به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از اصفهان، برای فهم نقش اصفهان در دفاع مقدس، شاید بهتر باشد روایت را از دارخوین آغاز کنیم؛ جایی در نزدیکی آبادان که در سالهای نخست جنگ به یکی از مهمترین نقاط شکلگیری نیروهای اصفهانی تبدیل شد. در این منطقه، نیروهای سپاه اصفهان در برابر ارتش عراق سازمان پیدا کردند و به تدریج هستهای شکل گرفت که بعدها به لشکر ۱۴ امام حسین(ع) تبدیل شد. شهید حسین خرازی یکی از چهرههای اصلی این روند بود. روایتهای مربوط به جبهه دارخوین نشان میدهد که خرازی در همان ماههای ابتدایی جنگ، مسئولیت بخشی از این جبهه را برعهده گرفت و نیروهای تحت امر او با ایجاد مواضع و کانالهایی در برابر دشمن، تجربه عملیاتی مهمی به دست آوردند. همین نیروها بعدها به گردان ۱۴ امام حسین(ع)، سپس تیپ و در ادامه لشکر تبدیل شدند.
در سوی دیگر، نجفآباد به یکی از خاستگاههای مهم نیروی رزمی اصفهان تبدیل شد. نیروهایی که عمدتاً از نجفآباد و مناطق اطراف آن گرد آمده بودند، در سال ۱۳۶۰ در قالب تیپ ۸ نجف اشرف سازمان یافتند و با فرماندهی احمد کاظمی به یکی از یگانهای شناختهشده جنگ تبدیل شدند. این یگان بعدها به لشکر ۸ نجف اشرف ارتقا یافت. این دو یگان، یعنی لشکر ۱۴ امام حسین(ع) و لشکر ۸ نجف اشرف، بعدها نام اصفهان را در بسیاری از مهمترین عملیاتهای جنگ با خود همراه کردند؛ اما داستان آنها از یک نقطه مهم دیگر نیز عبور میکند: شکست حصر آبادان.
در عملیات ثامنالائمه در مهر ۱۳۶۰، نیروهای تیپ ۸ نجف اشرف به فرماندهی احمد کاظمی در محور فیاضیه و نیروهای تیپ ۱۴ امام حسین(ع) به فرماندهی حسین خرازی در محور دارخوین در کنار دیگر یگانها وارد عملیات شدند. عملیات در پنجم مهر آغاز شد و با شکستن حصر آبادان، یکی از نخستین پیروزیهای بزرگ نیروهای ایرانی در سالهای ابتدایی جنگ رقم خورد. اما نقطه عطف بعدی، عملیات بیتالمقدس بود؛ عملیاتی که نام اصفهان را با یکی از ماندگارترین اتفاقات دفاع مقدس، یعنی آزادسازی خرمشهر، گره زد.
لشکر ۸ نجف اشرف در این عملیات حضور داشت و نیروهای آن در جریان پیشروی به سمت خرمشهر نقش مهمی ایفا کردند. منابع تاریخی، این یگان را از نخستین نیروهایی میدانند که وارد خرمشهر شدند. احمد کاظمی، فرمانده لشکر نجف، نیز بعدها به دلیل نقش این یگان در عملیات آزادسازی خرمشهر، با عنوان «فاتح خرمشهر» شناخته شد. در همین مقطع، لشکر ۱۴ امام حسین(ع) نیز در کنار دیگر یگانها در عملیاتهای بزرگ جنوب حضور داشت. بنابراین اگر بخواهیم از «سهم اصفهان در آزادسازی خرمشهر» سخن بگوییم، نباید آن را به یک فرمانده یا یک یگان محدود کنیم؛ بلکه باید آن را بخشی از حضور سازمانیافته نیروهای اصفهانی در ساختار گسترده عملیات بیتالمقدس دانست.

پس از آزادسازی خرمشهر، جنگ وارد مرحلهای طولانیتر و پیچیدهتر شد. نیروهای اصفهانی در عملیاتهای مختلف، از رمضان و محرم تا خیبر و بدر و والفجر ۸ و کربلای ۴ و ۵ حضور داشتند. در این میان، عملیات والفجر ۸ و تصرف فاو یکی از نقاط مهم در کارنامه لشکر ۸ نجف اشرف بود؛ عملیاتی که عبور از اروندرود و تثبیت مواضع ایران در شبهجزیره فاو را به دنبال داشت. در خاطرات و روایتهای منتشرشده از احمد کاظمی نیز این عملیات به عنوان یکی از تجربههای مهم لشکر نجف مطرح شده است. جنگ برای اصفهان فقط در جنوب و غرب کشور اتفاق نمیافتاد. در خود شهر نیز جنگ جریان داشت. خانوادهها فرزندانشان را راهی جبهه میکردند، مساجد و گروههای مردمی در پشتیبانی از جبهه فعال بودند، مجروحان به مراکز درمانی منتقل میشدند و خبر شهادت رزمندگان، بار دیگر شهر را درگیر مراسم تشییع و وداع میکرد.
به همین دلیل، یکی از ویژگیهای مهم تاریخ دفاع مقدس اصفهان، پیوند میان خط مقدم و پشت جبهه است. رزمندهای که از یک محله اصفهان یا یکی از شهرستانهای استان راهی جبهه میشد، در واقع بخشی از یک شبکه اجتماعی بزرگتر بود؛ خانواده، دوستان، مسجد، مدرسه، محل کار و گروههای مردمی، همگی به شکلی با این اعزام و بازگشت در ارتباط بودند.این نقش شهرستانها نیز اهمیت ویژهای دارد. وقتی از دفاع مقدس اصفهان حرف میزنیم، نباید روایت را فقط در محدوده شهر اصفهان جستوجو کرد. نجفآباد با لشکر ۸ نجف اشرف، یکی از مهمترین نمونههاست؛ اما شهرها و شهرستانهای دیگر استان نیز در اعزام نیرو، پشتیبانی و تقدیم شهدا سهم داشتند. به همین دلیل، «دفاع مقدس اصفهان» را باید یک روایت استانی دانست، نه صرفاً شهری.
از سوی دیگر، تجربه اصفهان نشان میدهد که جنگ چگونه میتواند ساختارهای نظامی جدیدی ایجاد کند. لشکر ۸ نجف اشرف نمونهای از همین تحول است؛ یگانی که در ابتدا با نیروهای عمدتاً منطقهای شکل گرفت، اما در ادامه توسعه پیدا کرد و در عملیاتهای متعدد جنگ حضور یافت. این یگان حتی در طول جنگ به سمت ایجاد توان زرهی نیز رفت و از تجهیزات بهجامانده از نیروهای عراقی استفاده کرد.
در طرف دیگر، لشکر ۱۴ امام حسین(ع) نیز از یک هسته محدود در دارخوین به یکی از یگانهای مهم سپاه در جنگ تبدیل شد. این تحول، بخشی از داستان بزرگتر دفاع مقدس است؛ داستان نیروهایی که در آغاز جنگ تجربه و امکانات محدودی داشتند، اما در طول هشت سال، سازمان، فرماندهی و تجربه عملیاتی آنها تغییر کرد.
جنگ در سال ۱۳۶۷ پایان یافت، اما برای اصفهان، پایان عملیاتها به معنای پایان روایت دفاع مقدس نبود. نام شهدا در محلهها و گلزارها باقی ماند، جانبازان و آزادگان با خاطرات جنگ به زندگی بازگشتند و خانوادههایی که سالها با جبهه زندگی کرده بودند، بخشی از تجربه خود را به نسلهای بعد منتقل کردند. امروز، وقتی از دفاع مقدس اصفهان سخن میگوییم، در واقع درباره مجموعهای از روایتها صحبت میکنیم: دارخوین و خرازی، نجفآباد و کاظمی، لشکر ۱۴ امام حسین(ع)، لشکر ۸ نجف اشرف، آبادان و خرمشهر، فاو و شلمچه و در نهایت شهری که پشت سر همه این میدانها ایستاده بود.
اصفهان در دفاع مقدس فقط یک «عدد» در جدول اعزام نیرو یا یک «نام» در فهرست استانهای شهیدپرور نبود. این استان بخشی از نیروی انسانی، فرماندهی، سازمان رزم و پشتیبانی جنگ را تأمین کرد و به همین دلیل، تاریخ معاصر اصفهان بدون روایت دفاع مقدس کامل نمیشود. هفته دفاع مقدس، در چنین نگاهی، صرفاً یادآوری یک گذشته دور نیست؛ فرصتی است برای بازخوانی تجربه نسلی که جنگ را در خاکریز تجربه کرد و نسلی که همان جنگ را در خانه، مدرسه، مسجد، بیمارستان و خیابانهای شهر زندگی کرد. اصفهان، در تمام این سالها، هم فرستنده رزمنده به جبهه بود و هم میزبان پیامدهای جنگ؛ و همین دوگانه است که روایت دفاع مقدس این شهر را از یک تاریخ نظامی، به بخشی از تاریخ اجتماعی آن تبدیل میکند.
خبرنگار: رامین ابویی
انتهای خبر./
نظر شما