اشک‌های معصوم در گوشه عزاداری؛ وقتی کودکان هیدج، شام غریبان را بازسازی می‌کنند

علی صالحی*

گاه در میان هیاهوی مراسم‌های بزرگ، جایی که صدای سینه‌زنی و نوحه‌خوانی با طنین کوه‌ها در هم می‌آمیزد، صحنه‌ای کوچک و بی‌صدا چشم شما را می‌گیرد؛ صحنه‌ای که شاید از کل مراسم کوچک‌تر باشد، اما معنایی به مراتب عمیق‌تر و تکان‌دهنده را در خود نهفته دارد. مراسم شام غریبان، در میان فضای پرشور مراسم در شهر هیدج، من به عنوان یک خبرنگار، ناخواسته با صحنه‌ای روبه‌رو شدم که قلب هر مشاهده‌گری را به لرزه می‌آورد.

در گوشه‌ای از این مراسم بزرگ، جایی که بزرگسالان در سوگ اباعبدالله (ع) به گریه و زاری مشغول بودند، تصویری متفاوت در حال شکل‌گیری بود. گروهی از کودکان هیدج، فارغ از مدیریت بزرگسالان و با نگاهی که از همه چیز پاک‌تر است، در کنار هم جمع شده بودند. آن‌ها، در یک کانون کوچک و خودجوش، مراسم «شام غریبان» خود را بازسازی کرده بودند.

اشک‌های معصوم در گوشه عزاداری؛ وقتی کودکان هیدج، شام غریبان را بازسازی می‌کنند

این کودکان، بدون آنکه بدانند اصول پروتکل‌های عزاداری چیست یا چگونه باید یک مراسم را مدیریت کرد، با همان غریزه‌ی پاکِ انسانی خود، به دور هم حلقه زده بودند. آن‌ها در آن گوشه، به شکلی خودجوش، با هم همدردی می‌کردند؛ گویی در میان آن حلقه‌ی کوچک، روحیه‌ای از “همدلی” جریان داشت که در بزرگسالان، گاهی زیر بار تکرارِ آیین‌ها، گم می‌شود. دیدن این کودکان که در کنار هم، در سوگ غریبیِ حسین (ع) گریستند، گویی تداعی‌گر آن روزی بود که در کربلا، کودکان نیز با آن بی‌گناهی، در میان غبار و خون، تنها مانده بودند.

مشاهده این صحنه، مرا به این تامل واداشت که تربیت نسل جدید، فراتر از آموزشِ کلمات و اشعار، در گروِ همین تجربه‌های معنویِ خودجوش است. کودکان هیدج در آن گوشه، در حال یادگیریِ بزرگترین درس تاریخ بودند: درسِ همبستگی در عینِ غم. آن‌ها آموختند که وقتی غریب هستیم، باید در کنار هم باشیم؛ و وقتی سوگ می‌داریم، باید در کنار هم باشیم. این شام غریبانِ کوچک، در واقع تمرینی بود برای ایستادگی و پیوند با ریشه‌های اعتقادی در دنیایی که مدام سعی در گسستن پیوندهای انسانی دارد.

اشک‌های معصوم در گوشه عزاداری؛ وقتی کودکان هیدج، شام غریبان را بازسازی می‌کنند

این صحنه که من از گوشه‌ای از مراسم مشاهده کردم، پیامی روشن برای تمام مربیان، والدین و مسئولان فرهنگی داشت. اگر می‌خواهیم فرهنگ عاشورا در نسل‌های آینده نه به عنوان یک آیینِ ، بلکه به عنوان یک “ارزشِ زنده” باقی بماند، باید به این کودکان فضا داد تا با آن نگاهِ پرسش‌گر و معصوم خود، با حقیقتِ کربلا روبرو شوند. آن‌ها با آن عزاداریِ کوچک، نشان دادند که محبت به اهل‌بیت (ع) در رگ و پیِ فرزندان این شهر جاری است.

در پایان، باید گفت که آن منظره‌ی کوچک در گوشه‌ی مراسم هیدج، برای من به عنوان یک خبرنگار، از تمام خبرهای روز بزرگ‌تر بود. آنجا که اشکِ کودکان، با شکوهِ عزاداریِ بزرگسالان در هم آمیخت، نشان داد که کربلا، نه یک واقعه‌ی تاریخی، بلکه یک جریانِ بی‌پایان در قلبِ معصوم‌ترینِ انسان‌هاست.

علی صالحی فعال رسانه‌ای*
انتهای یادداشت./

کد مطلب: 1310517

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha