گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز- یک عروسی شلوغ، چند لیوان مشروب تقلبی و دهها زندگی که در یک شب دگرگون میشوند؛ این نقطه آغاز «کوری» است، تازهترین سریال سجاد پهلوانزاده که سراغ موضوعی اجتماعی رفته است.
سجاد پهلوان زاده در این سریال به سراغ موضوعی اجتماعی و خاص رفته، موضوع داروها و مشروبات الکلی که زندگی جمعی انسانها را بهم ریخته است. قصه از یک عروسی پرجمعیت آغاز میشود، جایی که مصرف الکل تقلبی باعث کوری و بیماری عدهای میشود.
آنچه در میان عوامل سازنده این سریال قابل توجه برای مخاطب است، قرار گرفتن نام کاظم دانشی به عنوان تهیهکننده در این سریال است. او در آثار قبلیاش «علفزار» و «اردوبهشت» نیز به سراغ مسائل اجتماعی رفته بود، مسائلی حساس در جامعه که مخاطب کمتر در سایر آثار دیده بود.
کاظم دانشی را تا امروز بیش از هر چیز میتوان فیلمسازی دانست که علاقه دارد قصههایش را از دل واقعیت بیرون بکشد. او چه در مقام کارگردان و چه در جایگاه نویسنده و تهیهکننده، همواره سراغ سوژههایی رفته که ریشه در جامعه دارند؛ پروندههای جنایی، حوادث تلخ و اتفاقاتی که شاید در نگاه اول تنها یک خبر باشند اما در پس آنها میتوان ردپای یک آسیب اجتماعی را پیدا کرد. به همین دلیل هم آثار او معمولا رنگ و بوی تلخی دارند، از این منظر کوری ادامه طبیعی همان مسیری است که دانشی در سالهای اخیر دنبال کرده است.
در سال ۱۴۰۳ بود که مسمویت، کوری و مرگ تعدادی از مردم در سراسر کشور به واسطه مصرف مشروبات الکلی تقلبی خبرساز شد و حالا پهلوان زاده همین سوژه را دستمایه ساخت سریال خود قرار داده است.
قسمت اول این سریال ریتم خوبی دارد و مخاطب احساس نمیکند که کارگردان در حال کش دادن بی مورد فیلم است تا تعداد قسمت ها را زیاد کند اما از سویی این سریال تصویر و فضای چرک و سیاهی دارد و همزمان تلاش دارد تا رئال باشد ضمن اینکه سوژه در راستای فرم است بدین معنی که یک اتفاق تلخ رخ داده پس فضاسازی نیز باید همخوان و هم راستا باشد.
با همه این توصیفات میزانسنها و قاب دوربین با وسواس و دقت صورت نگرفته است؛ مساله نور نیز به خودی خود قابل بحث کردن است و در بسیاری از سکانسها نوری که روی صورت خصوصا مردهای قصه افتاده، باعث شده چهرهها کبود به تصویر کشیده شود و در کنار این موارد نیز نه طراحی لباس و نه گریم بازیگران هیچکدام اتفاق خارق العادهای را رقم نزده است و رنگها چه در لباس، چه در بک گراند هیچکدام کمکی به پیشبرد داستان نمیکند.
براساس الگوی کلاسیک سریالنویسی، قصه اصلی باید با ترفندهای مختلف و شگردهای ظریف به خرده داستانها متصل شده و همگی در یک مسیر حرکت کنند. «کوری» نیز از این قاعده کلی مستثنی نبوده و مسمومیت و آسیبهای هولناک بر اثر مصرف مشروبات الکلی تقلبی، اسکلت فیلمنامه آن را تشکیل میدهد. دو خطی فیلمنامه بر این پایه شکل گرفته و خرده داستانها و شخصیتها اعم از اصلی و مکمل نیز بر این اساس شکل میگیرند. برای نمونه میتوان به یونس به عنوان مقام قضایی و بازپرس پروندهای که در فضای جامعه نیز سروصدای زیادی به وجود آورده، اشاره کرد. همین طور شخصیتهای مکملی همچون شهاب و نوید که مصرف الکل به نابودی زندگی خود و اطرافیانشان ختم میشود.
یکی از چالشهایی که کارگردانهای ایرانی در سریالهای اینچنینی با آن مواجهاند، موضوع ریتم و حفظ آن در کلیت سریال است؛ بزنگاهی که میتواند موفقیت یا شکست اثر را تضمین کند. سجاد پهلوانزاده به واسطه این که پیش از کارگردانی در عرصه تدوین هم فعال بوده، به خوبی با مقوله ریتم آشنا بوده و آن را در دکوپاژ فیلمنامه نیز کاملا لحاظ میکند که نمونه آن را در سریالهای سقوط و حیثیت گمشده دیدهایم.
کوری سریالی است که روی خط قرمزها حرک میکند و اگر کمی با دقت و وسواس به تماشای سریال نشسته باشید و لبخوانی بازیگران را زیر نظر بگیرید متوجه خواهید شد که حرکات لب با نوع دیالوگ همخوانی ندارد که نشان از سانسور و تغییر دیالوگ ها به دلیل اصلاحات دارد که میتوان حدس زد سکانس های زیادی نیز به دلیل خطوط قرمز حذف شده باشد.
اشاره سریال به بازپرسی که با مراجعه کننده خود ازدواج کرده نیز به نوبه خود جسورانه است و از سوی دیگر پزشکانی در مهمانی که به دلیل نوشیدن مشروبات الکلی تقلبی جان باختهاند اشاره به این دارد که در این سریال قرار نیست فقط طبقه پایین جامعه به عنوان قشر هدف و آسیب پذیر به تصویر کشیده شود و از طبقه مرفه جامعه تصویری اتوکشیده به مخاطب ارائه شود.
قسمت اول «کوری» هنوز همه داشتههایش را رو نکرده، اما نشانههای اولیه حاکی از آن است که با اثری روبهرو هستیم که میخواهد از دل یک پرونده تلخ، تصویری از یکی از بحرانهای کمتر دیدهشده جامعه امروز ارائه دهد؛ مسیری که پیشتر نیز در کارنامه کاظم دانشی دیدهایم و حالا به نظر میرسد در قالبی تازه ادامه پیدا کرده است.در نهایت، کوری هنوز در مرحله معرفی جهان خود قرار دارد و برای قضاوت نهایی زود است. با این حال، قسمت اول نشان میدهد که سریال از نظر فضاسازی، ریتم و طراحی روایت، شروعی بسیار معمولی داشته است. اکنون موفقیت یا شکست آن بیش از هر چیز به این بستگی دارد که در قسمتهای آینده چگونه میان واقعیت تاریخی پرونده و نیازهای یک درام پرتعلیق تعادل برقرار کند.
کیانوش رضایی- خبرنگار*
انتهای پیام/
نظر شما