به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه ایسکانیوز، آموزش عالی آمریکا از زمان آغاز ریاست جمهوری ترامپ با چالشهای متعددی همراه شد. از جمله این چالشها میتوان به کاهش استقلال دانشگاهها، کاهش بودجه مراکز آموزش عالی و کاهش تعداد دانشجویان بینالمللی اشاره کرد.
ایسکانیوز در گزارشهای سیاستهای ترامپ حدود ۶۰ هزار شغل را از بین میبرد، آینده پرآشوب آموزش عالی در آمریکا با پروژه ۲۰۲۵ و ترامپ استقلال دانشگاهها را کاهش میدهد به این موضوعات پرداخت. در این گزارشها آمده است که سیاستهای محدودکننده دولت ترامپ در حوزه ویزا و مهاجرت، کاهش چشمگیر ثبتنام دانشجویان بینالمللی در دانشگاههای آمریکا و پیامدهای اقتصادی، علمی و اجتماعی گستردهای را به همراه داشته است؛ روندی که به گفته کارشناسان میتواند آینده آموزش عالی آمریکا را تحت تأثیر قرار دهد و جایگاه جهانی این کشور را در رقابت برای جذب استعدادهای برتر تضعیف کند.
با پایان یافتن سال ۲۰۲۵، مجله «مرورگر آموزش عالی» (HEI) در گزارشی به تحلیل چشمانداز آموزش عالی آمریکا در سال ۲۰۲۶ پرداخته است. در این گزارش که با عنوان فروپاشی دانشگاهها (College Meltdown) منتشر شده، آمده است که آموزش عالی در آمریکا در سال ۲۰۲۶ وارد مرحلهای شده است که دیگر نمیتوان آن را صرفاً بحران نامید؛ آنچه رخ داده است «فروپاشی ساختاری» است. پدیدهای که تقریباً تمامی ابعاد نظام دانشگاهی را تحت تأثیر قرار داده است.
این گزارش در مورد زمینه و چرایی فروریزش آمریکا تصریح میکند که فروپاشی دانشگاهها هرگز یک شوک ناگهانی نبوده، بلکه نتیجه فشارهای تجمعیافته در طول سالها است. این فشارها عبارتاند از کاهش جمعیت دانشجویان سنتی، شکست سیاستهای مالی و رفتاری دانشگاهها، بار بدهیهای دانشجویی و حتی انحراف مأموریتهای اصلی دانشگاهها از آموزش عمومی به سمت درآمدزایی و رشد بیپایان.
برای دههها، آمریکاییها با این رویا بزرگ شده بودند که تحصیل دانشگاهی یک مسیر تضمینشده برای ورود به طبقه متوسط و دستیابی به امنیت اقتصادی است. این «هیجان کالجگرایی» (college mania) که توسط سیاستگذاران، رسانهها و سیستم بازاریابی دانشگاهها ترویج میشد، اکنون در حال فروپاشی است. دانشجویان در دانشگاههای سطح بالا نه فقط از بحرانهای داخل دانشگاهها خستهاند، بلکه از این واقعیت نیز ناامید شدهاند که یک مدرک معتبر دیگر تضمینکنندهی آیندهی بهتر نیست.
افت اعتماد جوانان آمریکایی به ارزش مدرک دانشگاهی
بر اساس این گزارش، ارزش مدرک دانشگاهی بهطرز قابل توجهی کاهش یافته است. حالا تعدادی از جوانان حتی در دانشگاههای ممتاز حضور ندارند؛ یا اگر حضور دارند، تجربه آنها از تعارضهای اجتماعی، تردید درباره ارزش واقعی آموزش، و فرصتهای شغلی محدود حکایت میکند. این تغییر نگاه در بازار کار نیز منعکس شده است، بهطوری که کارفرمایان اکنون درباره ارتباط واقعی بین تحصیلات و مهارتهای مورد نیاز محل کار تردید دارند.
به بیان دیگر، سیستم آموزشی آمریکا در سال ۲۰۲۶ به نقطهای رسیده که تقاضای مدرک صرفاً برای ورود به کار تبدیل به یک ابزار غربالگری شده است، ابزاری که نه نیاز واقعی مهارت را تأمین میکند و نه بازده اقتصادی قطعی دارد.
چشمانداز منفی مالی برای آموزش عالی آمریکا در سال ۲۰۲۶
گزارشهای مالی از سال ۲۰۲۶ آمریکا نشان میدهد که چشمانداز مالی آموزش عالی آمریکا در سال مالی ۲۰۲۶ منفی خواهد بود. بر اساس این پیشبینی، هزینهها حدود ۴.۴٪ رشد خواهند داشت؛ اما درآمدها فقط ۳.۵٪ افزایش خواهند یافت. برای مؤسسات کوچک و وابسته به شهریه، رشد درآمد حتی میتواند به ۲.۵٪ تا ۲.۷٪ کاهش یابد، یعنی بسیار کمتر از هزینهها.
این اختلاف نشان میدهد که مدل اقتصادی آموزش عالی آمریکا دیگر پایدار نیست و بسیاری از کالجها و دانشگاهها برای پوشش هزینههای عملیاتی ناگزیر به کاهش هزینهها، تعطیلی رشتهها، یا کاهش نیروی کار هستند.
بحران جمعیتی و رقابت برای دانشجو
یکی از عوامل بنیادی بحران، پدیدهای است که گزارش آن را «شیب جمعیتی» مینامد: کاهش تدریجی تعداد دانشآموزان سنتی که در دهههای اخیر دیده میشود و حالا در دهه ۲۰۲۰ به نقاط بحرانی رسیده است. دانشگاهها در مناطقی مانند میدوست، شمالشرق و جنوب با رقابتی شدید برای جذب تعداد کمتر فارغالتحصیلان دبیرستان مواجهاند، و این موضوع باعث شده که برخی مؤسسات از راههای غیرمنصفانه یا پرخطر برای جذب دانشجو استفاده کنند، از بازاریابی فریبنده گرفته تا تخفیفهای گزاف در شهریه.
این رقابت ناسالم حالا یادآور بحران کالجهای «for-profit» دهه قبل است، که در نهایت منجر به سقوط بسیاری از آنها شد.
بدهی ۱.۷ تریلیون دلاری دانشجویان در آمریکا
در سال ۲۰۲۶، بدهیهای دانشجویی در آمریکا بیش از ۱.۷ تریلیون دلار گزارش شده است. مبلغی که نه فقط نظام آموزشی، بلکه زندگی میلیونها نفر را تحت فشار قرار داده است. این بدهیها نابرابریهای نژادی و اقتصادی را تشدید کردهاند، بهطوری که جوامع رنگینپوست، خانوارهای کمدرآمد و دانشجویان نسل اول بیشترین آسیب را دیدهاند.
گزارش همچنین تأکید میکند که حتی در دانشگاههای ممتاز که منابع مالی بهتر و سرمایهگذاریهای بزرگ دارند، نابرابری ساختاری عمیق است. آنها ممکن است نفع اقتصادی کافی داشته باشند، اما همچنان نظام دوگانه آموزش عالی را بازتولید میکنند. جایی که اقلیتهای ثروتمند از مزایای آموزشی بهرهمند میشوند و اکثریت باقی میمانند در چرخهای از بدهی و عدم تصدیق مهارت.
بحران ساختاری فقط به جنبههای مالی محدود نیست. گزارش میگوید کارکنان و اساتید دانشگاه نیز در سال ۲۰۲۶ با چالشهای جدی مواجهاند؛ افزایش کارهای موقتی و غیرقطعی برای تدریس، کاهش نقش اساتید در تصمیمگیری (ضعف حکمرانی مشترک) و فشارهای سیاسی علیه آزادی آکادمیک، بویژه در ایالتهایی که برنامههای تنوع و شمول را هدف قرار دادهاند.
این روند نشان میدهد که مدیریت و حاکمیت دانشگاهها بیش از پیش تحت تأثیر گروههای بیرونی، فشارهای سیاسی و سرمایهگذاران قرار گرفته است، و این میتواند در درازمدت موجب تضعیف مأموریت اجتماعی و علمی آنها شود.
گزارش «College Meltdown ۲۰۲۶» با این پیام روشن پایان مییابد که پایان بحران هنوز قطعی نیست و مسیرهای متفاوتی در پیش روی نظام آموزش عالی آمریکا قرار دارد. اگر سیستم کنونی بر پایه سیاستهای بازارمحور، بدهیمحور و تثبیت نابرابریها ادامه یابد، روند «فروپاشی» ادامه خواهد یافت. اما اگر جامعه تصمیم بگیرد نظامی جدید بر اساس سه اصل محوری بسازد، شاید چشمانداز جدیدی پدید آید. این محورها شامل، سرمایهگذاری عمومی معنادار در آموزش با هدف عدالت و دسترسی برابر، مسیرهای کمهزینه یا رایگان برای آموزشهای ضروری، حاکمیت دموکراتیک و پاسخگویی واقعی در دانشگاهها، مقابله با مؤسسات بیوجدان و بازسازی ارزش اجتماعی آموزش و تعهد به عدالت نژادی و اقتصادی است که فرصتهای برابر را برای همه فراهم آورد.
مفهوم فروپاشی دانشگاهی که تا چند سال پیش در حاشیه بحثهای آموزشی مطرح بود، اکنون به واقعیت ساختاری نظام آموزش عالی آمریکا تبدیل شده است. این بحران محصول تصمیماتی بوده که دهها سال اتخاذ شدهاند، از مالیسازی و بدهیمحوری تا تأمین مالی ناکافی و سیاستهای ناکارآمد و اکنون در سال ۲۰۲۶ بر بخشی از جامعه، اقتصاد و ساختار اجتماعی آمریکا تأثیر گذاشته است.
انتهای پیام/

نظر شما