یک کارگر جان باخت؛ ماده‌های ۹۱ و ۹۵ قانون کار روی میز پرونده حادثه معدن کوهبنان

مواد ۹۱ و ۹۵ قانون کار نیز مسئولیت مشخصی در این زمینه ایجاد کرده‌اند. کارفرمایان موظفند وسایل و امکانات لازم برای حفاظت و سلامت کارگران را فراهم کنند، نحوه استفاده از تجهیزات را آموزش دهند و بر رعایت مقررات حفاظتی نظارت داشته باشند. مسئولیت اجرای ضوابط فنی و بهداشت کار نیز متوجه کارفرما یا مسئولان واحد است و در صورت وقوع حادثه ناشی از رعایت نشدن این مقررات، موضوع مسئولیت قانونی مطرح می‌شود.

به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از کرمان؛ مرگ یک کارگر در معدن زغال‌سنگ کوهبنان بار دیگر پرسشی قدیمی را به میان آورده است؛ در صنعتی که یک اشتباه، نقص تجهیز یا ضعف نظارت می‌تواند در چند ثانیه جان انسان را بگیرد، چرا بخش مهمی از حساسیت‌ها درباره ایمنی همچنان پس از حادثه شکل می‌گیرد؟ دستگاه قضایی از برخورد بدون اغماض با مقصران احتمالی سخن گفته، اما آزمون اصلی از جایی آغاز می‌شود که نتیجه این پرونده بتواند مانع تشکیل پرونده مشابه دیگری شود.

حادثه اخیر در بخش روباز معدن اصلی شرکت زغال‌سنگ کوهبنان رخ داده و یک کارگر جان خود را از دست داده است. پس از اعلام حادثه، پرونده قضایی تشکیل و بازرسان کار مأمور شده‌اند ابعاد فنی ماجرا، شرایط محیط کار و احتمال وجود قصور یا نقص ایمنی را بررسی کنند. تا پیش از تکمیل گزارش کارشناسی، نسبت دادن علت حادثه به کارگر، کارفرما، ماشین‌آلات یا وضعیت معدن نه دقیق است و نه منصفانه؛ اما یک واقعیت از همین حالا قطعی است: انسانی برای انجام کار وارد معدن شده و زنده به خانه بازنگشته است.

همین یک واقعیت باید نقطه شروع بررسی باشد. در بسیاری از حوادث کار، گفت‌وگوها خیلی سریع به این سمت می‌رود که فرد چه اشتباهی کرده است؛ در حالی که نظام نوین ایمنی بر این فرض بنا شده که انسان می‌تواند اشتباه کند و محیط کار باید تا جای ممکن مانع تبدیل شدن اشتباه انسانی به مرگ شود. کمربند ایمنی، حفاظ ماشین‌آلات، مسیر استاندارد تردد، آموزش، نظارت، علائم هشداردهنده و سیستم توقف اضطراری دقیقاً برای همین طراحی شده‌اند؛ اینکه یک خطا به بهای یک جان تمام نشود.

حادثه در معدن روباز نیز نباید این تصور را ایجاد کند که خطر فقط در معادن زیرزمینی وجود دارد. معدن روباز با خطراتی متفاوت اما جدی روبه‌روست؛ ماشین‌آلات سنگین، کامیون‌های معدنی، شیب‌های عملیاتی، دیواره‌ها، سقوط از ارتفاع، برخورد تجهیزات، واژگونی، گردوغبار و محدودیت دید می‌توانند هرکدام منبع حادثه باشند. در چنین محیطی حتی چند متر خطای محاسباتی، یک نقص فنی یا لحظه‌ای کاهش تمرکز می‌تواند پیامدی غیرقابل بازگشت ایجاد کند.

زغال‌سنگ از پرریسک‌ترین شاخه‌های معدنکاری است و سابقه حوادث بزرگ کشور نشان می‌دهد که این خطر را نمی‌توان تنها با تجربه فردی کارگران مدیریت کرد. انفجار معدن زمستان یورت در اردیبهشت ۱۳۹۶، ۴۳ معدنچی را به کام مرگ کشاند و حادثه معدن معدنجوی طبس در شهریور ۱۴۰۳ نیز جان ۵۲ کارگر را گرفت. فاصله هفت‌ساله این دو فاجعه نشان می‌دهد هر حادثه بزرگ باید به اصلاحی ماندگار تبدیل شود؛ در غیر این صورت، جامعه فقط قربانی می‌دهد و چند سال بعد دوباره همان پرسش‌ها را تکرار می‌کند.

مرگ یک نفر در کوهبنان از نظر تعداد با فاجعه ۵۲ نفره طبس قابل مقایسه نیست، اما منطق ایمنی اجازه نمی‌دهد اهمیت حادثه براساس شمار قربانیان تعیین شود. اگر نقصی امروز جان یک نفر را گرفته و اصلاح نشود، همان نقص می‌تواند فردا در شرایط دیگری چندین نفر را قربانی کند. در مدیریت ایمنی، هر حادثه مرگبار یک هشدار ساختاری است و حتی حوادث بدون تلفات نیز باید به عنوان فرصت پیشگیری مورد بررسی قرار گیرند.

کوهبنان از مناطقی است که هویت اقتصادی و اجتماعی آن طی دهه‌ها با زغال‌سنگ پیوند خورده است. معدن برای بسیاری از خانواده‌ها فقط یک بنگاه اقتصادی نیست؛ محل کار پدر، فرزند یا برادری است که هر روز برای تأمین معاش به محیطی سخت و پرخطر وارد می‌شود. همین وابستگی اقتصادی باعث می‌شود ایمنی معدن مسئله‌ای عمومی برای شهرستان باشد. وقتی یک کارگر جان می‌بازد، اثر حادثه پشت حصار معدن باقی نمی‌ماند و مستقیم وارد زندگی خانواده و جامعه محلی می‌شود.

در چنین ساختاری، تعطیلی معدن راه‌حل پایدار نیست و عادی‌سازی خطر نیز قابل قبول نیست. منطقه به اشتغال نیاز دارد و صنعت نیز به تولید، اما اشتغال زمانی ارزش توسعه‌ای دارد که جان نیروی انسانی در آن به متغیری قابل اغماض تبدیل نشود. هدف سیاست ایمنی باید آن باشد که تولید ادامه پیدا کند بدون اینکه کارگر مجبور باشد میان درآمد و امنیت جان خود یکی را انتخاب کند.

مواد ۹۱ و ۹۵ قانون کار نیز مسئولیت مشخصی در این زمینه ایجاد کرده‌اند. کارفرمایان موظفند وسایل و امکانات لازم برای حفاظت و سلامت کارگران را فراهم کنند، نحوه استفاده از تجهیزات را آموزش دهند و بر رعایت مقررات حفاظتی نظارت داشته باشند. مسئولیت اجرای ضوابط فنی و بهداشت کار نیز متوجه کارفرما یا مسئولان واحد است و در صورت وقوع حادثه ناشی از رعایت نشدن این مقررات، موضوع مسئولیت قانونی مطرح می‌شود. بررسی پرونده اخیر نیز باید روشن کند این الزامات در محیط حادثه تا چه اندازه اجرا شده‌اند.

وجود کلاه، کفش، لباس و تجهیزات حفاظتی البته تنها بخشی از ایمنی است. گاهی سازمان‌ها ایمنی را با تحویل وسایل حفاظت فردی تمام‌شده تلقی می‌کنند، در حالی که بخش مهم‌تر مسئله به طراحی فرایند بازمی‌گردد. آیا مسیر حرکت ماشین‌آلات از مسیر افراد جدا شده است؟ آیا نقاط کور تجهیزات سنگین شناسایی شده‌اند؟ آیا برنامه تعمیر و نگهداری پیشگیرانه وجود دارد؟ آیا راننده یا اپراتور ساعات استراحت کافی داشته است؟ آیا پیش از شروع شیفت، خطرهای روزانه مرور می‌شوند؟ پاسخ به چنین پرسش‌هایی است که سطح واقعی ایمنی را مشخص می‌کند.

معدنکاری حرفه‌ای باید قبل از آغاز هر فعالیت، خطر را شناسایی کند. ارزیابی ریسک یعنی به جای انتظار برای حادثه، سناریوهای ممکن از قبل بررسی شوند. اگر یک کامیون در مسیر شیب‌دار حرکت می‌کند، احتمال از دست دادن کنترل باید پیش از حادثه دیده شده باشد. اگر کارگر نزدیک ماشین‌آلات سنگین فعالیت دارد، احتمال برخورد باید در طراحی محیط حذف یا محدود شده باشد. اگر دیواره‌ای مستعد ریزش است، پایش آن نباید به تشخیص چشمی کارگر محدود شود.

نظارت مستمر نیز به همان اندازه اهمیت دارد. بازرسی ایمنی اگر تنها در فاصله‌های طولانی یا بعد از وقوع حادثه انجام شود، کارکرد پیشگیرانه خود را از دست می‌دهد. معدن محیطی پویاست؛ مسیرها تغییر می‌کنند، عملیات استخراج پیشروی می‌کند، تجهیزات فرسوده می‌شوند و نیروهای جدید وارد کار می‌شوند. استانداردی که شش ماه قبل کافی بوده ممکن است امروز نیازمند بازبینی باشد.

مسئله آموزش نیز نباید با امضای یک فرم رفع تکلیف شود. آموزش ایمنی باید متناسب با شغل، تجهیز و خطر واقعی باشد و کارگر بتواند در شرایط اضطراری تصمیم درست بگیرد. نیروهای تازه‌کار، پیمانکاری و کارگرانی که میان واحدهای مختلف جابه‌جا می‌شوند بیش از دیگران به آموزش نیاز دارند. تجربه کاری بالا نیز تضمین ایمنی نیست؛ گاهی عادی شدن خطر در میان افراد باتجربه سبب می‌شود حساسیت نسبت به رفتارهای ناایمن کاهش یابد.

فرهنگ سازمانی معدن در این نقطه تعیین‌کننده است. کارگری که نقصی را مشاهده می‌کند باید بتواند بدون ترس از پیامد شغلی آن را گزارش کند. درخواست رئیس حوزه قضایی کوهبنان از کارگران برای اعلام فوری نقص تجهیزات زمانی به نتیجه می‌رسد که سازوکار گزارش‌دهی امن و مؤثر وجود داشته باشد. اگر کارگر تصور کند اعلام نقص باعث توقف کار، ایجاد تنش با سرپرست یا تهدید امنیت شغلی او می‌شود، بسیاری از خطرها قبل از حادثه پنهان باقی خواهند ماند.

یکی از مهم‌ترین شاخص‌های سازمان ایمن، اختیار توقف کار است. کارگر یا سرپرست باید بتواند وقتی شرایط را خطرناک تشخیص می‌دهد فعالیت را متوقف کند بدون اینکه نگران جریمه، کاهش دستمزد یا برخورد مدیریتی باشد. چند دقیقه توقف یک دستگاه ممکن است برای تولید هزینه داشته باشد، اما هزینه آن در مقایسه با مرگ یک کارگر، تشکیل پرونده قضایی، توقف اجباری معدن، خسارت بیمه‌ای و آسیب روانی به همکاران تقریباً ناچیز است.

حوادث نزدیک به وقوع نیز باید ثبت شوند. اگر کامیونی لغزیده اما واژگون نشده، اگر قطعه‌ای سقوط کرده اما به کارگر برخورد نکرده یا اگر دستگاهی نقص داشته اما پیش از حادثه خاموش شده است، همه این موارد اطلاعات ارزشمند ایمنی هستند. سازمانی که فقط مرگ و مصدومیت را ثبت می‌کند، بخش بزرگی از علائم هشدار را از دست می‌دهد.

تحلیل این رخدادها می‌تواند نشان دهد کدام بخش معدن بیشتر در معرض خطر است، چه تجهیزی بیشتر دچار نقص می‌شود و در چه ساعت‌هایی احتمال حادثه بالاتر می‌رود. در عصر فناوری، حتی معادن سنتی نیز می‌توانند از سامانه‌های پایش هوشمند، حسگرها، موقعیت‌یاب تجهیزات، هشدار برخورد و ثبت رفتار ماشین‌آلات استفاده کنند. بخشی از خطاهایی که زمانی اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسیدند امروز با فناوری قابل پیشگیری هستند.

موضوع دیگری که باید در بررسی حوادث معدنی جدی گرفته شود، ساختار پیمانکاری است. در بسیاری از صنایع، بخشی از فعالیت‌ها به پیمانکار سپرده می‌شود و همین تعدد کارفرما و پیمانکار می‌تواند مسئولیت ایمنی را پیچیده کند. اما از منظر جان کارگر، تفاوتی ندارد فرد مستقیماً استخدام شرکت باشد یا نیروی پیمانکار؛ استاندارد ایمنی باید برای همه یکسان باشد و مسئولیت‌ها پیش از حادثه کاملاً مشخص شده باشند.

بیمه نیز آخرین خط دفاع مالی است، نه جایگزین پیشگیری. پرداخت دیه یا مستمری می‌تواند بخشی از فشار اقتصادی خانواده کارگر جان‌باخته را کاهش دهد، اما هیچ سازوکار مالی نمی‌تواند فقدان یک عضو خانواده را جبران کند. ارزش واقعی ایمنی دقیقاً در حادثه‌ای است که اتفاق نمی‌افتد و به همین دلیل سرمایه‌گذاری روی پیشگیری ممکن است در صورت‌های مالی کمتر دیده شود، اما بزرگ‌ترین صرفه‌جویی را ایجاد می‌کند.

هزینه حادثه برای خود بنگاه نیز بسیار فراتر از پرداخت مستقیم است. توقف تولید، بررسی قضایی، بازرسی، خسارت تجهیزات، کاهش روحیه کارکنان، آموزش نیروی جایگزین و آسیب اعتباری مجموعه همگی هزینه‌های پنهانی هستند که پس از حادثه ایجاد می‌شوند. شرکتی که ایمنی را خرج اضافی می‌بیند در واقع هزینه‌ای بزرگ‌تر و غیرقابل پیش‌بینی را به آینده منتقل می‌کند.

حادثه اخیر کوهبنان همچنین یک فرصت برای بازبینی جامع‌تر تمام معادن منطقه است. منطقی نیست بررسی فقط به همان نقطه‌ای محدود شود که کارگر جان باخته است. اگر نقصی در فرآیند نگهداری، آموزش، نظارت یا مدیریت خطر شناسایی شد، باید بررسی شود آیا همان وضعیت در سایر کارگاه‌ها و معادن نیز وجود دارد. ارزش گزارش کارشناسی زمانی چند برابر می‌شود که یافته‌های آن به پیشگیری در کل منطقه منجر شود.

این بازبینی می‌تواند تجهیزات حمل‌ونقل، ماشین‌آلات، مسیرهای روباز، روشنایی، ارتباطات اضطراری، تجهیزات حفاظت فردی، آموزش کارگران، معاینات پزشکی و آمادگی امدادی را شامل شود. معدن نباید برای کشف ضعف‌های خود منتظر حادثه بعدی بماند. یک ممیزی جدی پس از حادثه می‌تواند نقاطی را آشکار کند که هنوز تلفاتی ایجاد نکرده‌اند اما ظرفیت تبدیل شدن به بحران را دارند.

سلامت کارگران نیز تنها به حادثه ناگهانی محدود نمی‌شود. کار در معدن زغال‌سنگ با مواجهه طولانی‌مدت با گردوغبار، صدا، ارتعاش، فشار فیزیکی و شرایط سخت کاری همراه است. ممکن است کارگری هیچ‌گاه در حادثه گرفتار نشود اما در طول سال‌ها با بیماری شغلی مواجه شود. بنابراین ایمنی باید همراه با بهداشت حرفه‌ای دیده شود و معاینات دوره‌ای، پایش تنفسی و کنترل گردوغبار بخشی از همان مسئولیت حفظ جان باشد.

ابعاد روانی حوادث نیز کمتر دیده می‌شود. همکارانی که شاهد مرگ یک کارگر بوده‌اند ممکن است مدت‌ها با اضطراب و فشار روانی مواجه باشند. بازگشت همان گروه به محل حادثه بدون حمایت روانی و توضیح روشن درباره اقدام اصلاحی می‌تواند احساس ناامنی را تشدید کند. در صنایع پرخطر جهان، بررسی پس از حادثه علاوه بر تجهیزات، وضعیت نیروی انسانی را نیز در بر می‌گیرد.

خانواده فرد جان‌باخته نیز نباید فقط در روزهای نخست مورد توجه قرار گیرد. تعیین سریع وضعیت بیمه، مطالبات، حقوق قانونی و حمایت از اعضای خانواده بخشی از مسئولیت اجتماعی و قانونی مجموعه است. طولانی شدن فرآیندهای اداری پس از یک مرگ کاری می‌تواند رنج خانواده را مضاعف کند.

اما مهم‌ترین بخش پرونده به شفافیت بازمی‌گردد. پس از تکمیل بررسی‌ها، افکار عمومی و جامعه کارگری باید بدانند چه اتفاقی افتاده، چه نقصی وجود داشته و برای جلوگیری از تکرار چه اقدامی انجام شده است. اگر نتیجه بررسی تنها در پرونده قضایی باقی بماند، بخش آموزشی حادثه از دست می‌رود. انتشار نتایج فنی در حدی که حقوق اشخاص و روند قضایی را نقض نکند می‌تواند به سایر معادن نیز هشدار دهد.

تکرار عبارت برخورد با مقصران پس از حوادث، به تنهایی اعتماد کارگران را بازسازی نمی‌کند. کارگر زمانی به نظام ایمنی اعتماد می‌کند که تغییر را در محیط کار ببیند؛ تجهیزی که اصلاح شده، مسیر خطرناکی که تغییر کرده، آموزش تازه‌ای که برگزار شده یا دستگاه فرسوده‌ای که از مدار خارج شده است. عدالت پس از حادثه لازم است، اما امنیت پیش از حادثه ارزش بیشتری دارد.

فاجعه طبس در سال ۱۴۰۳ با ۵۲ جان‌باخته و یورت در سال ۱۳۹۶ با ۴۳ قربانی دو هشدار بزرگ برای صنعت زغال‌سنگ کشور بودند. اینکه پس از چنین تجربه‌هایی هنوز هر خبر مرگ کارگر معدن حساسیت عمومی ایجاد می‌کند، نشان می‌دهد جامعه دیگر نمی‌خواهد حادثه معدن به عنوان بهای طبیعی تولید پذیرفته شود. معدنکاری ذاتاً پرخطر است، اما پرخطر بودن با اجتناب‌ناپذیر بودن مرگ تفاوت دارد.

کوهبنان نیز نمی‌تواند معدن را از زندگی خود حذف کند؛ اما می‌تواند سطح ایمنی معدن را تغییر دهد. این شهرستان با نیروی انسانی باتجربه و سابقه طولانی معدنکاری ظرفیت آن را دارد که به جای شناخته شدن با خبر حوادث، به نمونه‌ای از اصلاح ایمنی معادن زغال‌سنگ تبدیل شود. تحقق چنین هدفی به سرمایه‌گذاری، نظارت و مشارکت خود کارگران نیاز دارد.

پرونده قضایی حادثه اخیر باید مشخص کند آیا کوتاهی یا نقصی در وقوع مرگ کارگر نقش داشته است. اگر تخلفی ثابت شود، برخورد قانونی بخشی ضروری از پاسخ است؛ اما پاسخ کامل زمانی شکل می‌گیرد که نتیجه کارشناسی وارد سیستم مدیریت معدن شود و شاخصی قابل اندازه‌گیری برای اصلاح ایجاد کند.

می‌توان پس از هر حادثه پرسید چند نقص شناسایی شد، چند مورد اصلاح شد، چه مقدار تجهیزات نوسازی شد، چند کارگر آموزش تکمیلی دیدند و چند فعالیت پرخطر بازطراحی شد. چنین اعدادی بسیار مهم‌تر از تعداد جلساتی هستند که پس از حادثه تشکیل می‌شوند؛ زیرا نشان می‌دهند هشدار به اقدام تبدیل شده است.

حادثه اخیر یک جان گرفته است؛ اما اگر بررسی دقیق آن بتواند جان دیگری را در آینده حفظ کند، دست‌کم از تکرار همان نقص جلوگیری شده است. اگر پرونده بسته شود و محیط کار همان محیط قبلی باقی بماند، حادثه تنها به یک شماره دیگر در بایگانی حوادث کار تبدیل خواهد شد.

اقتصاد معدن بدون کارگر معنایی ندارد و هیچ میزان تولید زغال‌سنگ نمی‌تواند جای انسانی را بگیرد که صبح برای کار از خانه خارج شده و دیگر بازنگشته است. توسعه معدنی زمانی ارزشمند است که نیروی انسانی آن نیز سهم خود را از توسعه در قالب دستمزد مناسب، امنیت شغلی، سلامت و بازگشت سالم به خانه دریافت کند.

هشدار دستگاه قضایی کوهبنان باید آغاز یک مسیر باشد، نه پایان خبر. بازرسی دقیق، تعیین مسئولیت، اصلاح نقص، نظارت مستمر و انتشار نتیجه، پنج حلقه‌ای هستند که می‌توانند یک حادثه مرگبار را به اصلاح ساختاری تبدیل کنند. حذف هرکدام از این حلقه‌ها احتمال بازگشت همان خطر را حفظ خواهد کرد.

یک کارگر این بار جان باخته است؛ عددی که در مقایسه با ۴۳ قربانی یورت یا ۵۲ جان‌باخته طبس کوچک به نظر می‌رسد، اما برای خانواده او عدد یک یعنی همه‌چیز. فلسفه ایمنی نیز دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود؛ اینکه برای اصلاح معدن نباید منتظر دو رقمی شدن تعداد قربانیان ماند.

کوهبنان امروز با یک پرونده قضایی تازه روبه‌روست، اما مسئله اصلی فراتر از تعیین مقصر این پرونده است. آزمون واقعی آن است که آیا مرگ این کارگر می‌تواند نقطه‌ای برای سخت‌گیرانه‌تر شدن استانداردها، شنیده شدن صدای کارگران و تبدیل ایمنی به بخشی جدایی‌ناپذیر از تولید باشد یا نه.

معدن می‌تواند تعطیل شود و دوباره آغاز به کار کند، دستگاه آسیب‌دیده می‌تواند تعمیر یا جایگزین شود و تولید از دست‌رفته نیز در ماه‌های آینده جبران شود؛ اما جان انسانی که از دست رفته قابل بازگشت نیست. همین تفاوت باید معیار تصمیم‌گیری باشد. در صنعت زغال‌سنگ، ایمنی هزینه تولید نیست؛ شرط اخلاقی، قانونی و اقتصادی ادامه تولید است.

خبرنگار: زهرا اسکندری

انتهای خبر./

کد مطلب: 1317995

برچسب‌ها

وب گردی

وب گردی

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha