به گزارش گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز، اگر قرار باشد یک اردوی رسانهای با محوریت وقف را از نگاه یک خبرنگار فرهنگی روایت کنم، ماجرا احتمالاً خیلی متفاوتتر از یک گزارش رسمی خواهد بود.
چهارشنبه ۱۱ شهریور، به دعوت و با تدارک سازمان اوقاف و امور خیریه، همراه جمعی از خبرنگاران راهی تور رسانهای شدم؛ اردویی که قرار بود در آن با بخشی از ظرفیتهای وقف در حوزههای مختلف، از فناوری و تجهیزات پزشکی گرفته تا سلامت و خدمات درمانی، آشنا بشوم.
اما این تور فقط بازدید از چند مجموعه و شنیدن چند سخنرانی نبود؛ از همان ابتدای صبح، اتفاقات و حاشیههای مختلفی در مسیرمان قرار گرفت که هرکدام بخشی از حالوهوای این روز رسانهای را ساخت.
این تور هیجان انگیز رسانهای برای من از پنج صبح شروع شد. خیابان هنوز آنقدر بیدار نشده بود که بتوان شهر را شلوغ نامید، اما من باید از کرج راه میافتادم؛ با یک لقمه صبحانه در دست، کیف روی دوش و ذهنی که هنوز با خواب خداحافظی نکرده بود.
ساعت ۷:۴۵ از مترو فردوسی پیاده شدم و راه خیابان نوفللوشاتو را در پیش گرفتم. شش دقیقه بیشتر طول نکشید که رسیدم. خیابانی دنج و جمعوجور؛ از همان خیابانهایی که آدم دلش میخواهد یک بار بدون عجله با دوستان یا شایدم نیمهی گمشدهی خود سری به کافههای زیبای اینجا بزند نه اینکه مثل من با عجله خودش را به مقصد برساند.
ساعت ۸ رسیدم به سازمان اوقاف. هنوز همه خبرنگارها نرسیده بودند که اولین سوژه حاشیهای پیدا شد؛ البته نه سوژهای که بشود با میکروفن و دوربین گرفت.
دو خبرنگار خانم به دلیل اینکه برای استفاده از سرویس بهداشتی به ساختمان دیگری هدایت شده بودند، مشغول اعتراض بودند. یکی از آنها با صراحت گفت: «ما مهمان این مجموعهایم و انتظار داریم حداقل امکانات برایمان فراهم باشد.»
این صحنه برای من یک کلاس کوتاه خبرنگاری بود؛ اینکه مطالبهگری فقط پشت تریبون و مقابل مسئول نیست. گاهی حتی در اتاق نگهبانی هم باید بلد باشی حرفت را درست بزنی و حق را به حق دار برسانی. با ورود یکی از مسئولان اوقاف، ماجرا حل شد و خبرنگارها به سمت سرویس بهداشتی راهنمایی شدند؛ مأموریت اول با موفقیت انجام شد.
مقصد بعدی؛ فناوری
با جمع شدن همهی خبرنگاران ساعت ۸:۵۰ راه افتادیم به سمت شرکت پیشرو فناوران درمان پارس در پارک علم و فناوری دانشگاه تهران. ترافیک صبح تهران هم طبق معمول خودش را جزو هیئت همراه ما حساب کرده بود و حدود ساعت ۹:۲۰ به مقصد رسیدیم.
همین که از اتوبوس پیاده شدیم، محوطه پر بود از دوربین و میکروفن و خبرنگار. من هم طبق معمول مشغول عکاسی از محیط شدم که ناگهان چشمم به یک بچهگربه افتاد. نزدیکش رفتم و گفتم: «پیشی کوچولو، مامانت کجاست؟ گشنته؟» یک تکه از ساندویچم را هم به او دادم و شروع کردم به عکس گرفتن. ظاهراً وسط یک تور رسانهای، یک مأموریت فرعی هم برای رسیدگی به امور یک گربه کوچولو پیدا کرده بودم.
هنوز سرگرم عکاسی بودم که ناگهان صدایی به گوشم رسید: «خانم، برو کنار، جلوی دوربینی!»
سرم را چرخاندم؛ فیلمبردار یکی از رسانهها بود، بدون حرف کنار رفتم و فعلاً جنگ قدرت بین خبرنگار و فیلمبردار را به زمان دیگری موکول کردم؛ چون همچنان معتقدم دوربین ایشان در مسیر من قرار گرفته بود نه من در مسیر دوربین ایشان. سپس به همراه مسئولان و خبرنگاران وارد سالن شدیم.
در همان ابتدای بازدید از تجهیزات پزشکی این شرکت طی صحبتی که با مدیر اجرایی آن داشتیم متوجه شدم این شرکت در سال ۱۴۰۲ تأسیس شده و در حوزه تجهیزات پزشکی و توسعه فناوری الکتروکموتراپی فعالیت میکند. نخستین خط تولید دستگاه الکتروکموتراپی ساخت ایران نیز در سال ۱۴۰۴ در پارک علم و فناوری دانشگاه تهران رونمایی شد.
بعد از بازدید، وارد اتاق جلسه شدیم. یک میز بزرگ، صندلیها، بروشور شرکت، بطریهای آب، چای و البته کیک شکلاتی روی میز بود. من هم بهعنوان یک چایخور حرفهای، وسط جلسه تخصصی، یادداشتنویسیها و پرسش و پاسخها، حواسم به چایم بود که خدای نکرده سرد نشود.
در جلسه، توضیحات تخصصی درباره فناوری الکتروکموتراپی و روند تولید و تجاریسازی آن ارائه شد. الکتروکموتراپی قرار نیست جایگزین همه روشهای درمان سرطان باشد؛ بلکه میتواند با تشخیص پزشک و متناسب با شرایط بیمار، در کنار روشهایی مانند جراحی یا شیمیدرمانی مورد استفاده قرار گیرد.

مسئولان شرکت از مسیر پرهزینه تولید یک فناوری پزشکی داخلی گفتند؛ مسیری که از تحقیق و توسعه شروع میشود و تا تولید، تجاریسازی و ورود محصول به مراکز درمانی ادامه پیدا میکند.
یکی از چالشهای مهم هم پذیرش فناوریهای جدید در نظام درمان است. به گفته مسئولان این شرکت، برای هر فناوری جدید پزشکی نوعی مقاومت و احتیاط اولیه وجود دارد و گسترش استفاده از چنین محصولاتی نیازمند اعتماد جامعه پزشکی، تحقیقات مستمر و حمایت بیشتر است.
با این حال، این فناوری در برخی مراکز درمانی مورد استفاده قرار گرفته و خدمت مرتبط با آن نیز با سرعت قابل توجهی وارد فهرست خدمات پزشکی کشور شده است. اما در کنار توسعه فناوری، یک موضوع دیگر هم اهمیت داشت، بیمار.
برخی بیماران مبتلا به سرطان حتی با وجود تلاش برای پایین نگه داشتن هزینه درمان، توان پرداخت هزینهها را ندارند. به همین دلیل، بخشی از حمایتها باید مستقیماً به سمت بیمارانی برود که توان مالی کمتری دارند.
اما موضوع اصلی جلسه، فقط یک دستگاه پزشکی نبود؛ صحبت از تغییر یک نگاه قدیمی به وقف بود.
در توضیحات مسئولان سازمان اوقاف گفته شد که این سازمان بیش از ۲۰۰ هزار موقوفه و بیش از ۷۰۰ نیت وقفی در کشور دارد و در سالهای اخیر تلاش شده ظرفیت موقوفات متناسب با نیازهای روز جامعه، در حوزههایی مانند فناوری، پزشکی، کشاورزی، انرژی و تولید نیز فعال شود.
در گذشته، بخش قابل توجهی از موقوفات بیشتر در قالب اجارهداری اداره میشد و درآمد حاصل از آنها برای اجرای نیت واقف هزینه میشد. اما رویکرد جدید این است که بخشی از ظرفیت موقوفات به فعالیتهای اقتصادی، فناورانه و دانشبنیان وارد شود.
یعنی موقوفه میتواند در یک فعالیت اقتصادی مشارکت کند، از محل این مشارکت بازده ایجاد شود و درآمد حاصل، مطابق نیت وقف در مسیرهایی مانند درمان و حمایت از بیماران هزینه شود.
مسئولان همچنین از فعالیت بیش از ۴۰ شرکت دانشبنیان در مرکز رشد سازمان اوقاف خبر دادند؛ مجموعههایی که در حوزههایی مانند انرژی خورشیدی، کشاورزی، پرورش ماهی، دارو، دام و فناوریهای پزشکی فعالیت دارند.
در این میان سوالی که برای من پیش آمد این بود که وقتی سرمایه وقف وارد یک شرکت دانش بنیان میشود سهم و درآمد آن چگونه مشخص و وارد چرخه وقف میشود که شهرزاد یعقوبی مدیر اجرای این شرکت در پاسخ به سوال من اینگونه توضیح داد: «مشارکت موقوفات در این شرکتها بر اساس سهم مشخص انجام میشود و درآمد و میزان مشارکت نیز قابل ثبت و حسابرسی است.
برای هر موقوفه کد تفصیلی وجود دارد و میزان مشارکت آن در شرکت و سهم حاصل از درآمد، در فرآیند حسابرسی مشخص میشود.
در مورد شرکت پیشرو فناوران درمان پارس نیز تأکید شد که حمایت وقف فقط متوجه تولیدکننده نیست؛ بلکه در دو سوی این زنجیره قرار دارد. از یک سو کمک به توسعه فناوری و تولید تجهیزات پزشکی و از سوی دیگر، حمایت از بیمارانی که توان پرداخت هزینههای درمان را ندارند.
در همین چارچوب، قرارداد مشارکت برای تولید ۶۰ دستگاه الکتروکموتراپی و ۶ هزار پروب تشخیصی سرطان میان صندوق پژوهش و فناوری ماندگار و این شرکت منعقد شده است.»
در واقع، ایده این است که سرمایهای که زمانی شاید فقط از طریق اجاره یک ملک درآمد ایجاد میکرد، وارد یک فعالیت مولد شود، فناوری تولید کند و در نهایت درآمد بیشتری برای اجرای نیت وقف ایجاد کند.

مقصد بعدی؛ کردان
حدود ساعت ۱۰:۳۵ سوار اتوبوس شدیم دوباره راه افتادیم؛ این بار به سمت دهکده سلامت محب در کردان. هرچه جلوتر میرفتیم، تهران بیشتر پشت سرمان جا میماند و جایش را به ویلاها، خانههای قدیمی، کوه و درخت میداد. از جلنگدار، سیاهکران و تالیان گذشتیم و منظره آنقدر شمالی شد که چند بار با خودم گفتم نکند اشتباهی سوار اتوبوس جاده چالوس شدهایم. ساعت ۱۲:۰۵ به دهکده سلامت محب رسیدیم؛ مجموعهای بزرگ و سرسبز که هتلی هفتطبقه در میان آن قرار داشت.
طبق توضیحات ارائهشده از سوی مدیر اجرایی مجموعهای که در آن حضور داشتیم؛ این اقامتگاه تفریحی درمانی حدود ۱۰ هزار مترمربع زیربنا دارد و در سال ۱۴۰۱ افتتاح شده است. بخش درمانی مجموعه نیز بیشتر بر چکاپ و پایش سلامت مهمانان متمرکز است؛ از ویزیت پزشک عمومی و متخصص گرفته تا آزمایشگاه، تصویربرداری، سونوگرافی، بررسی قلب و عروق، تراکم استخوان و خدمات متناسب با شرایط فرد. یعنی قرار نیست بیمار برای بستری یا جراحی به اینجا مراجعه کند؛ فرد میتواند در کنار اقامت و استراحت، بخشی از زمان خود را به بررسی وضعیت سلامت اختصاص دهد.
تا شروع برنامه، خبرنگارها هرکدام مشغول کاری بودند؛ یکی نماز میخواند، یکی از فضای سبز و برکه عکس میگرفت، یکی با طاووس و اردک و بز و فضای باغ وحشطور سرگرم بود و عدهای هم روی مبلهای لابی نشسته بودند و احتمالاً در ذهنشان فقط یک سؤال میچرخید: ناهار کی میرسد؟
من همچنان که روی مبل وسط لابی نشسته بودم و به تجملات و امکانات اطرافم نگاه میکردم با خودم گفتم : «مگر فرق انسان با انسان چیست؟» اینجا بود که فضای ذهنی من کمی تغییر کرد.
دهکده سلامت محب، مجموعهای با امکانات اقامتی، رفاهی و سلامت است که بخشی از مهمانان آن را افراد برخوردار و قشر مرفه جامعه تشکیل میدهند؛ کسانی که برای اقامت، استفاده از امکانات رفاهی و خدمات سلامت این مجموعه هزینه پرداخت میکنند. در نگاه اول شاید این سؤال به ذهن برسد که چرا یک مجموعه وابسته به وقف باید چنین خدماتی را به افرادی ارائه دهد که توان مالی بیشتری دارند؟
اما پاسخ، دقیقاً در همین نقطه است.
طبق توضیحات ارائهشده از سوی مسئولین این اقامتگاه، درآمد حاصل از فعالیت این مجموعه قرار نیست صرفاً برای منفعت شخصی یا توسعه یک مجموعه لوکس هزینه شود؛ بلکه در مسیر اجرای نیت وقف و حمایت از بیماران صعبالعلاج قرار میگیرد.
یعنی فردی که توان مالی بیشتری دارد، برای اقامت، خدمات سلامت و امکانات رفاهی هزینه میکند و درآمد حاصل از این فعالیت، در نهایت میتواند به بیماری برسد که شاید حتی توان پرداخت هزینههای اولیه درمان خود را نداشته باشد.
همینجا بود که دوباره به مفهوم وقف فکر کردم؛ اینکه گاهی یک نفر هزینه میکند تا دیگری بتواند درمان شود.
شاید این همان نقطهای باشد که تفاوت میان «سرمایه» و «اثر سرمایه» خودش را نشان میدهد؛ اینکه یک مجموعه میتواند برای گروهی خدمات رفاهی فراهم کند، اما حاصل فعالیتش در جای دیگری، برای حمایت از انسانی دیگر هزینه شود.
معمولاً وقتی نام اوقاف به میان میآید، ذهن بیشتر مردم به سمت مسجد، هیئت، امور خیریه و فعالیتهای فرهنگی میرود؛ اما در اصل دامنه فعالیتهای اوقاف به همینها محدود نمیشود. اوقاف در حوزههایی مثل فناوری، گردشگری و سرمایهگذاری اقتصادی نیز حضور دارد؛ حوزههایی که در نهایت میتوانند هم به توسعه اقتصادی و اشتغال کمک کنند و هم درآمد حاصل از آنها را در مسیر اهداف فرهنگی و نیت واقفان به جامعه بازگردانند.
در نهایت نوبت به ناهار رسید؛ ناهاری که بعد از چند ساعت رفتوآمد و برنامه و تلاش برای تهیه خبر، حسابی چسبید!
البته خبرنگارها در ناهار هم خبرنگار بودند؛ شوخی درباره بردن باقیمانده غذا و نوشیدنیها در کیسه، یا اینکه «نکند آخر برنامه از ما پول بگیرند» هم بخشی از فضای جمعی ما شد.
خنده و شوخی بود، اما پشت همین شوخیها همان واقعیت تلخی قرار داشت که از صبح ذهنم را درگیر کرده بود؛ تفاوت توان مالی آدمها و اینکه چطور میتوان امکانات و درآمد را به سمت کسانی برد که بیشتر به آن نیاز دارند.
پایان تور رسانهای؛ یک نگاه تازه به وقف
این تور برای من فقط بازدید از یک شرکت دانشبنیان یا یک مجموعه سلامت نبود. در طول مسیر، از یک سو با خبرنگارها، دوربینها، مصاحبهها و حاشیههای همیشگی یک برنامه رسانهای روبهرو بودم و از سوی دیگر، مدام با یک سؤال مواجه میشدم که وقف در دنیای امروز قرار است چه نقشی داشته باشد؟
پاسخی که در این تور دیدم، شاید در یک جمله خلاصه شود و آن اینکه وقف میتواند از یک دارایی ایستا به سرمایهای مولد تبدیل شود؛ سرمایهای که وارد فناوری میشود، تولید میکند، به درمان کمک میکند و دوباره بخشی از حاصل آن به جامعه برمیگردد.
یا شاید بتوان سادهتر گفت؛ گاهی پشت دیوارهای یک اقامتگاه چند هکتاری در دل طبیعت، با امکاناتی که ارزش مادی آن شاید برای خیلیها دستنیافتنی باشد، داستان دیگری در جریان است؛ داستان سرمایهای که قرار نیست فقط برای رفاه صاحبان ثروت باقی بماند، بلکه درآمد حاصل از آن میتواند راهی بیمارستان شود و سهمی در درمان انسانی داشته باشد که شاید توان پرداخت هزینههای بیماریاش را ندارد.
شاید زیبایی وقف دقیقاً همینجا باشد؛ جایی که پول، از وسیلهی مادی بودن عبور میکند و تبدیل به اثر میشود؛ جایی که رفاه یک نفر میتواند به درمان دیگری گره بخورد و سرمایهای که میتوانست فقط در گوشهای بماند، به چرخهای برای کمک به انسانها وارد شود.
در روزگاری که گاهی انسانها آنقدر درگیر بهدست آوردن هستند که فراموش میکنند برای چه بهدست میآورند، شاید هنوز بتوان به آدمهایی امیدوار بود که بخشی از داشتههایشان را برای دیگران کنار میگذارند.
شاید ارزش واقعی یک انسان، نه در تعداد صفرهای حساب بانکی و نه در وسعت ملکی باشد که از خود به جا میگذارد؛ در تعداد لبخندهایی است که به زندگی آدمها برمیگرداند.
وقف، یکی از همان راههایی است که میشود با آن کاری کرد تا انسانیت و مهربانی، هنوز جایی میان این همه هیاهوی زندگی، نفس بکشد و زنده بماند.
خبرنگار: زهرا کرامت
انتهای پیام/
نظر شما