به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از کرمان؛ سکته مغزی از جمله بیماریهایی است که بروز ناگهانی آن میتواند در مدتزمانی کوتاه، وضعیت سلامت فرد را بهطور جدی تحت تأثیر قرار دهد و پیامدهای جسمی و شناختی مختلفی به دنبال داشته باشد. اهمیت این بیماری تنها به شدت آسیبهای احتمالی آن محدود نمیشود، بلکه زمان تشخیص و آغاز اقدامات درمانی نیز در روند مواجهه با آن نقش تعیینکنندهای دارد. اختلال ناگهانی در تکلم، ضعف یا بیحسی دست و پا، بهویژه در یک سمت بدن، افتادگی صورت، مشکلات بینایی و برهم خوردن تعادل، از جمله نشانههایی هستند که باید جدی گرفته شوند و در صورت مشاهده آنها، مراجعه فوری به مراکز درمانی ضرورت دارد.
در مواجهه با سکته مغزی، تأخیر در تشخیص و مراجعه میتواند فرصت استفاده از برخی روشهای درمانی را محدود کند. از همین رو، آگاهی خانوادهها و اطرافیان بیمار از نشانههای اولیه این عارضه اهمیت زیادی دارد؛ زیرا در بسیاری از موارد، فردی که دچار سکته شده است، ممکن است به دلیل اختلال در گفتار، حرکت یا سایر عملکردهای جسمی، امکان توضیح دقیق وضعیت خود را نداشته باشد. شناخت علائم و اقدام سریع برای دریافت خدمات پزشکی، میتواند زمینه بررسی تخصصی و استفاده از روشهای درمانی متناسب با شرایط بیمار را فراهم کند.
کارشناسان حوزه مغز و اعصاب بر این نکته تأکید دارند که مقابله با سکته مغزی تنها به اقدامات اولیه و درمان در مرحله حاد بیماری محدود نمیشود. پس از عبور از مرحله نخست درمان، ممکن است برخی بیماران همچنان با مشکلاتی در حرکت، تکلم یا انجام فعالیتهای روزمره مواجه باشند. در چنین شرایطی، بازتوانی و توانبخشی به بخش مهمی از مسیر بهبودی تبدیل میشود و پیگیری منظم آن میتواند در بازیابی بخشی از تواناییهای ازدسترفته نقش داشته باشد.
فرهاد ایرانمنش، متخصص مغز و اعصاب و فلوشیپ سکته مغزی، با اشاره به اهمیت بازتوانی بیماران توضیح داد که در مواردی که بیمار به هر دلیل با تأخیر به مراکز درمانی مراجعه میکند، روند درمان وارد مرحله دیگری میشود که در آن توانبخشی اهمیت ویژهای پیدا میکند. وی شش ماه نخست پس از وقوع سکته مغزی را از نظر بازتوانی دورهای مهم دانست و تأکید کرد که اقدامات درمانی و توانبخشی در این بازه زمانی باید با جدیت دنبال شوند.
به گفته ایرانمنش، فیزیوتراپی، گفتاردرمانی و تمرینهای حرکتی از جمله اقداماتی هستند که میتوانند در روند بازگشت عملکردهای آسیبدیده به بیمار کمک کنند. این اقدامات زمانی اثربخشی بیشتری خواهند داشت که متناسب با وضعیت بیمار، بهموقع آغاز شوند و با استمرار و پیگیری همراه باشند. در واقع، بازتوانی یک فرایند مقطعی نیست که صرفاً با چند جلسه درمانی به پایان برسد، بلکه به برنامهریزی و همراهی مستمر بیمار و خانواده او نیاز دارد.
این متخصص مغز و اعصاب با اشاره به اهمیت شش ماه نخست پس از سکته خاطرنشان کرد که شروع جدی برنامه توانبخشی در ماههای ابتدایی میتواند شانس بازیابی عملکردهای ازدسترفته را افزایش دهد. وی در عین حال یادآور شد که پس از سپری شدن این دوره، روند بازتوانی ممکن است دشوارتر شود و به همین دلیل نباید آغاز اقدامات توانبخشی را به تأخیر انداخت. این موضوع بهویژه برای بیمارانی اهمیت دارد که پس از سکته با محدودیتهای حرکتی یا اختلالات گفتاری مواجه شدهاند و برای بازگشت به فعالیتهای عادی زندگی به حمایت تخصصی نیاز دارند.
البته روند بهبودی در تمام بیماران یکسان نیست و نمیتوان برای همه افراد نتیجه مشخص و مشابهی پیشبینی کرد. شدت سکته، محل آسیب ایجادشده در مغز، وضعیت عمومی سلامت فرد و همچنین کیفیت و استمرار برنامه توانبخشی، از جمله عواملی هستند که میتوانند بر میزان بازیابی تواناییهای بیمار اثر بگذارند. بنابراین، برنامه درمانی و بازتوانی باید با توجه به شرایط هر فرد و بر اساس ارزیابیهای پزشکی دنبال شود و نمیتوان یک الگوی ثابت را برای تمام بیماران در نظر گرفت.
در کنار درمان و بازتوانی، پیشگیری از سکته مغزی نیز یکی از موضوعات مهمی است که به توجه مستمر افراد و خانوادهها نیاز دارد. بسیاری از اقدامات مرتبط با پیشگیری، به اصلاح عادتهای روزمره و شناسایی و کنترل عوامل خطر بازمیگردد. ایرانمنش در پاسخ به پرسشی درباره راهکارهای کاهش احتمال بروز این بیماری، اصلاح سبک زندگی را یکی از مهمترین اقدامات دانست و بر ضرورت توجه به فعالیت بدنی، کنترل بیماریهای زمینهای و رعایت توصیههای پزشکی تأکید کرد.
وی تحرک بدنی کافی را از مؤلفههای مهم حفظ سلامت عمومی برشمرد و کنترل دقیق فشار خون، دیابت و چربی خون را نیز ضروری دانست. این عوامل از جمله موضوعاتی هستند که باید بهصورت منظم مورد توجه قرار گیرند و افراد مبتلا به بیماریهای زمینهای نباید کنترل وضعیت سلامت خود را به زمان بروز علائم یا مشکلات جدید موکول کنند. پیگیری پزشکی و توجه به وضعیت این شاخصها میتواند در مدیریت عوامل خطر و کاهش احتمال بروز عوارض مرتبط با آنها نقش داشته باشد.
مدیریت استرس و برخورداری از خواب منظم نیز از دیگر محورهایی بود که این متخصص مغز و اعصاب در تشریح اصلاح سبک زندگی مورد اشاره قرار داد. وی همچنین نسبت به مصرف خودسرانه داروها و مواد محرک هشدار داد و بر ضرورت پرهیز از چنین رفتارهایی تأکید کرد. توجه به این موارد در کنار کنترل بیماریهای زمینهای، بخشی از رویکردی است که میتواند به حفظ سلامت عمومی و کاهش عوامل خطر کمک کند.
ایرانمنش همچنین به موضوع میگرن اشاره کرد و گفت افرادی که از این بیماری رنج میبرند، باید حملات خود را زیر نظر پزشک کنترل کنند. وی میگرن کنترلنشده را در کنار برخی شرایط و عوامل خطر، موضوعی مرتبط با افزایش احتمال سکته مغزی دانست و بر ضرورت پیگیری وضعیت این بیماران تأکید کرد. بر همین اساس، افرادی که با حملات مکرر یا کنترلنشده میگرن مواجه هستند، باید برای بررسی وضعیت خود و دریافت توصیههای درمانی مناسب به پزشک مراجعه کنند و از مدیریت خودسرانه بیماری بپرهیزند.
این متخصص مغز و اعصاب در ادامه، افزایش آگاهی عمومی را یکی از پایههای مهم پیشگیری و کاهش عوارض سکته مغزی عنوان کرد. به گفته وی، آشنایی با علائم هشداردهنده، شناخت عوامل خطر و توجه به وضعیت سلامت فردی، میتواند نقش مهمی در مواجهه صحیح با این بیماری داشته باشد. از آنجا که برخی علائم سکته بهصورت ناگهانی ظاهر میشوند، آگاهی اطرافیان و اعضای خانواده نیز به اندازه شناخت فرد از وضعیت سلامت خود اهمیت دارد.
یکی از مشکلاتی که میتواند روند مواجهه با سکته مغزی را دشوار کند، نادیده گرفتن علائم اولیه یا به تأخیر انداختن مراجعه به مراکز درمانی است. گاهی ضعف ناگهانی در یک سمت بدن، اختلال در صحبت کردن یا تغییرات بینایی ممکن است بهاشتباه به خستگی یا مشکلات گذرا نسبت داده شود؛ در حالی که این نشانهها در صورت بروز ناگهانی، نیازمند بررسی فوری پزشکی هستند. بنابراین، شناخت علائم و جدی گرفتن تغییرات ناگهانی وضعیت جسمی، از اقداماتی است که میتواند در استفاده بهموقع از خدمات درمانی مؤثر باشد.
ایرانمنش همچنین بر نقش خانوادهها در دوران پس از سکته تأکید کرد و یادآور شد که مراقبت از بیمار تنها به مصرف دارو محدود نمیشود. پیگیری منظم وضعیت پزشکی، حضور در جلسات توانبخشی، انجام تمرینهای توصیهشده و حمایت از بیمار برای بازگشت تدریجی به فعالیتهای روزمره، بخشهای مهمی از فرایند مراقبت را تشکیل میدهند. در این میان، همراهی خانواده میتواند به استمرار برنامه درمانی کمک کند و شرایط مناسبتری برای دنبال کردن توصیههای تخصصی فراهم آورد.
پس از سکته مغزی، برخی بیماران ممکن است برای انجام فعالیتهایی که پیش از بیماری بهصورت مستقل انجام میدادند، به کمک دیگران نیاز پیدا کنند. در چنین شرایطی، نحوه برخورد خانواده و میزان همراهی آنان با بیمار اهمیت پیدا میکند. حمایت مناسب، توجه به محدودیتهای ایجادشده و پیگیری اقدامات توانبخشی میتواند به بیمار کمک کند تا متناسب با شرایط جسمی خود، روند بازگشت به زندگی روزمره را دنبال کند. البته میزان و سرعت این بازگشت به وضعیت هر بیمار وابسته است و باید بر اساس ارزیابی تیم درمانی انجام شود.
بر اساس توضیحات این متخصص، مقابله با سکته مغزی را میتوان در چهار محور اصلی دنبال کرد: نخست، شناخت علائم و تشخیص سریع بیماری؛ دوم، مراجعه فوری و دریافت درمان متناسب با شرایط پزشکی؛ سوم، آغاز و استمرار بازتوانی بهویژه در شش ماه نخست؛ و چهارم، اصلاح سبک زندگی و کنترل عوامل خطر برای پیشگیری از بروز سکته یا کاهش احتمال تکرار آن. این چهار محور در کنار یکدیگر، مسیر جامعی را از مرحله پیشگیری تا درمان و مراقبت پس از بیماری ترسیم میکنند.
در مجموع، سکته مغزی بیماریای است که مواجهه با آن به تصمیمگیری سریع، آگاهی عمومی و پیگیری مستمر نیاز دارد. تشخیص علائم ناگهانی و مراجعه فوری به مراکز درمانی، فرصت بررسی و استفاده از روشهای درمانی مناسب را فراهم میکند و پس از آن، توانبخشی اصولی و حمایت خانواده در مسیر بازیابی عملکردهای آسیبدیده اهمیت پیدا میکند. از سوی دیگر، کنترل فشار خون، دیابت و چربی خون، تحرک بدنی، مدیریت استرس، خواب منظم و پرهیز از مصرف خودسرانه داروها، از اقداماتی هستند که در چارچوب اصلاح سبک زندگی مورد تأکید قرار گرفتهاند. توجه همزمان به این چهار محور میتواند در کاهش عوارض سکته مغزی، حفظ تواناییهای فردی و ارتقای کیفیت زندگی بیماران نقش مؤثری داشته باشد.
خبرنگار: زهرا اسکندری
انتهای خبر/
نظر شما