به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از کرمان؛ در فوتبال حرفهای، جامها معمولاً نشانه ثباتاند، اما پرونده خاتون بم این قاعده را برهم میزند؛ باشگاهی که در زمین مسابقه از باثباتترین مجموعههای ورزشی ایران بوده، در بیرون زمین دورهای را تا مرز انحلال پیش رفته است. خاتون در هجدهمین دوره لیگ برتر زنان با ۴۹ امتیاز از ۱۸ مسابقه، حاصل ۱۶ پیروزی، یک تساوی و تنها یک شکست، قهرمان شد؛ ۵۷ گل زد، فقط هشت گل دریافت کرد و با تفاضل مثبت ۴۹، دوازدهمین جام و پنجمین قهرمانی متوالی خود را ثبت کرد. کمی بعد نیز با کسب هفت امتیاز در مرحله مقدماتی لیگ قهرمانان آسیا، برای سومین فصل متوالی به مرحله گروهی راه یافت؛ آماری که کنفدراسیون فوتبال آسیا نیز آن را تأیید کرده و خاتون را در میان باشگاههایی قرار داده که حضور مستمر در سه دوره این رقابت نوپا داشتهاند. تضاد اصلی دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود؛ چگونه باشگاهی با چنین مزیت رقابتی، سابقه، برند و انباشت سرمایه فنی، همچنان میتواند با خطری به نام نبود منابع مالی پایدار مواجه شود؟
بررسی جدول فصل گذشته ابعاد دیگری از جایگاه کرمان در فوتبال زنان را روشن میکند. خاتون با ۴۹ امتیاز در صدر ایستاد و گلگهر سیرجان، دیگر نماینده استان کرمان، با ۴۷ امتیاز و تنها دو امتیاز فاصله در رتبه دوم قرار گرفت؛ گلگهر نیز در ۱۸ مسابقه ۱۵ برد، دو تساوی و یک شکست داشت و ۵۰ گل به ثمر رساند. پس از این دو تیم، ایستا البرز با ۳۴ امتیاز، ملوان بندرانزلی با ۳۰، پالایش گاز ایلام با ۲۶، سپاهان اصفهان و پرسپولیس هرکدام با ۲۵ امتیاز قرار گرفتند. این توزیع یک واقعیت کمتر دیدهشده را آشکار میکند؛ در فصلی که باشگاههایی از تهران، اصفهان، گیلان، ایلام و البرز حضور داشتند، دو رتبه نخست فوتبال زنان کشور همزمان در اختیار استان کرمان قرار گرفت. بنابراین خاتون را نمیتوان تنها یک استثنای اتفاقی در بم دانست؛ شکلگیری رقابت میان بم و سیرجان نشان میدهد کرمان عملاً یکی از کانونهای اصلی فوتبال زنان ایران شده و میتواند از «داشتن دو تیم قدرتمند» به سمت ایجاد یک اکوسیستم استانی شامل آکادمی، استعدادیابی، مربیپروری، پزشکی ورزشی، بازاریابی و صنعت مسابقه حرکت کند.
این نقطه درست جایی است که مقایسه کرمان با استانهای دیگر اهمیت پیدا میکند. اصفهان سالها به پشتوانه ساختار باشگاهی سپاهان و صنایع بزرگ، یکی از مراکز فوتبال ایران بوده، گیلان با ملوان سابقه طولانی در فوتبال زنان دارد و پالایش گاز ایلام نیز از تیمهای باثبات این رقابتهاست؛ حتی هیأت فوتبال ایلام اعلام کرده بود که حدود ۷۰ درصد بازیکنان تیم زنان پالایش گاز بومی هستند و این استان در ردههای مختلف بازیکن ملیپوش دارد. چنین الگویی نشان میدهد پایداری واقعی تنها زمانی اتفاق میافتد که تیم بزرگسالان نوک یک هرم باشد، نه تمام آن. بم اگر دوازده قهرمانی را به شبکه سازمانیافته استعدادیابی در شهرستانهای شرقی و جنوبی کرمان متصل کند و گلگهر نیز در سیرجان مسیر مشابهی داشته باشد، استان میتواند چیزی فراتر از دو تیم لیگ برتری بسازد؛ یک «خوشه فوتبال زنان» که بازیکن، مربی، نیروی پزشکی، تحلیلگر و مدیر ورزشی تولید کند و حتی به سایر استانها صادرکننده سرمایه انسانی باشد. این همان نقطهای است که موفقیت ورزشی به توسعه منطقهای تبدیل میشود.
در مقیاس آسیا نیز جایگاه خاتون دیگر محدود به حضور تشریفاتی نیست. AFC برای فصل ۲۰۲۷-۲۰۲۶ مرحله مقدماتی را با ۲۴ باشگاه، پنج تیم بیشتر از فصل قبل، در شش گروه برگزار کرد و فقط تیم نخست هر گروه اجازه صعود یافت؛ شش برنده مرحله مقدماتی نیز به شش باشگاهی پیوستند که مستقیماً وارد مرحله گروهی شده بودند تا ترکیب ۱۲ تیم نهایی شکل بگیرد. خاتون در چنین ساختاری با پیروزی سه بر صفر مقابل زسکا دوشنبه، تساوی یک بر یک برابر النصر عربستان و بازگشت از شکست یک بر صفر برای پیروزی سه بر یک مقابل الاتحاد اردن، هفت امتیاز گرفت و صدرنشین شد. این عملکرد اهمیت زیادی دارد، زیرا فوتبال باشگاهی زنان آسیا در حال گسترش سریع است و باشگاههایی از ژاپن، کرهجنوبی، چین، استرالیا و کشورهای غرب آسیا با سرمایهگذاریهای متفاوت وارد این بازار شدهاند. ادامه حضور خاتون در این سطح در واقع حفظ سهم ایران از بازاری است که اکنون در حال حرفهایتر شدن است و عقبماندن چند ساله در آن میتواند به فاصلهای بسیار دشوار برای جبران تبدیل شود.
اهمیت اقتصادی لیگ قهرمانان زنان آسیا نیز نباید دستکم گرفته شود. کنفدراسیون فوتبال آسیا از نخستین دوره رسمی رقابتها برای هر باشگاه حاضر در مرحله گروهی حداقل ۱۰۰ هزار دلار کمک مشارکت در نظر گرفته بود، برای حضور در یکچهارم نهایی ۸۰ هزار دلار دیگر و برای نیمهنهایی ۱۲۰ هزار دلار اضافه میشد و قهرمان یک میلیون دلار و نایبقهرمان ۵۰۰ هزار دلار جایزه دریافت میکرد؛ AFC مجموع دریافتی بالقوه قهرمان نخستین دوره را دستکم ۱.۳ میلیون دلار اعلام کرده بود. در سطح کلانتر نیز بودجه مصوب AFC برای لیگ قهرمانان زنان در سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ سالانه ۱۰.۵ میلیون دلار اعلام شده است؛ نشانهای روشن از اینکه نهاد حاکم فوتبال آسیا این مسابقات را به عنوان یک پروژه حاشیهای نمیبیند، بلکه در حال ساخت بازار رسمی فوتبال باشگاهی زنان است. برای خاتون، حضور مستمر در این رقابت فقط اعتبار ورزشی نیست؛ یک دارایی تجاری، رسانهای و مذاکراتی است که اگر حرفهای مدیریت شود باید توان باشگاه برای جذب اسپانسر را افزایش دهد، نه اینکه همان باشگاه همزمان برای ادامه موجودیت خود با عدم قطعیت مواجه باشد.
جهان فوتبال زنان نیز با سرعتی حرکت میکند که هرگونه تعلل، فاصلهها را بیشتر خواهد کرد. آخرین گزارش جامع «Setting the Pace» فیفا دامنه بررسی خود را از ۳۴ لیگ به ۸۶ لیگ و ۶۶۹ باشگاه در سراسر جهان افزایش داده و شش محور ورزش، حکمرانی، اقتصاد، هواداران، داده و دیجیتال و وضعیت بازیکنان را به عنوان پایههای حرفهایسازی معرفی کرده است. مطالعات قبلی همین پروژه نشان داده بود لیگهایی که استراتژی تجاری مستقل دارند به طور متوسط ۲.۷ میلیون دلار درآمد تجاری ایجاد کردهاند، در حالی که این رقم برای لیگهای فاقد چنین استراتژی حدود ۱.۱ میلیون دلار بوده است؛ همچنین حدود ۷۰ درصد باشگاههای بررسیشده آکادمی دختران داشتند و به طور میانگین ۷۸ دختر در هر آکادمی فعالیت میکردند. این دادهها پیام روشنی برای فوتبال زنان ایران دارد: موفقیت ورزشی هنگامی به پایداری منجر میشود که در پشت تیم اول، ساختار بازاریابی، آکادمی، لایسنسینگ، داده، فروش رسانهای و نظام تجاری مستقل شکل گرفته باشد.
فاصله اقتصاد فوتبال زنان ایران با بازارهای پیشرو هنگامی ملموستر میشود که اعداد اروپا بررسی شوند. Deloitte در گزارش ژانویه ۲۰۲۶ اعلام کرد ۱۵ باشگاه پردرآمد زنان جهان در فصل ۲۰۲۵-۲۰۲۴ مجموعاً ۱۵۸ میلیون یورو درآمد ایجاد کردند؛ رشدی ۳۵ درصدی نسبت به سال قبل و برای نخستین بار با میانگین درآمد بیش از ۱۰ میلیون یورو برای هر باشگاه. آرسنال زنان با ۲۵.۶ میلیون یورو درآمد در صدر قرار گرفت، چلسی به ۲۵.۴ میلیون و بارسلونا به ۲۲ میلیون یورو رسید؛ نکته مهمتر اینکه ۷۲ درصد درآمد این ۱۵ باشگاه از بخش تجاری حاصل شده است. در لیگ برتر زنان انگلیس نیز درآمد ۱۲ باشگاه در فصل ۲۰۲۵-۲۰۲۴ به ۹۰ میلیون پوند رسید که نسبت به ۶۵ میلیون پوند فصل قبل ۳۹ درصد رشد نشان میداد و درآمد تجاری به تنهایی ۴۱ میلیون پوند بود. این اعداد را نباید مستقیماً با فوتبال ایران مقایسه بودجهای کرد، اما جهت حرکت را نشان میدهند؛ در اقتصاد جدید فوتبال زنان، اسپانسر نه خیرخواه، بلکه شریک تجاری باشگاه است و باشگاه نیز باید مخاطب، محتوا و ارزش تبلیغاتی قابل اندازهگیری تولید کند.
ژاپن نمونه نزدیکتری برای تحلیل مدل آسیایی است. لیگ حرفهای زنان این کشور، WE League، در فصل ۲۰۲۶-۲۰۲۵ در ۱۳۲ مسابقه لیگ ۳۱۵ هزار و ۷۴۷ تماشاگر جذب کرد که میانگین ۲ هزار و ۳۹۲ نفر برای هر مسابقه بود؛ با احتساب جام لیگ، تعداد کل تماشاگران مسابقات رسمی فصل به ۳۸۰ هزار و ۱۷۹ نفر رسید که ۱۳ درصد بیشتر از فصل قبل و بالاترین رکورد تاریخ این لیگ بود. ساختار مالی خود لیگ نیز قابل توجه است؛ WE League در سال مالی ۲۰۲۵-۲۰۲۴ حدود ۱.۵۴۸ میلیارد ین درآمد جاری ثبت کرد که ۸۲۳ میلیون ین آن از اسپانسرینگ تأمین شده بود. در این مدل، مسابقه فقط محصول ورزشی نیست؛ مخاطبسازی، فروش تجاری، داده هوادار و تقویم منظم بخشی از اقتصاد لیگ هستند. خاتون قرار است در مرحله گروهی همین فصل با INAC Kobe Leonessa، یکی از باشگاههای شناختهشده همین ساختار حرفهای ژاپن، روبهرو شود و این تقابل از منظر مدیریتی نیز معنادار است: یک سوی میدان باشگاهی از اکوسیستم حرفهای سازمانیافته قرار دارد و سوی دیگر پرافتخارترین تیم ایران که چند ماه پیش مسئله تأمین مالی بقای خود را تجربه کرده است.
این مقایسه البته به معنای نادیده گرفتن مسیر دشوار فوتبال زنان در کشورهای توسعهیافته نیست. دادههای فیفا نشان داده بود که حتی در میان باشگاههای بررسیشده جهانی، بخش بزرگی هنوز زیانده هستند؛ در نمونه مورد بررسی سال ۲۰۲۳، ۵۹ درصد باشگاههای وابسته به باشگاههای بزرگتر و ۶۱ درصد باشگاههای مستقل زیان مالی ثبت کرده بودند. نکته تعیینکننده این است که کشورهای پیشرو به جای انحلال تیم در مواجهه با زیان، مدل درآمدی آن را توسعه دادهاند. دادههای فیفا همچنین نشان داده باشگاههایی که برای فوتبال زنان استراتژی مکتوب دارند، به طور متوسط درآمد بیشتر و تماشاگر بالاتری جذب میکنند و لیگهایی که حق پخش زنان را به شکل مستقل مذاکره میکنند، درآمد رسانهای بیشتری به دست میآورند. بنابراین مسئله اصلی خاتون هم صرفاً پیدا کردن یک حامی مالی برای یک فصل نیست؛ طراحی سازوکاری است که باشگاه بتواند از قهرمانی، هوادار، برند، محتوای دیجیتال، مسابقات آسیایی و استعداد بازیکنان خود درآمد قابل پیشبینی ایجاد کند.
در این نقطه باید به یک سوءبرداشت رایج در ورزش ایران نیز پرداخت. حمایت بنگاههای اقتصادی از ورزش زنان غالباً در چارچوب «مسئولیت اجتماعی» تعریف میشود؛ در حالی که فوتبال زنان در بسیاری از بازارهای جهان از این مرحله عبور کرده و به یک دارایی تجاری تبدیل شده است. Deloitte گزارش کرده است که رشد درآمد باشگاههای بزرگ زنان عمدتاً از بخش تجاری آمده و آرسنال در فصل ۲۰۲۵-۲۰۲۴ در پنج مسابقه بیش از ۳۵ هزار تماشاگر جذب کرده و با سیاست قیمتگذاری و شناخت دادههای مخاطبان، به هفت میلیون یورو درآمد روز مسابقه رسیده است. این تجربه برای بم به معنای کپیکردن اروپا نیست، بلکه به معنای تغییر ذهنیت است: خاتون باید برای اسپانسر عدد تولید کند؛ میزان دیدهشدن، جمعیت مخاطب، تعامل شبکههای اجتماعی، ارزش رسانهای حضور آسیایی، تعداد ملیپوشان، ظرفیت فروش پیراهن، حضور در مدارس و آکادمیها و حتی اثر اجتماعی برند باید اندازهگیری شود. بدون این دادهها، مذاکره اسپانسرینگ همچنان بر رابطه و حمایت مقطعی استوار میماند.
ظرفیت محلی بم نیز در این معادله نباید نادیده گرفته شود. نام بم در حافظه جهانی با زلزله و ارگ تاریخی پیوند خورده، اما خاتون طی سالهای اخیر روایت دیگری از این شهر ساخته است؛ روایت زنان ورزشکاری که نام شهری در شرق کرمان را به رقابتهای باشگاهی قاره بردهاند. این سرمایه نمادین میتواند در برند شهری، گردشگری ورزشی و بازسازی تصویر بم نقش داشته باشد. باشگاهی با دوازده عنوان قهرمانی قابلیت آن را دارد که موزه تاریخ فوتبال زنان، مرکز استعدادیابی جنوبشرق، کمپ تمرینی دختران و تورنمنت سالانه بینالمللی ایجاد کند؛ اقداماتی که هم حافظه ورزشی را حفظ میکند و هم برند خاتون را از نتیجه یک فصل مستقل میسازد. در بسیاری از شهرهای جهان، باشگاه ورزشی بخشی از هویت مکانی و ابزار بازاریابی شهری است؛ بم نیز میتواند قهرمانیهای خاتون را از صفحه نتایج مسابقات خارج و به بخشی از سرمایه اجتماعی شهر تبدیل کند.
حضور گلگهر سیرجان در رتبه دوم لیگ گذشته، فرصت راهبردی دیگری برای کرمان ایجاد میکند. به جای آنکه دو باشگاه فقط رقیب یکدیگر باشند، مدیریت ورزش استان میتواند از وجود دو قطب قدرتمند برای ساخت یک بازار منطقهای استفاده کند؛ دربی فوتبال زنان کرمان قابلیت تبدیل شدن به رویدادی رسانهای دارد، مسابقات ردههای پایه میان شرق و غرب استان میتواند شبکه استعدادیابی ایجاد کند و صنایع بزرگ کرمان در حوزه مس، معدن و فولاد نیز میتوانند به جای حمایت پراکنده، در قالب یک برنامه چندساله وارد ورزش زنان شوند. فاصله دو امتیازی خاتون و گلگهر در فصل گذشته و مجموع ۱۰۷ گل زده دو تیم نشان میدهد رقابت فنی از قبل وجود دارد؛ چیزی که کم است معماری اقتصادی پیرامون آن است. کرمان در این زمینه حتی از بسیاری از استانها جلوتر است، زیرا لازم نیست فوتبال زنان را از صفر بسازد؛ محصول ورزشی موفق از قبل وجود دارد و مسئله اصلی تبدیل موفقیت به بازار پایدار است.
از منظر توسعه فوتبال ملی نیز استمرار خاتون اهمیت مضاعف دارد. FIFA سالهاست میان ساختار باشگاهی دختران و کیفیت تیمهای ملی ارتباط آماری پیدا کرده است؛ در یکی از گزارشهای معیارسنجی این نهاد، لیگهایی که دستکم ۸۰ درصد باشگاههایشان ساختار فوتبال دختران داشتند، به طور متوسط رتبه ملی بسیار بهتری نسبت به سایر لیگها ثبت کرده بودند. معنای این داده برای ایران روشن است: باشگاههایی مانند خاتون، گلگهر، ملوان، سپاهان و پالایش گاز صرفاً مصرفکننده بازیکن تیم ملی نیستند، بلکه کارخانه تولید بازیکن ملیاند. تضعیف چنین باشگاههایی شاید در کوتاهمدت فقط به حذف نام یک تیم از جدول منجر شود، اما در بلندمدت عمق بازیکن، کیفیت لیگ، رقابت داخلی و قدرت تیم ملی زنان را کاهش میدهد. از این منظر، جلوگیری از انحلال خاتون یک مداخله اضطراری بود؛ سیاست پایدار باید مانع رسیدن باشگاه به نقطه اضطرار شود.
آینده بینالمللی فوتبال باشگاهی زنان نیز این ضرورت را بیشتر میکند. فیفا تشکیل جام باشگاههای جهان زنان را برای سال ۲۰۲۸ تصویب کرده و همزمان ساختار رقابتهای میان قهرمانان قارهای را توسعه داده است. در چنین محیطی، لیگ قهرمانان آسیا دیگر انتهای مسیر خاتون نیست؛ میتواند دروازه ورود به ساختار جهانی باشگاهی باشد. یک باشگاه ایرانی که سه دوره متوالی در میان ۱۲ تیم مرحله گروهی آسیا قرار گرفته، از نظر جایگاه رقابتی در بهترین زمان برای برنامهریزی پنجساله قرار دارد. هدف چنین برنامهای باید از «شرکت در آسیا» به «حضور پایدار در مراحل حذفی»، از «جذب اسپانسر برای بقا» به «سبد چندمنبعی درآمد» و از «تیم بزرگسالان قهرمان» به «باشگاه کامل با آکادمی و دارایی تجاری» تغییر کند. این تغییر، تفاوت میان حفظ یک تیم موفق و ساخت یک نهاد ورزشی ماندگار است.
الگوی مالی پیشنهادی نیز نباید بر یک سرمایهگذار بنا شود، زیرا وابستگی به یک حامی همان نقطه ضعف ساختاری است که بحران اخیر آشکار کرد. درآمد باشگاه میتواند در چند سبد تقسیم شود: قرارداد چندساله اسپانسر اصلی، حامیان کوچکتر تخصصی، درآمدهای AFC، حمایت صنایع کرمان در قالب قرارداد خدمات تبلیغاتی قابل سنجش، آکادمی و کمپهای آموزشی، محصولات دارای نشان باشگاه، تولید محتوای رسانهای، مشارکت تجاری در رویدادهای شهری و در صورت فراهم شدن سازوکارها، درآمد روز مسابقه و حق پخش. گزارشهای فیفا نشان میدهد باشگاههایی که قراردادهای اسپانسرینگ اختصاصی برای تیم زنان منعقد میکنند در مجموع درآمد و درآمد تجاری بیشتری دارند و تیمهایی که روی بازاریابی سرمایهگذاری میکنند بازده تجاری بالاتری به دست میآورند. به همین دلیل «اسپانسر» باید از ناجی آخر فصل به شریک اقتصادی ابتدای فصل تبدیل شود.
پرونده خاتون بم در نهایت یک پیام بزرگتر برای مدیریت ورزش ایران دارد. فوتبال زنان کشور دیگر در مرحله اثبات توانایی ورزشی نیست؛ دوازده قهرمانی خاتون، رقابت دو تیم کرمانی در صدر لیگ، حضور باشگاههای ریشهدار اصفهان، گیلان و ایلام و سه حضور متوالی نماینده ایران در مرحله گروهی آسیا، این توان را اثبات کردهاند. مسئله امروز شکاف میان کیفیت زمین مسابقه و کیفیت ساختار اقتصادی پیرامون آن است. جهان فوتبال زنان همزمان در حال افزایش درآمد، توسعه رقابتهای باشگاهی، جذب مخاطب و استانداردسازی مدیریت است و آسیا نیز با ایجاد لیگ قهرمانان و افزایش سرمایهگذاری، وارد همین مسیر شده است. ایران اگر بخواهد سهم خود را حفظ کند، باید باشگاههای موفق را نه پروژههای هزینهای، بلکه داراییهای ورزشی و تجاری قابل توسعه ببیند.
نجات خاتون از انحلال پایان بحران نیست؛ تنها جلوگیری از آشکارشدن نتیجه نهایی یک ضعف ساختاری است. دستاورد واقعی زمانی ثبت خواهد شد که باشگاهی با ۱۲ قهرمانی ایران برای حضور در فصل بعد نیازمند عملیات نجات مدیریتی نباشد، بودجه چندساله و قراردادهای شفاف داشته باشد، آکادمی آن نسل بعد را تربیت کند، ارزش رسانهای برندش اندازهگیری شود و حضور آسیایی آن به درآمد، تجربه و توسعه فنی تبدیل شود. بم برای فوتبال زنان ایران کاری را انجام داده که بسیاری از شهرهای بزرگ و باشگاههای پرهزینه هنوز نتوانستهاند انجام دهند؛ یک سلسله قهرمانی ساخته و نام خود را به نقشه باشگاهی آسیا رسانده است. مرحله بعدی، ساختن اقتصادی همقد این افتخارات است؛ اقتصادی که موفقیت دختران خاتون را از اراده چند مدیر و حمایت یک حامی مالی مستقل کند و این سرمایه ورزشی را به نهادی ماندگار برای بم، کرمان و فوتبال زنان ایران تبدیل سازد.
خبرنگار: زهرا اسکندری
انتهای خبر./
نظر شما