خطای محاسباتی دشمن و وظیفه امروز ما

زهرا جانی قربان*

در بررسی راهبردهای دشمنان جمهوری اسلامی ایران، یک هدف ثابت و بنیادین بیش از هر چیز به چشم می‌خورد؛ ایجاد و تعمیق شکاف میان مردم و نظام. این هدف، نه یک تاکتیک مقطعی، بلکه راهبردی کلان و مستمر است که در سال‌های اخیر، از جنگ‌های محدود تا بحران‌های گسترده، همواره دنبال شده است.

شواهد میدانی نشان می‌دهد که پیش از هرگونه اقدام نظامی، سرمایه‌گذاری گسترده‌ای برای فرسایش اعتماد عمومی صورت گرفته است. هدف قرار دادن نمادهای نظم و امنیت، حمایت آشکار برخی مقامات خارجی از نافرمانی مدنی و بهره‌گیری از عملیات روانی، همگی در چارچوب طرحی واحد تعریف می‌شد؛ طرحی که می‌کوشید با کمترین هزینه، تقابل با نظام را به درون جامعه ایران منتقل کند.

با این حال، این محاسبه از یک خطای اساسی رنج می‌برد؛ نادیده گرفتن پیوند عمیق مردم ایران با هویت ملی، تاریخی و انقلابی خود. رخدادهای دی‌ماه ۱۴۰۴ و تحولات پس از آن نشان داد که اگرچه بخشی از نارضایتی‌های اجتماعی واقعی و نیازمند توجه است، اما شکافی که دشمن بر آن سرمایه‌گذاری کرده بود، به گستردگی تصور او نبود.

مردم ایران، با وجود دشواری‌های اقتصادی و معیشتی، در بزنگاه‌های حساس، بار دیگر عقلانیت جمعی، غیرت ملی و احساس مسئولیت اجتماعی خود را به نمایش گذاشتند.

البته این به معنای پایان یافتن تلاش‌های دشمن نیست. تجربه نشان داده است که هرگاه راهبردی ناکام بماند، جای خود را به شیوه‌ای تازه می‌دهد. امروز نیز تمرکز اصلی بر بزرگ‌نمایی اختلافات داخلی و بهره‌برداری رسانه‌ای از هرگونه نقد و نارضایتی قرار گرفته است.

دشمن بیش از آنکه به نیت و انگیزه گوینده توجه داشته باشد، به نتیجه سخن او می‌اندیشد؛ اینکه آیا آن سخن اعتماد عمومی را کاهش می‌دهد، امید اجتماعی را تضعیف می‌کند و تصویری مخدوش از نظام ارائه می‌دهد یا خیر. اگر چنین باشد، آن سخن، فارغ از نیت گوینده، در پازل محاسبات رسانه‌ای دشمن قرار خواهد گرفت.

در این میان، نباید میان نقد و تخریب مرزها را از میان برداشت. نقد، نه‌تنها حق مردم، بلکه ضرورتی برای اصلاح امور و ارتقای کارآمدی نظام است. اما نقد زمانی سازنده خواهد بود که بر پایه واقعیت، همراه با انصاف و ارائه راهکار باشد.

نقدی که تنها به سیاه‌نمایی، القای بن‌بست و گسترش ناامیدی بینجامد، نه به اصلاح کمک می‌کند و نه سرمایه اجتماعی را افزایش می‌دهد؛ بلکه ناخواسته در همان مسیری قرار می‌گیرد که مطلوب دشمن است.

در مقابل، مسئولان نیز وظیفه‌ای مهم بر عهده دارند. پاسخ‌گویی شفاف، صادقانه و به‌موقع به مطالبات مردم، حتی اگر همه پاسخ‌ها مطابق انتظار نباشد، به‌مراتب مؤثرتر از سکوت، انکار یا به تعویق انداختن مسائل است. جامعه‌ای که احساس کند صدایش شنیده می‌شود، اعتماد خود را آسان‌تر حفظ خواهد کرد.

نخبگان، دانشگاهیان و اصحاب رسانه نیز نقشی تعیین‌کننده دارند. آنان باید واقعیت‌های جامعه را با امانت‌داری، انصاف و پرهیز از اغراق بازتاب دهند؛ نه تصویری آرمانی و دور از واقعیت ارائه کنند و نه چهره‌ای سراسر تیره و مأیوس‌کننده ترسیم نمایند. هر دو رویکرد، فاصله گرفتن از حقیقت و آسیب زدن به اعتماد عمومی است.

از سوی دیگر، مردم نیز باید با هوشیاری، از گرفتار شدن در دام روایت‌هایی که بر دوقطبی‌سازی، یأس‌آفرینی و بی‌اعتمادسازی استوار است، پرهیز کنند. بسیاری از جریان‌های رسانه‌ای، هرچند گاه با ادبیاتی دلسوزانه و اصلاح‌طلبانه ظاهر می‌شوند، اما در عمل مسیری را دنبال می‌کنند که نتیجه آن، تضعیف انسجام ملی و افزایش آسیب‌پذیری کشور است.

امروز میدان اصلی نبرد، بیش از آنکه عرصه موشک و پهپاد باشد، میدان روایت‌ها و تصویرسازی‌هاست. دشمن از هر فرصتی برای فرسایش امید و تضعیف اعتماد عمومی بهره می‌گیرد؛ زیرا جامعه‌ای که امید خود را از دست بدهد، توان و انگیزه لازم برای استمرار مسیر پیشرفت و مقاومت را نیز از دست خواهد داد.

فعال دانشجویی*

انتهای یادداشت./

کد مطلب: 1313431

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha