای تیترهای رسانههای غربی و اظهارات مقامات آمریکایی از ترامپ گرفته تا تحلیلگران اندیشکدههای واشنگتن سرک بکشیم، یک ترجیعبند مشترک را میبینید: ایران، کشوری دوپاره میان تندروها و کندروها.
حرف و حدیثهایی که بیشتر شبیه یک ماهی گرفتن از آب گل آلود هر بحث کارشناسی در مجلس، هر نقد دولتی و هر زاویه دید متفاوت درباره توافقات بینالمللی است که آنها با ولع این تفاوت نظرها را به عنوان نشانهای از فروپاشی انسجام داخلی پمپاژ میکنند. اما حقیقت ماجرا در تهران، فرسنگها با این تصویر برساخته فاصله دارد.
اما در کنار این روایتها، شاید یک مزاح زیرکانه و البته با نگاهی تلخ، تلاش میکند تمام آنچه در این صد و اندی روز بر اضلاع مختلف مقاومت و انسجام ملی گذشته است را با یک بد بینی به بیراهه بکشاند.
شاید پر بیراه نگفته باشیم که در تقویم سیاست بینالملل، گاهی برخی روزها فراتر از یک عدد هستند؛ آنها به نماد تبدیل میشوند. اینکه جریانی در خارج از مرزها تلاش کرد روز امضای یک توافق احتمالی را با سالروز تولد دونالد ترامپ گره بزند، شاید در نگاه اول یک شیطنت رسانهای ساده به نظر برسد، اما در عمق خود، پیام هولناکی دارد که تلاشی برای تحقیر ملی و ایجاد دوقطبی در زمینی که داور و تماشاچیاش غریبهاند. در فضای سیاسی داخلی نیز، این روزها زمزمههای توافق، دوباره تنور بحثها را داغ کرده است بحثهایی که اگرچه نشان از پویایی دارند اما در صورت لغزش به سمت نمایش تفرقه، میتوانند به بزرگترین پاشنهآشیل ما در میز مذاکره تبدیل شوند.
برچسبهایی که صادراتی هستند
اولین و بزرگترین فریب، تقسیمبندی نخبگان سیاسی کشور به دو قطبی موهوم تندرو و کندرو است. واژگانی که اگر چه در ظاهر توصیفگر واقعیت داخل ایران هستند، اما در واقعیت ابزارهایی برای برندسازی سیاسی از سوی دشمن هستند.
یک بازی رسانهای که برای خیلیها یک حقه و ترفند دنیای مجازی است، اما بهتر است بدانیم گاهی اگر ما در داخل، ناخودآگاه از این ادبیات استفاده میکنیم، در حقیقت در پازلی بازی میکنیم که هدفش برچسبزنی و حذف است.
در کشوری که بر پایه شور و مشورت اداره میشود، وجود نگاههای مختلف به یک پدیده مثلاً یک توافق دیپلماتیک نشانه ضعف نیست، بلکه نشاندهندهی پویایی و زنده بودن فضای سیاسی است. تفاوت در روشها برای رسیدن به آرمان مشترک، عین عقلانیت است، کلیدواژهای که حتما و قطعا بوی تفرق نمیدهد.
واقعیت این است که در تاریخ ۴۵ ساله جمهوری اسلامی، هیچ توافق و قطعنامهای بدون چالش نبوده است. از بیانیه الجزایر تا قطعنامه ۵۹۸ و برجام، همیشه میان نخبگان سیاسی، موافقان و مخالفان سرسختی وجود داشتهاند.
حسین کنعانیمقدم، دبیرکل حزب سبز ایران در گفتوگو با ایسکانیوز، با صحه گذاشتن بر این نگرانی، به تجربههای تلخ تاریخی اشاره میکند و معتقد است که نقد باید در خدمت امنیت ملی باشد، نه مخل آن. وی با بازخوانی پروندههای بزرگی همچون قطعنامه ۵۹۸ تاکید میکند: در آن زمان هم عدهای موافق و عدهای مخالف بودند، اما در نهایت با توجه به اینکه تصمیمگیری در مورد جنگ و صلح بر عهده رهبری است، حضرت امام (ره) تصمیم نهایی را گرفتند. امروز هم سکان این کشتی در اختیار رهبری است و زیر سوال بردن این روند، به معنای نادیده گرفتن توصیههای صریح ایشان مبنی بر پرهیز از فریاد زدن اختلافات در ملأ عام است. نقد سازنده حق نخبگان است، اما نباید آن را با صدای بلند مطرح کرد که بازی در میدان دشمن تلقی شود.
سایه روشنهای یک توافق؛ زیر چتر رهبری
این روزها دوباره زمزمههای توافق و دیپلماسی در فضای سیاسی پیچیده است. عدهای با نگاهی از سر احتیاط به آن نگاه میکنند و عدهای دیگر آن را فرصتی برای تنفس اقتصادی میدانند. اما در این میان، جریانی نیز تلاش میکند فکر و ذهن جامعه را به سمتی هدایت کند که گویی میان مسئولان اجرایی و نگاه عالی نظام، فاصله وجود دارد و آنها میخواهند تایید یا نقد یک توافق را به معنای تقابل با فصلالخطاب جلوه دهند.
اما واقعیت صحنه چیست؟ در نظام سیاسی ایران، سیاستهای کلی حکم قطبنما را دارند. وقتی مسیری توسط رهبری جامعه ترسیم یا تایید میشود، تمام دستگاهها در آن جهت حرکت میکنند. بحثهایی که در مجلس یا رسانهها شکل میگیرد، نه بر سر اصل جهتگیری، بلکه بر سر جزئیات اجرا و چانهزنی برای کسب حداکثر امتیاز است.
این همان چیزی است که ترامپ و امثال او نمیخواهند بفهمند: در ایران، کثرت در گفتار در نهایت به وحدت در عمل ختم میشود. هر صدایی که بلند میشود، بخشی از ارکستر ملی است که در نهایت یک آهنگ واحد را مینوازد؛ آهنگ تامین منافع ملی.
تلهی نمایش تفرقه
باید با خودمان صادق باشیم؛ گاهی اوقات ما در داخل، ناخواسته هیزم به آتش این تصویرسازی غلط میریزیم. فریاد زدن اختلافات در تریبونهای عمومی، به گونهای که گویی راه بازگشتی وجود ندارد، دقیقاً همان تصویری است که اتاقفکرهای دشمن برای اعتبارسنجی تحریمها به آن نیاز دارند. وقتی دشمن حس کند در داخل شکافی وجود دارد، فشار را بیشتر میکند.
نکته کلیدی اینجاست: هر اختلاف نظری، تفرقه نیست، اما هر نمایش بیقاعدهی اختلافی، به تفرقه کمک میکند. ما حق داریم، و اصلاً وظیفه داریم که نقد کنیم، بپرسیم و به چالش بکشیم. مجلس باید ناظر باشد و دولت باید پاسخگو؛ اما این دیالوگ ملی باید به گونهای مدیریت شود که پیام اقتدار به بیرون مخابره شود، نه پیام سردرگمی. ترامپ زمانی جرأت میکند از اختلاف عمیق حرف بزند که ما در داخل، مرز میان نقد مشفقانه و تخریب مغرضانه را گم کرده باشیم.
سید مصطفی هاشمیطبا، تحلیلگر سیاسی نیز در گفتوگو با ایسکانیوز، این حرکات را خارج از دایره مسئولان دلسوز دانست و گفت: اینها مسئولین کشور نیستند که این کارها را میکنند، مسئولین با تفاهم در حال دفاع از کشورند. این حرکات بیشتر شبیه "پارازیتهای سیاسی" است. جریانی که امروز وزیر خارجه را هدف قرار داده، یک شاخه انحرافی است که در زمین دشمن بازی میکند. باید هوشیار بود و با این پالسهایی که به نفع دشمن فرستاده میشود برخورد کرد؛ چرا که این افراد در لباس دوست، در حال آسیب زدن به منافع ملی هستند.
وحدت، یک انتخاب است نه یک اتفاق
پس از تحولات و شوکهای سیاسی ماههای اخیر، ایران نشان داد که ساختار سیاسیاش بسیار مستحکمتر از آن است که با لرزههای بیرونی یا تغییرات داخلی، دچار تزلزل شود. عبور آرام و مقتدرانه از پیچهای تند تاریخی، ثابت کرد که بدنه مسئولان، فارغ از سلیقههای سیاسی، در بزنگاهها یک تن واحد هستند.
ما نباید اجازه دهیم کشور به اردوگاههای متخاصم تقسیم شود. کسی که نگران معیشت مردم است و به توافق با دیدهی تردید مینگرد، خائن نیست؛ همانطور که کسی که به دنبال گشایش دیپلماتیک است، مرعوب نیست. هر دو دارند از زاویهای به ایران نگاه میکنند. قدرت ما در همین چندصدایی منسجم است.
امروز، بیش از هر زمان دیگری، نیازمند هوشمندی در بیان هستیم. زیرکی که البته مخاطب خاصی ندارد و همه مسولین باید حواسشان جمع باشد در این برهه که غرب این را پذیرفته است که ایران دیگر آن ایران گذشته نیست و رهبری و ادارهاش بر عهده نسل جوانتر و جسورتر است ، نمیتوان به بهانه مخالفت بر آنچه که بر ریل اتفاقات جاری میگذرد انتقادات را به صورت علنی در بوق و کرنا کرد.
چرا که دشمن به دنبال نشانههایی از گسست میگردد تا پروژهی انزوای ایران را پیش ببرد. ما با پذیرش تفاوتها و پرهیز از برچسبزنیهای تندرو-کندرو، باید ثابت کنیم که زیر سقف این خانه، اهر چند ممکن است بحث و جدل وجود داشته باشد، اما برای حفظ خانه، همه همپیمانیم.
توافقی که از فیلترهای قانونی و شرعی کشور بگذرد و مهر تایید رهبری را داشته باشد، توافق ملی است. نقد آن برای اصلاح، سازنده است، اما بازی در زمین دوقطبیسازی، تنها و تنها هدیهای است به کسانی که پیشرفت ایران را در گرو شکستن قامتِ وحدت ما میبینند.
در این کارزار، برنده کسی است که بتواند میان آزادی بیان و حفظ اقتدار ملی تعادلی ظریف برقرار کند. ما یک ملتیم، با یک رهبر و یک سرنوشت؛ بگذاریم دنیا در حسرت دیدن یک شکاف در این دیوار پولادین بماند.
انتهای پیام/
نظر شما