به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از کرمان؛ هشدار درباره احتمال تشدید بارشها در هشت شهرستان جنوبی کرمان، زمانی ابعاد واقعی خود را نشان میدهد که جغرافیای انسانی و طبیعی منطقه در کنار یکدیگر قرار گیرند. جنوب استان شامل جیرفت، عنبرآباد، رودبار جنوب، قلعهگنج، کهنوج، منوجان، فاریاب و جازموریان حدود یک میلیون نفر جمعیت دارد و بخشی از سکونتگاهها، اراضی کشاورزی و زیرساختهای آن در مجاورت رودخانهها، مسیلها و حوضههای سیلابی قرار گرفتهاند. در جیرفت، رودخانههای هلیلرود و ملنتی از پهنه شهری عبور میکنند و در بخشهای دیگری مانند محدوده رودخانه شور، روستاهایی وجود دارند که سابقه مواجهه مستقیم با سیلابهای ناگهانی را دارند. گزارشهای محلی حتی از تخریب بخشی از دیوارههای حفاظتی احداثشده طی دو سال اخیر در نخستین مواجهه با جریانهای شدید آب حکایت دارد؛ نشانهای که مسئله را از «کمبود سازه» به «کیفیت طراحی و تناسب سازه با خطر واقعی» منتقل میکند.
هشدار اقلیمی امسال نیز باید با دقت علمی خوانده شود، زیرا مرز میان «هشدار جدی» و «قطعیتسازی نادرست» بسیار باریک است. مسئولان محلی از گرمتر شدن آب اقیانوس آرام و احتمال اثرگذاری النینو بر بارشهای پاییز و زمستان سخن گفتهاند و هواشناسی جیرفت نیز بارشهای نرمال رو به بالا، بهویژه در نیمه دوم مهر، آبان، آذر و بهمن را محتمل دانسته است. دادههای بهروز سازمان جهانی هواشناسی نیز اصل نگرانی را تأیید میکند؛ WMO در سوم سپتامبر ۲۰۲۶ اعلام کرد النینو بهطور قطعی شکل گرفته، احتمال تداوم آن تا فوریه ۲۰۲۷ نزدیک به ۱۰۰ درصد است و میانگین ناهنجاری دمای سطح آب در منطقه Niño 3.4 برای سپتامبر تا نوامبر حدود ۳.۶ درجه سانتیگراد پیشبینی میشود. با این حال این «احتمال نزدیک به ۱۰۰ درصد» مربوط به تداوم النینو است، نه تضمین ۱۰۰ درصدی وقوع بارش سیلآسا در جنوب کرمان؛ خود WMO تصریح میکند که النینو در مناطق مختلف جهان میتواند الگوهای متفاوتی از افزایش بارش، خشکسالی و گرما ایجاد کند. بنابراین مدیریت بحران حرفهای باید بر سناریوهای احتمالمحور و پیشبینیهای منطقهای استوار باشد، نه تبدیل یک پدیده جهانی به پیشگویی قطعی محلی.
این تفاوت از آن جهت اهمیت دارد که یکی از ضعفهای تاریخی مدیریت بحران، تمرکز بر «پیشبینی حادثه» به جای «کاهش آسیبپذیری» بوده است. حتی اگر بارش امسال کمتر از انتظار باشد، ساختوساز در حریم رودخانه، انحراف مسیر طبیعی آب، سازههای حفاظتی ناکافی، ضعف آبخیزداری و کمبود تجهیزات همچنان سر جای خود باقی میمانند و با نخستین بارش حدی دوباره فعال خواهند شد. فرماندار جیرفت از تغییر مسیر طبیعی رودخانهها توسط برخی کشاورزان در بالادست بخش اسماعیلی سخن گفته؛ اقدامی که میتواند روانآب را از مسیر طبیعی خارج و به سمت زمینهای کشاورزی یا سکونتگاهها هدایت کند. همزمان، کمبود تجهیزاتی مانند کمرشکن در شبکه لجستیکی بحران نیز مطرح شده است. این دو گزاره در کنار هم تصویر روشنی میسازند: جنوب کرمان همزمان با «ریسک طبیعی» و «ریسک ساخته دست انسان» روبهروست و بخش دوم دقیقاً همان جایی است که امکان مدیریت، اصلاح و پاسخگویی وجود دارد.
تجربه ایران هزینه تعلل در چنین اصلاحاتی را با اعداد سنگین ثبت کرده است. در سیلابهای گسترده سال ۱۳۹۸، بارش و سیل تقریباً سراسر کشور را درگیر کرد؛ فدراسیون بینالمللی جمعیتهای صلیب سرخ و هلال احمر گزارش داد حدود ۱۰ میلیون نفر به شکلی تحت تأثیر قرار گرفتند، بیش از نیم میلیون نفر آواره شدند، دستکم ۷۸ نفر جان باختند و یکهزار و ۱۳۶ نفر مصدوم شدند. UNDRR نیز خسارت اقتصادی آن رخداد را حدود ۲.۵ میلیارد دلار برآورد کرد. این اعداد زمانی برای جنوب کرمان معنا پیدا میکنند که بدانیم بخش بزرگی از خسارت سیل الزاماً از حجم بارش ناشی نمیشود؛ قرار گرفتن سکونتگاه و زیرساخت در پهنه خطر، تخریب پوشش طبیعی حوضه آبریز، مسدود شدن مسیر جریان و ضعف نظام هشدار و تخلیه میتواند یک رخداد جوی را به فاجعه انسانی تبدیل کند. به همین دلیل پرونده سیلاب جنوب کرمان نباید به خرید چند دستگاه ماشینآلات یا احداث چند دیواره محدود شود؛ مسئله به الگوی توسعه فضایی و نحوه برخورد با رودخانهها بازمیگردد.
جنوبشرق ایران نمونه ملموستری نیز در حافظه نزدیک خود دارد. سیلاب ژانویه ۲۰۲۰ در سیستانوبلوچستان که استانهای همجوار از جمله کرمان و هرمزگان را نیز درگیر کرد، مسیرهای روستایی بیش از ۵۰۰ روستا را مسدود کرد و در نیکشهر ۱۸۶ میلیمتر بارش ثبت شد؛ در حالی که میانگین بارندگی سالانه اعلامشده برای سیستانوبلوچستان ۱۱۳ میلیمتر بود. این مقایسه نشان میدهد مناطق خشک لزوماً از خطر سیل مصون نیستند؛ برعکس، خاک خشک، پوشش گیاهی محدود، حوضههای تندشیب و ظرفیت پایین نفوذ آب میتوانند باعث شوند بارشی که در منطقهای مرطوب قابل مدیریت است، در جنوبشرق کشور به روانآبی مخرب تبدیل شود. همین ویژگی برای جیرفت، عنبرآباد، رودبار جنوب و جازموریان اهمیت دوچندان دارد، زیرا بخشهایی از اقتصاد منطقه به کشاورزی وابسته است و تخریب جاده روستایی، کانال آب، مزرعه و باغ به معنای آسیب مستقیم به معیشت خانوارهاست؛ بنابراین خسارت سیل در این جغرافیا فقط «عمرانی» نیست و به سرعت به بحران درآمد، اشتغال و امنیت غذایی تبدیل میشود.
یکی از مهمترین تناقضهای جنوب کرمان این است که منطقه همزمان با خطر سیلاب، با کمبود شدید منابع آب نیز دستوپنجه نرم میکند. در گزارشی دیگر از وضعیت منابع طبیعی منطقه، از افت حدود ۱۴ متری سطح سفرههای زیرزمینی سخن گفته شده بود؛ حال آنکه در همین منطقه طی فروردین و اردیبهشت امسال بیش از یک میلیارد و ۵۰۰ میلیون مترمکعب بارش برآورد و تنها حدود ۲۵۰ میلیون مترمکعب آن استحصال شده بود. این دو عدد کنار یکدیگر مفهوم مدیریت حوضه آبریز را از یک موضوع فنی به مسئلهای راهبردی تبدیل میکنند. اگر روانآب فقط به عنوان «تهدید» دیده شود، سرمایه آبی منطقه از دست میرود و اگر بدون کنترل رها شود، همان آب میتواند روستا و مزرعه را تخریب کند. راهحل دقیقاً میان این دو قرار دارد: آبخیزداری، آبخوانداری، پخش سیلاب، ایجاد فضاهای نگهداری موقت آب و هدایت کنترلشده روانآب؛ یعنی تبدیل بخشی از سیل به منبع تغذیه سفرههای زیرزمینی به جای صرفاً انتقال سریع آن به پاییندست.
جبالبارز جنوبی در همین چارچوب اهمیت پیدا میکند. مسئولان عنبرآباد تأکید کردهاند روانآب حوضههای بالادست این منطقه به سمت جازموریان و رودبار جنوب حرکت میکند و تقویت بند خرم، اجرای آبخیزداری و احداث سازههای مناسب میتواند ریسک را در چند شهرستان کاهش دهد. این واقعیت یک ضعف ساختاری دیگر در شیوه سنتی مدیریت را آشکار میکند: آب به مرز شهرستان احترام نمیگذارد. تصمیمی در بالادست عنبرآباد میتواند کیلومترها پایینتر بر رودبار جنوب یا جازموریان اثر بگذارد؛ همانطور که تغییر مسیر یک رودخانه توسط کشاورز، ساخت یک جاده یا خاکریز نامناسب و تخریب پوشش گیاهی میتواند الگوی جریان را در نقطه دیگری تغییر دهد. بنابراین مدیریت سیلاب باید از مدل «هر فرمانداری در محدوده خودش» به مدل مدیریت یکپارچه حوضه آبریز تغییر کند؛ مدلی که در آن داده بارش، شیب، کاربری زمین، پوشش گیاهی، مسیلها، سکونتگاهها و تأسیسات حساس در یک نقشه مشترک دیده شوند.
تجربه هلند تصویری روشن از همین تغییر فلسفه ارائه میدهد. دولت هلند از سال ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۹ برنامه «Room for the River» یا «جا برای رودخانه» را اجرا کرد؛ برنامهای حدود ۲.۳ میلیارد یورویی که با اجرای اقدامات در ۳۴ نقطه، ایمنی و کیفیت فضایی مناطق محل زندگی حدود چهار میلیون نفر را ارتقا داد. به جای آنکه همه راهحل بر بلندتر کردن دیوارهها استوار باشد، در برخی نقاط خاکریزها عقب برده شدند، دشتهای سیلابی پایینتر رفتند و کانالهایی ایجاد شد تا رودخانه هنگام اوج جریان فضای بیشتری برای گسترش داشته باشد. درس این تجربه برای جیرفت تقلید سازهای از هلند نیست؛ اصل راهبردی آن مهم است. وقتی رودخانه بارها نشان میدهد برای عبور آب به فضای بیشتری نیاز دارد، توسعه شهری نمیتواند دائماً این فضا را کوچکتر کند و سپس برای جبران آن دیوارهای بلندتری بسازد. بازنگری حریم هلیلرود، ملنتی و شور باید بر اساس مدلسازی جدید سیلاب و سناریوهای بارش حدی باشد، نه صرفاً خطوطی که سالها قبل در نقشههای شهری ترسیم شدهاند.
ژاپن نیز مدیریت سیلاب را به مجموعهای از سازهها تقلیل نداده است. تجربه شهرهای ژاپنی که بانک جهانی آن را به عنوان الگوی «مدیریت یکپارچه خطر سیلاب شهری» مستند کرده، همزمان بر ارزیابی خطر، نقشههای پهنهبندی، ارتباط با مردم، کنترل کاربری زمین، زیرساخت مهندسی و نگهداری مستمر تأکید دارد. در استان سایتاما تا سال ۲۰۱۴ بیش از ۱۷۰ تأسیسات نگهداری آب با ظرفیت بیش از ۱۰ هزار مترمکعب ایجاد شده بود و در پروژه ۲۲۵ هکتاری کوشیگایا، مخزنی با ظرفیت ۱.۲ میلیون مترمکعب برای مدیریت همزمان طغیان رودخانه و روانآب سطحی ساخته شد. در بخش دیگری از همین الگو، پروژههای توسعه خصوصی بزرگ نیز ملزم به ایجاد ظرفیت نگهداری آب شدهاند. این رویکرد برای کرمان یک پیام مستقیم دارد: مدیریت سیل نباید تنها هزینه دولت پس از توسعه باشد؛ هر طرح شهری، شهرک، راه، پروژه کشاورزی بزرگ یا ساختوساز نزدیک رودخانه باید سهم خود را از افزایش روانآب و خطر سیلاب محاسبه و جبران کند.
مسئله بعدی، عبور از دوگانه قدیمی «سد یا خاکریز» است. بانک جهانی طی سالهای اخیر به طور فزاینده بر ترکیب زیرساخت خاکستری با راهکارهای مبتنی بر طبیعت تأکید کرده است؛ یعنی دیواره و سیلبند در کنار احیای پوشش گیاهی، حفاظت از دشت سیلابی، تالاب، آبراهه طبیعی و مناطق نگهداری آب. بین سالهای ۲۰۱۲ تا ۲۰۲۴، این نهاد حدود ۲۵۰ پروژه دارای راهکارهای مبتنی بر طبیعت یا مدل ترکیبی را تأمین مالی کرده و ۶۶ پروژه تکمیلشده آن حدود ۹.۵ میلیون نفر را منتفع و ۱.۱ میلیون هکتار اکوسیستم را احیا کردهاند. در جنوب کرمان نیز ساخت سیلبند بدون حفاظت از بالادست میتواند مانند درمان علامت بدون درمان علت باشد. اگر پوشش گیاهی تخریب، مسیر آب دستکاری و خاک حوضه فرسوده شود، حجم و سرعت روانآب افزایش مییابد و فشار بیشتری به سازه پاییندست وارد میکند؛ همان وضعیتی که میتواند عمر مفید دیوارههای حفاظتی را کوتاه و هزینه بازسازی را دائماً تکرار کند.
ابعاد اقتصادی این تغییر رویکرد نیز باید جدی گرفته شود. سیلابها در فاصله ۱۹۹۸ تا ۲۰۱۷ در جهان بیش از ۶۰۰ میلیارد دلار خسارت ایجاد کردند، بیش از دو میلیارد نفر را تحت تأثیر قرار دادند و حدود ۱۴۲ هزار قربانی گرفتند. بانک جهانی نیز از سال ۲۰۱۹ تاکنون برای تابآوری سیلاب شهری در ۵۸ کشور و ۶۹ پروژه حدود ۴.۴ میلیارد دلار تعهد مالی داشته است؛ رویکرد این پروژهها بر ترکیب زیرساخت مهندسی، راهکار طبیعی، هشدار زودهنگام و اصلاح سیاستهای شهری استوار است. این تجربهها نشان میدهد هزینه پیشگیری نباید با بودجه امداد پس از حادثه مقایسه شود؛ باید با ارزش خانهها، زمینهای کشاورزی، جادهها، شبکه برق و آب، مدارس، مراکز درمانی و روزهای کاری از دسترفتهای مقایسه شود که یک سیلاب میتواند نابود کند. جنوب کرمان با حدود یک میلیون نفر جمعیت و اقتصاد کشاورزی گسترده، دقیقاً منطقهای است که سرمایهگذاری پیشگیرانه میتواند آثار اقتصادی چندبرابری داشته باشد.
یک حلقه تعیینکننده دیگر، «نقشه خطر قابل فهم برای مردم» است. در ژاپن وزارت زیرساخت، حملونقل و گردشگری سامانههای عمومی نقشه خطر، برآورد محدوده آبگرفتگی و سناریوهای خسارت را منتشر میکند تا شهروند بداند خانه، مدرسه یا محل کار او در چه سطحی از خطر قرار دارد. جنوب کرمان نیز به جای هشدارهای کلی مانند «از حاشیه رودخانهها فاصله بگیرید» نیازمند نقشههای محلهمحور و روستامحور است؛ نقشهای که نشان دهد با بارش ۵۰، ۱۰۰ یا ۲۰۰ میلیمتری، آب از کدام مسیر عبور میکند، چه روستایی باید تخلیه شود، محل امن کجاست، کدام پل احتمال مسدود شدن دارد و کدام جاده باید پیش از بحران بسته شود. اطلاعرسانی زمانی به رفتار ایمن تبدیل میشود که مخاطب بداند «خطر دقیقاً برای من چیست»، نه اینکه فقط از وجود یک سامانه بارشی مطلع شود.
از همین منظر، آمادهباش دستگاهها باید به شاخصهای قابل سنجش تبدیل شود. اینکه مدیران هشت شهرستان موظف شدهاند نقاط آسیبپذیر را بررسی و تجهیزات امدادی و راهداری را در آمادهباش قرار دهند، گام ضروری است؛ اما کافی نیست. پیش از آغاز فصل پرخطر باید معلوم باشد چند روستا در پهنه پرخطر قرار دارند، چند کیلومتر رودخانه نیازمند آزادسازی حریم است، چند پل و آبنما ظرفیت عبور دبی طراحیشده را ندارند، چند دستگاه ماشینآلات عملیاتی در هر شهرستان قابل استفاده است، زمان رسیدن تیم امداد به روستاهای دوردست چند دقیقه یا چند ساعت است و چه تعداد خانواده نیازمند برنامه تخلیه اضطراری هستند. تبدیل مدیریت بحران از «جلسه» به «داشبورد ریسک» همینجا اتفاق میافتد؛ تصمیمگیر باید بتواند پیش از شروع بارش ببیند کدام نقطه در وضعیت قرمز، نارنجی یا زرد قرار دارد و منابع محدود را بر همین اساس توزیع کند.
پرونده سیلاب جنوب کرمان در نهایت نه پرونده باران، بلکه پرونده کیفیت حکمرانی سرزمین است. منطقهای که از یک سو با افت منابع آب زیرزمینی مواجه است و از سوی دیگر میلیاردها مترمکعب روانآب بالقوه در حوضههای آن جریان پیدا میکند، دیگر نمیتواند خشکسالی و سیلاب را دو مسئله جداگانه بداند. حریم رودخانه، آبخیزداری، طرحهای شهری و روستایی، الگوی کشاورزی، حفاظت از پوشش طبیعی، تجهیزات امدادی، هشدار هواشناسی و مشارکت مردم باید در یک معماری واحد مدیریت شوند. ساخت دیواره ضروری است، اما بدون آزادسازی مسیر آب کافی نیست؛ آبخیزداری ضروری است، اما بدون کنترل تغییر کاربری نتیجه کامل نمیدهد؛ پیشبینی هواشناسی حیاتی است، اما بدون نقشه تخلیه و تجهیزات اجرایی فقط یک هشدار باقی میماند.
جنوب کرمان فرصت دارد پیش از آنکه یک سیلاب بزرگ دوباره ضعفهای زیرساختی را آشکار کند، الگوی مدیریت خود را تغییر دهد. هلیلرود، ملنتی، شور، جبالبارز جنوبی و جازموریان باید نه به عنوان چند نقطه جداگانه، بلکه به عنوان اجزای یک سامانه هیدرولوژیک پیوسته مدیریت شوند؛ حریمهای تصرفشده بازبینی، طرحهای مقاومسازی بر مبنای دبیهای جدید بازطراحی، آبخوانداری و پخش سیلاب توسعه، تجهیزات اضطراری بر اساس زمان پاسخ واقعی توزیع و نقشههای خطر برای عموم منتشر شود. این تغییر، تفاوت میان «مدیریت حادثه» و «مدیریت ریسک» است. در اقلیمی که افراطهای جوی شدیدتر میشوند، آینده ایمن جنوب کرمان نه با انتظار برای آمدن باران، بلکه با تصمیمهایی ساخته میشود که ماهها و سالها پیش از نخستین قطره گرفته شدهاند.
خبرنگار: زهرا اسکندری
انتهای خبر./
نظر شما