محرم و عاشورا نماد همیشگی تقابل حق و باطل، عدالت و ظلم و مقاومت و ستم است. در صحرای کربلا، امام حسین(ع) و یارانش در برابر جبههای ایستادند که قدرت، ثروت، تبلیغات و زور داشت، اما از حقیقت و مشروعیت تهی بود. عاشورا به تاریخ آموخت که پیروزی تنها در غلبه نظامی خلاصه نمیشود، بلکه گاه ایستادگی بر سر اصول و آرمانها، خود بزرگترین پیروزی است.
امروز نیز جهان شاهد منازعات و تقابلهایی است که در آن قدرتهای بزرگ تلاش میکنند اراده خود را بر ملتهای مستقل تحمیل کنند. سیاستهای فشار، تحریم، تهدید و جنگ، ابزارهایی هستند که سالهاست از سوی کشورهای زورگو و متحدانشان برای وادار کردن ملتها به تسلیم مورد استفاده قرار میگیرند. ایران به عنوان کشوری که بر استقلال سیاسی و حق تعیین سرنوشت خود تأکید دارد، بارها در معرض فشارهای گسترده سیاسی، اقتصادی و امنیتی از سوی چنین کشورهایی قرار گرفته است.
از نگاه بسیاری از مردم ایران، مقاومت در برابر این فشارها تنها یک انتخاب سیاسی نیست، بلکه ریشه در فرهنگی دارد که قرنها با نام عاشورا و کربلا در تاروپود این سرزمین تنیده شده است. فرهنگی که میآموزد عزت را نمیتوان با رفاه موقت معامله کرد و استقلال را نمیتوان در برابر تهدید و فشار به حراج گذاشت. همانگونه که امام حسین (ع) در برابر بیعت اجباری ایستاد و هزینه این ایستادگی را پرداخت، ملت ایران نیز در مقاطع مختلف نشان داده است که حاضر است دشواریها و هزینهها را تحمل کند اما در برابر زورگویی و تحمیل اراده بیگانگان سر فرود نیاورد.
در طول تاریخ، ملتهای بسیاری در برابر قدرتهایی قرار گرفتهاند که میکوشیدند با تکیه بر برتری نظامی، اقتصادی یا رسانهای، خواستههای خود را بر دیگران تحمیل کنند. آنچه سرنوشت این رویاروییها را تعیین کرده، صرفاً میزان امکانات و قدرت مادی نبوده، بلکه بیش از هر چیز به استحکام باورها، وحدت اجتماعی و روحیه مقاومت ملتها وابسته بوده است. تجربه تاریخی ملتها نشان میدهد هرگاه جامعهای بر هویت، فرهنگ و ارزشهای بنیادین خود تکیه کرده، توانسته از سختترین فشارها عبور کند و استقلال و عزت خویش را حفظ نماید.
فرهنگ عاشورا نیز از همین منظر تنها یک رویداد تاریخی یا مذهبی نیست، بلکه مکتبی الهامبخش برای دفاع از حقیقت، عدالت و کرامت انسانی به شمار میرود. در این مکتب، ارزش انسانها نه به میزان قدرت و ثروت، بلکه به میزان پایبندی آنان به حق و آمادگیشان برای ایستادگی در برابر ظلم سنجیده میشود. به همین دلیل است که پیام عاشورا محدود به یک زمان و مکان خاص نمانده و در طول قرنها توانسته الهامبخش ملتها و جوامع مختلف باشد. هرجا سخن از مقابله با بیعدالتی، حفظ استقلال، دفاع از هویت و ایستادگی در برابر زورگویی مطرح شده است، آموزههای عاشورا نیز حضوری پررنگ داشتهاند.
این فرهنگ به ملتها میآموزد که شکست واقعی نه در تحمل سختیها، بلکه در دست کشیدن از آرمانها و ارزشهای انسانی رخ میدهد. از همین رو، مقاومت در نگاه ملتهای آزاده صرفاً یک واکنش سیاسی نیست، بلکه بخشی از هویت و باور آنان محسوب میشود. عاشورا یادآور این حقیقت است که راه حق همواره با دشواری همراه است، اما استقامت بر این مسیر، ضامن حفظ عزت و کرامت ملتها خواهد بود.
بیتردید میان واقعه عظیم عاشورا و تحولات سیاسی معاصر تفاوتهای فراوانی وجود دارد، اما جوهره مشترک هر دو را میتوان در مفهوم «مقاومت» جستوجو کرد؛ مقاومتی که در برابر فشار، تهدید و تلاش برای شکستن اراده ملتها شکل میگیرد. اگر عاشورا پیام «هیهات منا الذله» را به تاریخ سپرد، این پیام همچنان برای ملتهایی که خواهان حفظ عزت، استقلال و هویت خود هستند، الهامبخش و راهگشاست.
امروز در حالی که منطقه غرب آسیا با بحرانها، جنگها و مداخلات خارجی مواجه است، یادآوری عاشورا بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد. عاشورا به ما یادآوری میکند که قدرتهای بزرگ، هرچقدر هم از ابزارهای نظامی، رسانهای و اقتصادی برخوردار باشند، نمیتوانند اراده ملتی را که به آرمانهای خود باور دارد، در هم بشکنند.
تاریخ نشان داده است که آنچه ماندگار میشود، نه قدرت ظاهری ستمگران، بلکه ایستادگی و پایداری کسانی است که برای دفاع از حق و کرامت انسانی و شهادت در راه خدا و وطن از جان و مال خود گذشتند.
عاشورا پایان یک نبرد نبود؛ آغاز یک جریان تاریخی بود. جریانی که امروز نیز در قامت مقاومت ملتها در برابر سلطهطلبی و زورگویی ادامه دارد و همچنان این حقیقت را فریاد میزند که عزت و آزادی، ارزشهایی نیستند که بتوان آنها را با تهدید و فشار از ملتها گرفت.
امیرحسین عباسیزاده*
انتهای یادداشت/
نظر شما