در همدان، فرصتهای اقتصادی همیشه شکست نمیخورند؛ گاهی آنقدر پشت درهای بسته، مسیرهای اداری، انتظارهای طولانی و تصمیمهای نیمهکاره میمانند که پیش از آغاز، پیر میشوند. سرمایهگذار، پیش از آنکه زمین را ببیند، بازار را بسنجد یا نیروی انسانی استان را ارزیابی کند، با زمان روبهرو میشود؛ با همان زمانی که در مسیر مجوز، پاسخ، هماهنگی و تعیین تکلیف، آرامآرام از دست میرود. در اقتصاد امروز، زمان فقط یک واحد اندازهگیری نیست؛ سرمایهای است که اگر تلف شود، اعتماد را هم با خود میبرد.
همدان استانی نیست که از ظرفیت خالی باشد. تاریخ دارد، گردشگری دارد، کشاورزی دارد، باغداری دارد، صنایع دستی دارد، دانشگاه دارد، نیروی انسانی دارد و موقعیتی دارد که میتواند میان غرب کشور، مرکز ایران و مسیرهای ارتباطی، نقشی فعالتر ایفا کند. اما مسئله این است که ظرفیت، تا وقتی به فرصت عملی تبدیل نشود، در حد یک توصیف زیبا باقی میماند. هیچ استانی با تکرار فهرست داشتههایش توسعه پیدا نمیکند؛ توسعه زمانی آغاز میشود که این داشتهها وارد زندگی اقتصادی مردم شوند، شغل بسازند، درآمد ایجاد کنند و امید به ماندن را تقویت کنند.
در همدان، یکی از موانع جدی رشد اقتصادی، کندی فرآیندهای تصمیمگیری و پیچیدگی مسیرهای سرمایهگذاری است. سرمایهگذار، چه بومی باشد و چه غیربومی، پیش از هر چیز به پیشبینیپذیری نیاز دارد. باید بداند مسیر دریافت مجوز چقدر طول میکشد، کدام دستگاه مسئول پاسخ نهایی است، زمین یا زیرساخت مورد نیاز چگونه تأمین میشود، قوانین تا چه اندازه پایدارند و اگر به مشکلی برخورد، مرجع حل آن کجاست. وقتی این مسیر روشن نباشد، سرمایه با احتیاط حرکت میکند؛ و سرمایه محتاط، معمولاً به جایی میرود که ریسک کمتری احساس کند.
سرمایهگذاری، موجودی حساس است. با وعده جذب نمیشود و با بینظمی میگریزد. ممکن است در سخن، از حمایت از تولید و اشتغال گفته شود، اما در عمل اگر سرمایهگذار میان چند اداره سرگردان بماند، اگر پاسخها متناقض باشد، اگر یک تصمیم در مرحله اجرا بارها تغییر کند، اگر فرآیندها شفاف نباشد، پیام واقعی به او چیز دیگری خواهد بود. اقتصاد، زبان پنهان رفتارها را بهتر از زبان رسمی شعارها میفهمد. آنچه سرمایهگذار میبیند، نه فقط سخنان مسئولان، بلکه کیفیت عمل ساختار اداری است.
این مسئله فقط به سرمایهگذاران بزرگ مربوط نیست. کارآفرین جوان، تولیدکننده کوچک، فعال صنایع دستی، صاحب یک طرح گردشگری، باغداری که میخواهد محصول خود را فرآوری کند، یا زنی که میخواهد کسبوکار خانگی خود را به بازار بزرگتری وصل کند، همه با شکلهای مختلف همین مانع روبهرو میشوند. اگر مسیر قانونی و حمایتی برای آنان دشوار، مبهم یا فرساینده باشد، بخشی از انرژی خلاق استان پیش از آنکه به تولید برسد، در بروکراسی مصرف میشود.
همدان برای رونق اقتصادی، بیش از هر چیز به چابکی نهادی نیاز دارد. چابکی یعنی دستگاههای مسئول بتوانند بهموقع تصمیم بگیرند، مسئولیت تصمیم خود را بپذیرند و مسیر سرمایهگذاری را از ابهام خارج کنند. چابکی به معنای حذف نظارت نیست؛ به معنای حذف کندیهای غیرضروری است. نظارت دقیق میتواند همزمان با سرعت انجام شود، اگر فرآیندها شفاف، دیجیتال، قابل پیگیری و زمانمند باشند. مشکل بسیاری از ساختارها این نیست که نظارت دارند؛ مشکل این است که نظارت و تصمیم، گاهی در کلافی بیپایان به هم گره میخورند.
در حوزه گردشگری، این کندی هزینهای دوچندان دارد. همدان میتواند مقصدی پرقدرت برای گردشگری فرهنگی، تاریخی، طبیعی و هنری باشد، اما سرمایهگذاری در اقامت، خدمات گردشگری، بازآفرینی بافت تاریخی، مسیرهای تجربهمحور، صنایع دستی و روستاهای هدف گردشگری نیازمند تصمیمهای سریع و هماهنگ است. گردشگری، صنعتی است که با تجربه سروکار دارد؛ اگر زیرساخت دیر آماده شود، اگر سرمایهگذار خسته شود، اگر طرحها در مرحله مجوز بمانند، گردشگر منتظر نمیماند. او مقصد دیگری انتخاب میکند.
در کشاورزی و باغداری نیز مسئله سرمایهگذاری حیاتی است. همدان محصول دارد، اما ارزش افزوده همیشه به اندازه ظرفیت تولید در استان نمیماند. صنایع تبدیلی، بستهبندی، سردخانه، برندینگ، صادرات، بازاریابی و فناوریهای نوین میتوانند کشاورزی را از خامفروشی دور کنند. اما این مسیر نیازمند سرمایهگذاری هدفمند است. اگر باغدار و تولیدکننده نتوانند به حمایت روشن، تسهیلات مناسب، بازار مطمئن و مجوزهای روان دسترسی پیدا کنند، محصول تولید میشود اما سود اصلی در حلقههای بعدی زنجیره از دست میرود.
مسئله اشتغال جوانان نیز به همین نقطه برمیگردد. جوان همدانی اگر در استان خود فرصت نبیند، به رفتن فکر میکند. اشتغال فقط با استخدام دولتی حل نمیشود؛ با شکلگیری کسبوکارهای کوچک و متوسط، شرکتهای دانشبنیان، خدمات گردشگری، صنایع خلاق، فناوری، فرآوری محصولات کشاورزی و شبکههای کارآفرینی محلی ساخته میشود. اما همه اینها نیازمند محیطی است که خطرپذیری را تشویق کند، مسیر شروع را کوتاه کند و شکست را به نابودی تبدیل نکند.
یکی از آسیبهای جدی کندی اقتصادی، فرسایش اعتماد است. وقتی فعال اقتصادی بارها وعده تسهیل میشنود اما در عمل با همان مسیرهای طولانی مواجه میشود، باورش به تغییر کم میشود. وقتی سرمایهگذار محلی احساس کند توان و سرمایهاش در استان خودش جدی گرفته نمیشود، نگاهش به بیرون برمیگردد. وقتی جوان کارآفرین برای یک ایده کوچک با دیوارهای بلند روبهرو میشود، ممکن است پیش از شکست بازار، از فرسایش مسیر اداری شکست بخورد.
همدان به یک پنجره واقعی تصمیم نیاز دارد؛ نه فقط پنجرهای اسمی. پنجره واقعی یعنی سرمایهگذار بداند از کجا آغاز کند، با چه کسانی طرف است، چه زمانی پاسخ میگیرد، چه مدارکی لازم دارد، کدام مانع قانونی است و کدام مانع قابل رفع، و چه کسی مسئول هماهنگی نهایی است. اگر قرار باشد سرمایهگذار خود میان دستگاهها نقش پیامرسان را بازی کند، ساختار حمایتی کارکرد خود را از دست داده است. وظیفه مدیریت اقتصادی استان این است که مسیر را روشن کند، نه اینکه متقاضی را در تاریکی اداری رها کند.
اما جذب سرمایه فقط با اصلاح اداره ممکن نیست؛ روایت اقتصادی همدان نیز باید تغییر کند. استان باید تصویر روشنی از مزیتهای خود ارائه دهد. چه نوع سرمایهگذاری برای همدان مناسب است؟ گردشگری سلامت، گردشگری تاریخی، صنایع دستی، صنایع تبدیلی، فناوری کشاورزی، انرژیهای پاک، خدمات دانشبنیان یا صنایع کوچک؟ اگر اولویتها روشن نباشند، سرمایهگذاری پراکنده میشود. پراکندگی، توان استان را کم میکند. همدان باید بداند میخواهد در اقتصاد آینده، کدام جایگاه را بسازد.
در نهایت، سرمایهگذاری فقط ورود پول نیست؛ ورود اعتماد به آینده است. کسی که در یک استان سرمایهگذاری میکند، در واقع به آن سرزمین رأی اعتماد میدهد. این اعتماد باید با سرعت، شفافیت، ثبات، احترام و پیگیری پاسخ داده شود. اگر همدان میخواهد جوانانش بمانند، روستاهایش جان بگیرند، گردشگریاش از عبور کوتاه به اقامت و درآمد تبدیل شود و کشاورزیاش از خامفروشی فاصله بگیرد، باید دیوارهای کندی را کوتاه کند.
همدان ظرفیت دارد، اما ظرفیت تا وقتی پشت در تصمیمهای طولانی بماند، زندگی مردم را تغییر نمیدهد. اقتصاد استان به حرکت نیاز دارد؛ حرکتی سنجیده، شفاف و شجاعانه. فرصتها همیشه با صدای شکست از بین نمیروند؛ گاهی آنقدر منتظر میمانند که از نفس میافتند. و استانی که میخواهد آینده را بسازد، باید پیش از آنکه سرمایه از انتظار خسته شود، راه را برای آن باز کند.
فعال رسانهای
انتهای یادداشت/
نظر شما