گروه سیاسی ایسکانیوز، نهم اسفند ماه یک هزار و چهارصد و چهار، حوالی ساعت نه و نیم صبح
اولین صدای بمباران که به گوش تهرانیها رسید، آنهایی که جای رد پایشان هنوز در خیابان جمهوری خشک نشده بود، شاید فهمیدند آن چند موشکی که جایی میان خیابان کشور دوست را به زمین نشست، با چه هدفی منفجر شدند .
اذان صبح روز دهم اسفند که آن خبر ناگوار اعلام شد، اگر در هر جای دیگری از دنیا بود، میتوانست ملت و کشور مورد تهاجم را به ورطه سقوط بکشاند، اما این وسط چیزی برای خیلیها در این سو و آن سوی دنیا حیرت انگیز است؛
استقامت ملت ایران.
مردمی که میدانند در میان سختترین لحظهها، اولویت دفاع چیست و چه چیزی تمام مهرههایی را که دشمن برای در هم شکستن اراده ایرانیها چیده است، بی اثر میکند.
یک ویدئوی کوتاه در فضای مجازی دست به دست میشود؛ یکی از آن طرف آبها با چهرهای نگران، صدایی لرزان و ادعایی تکاندهنده، از یک توهم میگوید؛ همه چیز چنان دقیق است که برای لحظهای شاید هر کسی وسوسه شود باور کند.
آدمهایی که از یک پیروزی خیالی حرف میزنند و رویا فروشی میکنند. گاهی آنقدر واقعی که شاید خیلیهای آن روی ساده انگاریشان قلقلک شوند و آنچه که خلاف واقعیت است را باور کنند.
در عصر جعل حقیقت، دشمن یاد گرفته که به جای حمله به مرزها، مستقیماً به هر فرد حمله کند. استراتژی ساده است: ساختن یک واقعیت موازی؛ جایی که در آن شکست را به ما بقبولانند، تسلیم را تنها راه نجات معرفی کنند و با استفاده از ابزارهای پیشرفتهای مثل هوش مصنوعی، فیلمهایی بسازند که هدفش نه اطلاعرسانی، بلکه تخریب ایمان به پیروزی باشد.
مانند همان فیلمی که از تلاش چند صد نفره ارتش آمریکا برای نجات یک خلبان به شدت آسیبدیده آمریکایی در بیابانهای اصفهان منتشر شد؛ ویدیویی که البته برای خیلیها یک سند محکم بود تا بگویند ایالات متحده در همه زمینههای نظامی و سایبری دست برتر را دارد و نفوذ در خاک ایران برایش به آسانی یک قهوه خوردن است.
اما نکتهای هست که سازندگان این کلیپهای جعلی در اتاقهای تاریک سایبری خود فراموش کردهاند: قرار نیست ارادهی ملتی که چند ماه است کمرنگ نشده و همچنان با همان شور و علاقه پای کارند فریب بخورند. شاید اعضای این اتاقها اصلا فراموش نکردهاند، در واقع میدانند اما دستور از اتاق فرمان رسیده که نفهمید.
اما صدایی واحد، هر شب در خیابان یک چیز را فریاد میزند: حقیقت، صدای نفس و گرمای حضور دارد.
وقتی صحبت از دویستمین شب حضور مردم در میدان میشود، ما با یک رزمایش خشک یا یک تجمع سازمانیافته طرف نیستیم؛ ما با یک پاسخ فیزیکی به حملهای مجازی روبرو هستیم. برای هر کسی که این شبها در خیابان بوده، تفاوت بین واقعیت و جعل، دیگر نیازی به تحلیلهای پیچیده یا کارشناسان آیتی ندارد.
آنطور که سخنگوی پویش مردمی جانفدا در گفتوگو با ایسکانیوز درباره حضور مردم در میدان گفت: حضور مستمر مردم در این دویست شب، نشاندهنده احساس مسئولیتی ویژه و نوعی بعثت ملی است و این تداوم، باعث شده تا این جریان هرگز دچار تکرار و رکود نشود و هر هفته پیامی جدید برای دشمن داشته باشد.
کسی که در کنار هزاران نفر دیگر ایستاده و لرزش زمین را زیر پاهایش حس کرده، دیگر فریب ویدئویی که ادعا میکند ملت ناامید است یا روحیهاش شکسته را نمیخورد. حضور در میدان، در واقع بزرگترین آنتیویروس در برابر جنگ نرم است؛ زیرا واقعیت لمسشدنی میدان، هرگونه توهم دیجیتال را در لحظه میشوید و میبرد.
تداوم این حضور ، از دیدگاه یک تحلیلگر سیاسی، معنایی فراتر از یک حمایت ساده دارد. در دنیای امروز که «توجه» گرانترین کالای بشر است و مردم حتی برای یک پیادهروی ساده حوصله ندارند، اینکه جمعیتی هر شب، با هر وضعیتی، در میدان حضور یابند، نشاندهنده یک انگیزه جمعی است که از سطح یک واکنش لحظهای فراتر رفته است.
تداومی که از یک نوع سرمایه اجتماعی حرف میزند، حالا در قالبی سازمان یافته و رسمیتر، خود را نشان میدهد. در واقع، مردم در این حضورهای میدانی، یک زره روانی ساختند که حالا هیچ کد برنامهنویسیشدهای نمیتواند آن را سوراخ کند.
اگر بخواهیم از دیدگاه استراتژیک به این موضوع نگاه کنیم، حضور مردم در میدان، مفهوم بازدارندگی را از حالت نظامی صرف خارج کرده و به حالت مردمی درآورده است.
بازدارندگی به زبان ساده یعنی دشمن بداند که هزینه حمله، بسیار بیشتر از دستآورد مطلوب احتمالی آن است. ارتشهای منظم همیشه وجود دارند و دشمن برایشان نقشه میکشد؛ اما چیزی که هر استراتژیست نظامی را به تکاپو میاندازد، ارادهی ناشناختهی ملتها است.
ارتشها بر اساس دستور دفاع میکنند، اما ملتها بر اساس اراده مقاومت میکنند؛ و تفاوت این دو در همین است که اولی قابل پیشبینی و دومی، مولفهای است که هیچ محاسباتی نمیتواند به طور دقیق برای بر هم زدنش برنامه ریزی کند.
جنگ فعلی، در حقیقت نبردی میان تکنولوژی جعل و ارادهی حقیقت است. دشمن تلاش میکند با هوش مصنوعی، دنیایی مجازی بسازد که در آن ما شکست خوردهایم یا اراده ما شکسته است. اما حضور مردم در میدان، هر شب این دنیای مجازی را ویران میکند و با صدای قدمهایش میگوید: ما اینجاییم، واقعی هستیم و بیداریم.
حالا از آن دهم اسفند تاریخی ۲۰۰ شب میگذرد. اما یک سوال اساسی این وسط خودنمایی میکند، این حضور دویست شبه مردم چه چیزی را خنثی کرده است؟
پاسخش آنقدرها هم سخت و غیر قابل تصور نیست، حضور مردم، پیامی است برای کسانی که فکر میکنند با چند کد و چند کلیپ جعلی یا حتی اخبار و الفاظ غلط، میتوانند روحیه یک ملت را بشکنند. حقیقت این است که هیچ هوش مصنوعیای، هر چقدر هم پیشرفته باشد، نمیتواند جایگزین حس امنیتی شود که یک انسان از دیدن هموطنش در میدان مقاومت میگیرد.
این حضور، قاطعترین پاسخ به تمام ادعاهای ساختگی است؛ پاسخی که نه با کلمات و شعارهای توخالی، بلکه با قدمهای استوار در کف خیابان نوشته شده است. در دنیای روایتها، تنها چیزی که هنوز اعتبار دارد، همین حضور واقعی و لمسشدنی است.
انتهای پیام/
نظر شما