به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از همدان؛ این روزها دارهای قالی در دیار الوند تنها زیر سنگینی تار و پود قرار ندارند؛ تحریم، موانع صادراتی، افزایش هزینههای تولید، ضعف پوشش بیمهای، نبود ساختار علمی و دانشگاهی و کپیکاری رقبای منطقهای نیز بر شانههای بافندگان سنگینی میکند و آینده یکی از اصیلترین هنرهای ایران را در هالهای از نگرانی فرو برده است.
فرش همدان تنها یک محصول اقتصادی یا کالایی برای پوشاندن کف خانهها نیست، بلکه روایتگر بخشی از تاریخ و تمدن ایران است. هر گره این فرش، حاصل تجربهای است که نسل به نسل و سینه به سینه منتقل شده و هر نقش آن، بازتابی از فرهنگ، زیست، باورها و زیباییشناسی مردمانی است که قرنها در روستاها و شهرهای استان، با دستهای خود تاریخ را بافتهاند.
حمیدرضا فروزاناحسن، رئیس انجمن تولیدکنندگان و صادرکنندگان فرش دستباف استان همدان، این استان را دایرةالمعارف فرش روستایی ایران میداند؛ عنوانی که به گفته او از تنوع کمنظیر فرهنگی، قومی و هنری همدان سرچشمه میگیرد.
در استان همدان بیش از ۴۰ منطقه فعال بافت وجود دارد و حدود ۵۰۰ طرح و نقش اصیل در این مناطق شناخته شده است. حضور اقوام فارس، ترک، کرد و لر در نقاط مختلف استان نیز به شکلگیری تنوعی گسترده در رنگ، نقش، شیوه بافت و ساختار فرشها کمک کرده است.
این گوناگونی سبب شده فرش هر منطقه از همدان، هویت بصری و ویژگیهای خاص خود را داشته باشد. نقشهایی که در ذهن بافنده شکل میگیرند، گاهی بازتاب طبیعت، خاطرات، زندگی روزمره و سنتهای محلی هستند و همین موضوع فرش همدان را از تولیدات تکراری و ماشینی متمایز میکند.
یکی از مهمترین ویژگیهای قالی همدان، رواج فرشهای ذهنیباف است. در این شیوه، بافنده بدون استفاده از نقشه کاغذی و تنها با تکیه بر حافظه، تجربه و ذوق هنری خود، نقش را بر دار قالی مینشاند. این توانایی حاصل سالها آموزش غیررسمی و انتقال دانش میان نسلهاست و نمیتوان آن را در مدت کوتاهی بازسازی کرد.
استفاده از پشم بومی و رنگهای طبیعی نیز از دیگر ویژگیهایی است که به اصالت فرش همدان کمک کرده است. مواد اولیه محلی، کیفیت و شخصیت متفاوتی به فرش میبخشد و آن را به محصولی سازگارتر با محیط و برخوردار از ارزش هنری و اقتصادی بیشتر تبدیل میکند.
با وجود چنین ظرفیتهایی، زنجیره ارزش فرش همدان از مرحله تأمین پشم تا رنگرزی، طراحی، بافت، بازاریابی و صادرات با گسستهای جدی روبهرو است. افزایش قیمت مواد اولیه، کاهش قدرت خرید، ضعف بازاریابی جهانی و نبود حمایتهای پایدار، بسیاری از بافندگان و تولیدکنندگان را در ادامه مسیر مردد کرده است.
نبود پوشش بیمهای کافی یکی از مشکلات مهم فعالان این حوزه است. بافندهای که سالهای طولانی در وضعیت جسمی دشوار و پشت دار قالی فعالیت میکند، در بسیاری از موارد از امنیت شغلی، پوشش درمانی مناسب و پشتوانه دوران سالمندی برخوردار نیست. ادامه این وضعیت، انگیزه نسلهای جدید برای ورود به این حرفه را کاهش میدهد.
فروزاناحسن معتقد است حضور کمرنگ جوانان در بافت فرشهای سنتی، یکی از تهدیدهای جدی آینده این هنر است. جوانان زمانی به ادامه راه پیشکسوتان علاقهمند میشوند که فرشبافی را فعالیتی درآمدزا، دارای آینده روشن و برخوردار از حمایتهای اجتماعی ببینند.
فقدان رشته تخصصی فرش در دانشگاه بوعلیسینا نیز از دیگر خلأهای مطرحشده است. استانی با دهها منطقه فعال بافت و صدها طرح اصیل، هنوز از یک رشته دانشگاهی تخصصی در دانشگاه مادر خود برخوردار نیست؛ در حالی که پیوند میان تجربه استادکاران و دانش دانشگاهی میتواند به مستندسازی نقوش، بهبود طراحی، شناخت بازار و نوآوری در تولید کمک کند.
ایجاد رشته تخصصی فرش میتواند زمینه حضور پژوهشگران، طراحان و دانشجویان را در این حوزه فراهم کند و مانع از نابودی بخش مهمی از دانش سنتی شود. دانشگاه همچنین میتواند در زمینه بازاریابی، طراحی محصول متناسب با نیازهای جدید، تجارت الکترونیک و شناسایی بازارهای خارجی نقشآفرینی کند.
از سوی دیگر، شمار استادکاران و پیشکسوتانی که هنوز مهارتهای اصیل بافت را در حافظه دارند، به شدت کاهش یافته است. برخی از این افراد آخرین حاملان نقشها و روشهایی هستند که نمونه مکتوب یا ثبتشدهای از آنها وجود ندارد و از دست رفتن آنان میتواند به فراموشی همیشگی بخشی از میراث قالی همدان منجر شود.
در سالهای گذشته، مهارت بافت فرش در مناطقی مانند مهربان، میشن، کسب و ننج، حسینآباد و ازندریان جوزان در فهرست میراث ناملموس ملی ثبت شده است. این اقدام گامی مهم برای شناسایی ارزش این مهارتها محسوب میشود، اما ثبت ملی به تنهایی برای حفظ آنها کافی نیست.
پس از ثبت، باید برنامهای برای آموزش نسل جدید، حمایت از استادکاران، ایجاد کارگاههای فعال و معرفی محصولات هر منطقه طراحی شود. در غیر این صورت، عنوان ثبتشده باقی میماند، اما بافندگان و صاحبان اصلی دانش به تدریج از چرخه تولید خارج میشوند.
کاهش صادرات، تصویر روشنی از عقبنشینی فرش همدان در بازارهای جهانی ارائه میدهد. در دهه ۷۰ شمسی، ارزش صادرات فرش دستباف همدان حدود ۱۳.۵ میلیون دلار اعلام شده بود و این محصول در برخی دورهها نقشی مهم در ارزآوری استان داشت.
پس از آن، تحریمها، محدودیتهای بانکی، مقررات سختگیرانه رفع تعهدات ارزی و برخی مصوبات بازدارنده، مسیر صادرات را دشوار کرد. نتیجه این روند، وقفهای چندساله و کاهش شدید حضور فرش همدان در بازارهای بینالمللی بود.
در دو تا سه سال اخیر، صادرات فرش از گمرک همدان دوباره آغاز شده است، اما میزان سالانه آن تنها حدود ۱۰۰ تا ۲۰۰ هزار دلار برآورد میشود. فاصله میان این رقم و صادرات ۱۳.۵ میلیون دلاری دهه ۷۰، عمق رکود و از دست رفتن بازارهای پیشین را نشان میدهد.
بخش قابل توجهی از فرشهای تولیدشده در همدان نیز به دلیل نبود زیرساخت متمرکز صادراتی، از طریق تهران یا استانهای دیگر به بازارهای خارجی ارسال میشود. به همین دلیل، این محصولات در آمار رسمی صادرات همدان ثبت نمیشوند و استان از بخشی از مزایای اقتصادی و آماری ارزآوری خود محروم میماند.
فرشهای همدان هنوز در بازارهای جهانی مشتریان خاص خود را دارند و اصالت نقوش آنها مورد توجه خریداران است، اما اتکا به سابقه تاریخی برای حفظ بازار کافی نیست. مشتری امروز به بستهبندی، شناسنامه محصول، امکان رهگیری اصالت، معرفی دیجیتال و دسترسی آسان به اطلاعات بافنده و منطقه تولید نیز توجه میکند.
رقبای منطقهای از همین خلأ استفاده کردهاند. کشورهایی مانند ترکیه، پاکستان و هند با سرمایهگذاری در تولید، تبلیغات و شبکههای فروش، سهم بیشتری از بازار جهانی را به دست آوردهاند و در بسیاری از موارد، محصولات خود را با شیوهای حرفهایتر به مشتری عرضه میکنند.
افغانستان نیز در سالهای اخیر به رقیبی جدی تبدیل شده است. به گفته فعالان این حوزه، برخی تولیدکنندگان افغان با کپیبرداری از طرحهای اصیل همدان، نمونههای مشابه را تولید و حتی به بازار ایران وارد میکنند. این روند افزون بر تهدید بازار فروش، خطر از بین رفتن مالکیت معنوی نقوش بومی را افزایش داده است.
زمانی که طرحهای اصیل بدون ثبت و حفاظت حقوقی در اختیار رقبا قرار میگیرد، محصول مشابه با هزینه کمتر و نامی متفاوت وارد بازار میشود. در چنین شرایطی، بافنده همدانی که هزینه بیشتری برای مواد اولیه و تولید میپردازد، توان رقابت قیمتی خود را از دست میدهد.
برای مقابله با این تهدید، ثبت طرحها، ایجاد نشان جغرافیایی، شناسنامهدار کردن محصولات و معرفی جهانی اصالت فرش همدان ضروری است. مشتری باید بتواند میان فرش واقعی همدان و نمونه کپیشده تفاوت قائل شود و از محل تولید و هویت بافنده آگاهی داشته باشد.
پیشنهاد فعالان فرش استان، ایجاد مرکز راهبردی احیا، نوآوری و بازآفرینی قالی ایران در غرب کشور است. این مرکز میتواند حلقههای پراکنده زنجیره فرش را در یک مجموعه متمرکز گرد هم آورد و به پایگاهی برای پژوهش، آموزش، بازاریابی و صادرات تبدیل شود.
موزه تخصصی فرش، بانک نقشههای اصیل، مرکز پژوهش، نمایشگاه دائمی، خانه تشکلها، مرکز نوآوری، واحد برندینگ و پایانه صادراتی از بخشهایی است که برای این مجموعه پیشنهاد شده است.
ایجاد بانک نقشههای اصیل میتواند به ثبت و حفاظت از طرحهایی کمک کند که اکنون تنها در ذهن استادکاران باقی ماندهاند. موزه تخصصی نیز ظرفیت معرفی تاریخ فرش همدان به گردشگران و پژوهشگران را فراهم میکند و نمایشگاه دائمی میتواند ارتباط مستقیم میان تولیدکننده و خریدار را افزایش دهد.
مرکز نوآوری و برندینگ نیز میتواند به پیوند فرش سنتی با نیازهای بازار امروز کمک کند. نوآوری به معنای حذف اصالت نیست، بلکه میتوان با حفظ نقشهای بومی، ابعاد، کاربردها و شیوه عرضه محصولات را متناسب با زندگی معاصر تغییر داد.
نقش نسل جوان در این مسیر تعیینکننده است. آشنایی جوانان با شبکههای اجتماعی، فروش اینترنتی، تولید محتوای تصویری و بازارهای جهانی میتواند فرش همدان را از فضای محدود فروش سنتی خارج کند و به بخشی از اقتصاد خلاق تبدیل سازد.
دانش هزارساله بافندگان در کنار فناوری و توان بازاریابی نسل جدید، امکان ایجاد الگویی تازه برای احیای قالی همدان را فراهم میکند. بدون این پیوند، ممکن است دانش سنتی با خاموش شدن آخرین دارها از میان برود و فناوری جدید نیز بدون پشتوانه فرهنگی به تولید محصولاتی بیهویت منجر شود.
فرش همدان تنها موضوعی اقتصادی نیست. این هنر، بخشی از هویت ملی و سرمایه فرهنگی ایران است؛ سرمایهای که نه از دل زمین، بلکه از سرانگشتان هنرمندان پدید میآید. پاسداری از آن به معنای حفاظت از تاریخ، اشتغال روستایی، هنر بومی و اعتبار ایران در بازارهای جهانی است.
امروز سخن تنها از نجات چند کارگاه یا افزایش یک آمار صادراتی نیست؛ مسئله اصلی حفظ دانشی است که طی قرنها شکل گرفته و اکنون زیر فشار هزینهها، بیبیمهگی، مهاجرت نسل جوان و کپیکاری رقبا قرار دارد.
اگر حمایت از پیشکسوتان، آموزش جوانان، ایجاد رشته دانشگاهی، ثبت نقوش، تکمیل زنجیره ارزش و توسعه زیرساخت صادراتی به تأخیر بیفتد، هزینه احیای این هنر در آینده بسیار سنگینتر خواهد بود.
آنچه در روستاها و شهرهای همدان بر دار قالی شکل میگیرد، تنها ترکیبی از پشم و رنگ نیست؛ تاریخ و فرهنگ مردمانی است که هویت خود را گره به گره بافتهاند. خاموش شدن هر دار، به معنای خاموش شدن بخشی از این روایت است و احیای فرش الوند، تصمیمی فوری برای حفاظت از یکی از ماندگارترین نشانههای ایران به شمار میرود.
خبرنگار: نازنین مولائیمنظر
انتهای پیام/
نظر شما