به گزارش خبرنگار بینالملل ایسکانیوز، ناظران بر این باورند که تداوم جنگ ایران و آمریکا با دقت توسط چین رصد میشود و به یکی از مهمترین موضوعاتی تبدیل شده که منافع چین در قبال آمریکا را تامین میکند. حتی خود آمریکاییها اذعان میکنند که پیامدهای این جنگ تنها به خاورمیانه محدود نمانده و مستقیما به محاسبات پکن درباره توان نظامی، اقتصادی و سیاسی ایالات متحده در آسیا و بهویژه در قبال چین مرتبط شده است. نشریه «نشنال اینترست» در تحلیلی تازه با بررسی عملکرد آمریکا در جنگ ایران، تاکید کرده واشنگتن همچنان از توانایی برای اعمال قدرت نظامی در مناطق دوردست برخوردار است، اما جنگ ششماهه محدودیتها و فشارهای واردشده بر ظرفیت آمریکا را نیز آشکار کرده است.
بیشتر بخوانید:
جهان در انتظار دیدار روسای جمهور چین و آمریکا / شی با کارزار فشار اقتصادی علیه ایران همسو میشود؟
بر اساس این تحلیل، آمریکا در جریان جنگ توانست بخش مهمی از توان نظامی ایران را هدف قرار دهد و با مشارکت اسرائیل فشار نظامی گستردهای علیه تهران ایجاد کند، اما این عملیات نتوانست به یک نظم پایدار منطقهای منجر شود. در حالی که واشنگتن حجم قابل توجهی از منابع نظامی خود را به خاورمیانه منتقل کرد، تهدید علیه کشتیرانی در تنگه هرمز و بابالمندب همچنان ادامه یافت و متحدان آمریکا نیز با پیامدهای امنیتی و اقتصادی جنگ مواجه شدند. از نگاه نویسندگان، همین مسئله برای چین اهمیت ویژهای دارد و نشان میدهد برخورداری از برتری نظامی لزوما به معنای توانایی تبدیل این برتری به یک نتیجه سیاسی پایدار نیست.
جنگ ایران همچنین تصویری متفاوت از قدرت آمریکا در برابر آنچه طی دهههای گذشته در محاسبات بسیاری از کشورها وجود داشت، ارائه کرده است. واشنگتن توانست قدرت آتش و ظرفیت عملیات نظامی خود را به نمایش بگذارد، اما همزمان مشخص شد که تداوم یک جنگ طولانیمدت میتواند ذخایر تسلیحاتی، سامانههای دفاع موشکی و ظرفیت استقرار نیروهای آمریکا در مناطق دیگر را تحت فشار قرار دهد. به نوشته نشنال اینترست، آمریکا در جریان جنگ حدود ۱۵۰۰ فروند رهگیر پاتریوت شلیک کرده و کاهش ذخایر این موشکها، در کنار جابهجایی تجهیزات و ناوها به خاورمیانه، بر توان بازدارندگی آمریکا در اقیانوس آرام نیز اثر گذاشته است.
یکی از مهمترین پیامهایی که این وضعیت برای پکن دارد، مسئله «توان همزمانی» آمریکا است. چین برای سالها قدرت نظامی آمریکا را یکی از مهمترین عوامل بازدارندگی در شرق آسیا میدانسته است، اما جنگ ایران نشان داد که در صورت شکلگیری یک درگیری طولانی در خاورمیانه، واشنگتن ناچار به انتقال بخشی از تجهیزات، مهمات و ظرفیتهای دفاعی خود از آسیا خواهد شد. بر اساس مقاله نشنال اینترست، استقرار ناو هواپیمابر «جرج واشنگتن» در خاورمیانه پس از بیش از ۲۵۰ روز حضور «آبراهام لینکلن» در منطقه، برای مدتی اقیانوس آرام غربی را بدون ناو هواپیمابر آمریکایی باقی گذاشت که از منظر محاسبات راهبردی پکن قابل توجه است.
از همین رو، جنگ ایران میتواند در محاسبات چین درباره تایوان نیز اثرگذار باشد. البته این مسئله به معنای آن نیست که پکن الزاما تجربه ایران را در تنگه تایوان تکرار خواهد کرد. شرایط جغرافیایی، حقوقی و نظامی دو منطقه متفاوت است، اما چین اکنون میتواند بررسی کند که آمریکا در صورت مواجهه همزمان با چند بحران بزرگ تا چه اندازه قادر به حفظ سطح کنونی حضور و حمایت از متحدان خود خواهد بود. توقف یا تاخیر در بسته تسلیحاتی پیشنهادی برای تایوان نیز از نگاه نویسندگان مقاله این پرسش را ایجاد کرده که آیا مشکل صرفا کمبود موقت مهمات است یا اینکه تعهدات آمریکا در قبال متحدان میتواند تحت تاثیر بحرانهای دیگر قرار گیرد.
در همین چارچوب، جنگ ایران به اعتبار بازدارندگی آمریکا نیز ضربه وارد کرده است. واشنگتن با ورود مستقیم و گسترده به جنگ قصد داشت قدرت نظامی و توانایی خود برای حمایت از متحدانش را به نمایش بگذارد، اما طولانی شدن درگیری، تداوم تهدید علیه مسیرهای حیاتی انرژی و انتقال بخشی از ظرفیتهای نظامی آمریکا به خاورمیانه، ضعفهایی را آشکار کرد که پیش از این کمتر در معرض دید قرار داشت. مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی آمریکا نیز پیشتر هشدار داده بود که ذخایر محدود مهمات و محدودیت ظرفیت صنعتی میتواند بر توانایی آمریکا برای تداوم یک جنگ طولانی و در نتیجه بر قابلیت و اعتبار بازدارندگی آن اثر بگذارد.
تنگه هرمز نیز در این میان به یکی از مهمترین درسهای جنگ برای چین تبدیل شده است. ایران بدون آنکه بتواند آمریکا را در یک نبرد متعارف شکست دهد، توانسته با ایجاد اختلال در یکی از مهمترین مسیرهای انرژی جهان، هزینههای اقتصادی و سیاسی قابل توجهی به واشنگتن و متحدانش تحمیل کند. تحلیل نشنال اینترست معتقد است این تجربه میتواند برای چین اهمیت ویژهای داشته باشد و نشان میدهد یک قدرت رقیب لزوم برای ایجاد فشار بر آمریکا به پیروزی نظامی کامل نیاز ندارد و میتواند با ایجاد اختلال پایدار در نقاط حساس اقتصادی و جغرافیایی، قدرت چانهزنی خود را افزایش دهد.
در کنار مسائل نظامی، چین از منظر اقتصادی نیز تجربه متفاوتی از جنگ ایران به دست آورده است. با وجود اختلال شدید در بازار انرژی و کاهش جریان نفت از منطقه، چین توانست با استفاده از ذخایر راهبردی و تغییر مسیر واردات، بخشی از آثار بحران را مدیریت کند. مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی نیز در بررسی پیامدهای اقتصادی جنگ برای چین تاکید کرده که پکن در مقایسه با بسیاری از اقتصادهای دیگر ظرفیت بیشتری برای عبور از شوک انرژی دارد، هرچند جنگ همچنان تهدیدهایی برای صادرات، زنجیرههای تامین و سرمایهگذاریهای چین ایجاد کرده است.
در مجموع، جنگ ایران برای چین تصویری پیچیده از قدرت آمریکا ایجاد کرده است که در آن واشنگتن همچنان قدرتمندترین بازیگر نظامی جهان محسوب میشود، اما محدودیتهای این قدرت نیز بیش از گذشته آشکار شده است. آمریکا توانایی اجرای عملیات نظامی گسترده در فاصلهای بسیار دور از خاک خود را دارد، اما جنگ نشان داده که حفظ چنین سطحی از قدرت برای مدت طولانی هزینهبر است و میتواند منابع مورد نیاز آمریکا در سایر مناطق، بهویژه شرق آسیا، را تحت فشار قرار دهد. از این منظر، جنگ ایران نه به معنای پایان قدرت آمریکا، بلکه به معنای آشکار شدن شکاف میان «توانایی وارد کردن ضربه نظامی» و «توانایی ایجاد یک نتیجه سیاسی و امنیتی پایدار» است که پکن بدون تردید در محاسبات راهبردی آینده خود در قبال واشنگتن مورد توجه قرار خواهد داد.
انتهای پیام/
نظر شما