به گزارش خبرنگار بینالملل ایسکانیوز، جنگ اخیر ایران و آمریکا تنها یک رویارویی نظامی در غرب آسیا نبود، بلکه یک بحران جدی برای آمریکا بود که اعتبار این کشور را به ویژه در میان متحدانش به چالش کشید. بخش زیادی از این واقعیت ناشی از شکست آمریکا در برابر ایران و عدم تحقق اهداف الامی در این جنگ بود. ماجرا البته صرفا به بیاعتباری سیاسی محدود نمیشود و چالشهای جدی در حوزه نظامی هم برای این کشور به وجود آمده است. دو نویسنده اندیشکده شورای آتلانتیک اخیر به بررسی آثار وضعیت بحرانی ذخایر موشکی آمریکا و نگرانی متحدان در این ارتباط پرداختهاند.
بیشتر بخوانید:
توهم ترامپ اعتبار آمریکا را به باد داد! / ناکارامدی ابزار نظامی برای بازگشایی تنگه هرمز
«ترسا گنوو» و «بیلی گالیسیا» در آخرین گزارش خود هشدار دادهاند که بازسازی ذخایر مهمات و موشکهای مصرفشده آمریکا در جنگ ایران ممکن است سالها زمان ببرد و پیامدهای این وضعیت در اروپا، منطقه هند-اقیانوسیه و دیگر مناطق جهان احساس خواهد شد. از نظر این دو تحلیلگر، مسئله اصلی این است که جنگ ایران، بخش قابل توجهی از ذخایر تسلیحات دقیق و سامانههای دفاع موشکی آمریکا را تحت فشار قرار داده که قرار بود در صورت وقوع بحرانهای بزرگ دیگر، بهویژه در برابر روسیه یا چین، در اختیار ارتش آمریکا و متحدانش قرار داشته باشد.
بنابراین، هرچه مدت زمان بازسازی این ذخایر طولانیتر شود، فاصله میان تعهدات امنیتی واشنگتن و توان واقعی آن برای اجرای این تعهدات نیز افزایش پیدا خواهد کرد. این موضوع بهخصوص برای کشورهایی اهمیت دارد که امنیت خود را تا حد زیادی به توان نظامی آمریکا وابسته کردهاند.
اتکای شدید اروپاییها به تجهیزات نظامی آمریکا
یکی از مهمترین پیامدهای این وضعیت، تاثیر آن بر متحدان اروپایی آمریکاست. کشورهای عضو ناتو سالها به توانایی آمریکا برای تامین بخش مهمی از تجهیزات راهبردی و دفاع هوایی و موشکی ائتلاف متکی بودهاند. اکنون اگر واشنگتن ناچار شود برای سالها اولویت خود را به بازسازی ذخایر داخلی اختصاص دهد، متحدان اروپایی ممکن است با این واقعیت مواجه شوند که در یک بحران بزرگ، نمیتوانند با همان سطح از پشتیبانی موشکی و دفاع هوایی آمریکا که پیشتر انتظار داشتند، مواجه شوند. این وضعیت میتواند فشار برای افزایش تولید تسلیحات و ایجاد ذخایر مستقل در اروپا را افزایش دهد.
چالش حتی برای متحدان آمریکا در منطقه هند-اقیانوسیه جدی است. در صورت وقوع یک بحران نظامی با چین، نیاز آمریکا به موشکهای دوربرد، سامانههای دفاع موشکی و مهمات دقیق میتواند به شکل چشمگیری افزایش یابد. اگر بخشی از ظرفیت این تسلیحات پیش از آن در جنگ ایران مصرف شده باشد، واشنگتن ناچار خواهد بود میان تعهدات امنیتی خود در مناطق مختلف جهان دست به انتخاب بزند. به بیان دیگر، جنگ ایران فقط ذخایر فعلی آمریکا را کاهش نداده، بلکه میتواند بر اعتبار بازدارندگی آمریکا در برابر رقبای بزرگ این کشور نیز تأثیر بگذارد.
بازسازی ذخایر نظامی آمریکا مستلزم زمان طولانی است
نکته مهم دیگری که گنوو و گالیسیا بر آن تاکید دارند، زمانبر بودن بازسازی ذخایر نظامی است. افزایش بودجه دفاعی بهتنهایی نمیتواند این مشکل را در کوتاهمدت حل کند؛ زیرا تولید موشکهای پیشرفته و سامانههای رهگیری به زنجیرههای صنعتی تخصصی، مواد اولیه، خطوط تولید و نیروی انسانی ماهر نیاز دارد. بنابراین ممکن است میان تصمیم واشنگتن برای افزایش تولید و ورود واقعی تجهیزات جدید به انبارهای نظامی فاصلهای چندساله وجود داشته باشد. همین فاصله زمانی، آسیبپذیری راهبردی آمریکا را در کوتاهمدت افزایش میدهد.
از منظر ژئوپلیتیکی، این وضعیت میتواند فرصتهایی نیز در اختیار رقبای آمریکا قرار دهد. روسیه و چین بیش از گذشته میتوانند ظرفیت واقعی آمریکا برای حضور همزمان در چند جبهه را ارزیابی کنند و کشورهای متحد واشنگتن نیز ممکن است در محاسبات امنیتی خود تجدیدنظر کنند. در واقع، اگر یک کشور احساس کند آمریکا در یک بحران طولانی قادر به تامین سریع موشکهای دفاعی و تهاجمی مورد نیاز خود نیست، اتکای مطلق به چتر امنیتی واشنگتن برای آن کشور منطقی نخواهد بود. به همین دلیل، کاهش ذخایر موشکی میتواند پیامدی فراتر از یک مسئله لجستیکی داشته باشد و مستقیماً بر اعتبار بازدارندگی آمریکا اثر بگذارد.
در نهایت، آنچه جنگ ایران برای آمریکا به نمایش گذاشته، محدودیتهای قدرت نظامی حتی برای یک ابرقدرت است. واشنگتن همچنان از ظرفیت نظامی عظیمی برخوردار است، اما جنگی که مصرف بالایی از موشکها و سامانههای دفاعی ایجاد میکند، نشان میدهد توان نظامی صرفاً به تعداد هواپیماها و ناوهای جنگی وابسته نیست، بلکه توانایی جایگزینی سریع مهمات مصرفشده نیز بخشی از قدرت واقعی یک کشور است. اگر آمریکا نتواند سرعت تولید خود را با سرعت مصرف هماهنگ کند، مسئله ذخایر موشکی از یک مشکل نظامی به یک چالش ژئوپلیتیکی تبدیل خواهد شد که میتواند هم آزادی عمل واشنگتن و هم میزان اطمینان متحدانش به تعهدات امنیتی آمریکا را برای سالهای آینده تحت تاثیر قرار دهد.
انتهای پیام/
نظر شما