روز تاسوعا، روز نفسهایی که برای آب بریده میشود. روز نگاههایی که به لبهای خشکیدهی فرات گره خورده و دستهایی که این بار حتی برای یک قطره، خالیتر از همیشهاند. این روز، روز جنگ نیست؛ روز اقامهی عشق است. روزی که عباس، قامت رشید وفا، در برابر آب و آینه میایستد و راهی جز راه برادر برنمیگزیند.
او خوب میداند که اگر دست به آب ببرد، سیراب میشود، اما دیگر سقا نخواهد بود. او تشنگی را به جان میخرد تا وفا را برای همیشه، در خاطرهی تاریخ ثبت کند.
تاسوعا، روایت یک انتخاب بزرگ است؛ انتخاب ما بر من، انتخاب ماندن برای همیشه بر یک لحظهی زودگذر.
در این روز، غربت حسین از همیشه آشکارتر میشود. چهل و اندی یار، با او ماندهاند، اما گویی تمام زمین، در آن بیابان سوزان، از انسان تهی است.
فریادها در دشت میپیچد و جز آسمان، هیچ کس پاسخش را نمیدهد.
امروز، دلها بیقرار علمدار است. امروز، هر پرچمی که بر فراز گنبدی به اهتزاز درمیآید، یادآور آن بازوی بریده و آن نگاه نگران به خیمهگاه است.
تاسوعا به ما میآموزد که وفا، تنها در میدان جنگ معنا ندارد. وفا، در یک نگاه، در یک انتخاب، در کنار حقیقت ماندن است، حتی اگر همهی جهان یکصدا علیه تو باشند. عباس ماند تا به ما بگوید: عشق، تشنهتر از آن است که با آب سیراب شود.
سرانجام، روز دهم فرا میرسد. روزی که تاریخ، نفسهای آخر را میکشد تا از نو متولد شود. عاشورا، تنها یک واقعه نیست؛ جریانی است که هرگز نمیایستد. در این روز، نیزهها و شمشیرها خاموشاند؛ این خون به خاک ریختهی حسین است که فریاد میکشد. عاشورا، معرکهی تنهایی بیپایان مردی است در برابر لشکری از جهل و ظلم، اما چه زیبا این تنهایی را به خلوتگاهی برای عاشقان تبدیل میکند.
ساعتها میگذرد و آفتاب، بیرحمانهتر از شمشیرها میسوزد. لبهای حسین میترکد، اما زبانش هنوز به ذکر خدا و نصیحت دشمنان باز است. او که میداند رفتنی است، میخواهد با رفتنش، آیینهای برجای بگذارد تا نسلها در آن، چهرهی حقیقت را بنگرند.
زمین از تیرهای بیامان به لرزه میافتد، اما آسمان، از فرط این عظمت، آرامتر از همیشه نظاره میکند، گویی میداند که امروز، قطرهای از خون حسین، دریایی از معرفت خواهد شد و هنگامی که نیزه، پیکر مطهرش را برفراز میبرد و آن سر بریده بر نی مینشیند، چه شگفت که نی، سربلندتر از همیشه میشود. عاشورا، پایان یک کاروان نیست؛ آغاز کاروانی است که تا همیشه، در دل تاریکیها، چراغ راه آزادگان باقی میماند.
امروز، نه یزید که حسین، پیروز میدان است؛ زیرا تاریخ پیروزی را به خاطر نمیسپارد، مگر با خون پاک و فریاد حق. عاشورا یعنی نه گفتن به هر ظلمی، حتی اگر عطش، جان را به لب برساند.
نویسنده و فعال رسانهای*
انتهای پیام/
نظر شما