به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از کرمان؛ سالها فشار اقتصادی و محدودیتهای خارجی قرار بود مسیر تجارت ایران را مسدود کند، اما اکنون پرسش اصلی برای استانهایی مانند کرمان این است که آیا فرصتهای جدید اقتصادی توانستهاند از مرز حرف عبور کنند و به سفره مردم، اشتغال جوانان و رونق تولید برسند؟
تحریم اقتصادی در سالهای گذشته یکی از مهمترین متغیرهای اثرگذار بر اقتصاد ایران بوده است، اما در میان همه بحثهای سیاسی و بینالمللی درباره تحریم، یک سؤال کمتر دیده شده وجود دارد؛ اینکه استانهایی مانند کرمان که همزمان دارای منابع معدنی، ظرفیتهای کشاورزی، موقعیت جغرافیایی و نیروی انسانی گسترده هستند، چگونه باید خود را برای دوران جدید اقتصاد منطقهای آماده کنند.
اظهارات اخیر امام جمعه موقت جیرفت درباره ناکامی راهبرد تحریم و تأکید بر نقش دیپلماسی همسایگی، بار دیگر موضوعی را به مرکز توجه آورد که برای جنوب کرمان اهمیتی فراتر از یک بحث سیاسی دارد. زیرا اگر قرار است بازارهای منطقهای، تجارت با همسایگان و مسیرهای جدید صادراتی جایگزین بخشی از محدودیتهای گذشته شوند، نخستین پرسش این است که سهم واقعی شهرستانهایی مانند جیرفت، عنبرآباد، کهنوج، رودبار جنوب و سایر مناطق جنوبی استان از این فرصت اقتصادی چه خواهد بود.
کرمان یکی از استانهایی است که شاید بیش از بسیاری از مناطق کشور، ظرفیت تبدیل شدن به یک بازیگر مهم اقتصادی در منطقه را دارد. این استان با مساحتی بیش از ۱۸۰ هزار کیلومتر مربع، نزدیک به ۱۱ درصد وسعت ایران را در اختیار دارد و در حوزههایی مانند معدن، کشاورزی، انرژی خورشیدی، گردشگری و صنایع معدنی دارای مزیتهای قابل توجهی است. با این حال تجربه چند دهه گذشته نشان داده است که داشتن منابع طبیعی و ظرفیت تولید، به تنهایی به معنای توسعه اقتصادی نیست.
مسئله اصلی امروز کرمان، دیگر فقط تولید نیست؛ بلکه مسئله اصلی اتصال تولید به بازار، تبدیل مواد خام به محصول با ارزش افزوده، ایجاد برندهای صادراتی و حضور پایدار در زنجیره تجارت منطقهای است. استانی که در بخشهایی مانند پسته، خرما، محصولات گلخانهای، مرکبات و محصولات معدنی جایگاه مهمی دارد، برای جهش اقتصادی نیازمند آن است که از اقتصاد مبتنی بر فروش محصول خام فاصله بگیرد و به سمت اقتصاد مبتنی بر ارزشآفرینی حرکت کند.
جنوب کرمان نمونه روشن این چالش است. منطقهای که سالها به عنوان یکی از قطبهای مهم کشاورزی کشور شناخته شده و تنوع تولیدات آن میتواند زمینه صادرات گسترده را فراهم کند، اما هنوز بخش قابل توجهی از محصولات تولیدی آن با مشکلاتی مانند نبود صنایع تبدیلی کافی، ضعف بستهبندی استاندارد، نوسان بازار، مشکلات حملونقل و نبود شبکههای قدرتمند صادراتی مواجه است.
در اقتصاد امروز، فاصله میان تولیدکننده و مصرفکننده نهایی همان جایی است که بخش بزرگی از ارزش اقتصادی از دست میرود. یک کشاورز در جنوب کرمان ممکن است ماهها برای تولید محصول تلاش کند، اما اگر محصول او بدون فرآوری، برند و شبکه فروش بینالمللی عرضه شود، سهم اصلی سود نصیب حلقههای بعدی زنجیره خواهد شد. این مسئله فقط یک موضوع اقتصادی نیست؛ بلکه مستقیماً با درآمد خانوارهای روستایی، ماندگاری جمعیت در مناطق محروم و آینده اشتغال جوانان ارتباط دارد.
بر اساس آمارهای بخش کشاورزی، کرمان از استانهای مهم تولیدکننده محصولات باغی کشور است و در تولید برخی محصولات مانند پسته و خرما رتبههای نخست را دارد. این جایگاه میتواند یک مزیت بزرگ در تجارت منطقهای باشد، زیرا کشورهای همسایه ایران سالانه حجم قابل توجهی از محصولات غذایی را وارد میکنند. اما تجربه کشورهای موفق نشان میدهد که صرف داشتن محصول کافی نیست؛ بلکه کشورها و مناطق موفق، بازار را قبل از تولید طراحی میکنند.
ترکیه، امارات متحده عربی و برخی کشورهای شرق آسیا نمونههایی هستند که نشان دادهاند چگونه میتوان از موقعیت جغرافیایی برای ساختن شبکه تجارت استفاده کرد. ترکیه با توسعه صنایع غذایی، استانداردسازی محصولات کشاورزی و ایجاد برندهای صادراتی توانسته است حضور خود را در بازارهای اروپا، آسیا و خاورمیانه تقویت کند. امارات نیز بدون برخورداری از منابع گسترده کشاورزی، با ایجاد زیرساختهای لجستیکی و تجاری به یکی از مراکز مهم توزیع کالا در منطقه تبدیل شده است.
مقایسه کرمان با این تجربهها نشان میدهد که مسئله اصلی کمبود ظرفیت نیست؛ بلکه ضعف در تبدیل ظرفیت به مزیت اقتصادی پایدار است. کرمان از نظر تولید، منابع و موقعیت جغرافیایی توان رقابت دارد، اما برای رسیدن به بازارهای منطقهای نیازمند زیرساختهایی است که تجارت را آسانتر، سریعتر و کمهزینهتر کند.
دیپلماسی همسایگی زمانی میتواند برای استانهایی مانند کرمان نتیجه اقتصادی ایجاد کند که در کنار ارتباطات سیاسی، شبکه فعال اقتصادی نیز شکل بگیرد. یعنی صادرکننده کرمانی بداند محصول خود را چگونه، با چه استانداردی، به کدام بازار و از چه مسیر مالی و حملونقلی ارسال کند. بدون چنین زیرساختی، باز شدن مسیرهای تجاری تنها یک فرصت روی کاغذ خواهد بود.
در سالهای اخیر کشورهایی که توانستهاند از محدودیتهای اقتصادی عبور کنند، معمولاً یک ویژگی مشترک داشتهاند؛ آنها به جای تمرکز صرف بر مقابله با فشار خارجی، توان داخلی برای رقابت را افزایش دادهاند. توسعه شرکتهای صادراتی، حمایت از بنگاههای کوچک و متوسط، آموزش نیروی انسانی و ایجاد ارتباط میان دانشگاه و صنعت از جمله اقداماتی است که میتواند اقتصاد منطقهای را تقویت کند.
برای کرمان، این موضوع اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا بخش زیادی از اقتصاد استان به فعالیتهایی وابسته است که ظرفیت صادراتی دارند. اگر محصول معدنی، کشاورزی یا صنعتی کرمان بتواند با ارزش افزوده بیشتر وارد بازار شود، اثر آن تنها در آمار صادرات دیده نمیشود، بلکه در اشتغال، درآمد خانوارها و توسعه شهرستانها نیز خود را نشان خواهد داد.
اما در مقابل، ادامه خامفروشی میتواند یکی از تهدیدهای جدی آینده باشد. اقتصادی که فقط منابع خود را استخراج و محصولات اولیه را عرضه کند، حتی با وجود بازارهای جدید نیز با محدودیت رشد مواجه خواهد شد. تجربه بسیاری از کشورهای توسعهیافته نشان داده است که ثروت واقعی زمانی ایجاد میشود که دانش، فناوری، برند و خدمات در کنار منابع طبیعی قرار بگیرد.
در سالهای اخیر، یکی از مهمترین تغییرات در فضای اقتصادی جهان، حرکت کشورها به سمت شکلدهی شبکههای منطقهای تجارت بوده است. بسیاری از اقتصادهای موفق دریافتهاند که در کنار حضور در بازارهای بزرگ جهانی، ارتباط پایدار با کشورهای پیرامونی میتواند نقش مهمی در کاهش آسیبپذیری اقتصادی داشته باشد. ایران نیز با توجه به موقعیت جغرافیایی خود، قرار گرفتن در مسیر ارتباطی شرق و غرب و همجواری با ۱۵ کشور، ظرفیت قابل توجهی برای توسعه تجارت منطقهای دارد، اما بهرهبرداری از این ظرفیت نیازمند آن است که استانها نیز به بازیگران فعال این میدان تبدیل شوند.
کرمان در این میان میتواند یکی از استانهای اثرگذار باشد، زیرا برخلاف برخی مناطق که تنها یک مزیت اقتصادی دارند، این استان مجموعهای از ظرفیتهای متنوع را در اختیار دارد. وجود معادن بزرگ، قطبهای کشاورزی جنوب استان، تولید محصولات صادراتی، ظرفیت انرژیهای تجدیدپذیر و موقعیت ارتباطی میان مرکز، شرق و جنوب کشور، کرمان را به استانی با قابلیت نقشآفرینی در اقتصاد منطقهای تبدیل کرده است. با این حال، فاصله میان ظرفیت موجود و میزان بهرهبرداری اقتصادی همچنان یکی از چالشهای اصلی توسعه استان محسوب میشود.
یکی از نمونههای مهم این فاصله را میتوان در حوزه کشاورزی مشاهده کرد. جنوب کرمان با برخورداری از اقلیم متنوع، امکان تولید محصولات مختلف در فصولی از سال را دارد که بسیاری از مناطق کشور با محدودیت تولید مواجه هستند. همین ویژگی میتواند یک مزیت رقابتی برای حضور در بازار کشورهای همسایه باشد، اما ضعف در زنجیره پس از تولید باعث شده است بخش زیادی از ارزش اقتصادی محصولات در داخل منطقه باقی نماند. محصولی که میتواند با بستهبندی مناسب، فرآوری و برند منطقهای چند برابر ارزش پیدا کند، گاهی به شکل خام از چرخه اقتصادی خارج میشود.
موضوع صنایع تبدیلی در جنوب کرمان یکی از کلیدیترین حلقههای توسعه اقتصادی منطقه است. کارشناسان اقتصادی معتقدند افزایش ظرفیت فرآوری محصولات کشاورزی میتواند علاوه بر کاهش ضایعات، اشتغال پایدار ایجاد کند و درآمد تولیدکنندگان را افزایش دهد. این مسئله برای منطقهای که بخش قابل توجهی از جمعیت آن به فعالیتهای کشاورزی وابسته است، اهمیت دوچندان دارد؛ زیرا هر تحول کوچک در زنجیره تولید میتواند مستقیماً بر زندگی هزاران خانواده اثر بگذارد.
از سوی دیگر، تجارت منطقهای تنها به تولید کالا محدود نمیشود و زیرساختهای حملونقل، لجستیک و خدمات مالی نیز نقش تعیینکننده دارند. یکی از مشکلات دیرینه اقتصاد صادراتی ایران، هزینههای بالای جابهجایی کالا و پیچیدگی فرآیندهای تجاری است. برای استانی مانند کرمان که فاصله جغرافیایی قابل توجهی با برخی مرزهای زمینی و بنادر دارد، توسعه شبکه حملونقل و لجستیک میتواند به اندازه افزایش تولید اهمیت داشته باشد.
در این شرایط، نگاه به تجربه استانهای دیگر ایران نیز قابل توجه است. برخی استانها توانستهاند با تمرکز بر یک مزیت مشخص، جایگاه خود را در بازارهای داخلی و خارجی تقویت کنند. برای مثال، آذربایجان شرقی با توسعه صنایع صادراتی، اصفهان با تقویت زنجیره صنعتی و یزد با تمرکز بر برخی صنایع تخصصی، تلاش کردهاند تولید را به بازار و ارزش افزوده متصل کنند. تفاوت اصلی میان مناطق موفق و مناطق کمتر موفق، اغلب نه در میزان منابع، بلکه در کیفیت مدیریت منابع و اتصال آنها به بازار است.
کرمان نیز برای حرکت در مسیر توسعه نیازمند تعریف یک مدل اقتصادی متناسب با ویژگیهای خود است. این مدل نمیتواند صرفاً بر استخراج منابع معدنی یا تولید محصولات کشاورزی تکیه کند، بلکه باید ترکیبی از معدن، کشاورزی دانشبنیان، گردشگری، فناوری و تجارت منطقهای باشد. در چنین مدلی، دانشگاهها، شرکتهای دانشبنیان و بخش خصوصی باید نقش پررنگتری پیدا کنند تا اقتصاد استان از وابستگی به فروش مواد اولیه فاصله بگیرد.
یکی از موضوعات مهم دیگر، مسئله اشتغال جوانان است. هرچند کرمان از ظرفیتهای اقتصادی فراوانی برخوردار است، اما ایجاد فرصت شغلی پایدار همچنان یکی از دغدغههای اصلی بسیاری از خانوادهها در شهرستانهای مختلف استان محسوب میشود. توسعه تجارت منطقهای اگر به شکل واقعی دنبال شود، میتواند فرصتهای جدیدی در حوزههایی مانند بستهبندی، حملونقل، بازاریابی، فناوری اطلاعات، خدمات صادراتی و صنایع فرآوری ایجاد کند.
در واقع، اثرگذاری سیاستهای اقتصادی زمانی برای مردم ملموس خواهد شد که از سطح شاخصهای کلان به زندگی روزمره منتقل شود. برای یک خانواده روستایی در جنوب کرمان، مهم نیست که درباره موفقیت یا شکست تحریمها چه گفته میشود؛ آنچه اهمیت دارد این است که آیا محصول کشاورزی او بازار مطمئن دارد، آیا درآمدش قابل پیشبینی است، آیا فرزندش فرصت شغلی مناسب پیدا میکند و آیا میتواند آیندهای بهتر در همان منطقهای که در آن زندگی میکند بسازد.
از همین منظر، موضوع تحریم و دیپلماسی اقتصادی باید فراتر از یک بحث سیاسی دیده شود. اقتصاد مقاوم و پایدار زمانی شکل میگیرد که بتواند در برابر تغییرات خارجی انعطاف داشته باشد و همزمان فرصتهای جدید را شکار کند. اگر بازارهای منطقهای برای ایران یک فرصت هستند، استانهایی مانند کرمان باید بتوانند سهم مشخصی از این فرصت به دست آورند.
تجربه کشورهای مختلف نشان داده است که توسعه صادرات بدون شناخت دقیق بازار امکانپذیر نیست. صادرکنندگان موفق ابتدا نیاز مصرفکننده خارجی، استانداردهای بازار هدف، مسیرهای توزیع و الزامات رقابت را بررسی میکنند و سپس تولید را با آن هماهنگ میکنند. در غیر این صورت، حتی محصول باکیفیت نیز ممکن است نتواند جایگاه مناسبی در بازار پیدا کند.
برای جنوب کرمان، این مسئله میتواند به یک برنامه راهبردی تبدیل شود. ایجاد برندهای منطقهای برای محصولات کشاورزی، توسعه پایانههای صادراتی، آموزش کشاورزان درباره استانداردهای جهانی، تقویت تشکلهای صادراتی و حمایت از سرمایهگذاری بخش خصوصی میتواند مسیر جدیدی برای اقتصاد منطقه ایجاد کند.
همچنین نباید از ظرفیت کشورهای همسایه غافل شد. بازارهای عراق، پاکستان، کشورهای حاشیه خلیج فارس و آسیای مرکزی میتوانند مقصدهای مهمی برای محصولات کرمان باشند. اما حضور پایدار در این بازارها نیازمند روابط تجاری بلندمدت است، نه صادرات مقطعی و وابسته به شرایط روز.
در حوزه معدن نیز شرایط مشابهی وجود دارد. کرمان یکی از قطبهای معدنی ایران است و سهم مهمی در تولید برخی مواد معدنی کشور دارد، اما چالش اصلی همچنان حرکت از استخراج به سمت صنایع پاییندستی است. هرچه فرآوری مواد معدنی در داخل استان بیشتر شود، سهم اشتغال و ارزش اقتصادی باقیمانده در منطقه افزایش خواهد یافت.
اقتصاد آینده کرمان نمیتواند تنها بر فروش منابع استوار باشد. جهان امروز به سمت اقتصادهای ترکیبی حرکت کرده است؛ اقتصادهایی که در آنها منابع طبیعی با فناوری، دانش، برند و شبکه تجارت ترکیب میشوند. استانهایی که این ترکیب را ایجاد کنند، در آینده سهم بیشتری از اقتصاد خواهند داشت.
بنابراین اگرچه کاهش اثرگذاری تحریمها و توسعه روابط منطقهای میتواند یک فرصت مهم باشد، اما این فرصت به خودی خود توسعه ایجاد نمیکند. توسعه زمانی اتفاق میافتد که ظرفیتهای موجود در استان به یک برنامه منسجم اقتصادی تبدیل شود و همه اجزای زنجیره از تولیدکننده تا صادرکننده در آن نقش داشته باشند.
کرمان امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند عبور از نگاه کوتاهمدت است. آینده این استان نه فقط با تعداد معادن، میزان تولید محصولات کشاورزی یا حجم صادرات سالانه، بلکه با توانایی آن در ایجاد یک اقتصاد رقابتی، دانشبنیان و متصل به بازارهای منطقهای تعیین خواهد شد.
اگر دیپلماسی همسایگی بتواند درهای جدیدی به روی تجارت ایران باز کند، آزمون واقعی برای استانهایی مانند کرمان تازه آغاز میشود؛ آزمونی که مشخص خواهد کرد کدام مناطق فقط صاحب ظرفیت بودهاند و کدام مناطق توانستهاند ظرفیت را به ثروت، اشتغال و رفاه عمومی تبدیل کنند.
سرنوشت اقتصادی کرمان در سالهای پیش رو به تصمیمهایی وابسته است که امروز درباره تولید، تجارت، سرمایهگذاری و توسعه زیرساختها گرفته میشود. عبور از تحریم اگرچه یک دستاورد مهم است، اما مقصد نهایی نیست؛ مقصد اصلی ساخت اقتصادی است که حتی در برابر بحرانهای آینده نیز بتواند مسیر رشد خود را حفظ کند.
خبرنگار: زهرا اسکندری
انتهای خبر./
نظر شما