سید محمدرضا نوشهور مداح و روضه خوان اهل بیت در گفتوگو با خبرنگار فرهنگی ایسکانیوز در خصوص نماهنگ «پدر امت» که برای شهادت رهبرمان تولید شده توضیح داد: شعر این کار از آقای مهدی نظری بوده و این شعر را برای به صورت اختصاصی نگفته بود و ماجرایی دارد. برای مراسم تشییع سردار تنگسیری سفری داشتیم به سمت آبادان میرفتیم و بعد از آن هم به سمت اهواز برویم و به دلیل اینکه شرایط پرواز مهیا نبود و با ماشین در جاده میرفتیم. آقای مروانی دوست اهوازی ما که سال آخر هم در محضر رهبر شهید فیض دادند بنا بود بعد از تشییع آقای تنگسیری در مراسم آقای مروانی و تجمع شبانه مردم اهوازم بخوانم. در همین مسیر در این فکر بودم که در مراسم اهواز چه چیزی بخوانم زیرا مراسم مذهبی خاصی نبود و فقط شرایط جنگی کشور و فضای حماسی برقرار بود.
وی خاطرنشان کرد: در مسیر آبادان یکی از رفقای ما یعنی آقای صاحب جمعی که هم شاعر و هم مداح است در حال بررسی کانال های شعر در فضای مجازی بود که یکهو شروع به زمزمه «سر از دست دادیم سرور از دست دادیم» که گفتم عجب شعر قشنگی است و درخواست کردم شعرش را برای من ارسال کند.
نوشهور تصریح کرد: ما ساعت یک بامداد از آبادان به اهواز رسیدیم و من شروع کردم به خواندن و به این جای شعر که رسید دیدم مستمعین هیئت شروع به گریه کردند و بغض و حال و هوایشان عوض شد و من آنجا متوجه شدم که این کارا گیرا خواهد بود و احتمالا همه عوامل دست به دست هم داد که آنجا این کار به ثمر رسید. بعد از این برنامه بلافاصله که به تهران رسیدیم و اثر را تنظیم کردیم. در واقع برنامهریزیای برای تولید این اثر در کار نبود و کار آمادهای بود که خواندیم و احتمالا به دل برخی نشست.
مداح اهل بیت بیان کرد: تلویزیون اصلا از این اثر حمایت نکرد. تلویزیون را روشن میکردین خصوصا در آن ایام، هر چیزی که شما فکر میکردید برای رهبری تولید شده پخش میشد اما روی این کار هیچ حمایتی نکردند اما بازنشر کار نشان داد که نگاه خود حضرت آقا روی این کار بود. وقتی کار بدون برنامهریزی و خالصانه باشد که با تنظیم آقای شکارچی و شعر آقای نظری بود و حتی همان جلسه آقای مروانی در اهواز خیلی باعث دیده و شنیده شدن کار شد حتی اگر رسانهای مثل رسانه ملی پشتیبانی نکند. و امیدوارم برای مراسم تشییع رهبری که چند روز دیگر است دوباره بتواند سیم مردم را به آقای شهیدمان وصل بکند.
وی در خصوص حال و هوای مداحی کردن در محضر رهبر اظهار کرد: در هر کاری هرکسی یک تا هدف را دنبال میکند. در مداحی هم بسیاری دوست دارند خیلی اتفاقات برایشان بیفتد که یکی از آن اتفاقات شیرین به نظر من مداحی کردن در محضر حضرت آقا است و من مثل همه. برخی مداحان که توفیق داشتند ۳۰ سال است هم در ایام فاطمیه، هم در ایام محرم و مناسبات مختلف فیض دادند و خوشا به سعادتشان، حالا من همین یک باری هم که توفیق شد هم استرس داشتم و هم خیلی خوشحال بودم. استرس از این جهت که بالاخره نزد شخص اول مملکت مداحی میکنم و ایشان نگاه ظریف و دقت بالایی داشتند. رهبر شهیدمان کسی بودند که در هر چیزی سررشته کامل داشتند؛ در شعر هزار بودند، در بحث مداحی، بحث منبر و بحث علمی جامع الطراف بودند که این کار را سخت میکرد.
نوشهور ادامه داد: از سوی دیگر حضور اساتید مداحیای که هرساله خدمت رهبر شهید حضور داشتند کار را خیلی سخت میکرد. اینکه مرا راه نمیدادند و اسمم در لیست نبود هم داستانی دارد. بالاخره هرطوری بود به همت دوستان رفتم داخل. برخی توصیه میکردند وقتی خواستی بخوانی آقا را اول نگاه نکن و برای مردم بخوان. خلاصه کار را شروع کردم و دیدم مردم همراه هستند و یک سبکی را هم انتخاب کرده بودم که مردم قبلا از من قبلا شنیده بودند. وقتی بند اول را خواندم و دیدم مردم جواب دادند و خودم هم به یک آرامشی رسیدم دیگه فقط حضرت آقا را نگاه میکردم.
وی با بیان اینکه من شش بند شعر داشتم اما در انتخاب نهایی قرار شد چهار بند را بخوانم اما من در دلم بود که این کار معروف «من حیدرم» را هم پیش آقا بخوانم اما اساتیدی که پشت صحنه تصمیم میگرفتند گفتند شما نباید این را بخونید گفت: خواندم و شعر تمام شده بود. کار که تمام شد به مردم گفتم این یک بند را هم با من بخوانید که تقدیم کنیم به امیرالمومنین. خواندم و مردم هم همراهی کردند، آقا یکهو کاغذ را پشت و رو کردند و دیدند متن شعر نیست و کاغذ را روی میز عسلی بغل دستشان گذاشتند و متمرکز به شده بودند. چون استرس داشتم سریع تمامش کردم و اجازه خواستم رفتم محضرشون. رفتم بالا و اول دستشون را گرفتم بوسیدم و دیگر دستم را رها نکردم. عرض کردم آقا خیلی دوست داشتم محضر شما بخوانم و دوست داشتم خواندن مرا شما یک بار ببینید و ایشون محبت داشتند و فرمودند: «استفاده کردیم، ماشاالله». گفتم شما پسر حضرت زهرا هستید و برای عاقبت به خیری دوست دارم که دستی به سر من بکشید که ایشان یک دستی به سر و صورت من میکشند و بعد عرض کردم که آقا عقدمم دوست دارم شما بخوانید ایشان فرمودند که «تلفنی میخوانم و حضوری نمیتوانم» و گفتم محبت میکنید.
روضه خوان اهل بیت بیان کرد: در خصوص یادگاری هم گفتم من تعیین نمیکنم چه چیزی به من بدهید هر چیزی که شما صلاح میدانید به من یادگاری بدهید که من از شما داشته باشم که ایشان هم محبت کردند انگشتری به من دادند که این دیدار خیلی شیرین بود و خیلی حسرتش را میخورمم که بیشتر نتوانستیم محضرشان باشم.
انتهای پیام/
نظر شما