به گزارش خبرنگار ورزشی ایسکانیوز، لیگ ملتهای والیبال برخلاف ظاهر منظم و سالانهاش، تورنمنتی آرام نیست. تیمها در چند هفته، با سفرهای متوالی، بازیهای پشت سر هم و حریفانی با سطحهای متفاوت روبهرو میشوند. همین فشردگی باعث میشود قضاوتها خیلی زود شکل بگیرد. یک برد خوب میتواند فضای اطراف تیم را عوض کند و دو شکست پیاپی، حتی در شروع راه، بحث درباره کیفیت تیم، انتخابها و مسیر آینده را جدی کند. در VNL، تیمها فرصت زیادی برای توضیح دادن ندارند؛ باید در زمین نشانه نشان بدهند.
برای ایران، این شروع اهمیت بیشتری دارد. والیبال ایران هنوز با حافظه سالهای اوج سنجیده میشود. بسیاری از مخاطبان، حتی وقتی میدانند تیم تغییر کرده، هنوز نتیجهها را با دورهای مقایسه میکنند که ایران برای حریفان بزرگ دردسر جدی بود. همین مقایسه، کار تیم امروز را سخت میکند. هر نسل تازهای برای دیده شدن زمان میخواهد، اما در تیم ملی زمان همیشه کوتاه است. مسابقه پشت مسابقه میآید و هر بازی، بخشی از تصویر تیم را میسازد.
لیگ ملتها فقط جدول همان هفته نیست. این تورنمنت روی رتبه جهانی، اعتمادبهنفس بازیکنان، جایگاه کادر فنی و برداشت عمومی از مسیر تیم اثر میگذارد. برد در چنین رقابتی فقط یک نتیجه نیست؛ گاهی نشانهای است از اینکه تیم هنوز توان ایستادن برابر حریفان جدی را دارد. شکست هم فقط از دست رفتن یک بازی نیست؛ اگر تکرار شود، خیلی زود به سؤال درباره برنامه تیم تبدیل میشود. به همین دلیل، شروع VNL برای ایران بیشتر از یک افتتاحیه عادی است.
والیبال در مقایسه با فوتبال، مجال کمتری برای روایتسازی طولانی دارد. نتیجهها سریعتر میآیند و بازیها پشت سر هم تکرار میشوند. تیمی که امروز بد بازی کرده، شاید فردا یا پسفردا دوباره در زمین باشد. همین ریتم، هم فرصت اصلاح میدهد، هم فشار را بالا میبرد. تیم نمیتواند مدت زیادی پشت یک برد پنهان شود و نمیتواند برای یک شکست، زمان زیادی در اختیار داشته باشد. VNL تورنمنتی است که مدام وضعیت تیم را بهروزرسانی میکند.
مهمترین مسابقه تورنومنت
در تورنمنتهای فشرده، بازیهای اول همیشه بیش از عددشان اهمیت دارند. ممکن است از نظر جدول، یک باخت در هفته نخست قابل جبران باشد، اما از نظر روانی اثر خودش را میگذارد. تیمی که خوب شروع میکند، با اعتماد بیشتری وارد مسابقات بعدی میشود. تیمی که شروعی نامطمئن دارد، خیلی زود درگیر سؤالهای تکراری میشود: ترکیب درست است؟ جوانها آمادهاند؟ تیم برنامه دارد؟ کادر فنی مسیر را پیدا کرده است؟
برای ایران، این سؤالها از قبل هم وجود داشتهاند. بحث بازسازی، تغییر نسل، ثبات کادر و فاصله گرفتن از دوران اوج، مدتهاست کنار تیم ملی والیبال دیده میشود. VNL قرار نیست به همه این پرسشها در چند مسابقه اول جواب بدهد، اما میتواند جهت اولیه را نشان دهد. مخاطب دنبال این نیست که تیم از همان ابتدا بینقص باشد؛ دنبال نشانههایی است که بفهمد تیم به کدام سمت میرود.
این نشانهها فقط در نتیجه دیده نمیشوند. ممکن است تیم ببازد، اما در دریافت، سرویس، نظم دفاعی یا واکنش به عقب افتادن، تصویر قابل قبولی بسازد. ممکن است تیم ببرد، اما بازیاش پر از نوسان و وابسته به لحظههای فردی باشد. برای تحلیل VNL، نتیجه مهم است، اما کافی نیست. باید دید تیم در طول ستها چقدر دوام میآورد، در امتیازهای پایانی چطور تصمیم میگیرد و بعد از اشتباههای پیاپی چگونه برمیگردد.
اعتماد به جوانان
والیبال ایران در سالهای اخیر فقط با مسئله فنی روبهرو نبوده است؛ مسئله اعتماد هم وجود دارد. تماشاگر میخواهد بداند تیمی که میبیند، پروژهای در حال شکلگیری است یا مجموعهای از تغییرات مقطعی. این تفاوت مهم است. اگر مخاطب حس کند تیم برنامه دارد، حتی بعضی شکستها را بهتر میپذیرد. اما اگر شکستها بینظم و بینشانه باشند، خیلی زود به بیاعتمادی تبدیل میشوند.
اعتماد در والیبال با حرف ساخته نمیشود. در زمین ساخته میشود؛ با سرویسهایی که حریف را تحت فشار میگذارد، با دریافتهایی که تیم را از آشفتگی بیرون میآورد، با پاسهایی که مهاجم را در موقعیت درست قرار میدهد و با دفاعی که در لحظههای حساس امتیاز میگیرد. اینها جزئیات فنیاند، اما برای مخاطب هم قابل لمساند. تماشاگر شاید همه آمارها را دنبال نکند، اما میفهمد تیم از هم نمیپاشد یا در یک ست، ناگهان کنترل بازی را از دست میدهد.
برای بازیکنان جوانتر هم VNL میدان مهمی است. اینجا فرصت دیده شدن هست، اما فشار هم هست. یک بازی خوب میتواند نام بازیکن را جلو بیندازد، اما چند اشتباه در امتیازهای حساس هم سریع دیده میشود. کادر فنی باید مراقب باشد بازیکن جوان فقط بهعنوان اسم تازه معرفی نشود. او باید نقش داشته باشد؛ بداند برای چه وارد زمین شده، چه چیزی از او خواسته میشود و در کدام بخش میتواند به تیم کمک کند.
قضاوت سریع، خطر همیشگی
لیگ ملتها تورنمنتی است که قضاوت در آن سریع شکل میگیرد، اما تحلیل نباید همانقدر عجول باشد. ایران ممکن است خوب شروع کند و هنوز مشکل داشته باشد. ممکن است بد شروع کند و در هفتههای بعد بهتر شود. مهم این است که هر مسابقه در ادامه مسابقه قبلی خوانده شود. تیمی که از باخت درس میگیرد، با تیمی که یک اشتباه را چند بار تکرار میکند، فرق دارد.
برای رسانهها هم این تورنمنت آزمون است. سادهترین راه، نوشتن بر اساس نتیجه است؛ برد یعنی امید، باخت یعنی بحران. اما VNL پیچیدهتر از این دوگانه است. باید دید تیم چه چیزی را بهتر کرده، کجا هنوز آسیبپذیر است و کدام بازیکنان در فشار مسابقه دوام میآورند. گزارش خوب از لیگ ملتها فقط گزارش برد و باخت نیست؛ ثبت روند است.
شروع بامدادی لیگ ملتها برای مخاطب ایرانی شاید از نظر ساعت، سخت باشد؛ اما از نظر معنا، شروع مهمی است. والیبال ایران به مسابقاتی وارد میشود که خیلی زود دربارهاش نظر ساخته میشود. این قضاوتها گاهی تند و شتابزدهاند، اما از واقعیتی میآیند که نمیشود نادیده گرفت: تیم ملی باید دوباره تصویری قابل اتکا از خود نشان دهد.
لیگ ملتها برای ایران نه فقط میدان رقابت با حریفان، که میدان سنجش خودش است. تیم باید نشان دهد تغییراتش اتفاقی نیست، بازیکنان تازهتر فقط نامهای تازه در فهرست نیستند و مسیر آینده فقط در حرف تعریف نشده است. در تورنمنتی که فرصت مکث نمیدهد، هر بازی بخشی از پاسخ خواهد بود.
انتهای پیام/
نظر شما