به گزارش خبرنگار ورزشی ایسکانیوز، برای بیش از صد دقیقه، جام جهانی میان اسپانیا و آرژانتین معلق مانده بود. هنوز کسی نمیدانست جشن نهایی در خیابانهای مادرید برپا میشود یا مردم بوئنوسآیرس بار دیگر تا صبح زیر پرچمهای آبی و سفید آواز خواهند خواند. بازی بدون گل پیش میرفت و هر دقیقه، سنگینی اضطراب را بیشتر میکرد. آرژانتین مقاومت میکرد و اسپانیا منتظر لحظهای بود که سرنوشت یکی از طولانیترین شبهای فوتبال را تغییر دهد.
آن لحظه سرانجام در دقیقه ۱۰۶ از راه رسید. فران تورس، بازیکنی که مسابقه را از روی نیمکت آغاز کرده بود، دروازه آرژانتین را باز کرد و تنها گل فینال را به ثمر رساند. گلی که در ظاهر فقط نتیجه مسابقه را یک بر صفر کرد، اما در همان چند ثانیه، قهرمان جهان را تغییر داد، رؤیای دفاع از عنوان قهرمانی آرژانتین را شکست و شانزده سال انتظار اسپانیا را پایان داد.
پس از گل، بازیکنان اسپانیا به گوشه زمین دویدند. نیمکت این تیم خالی شد و شادی کسانی که تمام شب برای رسیدن به این لحظه صبر کرده بودند، در ورزشگاه پخش شد. در سوی دیگر، بازیکنان آرژانتین برای چند لحظه بیحرکت ماندند. آنها تا نزدیکی ضربات پنالتی پیش رفته بودند، اما حالا باید در زمانی کوتاه راهی برای بازگشت پیدا میکردند؛ آن هم در شرایطی که دهنفره شده بودند و نیروی چندانی برایشان باقی نمانده بود.
آرژانتین در تمام جام جهانی بارها از لحظات دشوار عبور کرده بود. تیمی که برای حفظ قهرمانی به مسابقات آمده بود، تا فینال نیز با امید به تجربه، مقاومت و جادوی دیرهنگام لیونل مسی پیش رفت. مسی در ۳۹سالگی بار دیگر در مرکز رؤیای یک ملت ایستاد. اما در آخرین مسابقه، دیگر معجزهای باقی نمانده بود. آرژانتین برای مدت زیادی نتوانست راهی به سوی دروازه اسپانیا پیدا کند و نخستین تلاش جدیاش زمانی شکل گرفت که از حریف عقب افتاده بود.
سوت پایان، بازیکنان دو تیم را به دو تصویر کاملاً متفاوت تقسیم کرد. اسپانیاییها به سوی یکدیگر دویدند، روی زمین افتادند و در آغوش هم گریستند. آرژانتینیها نیز روی چمن نشستند، اما اشکهای آنها از جنس دیگری بود. تیمی که چهار سال با عنوان قهرمان جهان زندگی کرده بود، در یک قدمی تکرار تاریخ متوقف شد. آرژانتین میتوانست نخستین تیم پس از برزیل سال ۱۹۶۲ باشد که از عنوان قهرمانی خود دفاع میکند، اما این فرصت با یک گل در وقت اضافه از دست رفت.
در میان بازیکنان شکستخورده، نگاهها بیش از همه به مسی بود. هنوز مشخص نیست که او بار دیگر در جام جهانی دیده خواهد شد یا نه، اما احتمال اینکه این فینال آخرین حضورش در بزرگترین مسابقات فوتبال باشد، به شکست آرژانتین معنایی عمیقتر میداد. او چهار سال پیش جام را در قطر بالای سر برده بود و اینبار تنها چند متر دورتر ایستاد و جشن تیم دیگری را تماشا کرد.
شبی که جام از یک نسل به نسل دیگر رسید
شاید فوتبال نمیتوانست تصویری روشنتر از تغییر نسلها بسازد. در ابتدای شب، مسی و لامین یامال دو چهره اصلی فینال بودند؛ یکی نماینده دورانی که نزدیک به دو دهه فوتبال جهان را تحت تأثیر قرار داده و دیگری نشانه نسلی که تازه از راه رسیده است. وقتی مسابقه تمام شد، یامال در ۱۹سالگی قهرمان جهان بود و مسی در سکوت با جامی خداحافظی میکرد که اینبار به او نرسیده بود. پس از بازی، آن دو یکدیگر را در آغوش گرفتند؛ تصویری کوتاه که داستان یک شب و شاید داستان عبور فوتبال از نسلی به نسل دیگر را در خود داشت.
پایان نسلی که فوتبال با آن خاطره ساخت
این فینال تنها احتمال پایان حضور مسی در جام جهانی نبود؛ جام ۲۰۲۶ برای بسیاری از هواداران، آخرین پرده از دوران نسلی به شمار میرفت که نزدیک به دو دهه چهره فوتبال جهان را ساخته بود. نسلی که با رقابت مسی و کریستیانو رونالدو تعریف شد و در کنار آنها، نامهایی چون لوکا مودریچ، نیمار، کوین دیبروینه، روبرت لواندوفسکی و شماری دیگر را به بزرگترین صحنه فوتبال رساند. بازیکنانی که فقط گل نزدند و جام نبردند؛ کودکی و جوانی میلیونها نفر با مسابقههایشان گذشت، پیراهنهایشان پوشیده شد و شکستها و پیروزیهایشان به بخشی از خاطره جمعی هواداران تبدیل شد.
هیچکس نمیتواند با قطعیت بگوید کدامیک آخرین مسابقه ملی خود را انجام دادهاند، اما زمان دیگر به سود آنها حرکت نمیکند. مسی در ۳۹سالگی تا فینال پیش رفت و رونالدو نیز در ۴۱سالگی آخرین تلاش خود برای رسیدن به جامی را پشت سر گذاشت که همیشه در کارنامهاش خالی ماند. جام جهانی بعدی چهار سال دیگر برگزار میشود و همین فاصله، حضور دوباره بسیاری از ستارههای این نسل را دور از انتظار میکند. با پایان جام ۲۰۲۶، فوتبال فقط قهرمان تازهای پیدا نکرد؛ آرامآرام با نسلی خداحافظی کرد که برای سالها معیار بزرگی، رقابت و ستارهبودن بود. از این پس، نامهای تازهای در مرکز صحنه قرار میگیرند، اما برای هوادارانی که با مسی و رونالدو بزرگ شدند، هیچ نسل دیگری دقیقاً شبیه این نسل نخواهد بود.
قهرمانی اسپانیا اما فقط داستان یامال یا فران تورس نبود. این تیم جام را با مجموعهای از بازیکنان فتح کرد که هرکدام در بخشی از مسیر نقش خود را ایفا کردند. در فینال نیز دو بازیکن تعویضی لحظه قهرمانی را ساختند. نیکو ویلیامز زمینه گل را فراهم کرد و فران تورس ضربه پایانی را زد؛ بازیکنی که تا پیش از ورود به زمین، تنها میتوانست از کنار زمین انتظار بکشد، اما هنگام پایان مسابقه نامش در کنار گلزنان تاریخی فینال جام جهانی قرار گرفته بود.
برای اسپانیا، این جام فقط دومین قهرمانی جهان نیست. قهرمانی سال ۲۰۱۰ مدتها مانند خاطرهای تکرارنشدنی بر فوتبال این کشور سایه انداخته بود. نسل ژاوی، اینیستا، کاسیاس و داوید ویا چنان تصویر بزرگی ساخته بود که تیمهای بعدی ناچار بودند همیشه با آنها مقایسه شوند. حالا اسپانیا نسل دیگری دارد که دیگر لازم نیست با گذشته تعریف شود. این نسل، جام خود را فتح کرده و داستان خودش را نوشته است.
قهرمانی یک تیم؛ پیروزی یک ساختار
اسپانیا این جام را فقط با پیروزی در فینال نبرد؛ با آماری به پایان رساند که بزرگی مسیرش را نشان میدهد. این تیم در هشت مسابقه تنها یک گل دریافت کرد و رکورد کمترین گل خورده یک قهرمان در تاریخ جام جهانی را به نام خود ثبت کرد. شاگردان دلافوئنته همچنین با قهرمانی، روند شکستناپذیری خود را به ۳۸ مسابقه رساندند و رکورد تازهای در فوتبال اروپا ساختند. اسپانیا از مرحله حذفی با پیروزی برابر اتریش، پرتغال، بلژیک، فرانسه و آرژانتین عبور کرد؛ مسیری که در آن چهار کلینشیت ثبت شد و مدافع عنوان قهرمانی نیز در فینال، پیش از گل فران تورس، حتی یک شوت به سمت دروازه نداشت. این جام نتیجه یک شب یا یک اتفاق نبود؛ پایان مسیری بود که اسپانیا در تمام آن، کمتر از هر تیم دیگری لغزید.
پشت این آمار، ساختاری قرار دارد که سالهاست بازیکن تولید میکند، مربی میسازد و میان ردههای پایه و تیم ملی پیوند برقرار میکند. دلافوئنته پیش از رسیدن به نیمکت بزرگسالان، سالها با نسلهای جوان اسپانیا کار کرده بود و بسیاری از بازیکنانش را از همان ردهها میشناخت. در کنار آکادمیهایی مانند لاماسیا، شبکه باشگاهها و تیمهای پایه اسپانیا باعث شده است تغییر نسل بدون فروپاشی انجام شود؛ بازیکنی جوان وارد تیم میشود، اما با زبانی آشنا، شیوهای مشترک و درکی از فوتبال رشد کرده که از سالها قبل آموخته است. اسپانیا اکنون نخستین کشور تاریخ است که همزمان عنوان قهرمانی جام جهانی مردان و زنان را در اختیار دارد؛ نشانهای از اینکه موفقیت فوتبال این کشور به یک تیم و یک نسل محدود نیست، بلکه بر پایه ساختاری ساخته شده که بارها خود را بازتولید میکند.
لوئیس دلافوئنته نیز در مرکز این داستان ایستاد. مربیای که سالها با بازیکنان ردههای پایه اسپانیا کار کرده بود، گروهی را به قهرمانی رساند که میان تجربه و جوانی تعادل داشت. اسپانیا در طول مسابقات بدون شکست پیش رفت و در فینال نیز وقتی زمان میگذشت و گل به دست نمیآمد، از حرکت نایستاد. این تیم صبر کرد تا سرانجام دروازهای را باز کند که امیلیانو مارتینز برای بیش از صد دقیقه بسته نگه داشته بود.
پس از پایان مسابقه، رودری جام را بالای سر برد و نورها بر سر بازیکنانی ریخت که اسپانیا را دوباره به قله جهان رسانده بودند. شانزده سال پس از شب ژوهانسبورگ، دومین ستاره به پیراهن اسپانیا اضافه شد. در مادرید، هزاران نفر با پرچمهای سرخ و زرد به خیابانها آمدند، آتشبازی آغاز شد و جشن تا نخستین ساعتهای صبح ادامه یافت.
در بوئنوسآیرس، پایان متفاوت بود. هزاران هوادار با وجود شکست به اطراف ابلیسک رفتند؛ جایی که قرار بود محل جشن قهرمانی باشد، اینبار به محل همراهی با تیمی تبدیل شد که تا آخرین مسابقه پیش رفته بود. برای آنها، اندوه شکست با افتخار به نسلی آمیخته بود که یک جام جهانی را فتح کرد و چهار سال بعد دوباره تا نزدیکی قهرمانی رسید.
جام جهانی ۲۰۲۶ در نهایت با یک گل پایان یافت؛ گلی که تمام فاصله میان قهرمانی و شکست را ساخت. فران تورس فقط توپ را وارد دروازه نکرد، بلکه سرنوشت دو ملت را برای یک شب تغییر داد. مادرید بیدار ماند و بوئنوسآیرس در سکوت فرو رفت. یامال نخستین جامش را گرفت و مسی شاید آخرین جام جهانیاش را ترک کرد.
اسپانیا شانزده سال انتظار کشید تا دوباره به این لحظه برسد. حالا جام در دستان نسلی است که دیگر فقط آینده فوتبال این کشور نیست. آنها از همین شب، بخشی از تاریخ آن شدهاند؛ درست در شبی که فوتبال با قهرمانان دیروز خداحافظی کرد و چهرههای فردای خود را شناخت.
انتهای پیام/
نظر شما