به گزارش گروه دانشگاه ایسکانیوز، کتاب «پازل پایداری شهری» نوشته دکتر طاهره نصر عضو هیئت علمی و استادتمام شهرسازی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شیراز است. وی با تأکید بر اینکه شهرها در قرن حاضر هم با بحرانهای طبیعی و هم انسانساخت مواجهاند، معتقد است این کتاب با ارائه رویکردی استراتژیک و صورتبندی چهار مؤلفه اصلی به دنبال آمادهسازی شهرها برای مخاطرات نوظهور و ارتقای ایمنی و امنیت آنهاست.
استادتمام شهرسازی و عضو هیئت علمی گروه معماری و شهرسازی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شیراز درباره کتاب میگوید؛
در قرن حاضر، شهرها نهفقط درگیر کنشهای اجتماعی و اقتصادی هستند، بلکه به لحاظ عملیاتی هم دچار چالشهایی هستند. همینجا باید به بحران اشاره کرد؛ بحرانهایی که هم به صورت طبیعی، مثلاً زلزله و هم به صورت انسانساخت، مثلاً جنگ، ممکن است برای یک شهر حادث شود. این کتاب به دنبال یک رویکرد استراتژیک است که شهر را در مواجهه با بحرانها، چه طبیعی و چه انسانساخت، به لحاظ ایمنی و امنیت بهتر ببیند و آینده بهتری برای شهر متصور باشد.
این کتاب به دنبال یک رویکرد استراتژیک است؛ به دنبال این است که قطعات پازل پایداری شهری را به گونهای صورتبندی کند که چهار مؤلفه به عنوان قطعات اصلی پازل کنار هم چیده شوند.
قطعه اول، آیندهپژوهی است. آیندهپژوهی با نگاه مدیریت واکنشی به کنشگری مدنظر قرار گرفته؛ سناریوهایی که باید برای شهر در نظر گرفته شود و با استفاده از تکنیکهای سناریونگاری، آیندههای محتمل ترسیم شود و شهر خودش را برای مخاطرات نوظهور آماده کند.
مؤلفه دوم، تابآوری است؛ در واقع هنر بازگشتپذیری. در این کتاب به دنبال این هستم که جلوگیری از وقوع بحران بهتنهایی مدنظر قرار نگیرد، بلکه ارتقای توان سیستم برای مهار کردن بحران هم مدنظر باشد و البته بازگشت به پویایی بعد از وقوع بحران نیز بسیار مورد توجه است.
مؤلفه سوم، مدیریت بحران است؛ یعنی قطعه سوم پازل پایداری شهری، مدیریت بحران است، اما به عنوان یک نگاه انسجامی در پاسخ که باید در شهر بیشتر به آن توجه شود. با این نگاه، مدیریت بحران فقط رویکرد مواجهه با بحران را مدنظر قرار نمیدهد، بلکه رویکرد پیشگیرانه را هم در نظر میگیرد.
و در نهایت، پدافند غیرعامل به عنوان مؤلفه چهارم، یا بهتر است بگویم قطعه چهارم پازل پایداری شهری، به عنوان سپر هوشمند وارد عمل میشود. در این نگاه، پدافند غیرعامل به عنوان لایه ایمنسازی هم کالبدی و هم زیرساختی مدنظر قرار میگیرد و بنابراین امنیت ملی را به ساختار شهری پیوند میزند.
در نهایت این کتاب علاوه بر بازشناسی مفاهیمی که عرض کردم، به دنبال تحلیل برنامه هفتم توسعه کشور، همان سند پیشرفت، هم هست؛ یعنی اینکه مؤلفه تابآوری به چه صورت در برنامه پیشرفت دیده شده و کشور ما چه نگاهی به مقوله تابآوری دارد. برنامه هفتم توسعه، برنامه پیشرفت دادهمحور است و تابآوری در این برنامه به چه صورت نگاه شده است. بعد از تحلیلی که در این زمینه صورت گرفته، تکتک مؤلفههایی که گفته شد با مدیریت استراتژیک و با یک دیدگاه راهبردی کنار همدیگر جمع میشوند و پایداری شهری را بیان میکنند.
عبور از بحران جنگ و ورود به مرحله پساجنگ به معنی توقف درگیریها نیست، بلکه آغاز جدیترین آزمون برای مدلهای مدیریت شهری است. این کتاب هم به دنبال این است که راهکار ساختاری و راهبردی شهر پساجنگ را بیان کند و مؤلفههایی که در لایههای مختلف مدیریتی در شهر پساجنگ باید مورد مدیریت قرار گیرد را توضیح دهد. بنابراین بازسازی صرفاً اقدام مهندسی برای بازگرداندن کالبد شهر به حالت اولیه نیست، بلکه تلاشی برای ارتقای طراز امنیت ملی و اصلاح ساختارهای گذشته است که باید مدنظر تمامی شهرسازان قرار بگیرد.
در اطلس تجاربی که در انتهای کتاب آورده شده، واکاوی تجارب ملی و غیرایرانی در حوزه بحرانها، چه طبیعی و چه انسانساخت، صورت میگیرد. بنابراین بحرانهای ناشی از مخاطرات زمینشناختی و کالبدی با ذکر نمونههای موردی، بحرانهای هیدرولوژیک و همینطور مخاطرات زیستمحیطی و اقلیمی، بحرانهای انسانساخت به لحاظ ساختاری و نهادی، و در نهایت بازسازی بعد از جنگ و همینطور احیای سکونتگاههای مرزی به عنوان تجارب ملی مورد بررسی قرار گرفته است.
در بخش آموختههای جهانی، یعنی بحرانهای غیرایرانی، هدف این بوده که الگوهای پیشرو در مدیریت عدمقطعیت و همینطور بحرانهای مرکب مورد آسیبشناسی قرار بگیرند و از طرف دیگر، علل شکست در مدیریت بحران و ناهماهنگیهایی که به لحاظ حاکمیتی در تجارب غیرایرانی وجود داشته، بررسی شوند. در نگاهی دیگر، بحرانهای تکنولوژیک، امنیتی و انفجاری مورد بررسی قرار میگیرد و در نهایت بحرانهای ناشی از جنگ و منازعات، البته با دیدگاه تابآوری نوین، مورد بررسی قرار میگیرد. هر کدام از این موارد در آموختههایی دارند که به عنوان اطلس تجرب در انتهای کتاب مورد واکاوی قرار میگیرند.
باید بپذیریم که دنیای امروز، دنیای عدمقطعیتهاست. این کتاب با یک رویکرد استراتژیک به دنبال این است که در دنیای عدمقطعیتها، هوشمندی یعنی کامل کردن پازل پایداری شهری، قبل از این که مدیریت بحران به بنبست برسد. قطعات باید چیدمان شایستهای داشته باشند تا بتوانند در مقابل طوفان بحرانها، شهر را از گزند در امان نگه دارند. مهمترین پیام این کتاب، رفع دغدغه برای امنیت پایدار کشورمان است؛ برای مواجهه کشور با مخاطرات احتمالی و گزندهای پیشبینیناپذیری که کشور ما را تهدید میکند. امیدوار هستم که بتوانیم هم ایمنی و هم امنیت را به صورت توأمان برای کشورمان بیش از پیش محقق کنیم.
نظر شما