به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از همدان؛ وقتی نام غار در همدان مطرح میشود، ذهن بسیاری مستقیماً به علیصدر میرود؛ قایقها، تالارهای زیرزمینی و مسافرانی که برای دیدن یکی از متفاوتترین جاذبههای طبیعی کشور راهی کبودرآهنگ میشوند. اما زیر کوههای استان، جهانی بسیار بزرگتر از آن چیزی وجود دارد که گردشگر میبیند؛ شبکهای از حفرهها، آبراههها، زیستگاهها و رسوبات طبیعی که بعضی از آنها باید دیده شوند، بعضی تنها باید مطالعه شوند و برخی شاید اساساً نباید به روی بازدید عمومی گشوده شوند.
همین تفاوت، اهمیت طرح مطالعات جامع ۴۲ غار شناساییشده همدان را روشن میکند. مدیریت غار با ساخت مسیر، نصب روشنایی و فروش بلیت آغاز نمیشود؛ نقطه شروع، شناخت دقیق آن است. باید مشخص شود هر غار چه ساختار زمینشناختی دارد، آب از کجا وارد آن میشود و به کجا میرود، چه گونههایی در آن زندگی میکنند، چه آثار تاریخی یا دیرینهشناختی در رسوباتش باقی مانده و چه میزان در برابر حضور انسان آسیبپذیر است.
غارهای کارستی در حقیقت بخشی از سامانه پنهان آب هستند. بارندگی میتواند از شکاف سنگهای آهکی وارد زمین شود، در شبکههای زیرزمینی حرکت کند و کیلومترها دورتر در قالب چشمه یا منابع آب زیرزمینی دوباره ظاهر شود. به همین دلیل تخریب یک ناحیه کارستی فقط آسیب به چند قندیل نیست؛ گاهی دستکاری زمین در بالادست میتواند کیفیت یا مسیر منابع آبی پاییندست را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
این مسئله برای همدان که سالها با فشار بر منابع آب زیرزمینی، کاهش بارندگی و چالش تأمین آب مواجه بوده، اهمیتی فراتر از غارشناسی دارد. در استانی که هر منبع آب ارزش راهبردی پیدا کرده، شناخت ارتباط غارها و سازندهای کارستی با چشمهها و آبخوانها میتواند بخشی از سیاست آینده مدیریت آب باشد. نقشه غارها در چنین شرایطی فقط نقشه گردشگری نیست؛ میتواند بخشی از نقشه امنیت آبی استان باشد.
ویژگی مهم دیگر سامانههای کارستی، آسیبپذیری آنها در برابر آلودگی است. در بسیاری از سفرههای معمولی، خاک و رسوبات میتوانند بخشی از آلایندهها را پیش از رسیدن به آب زیرزمینی کاهش دهند، اما آب در شکافهای کارستی میتواند با سرعت بیشتری حرکت کند. بنابراین فاضلاب، پسماند، مواد شیمیایی کشاورزی، سوخت یا فعالیتهای صنعتی در محدودههای حساس ممکن است مسیری مستقیمتر به منابع زیرزمینی پیدا کنند.
همین واقعیت، مسئله تعیین حریم غارها را از یک اقدام اداری به یک ضرورت محیطزیستی تبدیل میکند. وقتی محدوده واقعی یک سامانه زیرزمینی شناخته نشده باشد، ممکن است در سطح زمین جاده، معدن، چاه یا پروژه عمرانی اجرا شود، بیآنکه ارتباط آن با ساختار حساس زیرزمین دیده شود. خسارتی که پس از تخریب یک سازند چندصدهزار یا چندمیلیونساله ایجاد میشود، برخلاف یک ساختمان یا جاده، با اختصاص بودجه قابل بازسازی نیست.
نمونه علیصدر از این منظر نباید به نسخهای برای تمام غارهای استان تبدیل شود. موفقیت اقتصادی و شهرت گردشگری علیصدر ممکن است این تصور را ایجاد کند که هر غار کشفشده یک مقصد گردشگری بالقوه است، اما علم حفاظت دقیقاً خلاف این نگاه را گوشزد میکند. بعضی غارها زمانی ارزشمندترند که دستنخورده باقی بمانند.
غار سراب یکی از نمونههای مهم همین تفاوت است. ساختار کارستی، شرایط هیدرولوژیک و حساسیت محیطی آن، ارزش این غار را بسیار فراتر از زیبایی ظاهری قرار میدهد. درباره چنین پدیدههایی، سؤال نخست نباید این باشد که «چند گردشگر میتوان وارد کرد؟»؛ سؤال علمی این است که «این اکوسیستم تحمل حضور چه تعداد انسان را دارد و آیا اساساً باید برای بازدید عمومی آماده شود؟»
یکی از مهمترین ساکنان این جهان زیرزمینی نیز خفاشها هستند. غارها برای برخی گونهها محل زادآوری، زمستانگذرانی و استراحت محسوب میشوند و ورود بدون ضابطه انسان، بهویژه در دورههای حساس، میتواند کلونیها را مختل کند. نقش خفاشها در کنترل جمعیت حشرات و تعادل اکولوژیک باعث میشود حفاظت از آنها فقط مسئله یک گونه جانوری نباشد.
غارها همچنین آرشیوهایی از گذشته زمیناند. لایههای رسوبی، ترکیبات معدنی، بقایای جانوری و حتی مواد انباشتهشده در آنها میتواند اطلاعاتی درباره اقلیم هزاران سال گذشته، تغییرات محیطی و تاریخ حضور انسان در یک منطقه ارائه کند. چیزی که برای یک بازدیدکننده ممکن است تنها تودهای از خاک یا سنگ به نظر برسد، برای زمینشناس، دیرینهشناس یا باستانشناس ممکن است صفحهای از تاریخ طبیعی باشد.
به همین دلیل تشکیل بانک اطلاعاتی ۴۲ غار همدان میتواند از مهمترین خروجیهای طرح تازه باشد؛ البته اگر بانک اطلاعاتی به فهرست نام و مختصات محدود نشود. هر پرونده باید نقشه، عمق و طول شناختهشده، ویژگیهای زمینشناسی، وضعیت منابع آب، گونههای زیستی، آثار فرهنگی، تهدیدهای پیرامونی، مالکیت و کاربری اراضی اطراف و سطح مجاز دسترسی را در بر گیرد.
این اطلاعات در مرحله بعد میتواند تعارضات توسعهای را آشکار کند. استان همدان دارای فعالیتهای معدنی، کشاورزی، راهسازی و توسعه سکونتگاهی است و برخی از این فعالیتها ممکن است در مجاورت سازندهای حساس قرار گیرند. برخورد موردی زمانی آغاز میشود که پروژه اجرا شده و خسارت رخ داده باشد؛ مدیریت علمی زمانی است که نقشه حساسیت غارها قبل از صدور مجوز روی میز تصمیمگیر قرار گیرد.
تجربه استانهای غارخیز زاگرس نیز اهمیت این موضوع را نشان میدهد. در استانهایی مانند کرمانشاه، لرستان و چهارمحالوبختیاری، موضوع تعیین درجه حفاظتی، نقشهبرداری و پایش غارها بیش از گذشته وارد برنامههای محیطزیستی شده است. رقابت آینده استانهای دارای غار نباید بر سر افزایش تعداد بازدیدکنندگان باشد؛ شاخص موفقیت میتواند کیفیت حفاظت و مقدار دانشی باشد که از این میراث طبیعی تولید میشود.
همدان البته یک مزیت بزرگ دارد؛ علیصدر پیشاپیش برند گردشگری غار را برای استان ساخته است. همین شهرت میتواند به جای توسعه بیمحابای غارهای دیگر، برای شکلگیری «گردشگری زمینشناختی» علمیتر استفاده شود. گردشگری لازم نیست حتماً به معنای ورود به اعماق هر غار باشد؛ موزه زمینشناسی، مسیرهای آموزشی کارست، مراکز تفسیر طبیعت و نمایش مجازی غارهای حساس میتواند درآمد ایجاد کند بدون آنکه هر نقطه آسیبپذیر در معرض حضور انبوه انسان قرار گیرد.
از طرف دیگر، غارنوردان و گروههای کوهنوردی میتوانند چشمهای میدانی طرح باشند. بسیاری از غارها نخست توسط همین گروهها شناسایی یا پیمایش شدهاند. ایجاد سامانهای که مشاهدات، کشفیات و تغییرات محیطی از طریق گروههای آموزشدیده ثبت شود، میتواند هزینه پایش را کاهش دهد و دادههای استان را دائماً بهروز نگه دارد.
پنج تا ۱۰ سال آینده میتواند تعیین کند که همدان با میراث زیرزمینی خود چه خواهد کرد. یک مسیر آن است که هر غار زیبا بهسرعت به عنوان «ظرفیت گردشگری» معرفی شود و بعد از بروز آسیب، محدودیتها آغاز شود؛ مسیر دیگر این است که علم قبل از سرمایهگذاری حرکت کند و ارزش اقتصادی نیز در محدودهای تعریف شود که طبیعت تحمل آن را دارد.
۴۲ دهانه شناساییشده را بنابراین نباید ۴۲ «علیصدر بعدی» تصور کرد. شاید مهمترین نتیجه مطالعات تازه دقیقاً این باشد که ثابت کند بعضی از این غارها نباید هرگز به علیصدر دیگری تبدیل شوند. ارزش برخی در حضور گردشگر است، ارزش برخی در آبی است که در تاریکی ذخیره میکنند، برخی پناهگاه حیاتاند و بعضی دفترهایی از تاریخ زمین که هنوز حتی خوانده نشدهاند.
اگر همدان بتواند این تفاوت را مبنای سیاستگذاری قرار دهد، طرح جامع غارها از یک مطالعه اداری فراتر خواهد رفت و به نقشه حفاظت از بخشی از سرمایه طبیعی استان تبدیل میشود؛ سرمایهای که میلیونها سال برای شکلگیری آن زمان صرف شده و برای نابودیاش گاهی فقط یک مجوز اشتباه، یک پروژه بدون مطالعه یا چند ساعت تخریب کافی است.
خبرنگار: ندا ترابی
انتهای پیام./
نظر شما