ماراتن «ابهام»؛ وقتی تعویق‌ های سریالی کنکور، سلامت روان نسل دانشجو را نشانه می‌رود

تلاطم‌های سیاسی ـ نظامی در چند ماه اخیر، تقویم آموزشی کشور را دستخوش تغییر کرده است؛ اما آیا هزینه این تغییرات را باید تنها دانشجویان بپردازند؟

به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از فلاورجان؛ فصل بهار و ابتدای تابستان، در تقویم ذهنی هر دانشجوی ایرانی، با «ماراتن ارشد» گره خورده است. اما امسال برای داوطلبان این آزمون، مسیر رسیدن به صندلی‌های دانشگاه نه یک جاده هموار، که راهی سنگلاخی و مه‌آلود بوده است.

از وعده هفدهم و هجدهم اردیبهشت، تا موکول شدن به تیرماه و حالا «بازه بیستم تا بیست‌پنجم و شیشم»؛ این تعویق‌ های سریالی، فراتر از یک تغییر تاریخ در تقویم سازمان سنجش، به یک «شوک مزمن روانی» بدل شده است. در شرایطی که کشور در ماه های اخیر، روزهای حساسی را از منظر امنیت ملی و ثبات سیاسی پشت سر گذاشته، حالا نوبت به سنجش تاب‌آوری روانی داوطلبانی رسیده است که در فضای «عدم قطعیت مطلق» گیر افتاده‌اند.

ابهام در «سیاست‌گذاری آموزشی» در سایه امنیت ملی
از منظر تحلیل سیاسی، آنچه در هفته‌های اخیر رخ داده، نشان‌دهنده اولویت‌بندی‌های قهری است. در وضعیت تقابل و تنش‌های منطقه‌ای اخیر که کشور را درگیر سایه‌ روشن‌های جنگ و صلح کرده بود، طبیعی است که تصمیمات کلانی کشور تحت‌الشعاع «امنیت» قرار گیرد. با این حال، تعویق‌های مکرر کنکور ارشد، پیامی نگران‌کننده را مخابره می‌کند: تزلزل در حکمرانی آموزشی.
وقتی یک تصمیم کلان آموزشی (برگزاری آزمون) سه بار دستخوش تغییر می‌شود، این پرسش مطرح می‌شود که آیا پیوست‌های ریسک برای شرایط بحرانی در کشور وجود ندارد؟ این نوسانات، اعتماد به نفس جامعه نخبگانی را هدف قرار می‌دهد.

در واقع، سیستم آموزشی ما در آزمون مدیریت بحران اخیر، نتوانسته «قطعیت» را چاشنی اصلی تصمیمات خود قرار دهد و داوطلبان را در وضعیتی از «تعلیق سیاسی» رها کرده است که خروجی آن چیزی جز فرسودگی سرمایه انسانی نیست.

«فلج تصمیم» و فرسایش تدریجی انگیزه
از دیدگاه روان‌شناسی تربیتی و بالینی، داوطلب کنکور همواره در یک وضعیت «استرس سازنده» قرار دارد. اما با تعویق‌ های مکرر، این استرس از حالت «پویا» به وضعیت «مخرب» تغییر ماهیت می‌دهد.
پدیده‌ای که اکنون با آن روبه‌رو هستیم، «فشار روانی بلاتکلیفی» است. داوطلبی که خود را برای قله‌ در اردیبهشت آماده کرده بود، حالا مجبور است سوخت ذهنی خود را برای تیرماه تنظیم کند. این یعنی «تخلیه انرژی قبل از مسابقه».
علاوه بر این، با پدیده‌ای به نام «فرسودگی تحصیلی» مواجه هستیم؛ جایی که دانشجو احساس می‌کند تلاش‌هایش بی‌معنی شده و نوعی بی‌حسی نسبت به مطالعه پیدا می‌کند. بسیاری از این جوانان، امروز در «فلج تحلیلی» به سر می‌برند؛ وضعیتی که فرد با وجود آگاهی از اهمیت آزمون، به دلیل ترس از تکرار مجدد تعویق یا نامشخص بودن پایان مسیر، توان شروع یا ادامه مسیر را از دست می‌دهد. ما با موجی از اضطراب فراگیر در میان دانشجویان مواجهیم که آثار آن تنها به کنکور محدود نمی‌شود و آینده شغلی و اعتماد به نفس آن‌ها را نیز تحت الشعاع قرار می‌دهد.

گفت‌وگو با داوطلب؛ صدای خسته!
برای واکاوی بیشتر، پای صحبت‌های «محمد، ۲۴ ساله، داوطلب کارشناسی ارشد رشته حقوق» نشستیم. او که ماه‌ هاست از فضای کار و زندگی فاصله گرفته، می‌گوید:
«اوایل فکر می‌کردم چند روز تعویق، فرصت خوبی برای مرور بیشتر است. اما وقتی کار به بار سوم کشید، انگار که بادکنکم خالی شد. شما نمی‌دانید چقدر سخت است که هر روز صبح با این فکر بیدار شوید که آیا این آخرین بار است؟ هرچقدر هم که قوی باشید، وقتی تقویمتان مدام خط می‌خورد، حس می‌کنید برنامه‌ریزی‌تان مسخره است. من نه می‌توانم به سر کار برگردم، نه می‌توانم با تمرکز درس بخوانم. ما در یک برزخ واقعی هستیم؛ برزخی که روحیه جنگندگی‌مان را در کتابخانه و پشت میز درس کشته است، نه در میدان جنگ!»
تعویق کنکور، شاید در ظاهر تصمیمی منطقی برای حفظ سلامت داوطلبان در شرایط ناپایدار بوده باشد، اما در باطن، هزینه‌ای گزاف بر روان نسل جوان تحمیل کرده است. اکنون که زمان نهایی ( ۲۵ و ۲۶ تیر) اعلام شده، مسئولین امر باید بدانند که داوطلبان بیش از هر زمانی به «ثبات در تصمیم» نیاز دارند. هر گونه‌ جابجایی دوباره، می‌تواند به قیمت شکستن کامل اعتماد این نسل به تقویم‌های رسمی تمام شود. زمان آن رسیده که در بحران‌های احتمالی آینده، «تقویم آموزشی» دقیق‌تر از همیشه و به عنوان خط قرمز برنامه‌ریزی، محافظت شود.

راهکارهای مقابله با «بحرانِ ابهام»؛ چگونه در این شرایط، خود را حفظ کنیم؟

در حالی که مدیریتِ کلان کشور باید بر «قطعیت در تصمیم‌گیری» تمرکز کند، داوطلبان نیز باید استراتژی‌های خود را از «برنامه‌ریزی صلب» به «برنامه‌ریزیِ منعطف» تغییر دهند. در ادامه، چند توصیه روانشناختی برای مدیریت این بحران ارائه می‌شود:

۱ـ پذیرش عدم قطعیت : بزرگترین عامل استرس، تلاش برای کنترل چیزی است که خارج از کنترل ماست. به جای تمرکز بر «چه زمانی کنکور برگزار می‌شود؟»، تمام انرژی ذهنی خود را بر «چه چیزی را می‌توانم امروز بخوانم؟» متمرکز کنید. کنترل کردن آنچه در دسترس است، تنها راه مقابله با احساس درماندگی است.

۲ـ بریدن از «چرخه اخبار منفی»: در شرایطی که تنش‌های سیاسی و تغییرات ناگهانی در جریان است، چک کردن مداوم شبکه‌های اجتماعی و اخبار، باعث فعال شدن مداوم سیستم «جنگ یا گریز» در مغز می‌شود. برای حفظ تمرکز، زمان مشخص و محدودی را برای دریافت اخبار اختصاص دهید و در باقی ساعات، از ورود اطلاعات پراکنده بپرهیزد.

۳ـ تکنیک «بخش‌ بندی زمانی»:به جای نگاه کردن به کل مسیر طولانی و مه‌آلود، فقط به ۲۴ ساعت آینده فکر کنید. هدف شما نباید «آمادگی کامل برای کنکور» باشد، بلکه باید «تمام کردن برنامه‌ی امروز» باشد. پیروزی‌های کوچک روزانه، دوپامین لازم برای مقابله با فرسودگی را به مغز شما بازمی‌گرداند.

۴ـ حمایت همتایان؛ از انزوا بپرهیزید: صحبت کردن با کسانی که دقیقاً در همان شرایط هستند، به شما نشان می‌دهد که این فشار، یک ضعف شخصی نیست، بلکه یک «وضعیت عمومی» است. اشتراک‌گذاری تجربه‌ها، بار روانی را از روی دوش شما برمی‌دارد.

۵ـ اولویت دادن به «خواب و تغذیه» در بحران: وقتی مغز تحت فشار استرس مزمن قرار دارد، اولین چیزی که از کار می‌افتد، سیستم‌های خودمختار بدن است. بی‌خوابی ناشی از اضطراب، فقط شدت استرس را بیشتر می‌کند. مراقبت از نیازهای اولیه بدن، در واقع یک اقدام استراتژیک برای حفظ توان یادگیری است.

خبرنگار: مریم حاجی ربیع

انتهای خبر/

کد مطلب: 1309408

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha