۱۰ آذر؛ در تاریخ چه گذشت؟

امروز ۱۰ آذر برابر با ۱ دسامبر تقویم میلادی است. روزی که در تاریخ آبستن وقایع و اتفاقات زیادی در ایران و جهان بوده است.

به گزارش گروه فرهنگی ایسکانیوز، امروز ۱۰ آذر برابر با ۱ دسامبر تقویم میلادی است. روزی که در تاریخ آبستن وقایع و اتفاقات زیادی در ایران و جهان بوده است. به مرور برخی از این وقایع می‌پردازیم.

بیشتر بخوانید:

۹ آذر؛ در تاریخ چه گذشت؟

مناسبت ها

روز مجلس

روز مجلس در ایران، همزمان با سالروز کشته شدن آیت‌الله سید حسن مدرس است. وی در شب دهم آذر ۱۳۱۶ توسط عوامل رضاشاه کشته شد و ۱۶ آذر ماه در تقویم جمهوری اسلامی، به نام روز مجلس خوانده می‌شود.

روز آزادی و دموکراسی در کشور چاد

روز اتحاد در کشور رومانی و روز ملی این کشور

روز ملی کشور برمه

روز جمهوری کشور جمهوری آفریقای مرکزی

روز بازگشت استقلال در کشور پرتقال

روز جهانی ایدز

روز جهانی ایدز از سال ۱۹۸۸ به منظور افزایش بودجه‌ها و افزایش آگاهی، آموزش و مبارزه با تبعیض‌ها به اول دسامبر (برابر ۱۰ آذر) هر سال اطلاق می‌گردد و هر ساله برای این روز، شعار خاصی نیز در نظر گرفته می‌شود. هدف عمده از این کار این است که به عموم مردم یادآوری شود که HIV از بین نرفته‌است و هنوز کارهای زیادی است که باید انجام شود.

شعار روز جهانی ایدز از ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۵ «Getting to zero» بوده‌است.

    -به صفر رساندن مرگ ناشی از ایدز
    -به صفر رساندن برچسب و تبعیض
    -به صفر رساندن مبتلایان جدید

در روز جهانی ایدز مردم لباس‌های شان را به روبان قرمز مزین می‌کنند تا توجه و مراقبت در برابر HIV و ایدز را متذکر شده و به دیگران یادآور شوند که تعهد و پایبندی و حمایت آنها مورد نیاز است.

رویدادها:

۱۳۱۴ - رضاشاه فروغی را برکنار کرد، و شش سال بعد وی با دست فروغی برکنار شد!

رضاشاه پهلوی دهم آذر ماه ۱۳۱۴ به گونه ای غیر منتظره، محمدعلی فروغی را متهم به مساعدت و حمایت از بستگان کرد که شهرت سوء استفاده از مقام و منزلت اورا داشتند و از نخست وزیری برکنار ساخت و یکی از آن افراد هم که متهم به چنین سوء استفاده ای شده بود چند روز بعد اعدام شد. پس از برکناری فروغی، رضاشاه تلاش برای دور ساختن تدریجی ایران از نفوذ انگلستان را آغاز کرد.

تاریخ ایران از آغاز دوران قاجارها سوژه های بسیار برای تحقیق دارد که روی آنها آن طور که باید کار نشده است. باز شدن هرکدام از این پرونده ها پُر است از حقایق تلخ، که آگاهی از آنها چشم و گوش را باز و مانع از تکرار اشتباه خواهد شد و یکی از این سوژه ها دنبال کردن کارهای فروغی است که مردی سیاسی ـ فرهنگی بود.

فروغی که در کابینه مهدی قلی هدایت (مخبرالسلطنه) وزیر امور خارجه بود در سال ۱۳۱۲ پس از کناره گیری هدایت، نخست وزیر ایران شده بود. در زمان نخست وزیری هدایت بود که قانون تمدید قرارداد نفت با انگلستان تصویب شده بود. کناره گیری هدایت به خواست رضاشاه و سه ماه پس از تصویب لایحه تمدید قرارداد نفت صورت گرفته بود. تمدید قرارداد نفت موسوم به قانون سال ۱۹۳۳ از قوانین ننگین و خیانت آلود ایران بشمار می رود زیرا که به موجب آن، مدت قرارداد و منطقه مشمول آن افزایش یافته بود.

فروغی پیش از نخست وزیر شدن، مشاغل متعدد را پشت سر گذاشته بود و ازجمله در ۱۳۰۹ وزیر اقتصاد شده بود. وی پس از برکناری از نخست وزیری در ۱۳۱۴ به مدت شش سال مورد بی مهری رضاشاه قرار داشت و به او نزدیک نمی شد.

دو روز پس از آغاز تجاوز نظامی انگلستان و روسیه به ایران در شهریور ۱۳۲۰ همین فروغی را که طرف بی مهری و خشم رضاشاه بود آوردند و نخست وزیر کردند که ترتیب تسلیم ایران و کنار رفتن رضاشاه و به شاهی رسیدن پسر او، محمدرضا را داد!. بازی هایی که به نخست وزیر شدن مجدد فروغی انجامید از این قرار بود: چهارم شهریور ۱۳۲۰ و پس از شکست مذاکرات ایران با نمایندگان انگلستان و شوروی بر سر توقف تعرض نظامی، علی منصور از سمت نخست وزیری کناره گیری و رضاشاه مجید آهی را مامور تشکیل کابینه کرد که او هم نپذیرفت ولی محمد علی فروغی را ( ! ) برغم بی توجهی رضاشاه نسبت به او، برای احراز این پست پیشنهاد کرد که شاه وقت از ناچاری پذیرفت!

۵ شهریور ۱۳۲۰ فروغی کابینه خودرا تشکیل داد که در آن سرلشکر احمد نخجوان کفیل وزارت جنگ و علی سهیلی وزیر امور خارجه بودند. فروغی در همان نخستین جلسه کابینه اشاره کرده بود که نظر بر ترک مخاصمه دارد. با این بیان، در سومین روز تهاجم و ادامه بمباران شهرهای کشور هنوز معلوم نبود که باید جنگ کرد و یا تسلیم شد و این ابهام در تضعیف روحیه نظامیان موثر بود.
    در این میان، در همان ساعاتی که فروغی و وزیر امور خارجه اش با نمایندگان انگلستان و شوروی مذاکره می کردند نخجوان و یکی ـ دو مقام نظامی دیگر در حال تنظیم بخشنامه مرخص کردن سربازان از پادگانها بودند که همان روز ابلاغ و وطن بدون دفاع رها شد!

فروغی پس از چند تماس با نمایندگان انگلستان و شوروی که نیروهایشان بدون برخورد با مقاومت جدّی (به سبب مرخص شدن سربازان ایران) به تهران نزدیک می شدند در ۱۸ شهریور مجلس شورای ملی را به تشکیل یک جلسه فوق العاده دعوت کرد و در این جلسه روشن شد که دولت انگلستان خواهان برکناری رضاشاه و تبعید او از کشور است. چون فروغی به این دو دولت وعده هایی داده بود؛ در پایان جلسه تقاضای رای اعتماد کرد که مورد تایید قرار گرفت.

هفت روز بعد فروغی به اتفاق علی سهیلی وزیر امورخارجه اش به دیدار سفیران انگلستان و شوروی شتافت و به آنان اطلاع داد که رضاشاه همچنانکه آن دو دولت خواسته بودند کناره گیری کرده و رهسپار اصفهان شده است و در همین ملاقات موافقت ضمنی دو دولت مهاجم با شاه شدن محمدرضا به فروغی اعلام شده بود. فروغی سی ام شهریور سرلشکر احمد نخجوان را که قبلا قرار بود به اتهام خیانت به وطن اعدام شود به عنوان وزیر جنگ کابینه ترمیم شده خود انتخاب کرد که پاداشی به خیانت عنوان شده است. فروغی به رغم بدگویی مردم، درنیمه آذر ماه ۱۳۲۰ سرلشکر احمدنخجوان را به عنوان وزیر جنگ کابینه دوم خود ابقاء کرد که تعجب همگان را برانگیخت.

فروغی اواخر سال ۱۳۲۰ هنگام دفاع از لایحه خود مبنی بر امضای پیمان اتحاد با انگلستان و شوروی (دو دولتی که ایران را اشغال نظامی کرده بودند) در مجلس شورای ملی، توسط یک تماشاگر کتک خورد. با وجود این، لایحه وی در جلسه بعدی مجلس به تصویب رسید و ایران رسما به صف کشورهای در حال جنگ با آلمان پیوست.

فروغی ۱۵ ماه پس از تسلیم ایران به متفقین، در ۶۷ سالگی در پنجم آذر ۱۳۲۱ درگذشت.

۱۹۴۳ - پایان کنفرانس سران در تهران و اشاره ای به تصمیمات و نتایج آن ـ تثبیت محمدرضا شاه

سران آمریکا، شوروی و انگلستان یکم دسامبر سال ۱۹۴۳ به مذاکرات مهم چهار روزه خود در تهران پایان دادند. آنان ژنرال دوگل رهبر فرانسه آزاد را به این کنفرانس دعوت نکرده بودند زیراکه میان دوگل و چرچیل صمیمیت قلبی وجود نداشت. دوگل سال بعد، در آذرماه، به تنهایی از تهران و مسکو دیدن کرد.

در کنفرانس تهران، رهبران آمریکا و انگلستان تسلیم نظر استالین شدند که در ماه می ۱۹۴۴ در غرب اروپا، یک جبهه زمینی مشترک بر ضد آلمان به وجود آورند تا از فشار آلمان در جبهه شرق (خاک شوروی) کاسته شود . اصرارچرچیل به تقسیم آلمان پس از جنگ و دادن قسمتی از آن به لهستان پذیرفته شد [کاری که در پایان جنگ جهانی اول صورت گرفت؛ استخوان لای زخم] و با خواست استالین که اسلاوهای اروپا (ازلهستان تا یوگوسلاوی) در حیطه نفوذ شوروی قرار گیرند موافقت شد و استالین به روزولت قول داد که پس از پایان کار آلمان، در خاور دور برضد ژاپن وارد جنگ شود تا بارجنگی آمریکا در آن منطقه کاهش یابد. بخشی از مذاکرات تهران و تصمیمات سران سه قدرت محرمانه بود.

گفته شده است که در کنفرانس تهران، سران سه دولت طرح قبلی متفقین را که پس از پایان جنگ، امور ایران به یک هیئت مدیره تا تعیین تکلیف نظام حکومتی و رئیس کشور در یک رفراندم سپرده شود رد کردند و در نتیجه قانون اساسی به همان صورت باقی ماند و همچنین محمدرضاشاه پهلوی. دلیل طرح قبلی که بلافاصله پس از اشغال نظامی ایران به میان آمده بود ناخرسندی شدید متفقین از رضاشاه بود که به آلمان (دولت هیتلر) نزدیک شده بود.

 «گذشت زمان = تاریخ» نشان داد که اجرای آن قسمت از تصمیمات کنفرانس تهران که مربوط به منطقه اسلاو نشین بود، پس از جنگ با کارشکنی آمریکا و انگلستان رو به رو شد و چرچیل شوروی را کشور «پشت پرده آهنین» لقب داد و ترومن تصمیم به محاصره و در قفس انداختن آن گرفت، یوگوسلاوی را تحریک به خروج از دائره نفود استالین کردند و به این سان جنگ سرد دو بلوک آغاز شد و بر ضد هم دست به تشکیل اتحادیه های نظامی زدند و جنگهای منطقه ای راه انداختند و این ماجرا ۴۵ سال طول کشید که سرانجام با کمک شواردنادزه وزیر امورخارجه دولت گورباچف به سود غرب پایان یافت و نه تنها بلوک شرق بلکه شوروی هم از میان رفت و اینک دولتهای «کشورهای سابق بلوک شرق» به اتحادیه نظامی غرب (ناتو) پیوسته و مقامات برخی ازاعضای شوروی منحله هم در آرزوی پیوستن به این اتحادیه نظامی هستند!.

۱۳۳۱ - تصویب بهترین ضابطه مطبوعاتی ایران

دهم آذر ۱۳۳۱ جلسه نهایی بررسی لایحه قانونی مطبوعات در خانه دکتر مصدق رئیس دولت وقت و با حضور او تشکیل شد، سه ساعت طول کشید و ایرادهای وارده برطرف گردید.

این ضابطه پس از براندازی ۲۸ امرداد ابطال و دو سال بعد از آن (سال ۱۳۳۴) یک قانون «محدود کننده» مطبوعات جایش را گرفت که این قانون هم در سال ۱۳۵۸ توسط شورای انقلاب لغو شد. قانون جاری مطبوعات ایران در سال ۱۳۶۴ تدوین شده است که به اظهار اهل این حرفه، خالی از ایراد نیست.

طبق ضابطه آذر ماه ۱۳۳۱، جامعه مطبوعات ایران موظف شده بود که با تشکیل انجمن، خود بر کار نشریات از نظر خروج از دایره حرفه، نزاکت، اخلاقیات و عفت قلم نظارت کند، اخطار دهد و در صورت بی اعتنایی به اخطار، طرد کند. این لایحه قانونی ۴۷ ماده ای که با امضای دکتر مصدق (که اختیار اجرای موقت لوایح خود را داشت) از ۱۲ آذرماه آن سال به اجرا در آمده بود چون با توجه به اصول آزادی فکر و بیان تنظیم شده بود در تاریخ ژورنالیسم ایران به عنوان بهترین ضابطه مطبوعاتی توصیف شده است. در این لایحه قانونی رسیدگی به اتهامات مطبوعاتی بدون حضور هیات منصفه منع، و «نشریه عمومی ـ اصطلاحا حرفه ای» تعریف شده بود و در آن، شرایط قبلی در مورد متقاضی پروانه ـ جز داشتن حداقل ۳۰ سال سن، سواد کافی [که به تفسیر کارشناسان معاصر، منظور: سواد روزنامه نگاری بود]، نداشتن محکومیت قطعی ارتکاب جرائم عمومی و داشتن بنیه مالی برای شش ماه انتشار نشریه ـ حذف و امور مطبوعات از وزارت فرهنگ جدا و به وزارت کشور واگذار شده بود.

 مورخان عموما شکوفایی ژورنالیسم ایران از آذر ماه ۱۳۳۱ تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ را به حساب این لایحه قانونی گذارده اند. رسیدگی به اتهامات مطبوعاتی با حضور هیات منصفه در قوانین بعدی مطبوعات هم باقی مانده است. لایحه قانونی مطبوعات مصوب ۱۳۳۱ انتشار نشریاتی را که نخواهند منظما انتشار یابند، مانند کتاب و هرگونه مطلب چاپی دیگر، از دریافت پروانه معاف کرده بود که اینک انتشار کتاب هم نیاز به بررسی قبلی و صدور مجوز از جانب دولت (وزارت ارشاد) دارد.

 پروانه انتشار نشریه از شهریور ۱۳۳۲ به این طرف در ایران، با قوانینی که جانشین لایحه دکتر مصدق شد محدود و هربار محدودتر شده و عملا به صورت انحصاری درآمده است که به اظهار برخی صاحبنظران، همین محدودیت از پیشرفت و تکامل مطبوعات در ایران جلوگیری کرده و در این زمینه، ملت بدون دفاع مانده است.

۲۰۰۸ - اتهام تجاوز به عنف به روسها پس از ۶۳ سال در یک فیلم سینمایی!

شصت و سه سال! ـ دو نسل ـ پس از سقوط برلین، خودکشی هیتلر و اشغال نظامی آلمان، اواخر نوامبر ۲۰۰۸ در این کشور یک فیلم سینمایی روی اکران آمده بود که تجاوز به عنف نظامیان دولتهای متحد را به زنان آلمانی نشان می داد. تولید کننده این فیلم سینمایی از میان نظامیان چهار کشور فاتح آلمان، تنها دوربین را متوجه روسها کرده بود ـ تنها کشوری که نظامیانش خاک آلمان را ترک گفته اند. روسها یک چهارم آلمان را در کنترل داشتند و مردم این قسمت که بانو «آنگلا مرکل» صدر اعظم راستگرای آلمان هم از آنجا برخاسته است تاکنون سخنی از تجاوز به عنف نگفته بودند، حتی در ۱۹ سالی که از تامین وحدت آلمان گذشته بود. در این فیلم اشاره به تلفات ۲۷ میلیونی روسها از تعرض ارتش هیتلر به کشورشان و تجاوز به عنف نظامیان آلمانی به زنان ملل مغلوب نشده است و به این ترتیب «تبلیغات هالیوودی پس از جنگ جهانی دوم»، به اتحادیه اروپا منتقل شد!.

۱۹۱۹ - گاندی، جنبش نافرمانی مسالمت آمیز او و نظراتش درباره دمکراسی

یکم دسامبر سال ۱۹۱۹ روز انتشار اندیشه «نافرمانی مسالمت آمیز = مبارزه منفی» مهاتما گاندی (به صورت مکتوب) است که آن را به منظور رسیدن به هدف سیاسی ابتکار کرده است. وی این روش مبارزه را از ششم نوامبر سال ۱۹۱۳ به آزمایش گذارده بود و در این روز برپایه آن نخستین راهپیمایی گسترده را در افریقای جنوبی برگزار کرده بود.

گاندی که در اکتبر سال ۱۸۶۹ متولد و سی ام ژانویه سال ۱۹۴۸ مقتول شد و فارغ التحصیل رشته حقوق از انگلستان بود در مقدمه این نظریه خود نوشته است که تا مردم از یک جنبش حمایت صادقانه نکنند به پیروزی نخواهد رسید.

وی معتقد به نقش توده ها در هر جنبشی بود. گاندی نوشته است که تا توده ها از صمیم قلب در یک جنبش مشارکت نکنند این جنبش نخواهد توانست وضعیت موجود را تغییر دهد.

 گاندی برای احقاق حق توسل به خشونت را ضروری نمی دانست و معتقد بود که نه تنها همگان از توسل به خشونت حمایت نمی کنند بلکه طرف متقابل که نیروی تهاجمی بیشتری دارد به سهولت خواهد توانست جنبش خشونت آمیز را سرکوب و عمل خود را مشروع جلوه دهد.

گاندی برای رسیدن به هدف به نفوذ کلام توام با عمل باور فراوان داشت. وی نوشته است که بزرگترین نیروی سیاسی نیروی مردم است که برای بسیج این نیرو مهارت فراوان، شهرت خوب، محبوبیت عمومی و نفوذ کلام لازم است و اگر کلام با عمل توام نباشد مردم جذب نمی شوند. مردم اگر بدانند که خشونت در کار نیست زودتر جمع می شو ند.

گاندی شدیدا مخالف جدایی سیاست از اخلاق است. وی در این زمینه نوشته است که سیاست اگر از اخلاق جدا شود به خشونت، فساد و جاه طلبی می انجامد و دروغ گفتن نخستین گام برای جدا کردن اخلاق از سیاست است و مردم خیلی زود از جنبشی که زعماء و گردانندگانش از گفتن دروغ ترس و اباء نداشته باشند جدا می شوند و ریزش مردم برابر است با شکست جنبش.

گاندی می گوید که بهترین و برنده ترین حربه در برابر زورگویی مقاومت منفی است، زیرا که نمی توان زور را برضد چنین مقاومتی بکار گرفت.

مهاتما گاندی در زمینه دمکراسی گوید که با انتخابات مستقیم، اما در سطحی محدود موافق است یعنی در سطح یک روستا و نمایندگان جوامع کوچک شوراهای بزرگتر را انتخاب کنند؛ تا به آخر. به این ترتیب وی موافق دمکراسی ساویت (شوراها) است و تصریح می کند که حکومت بر منطقه ای کوچک و جماعتی محدود آسان و ثمربخش است. گاندی با ایده نافرمانی مسالمت آمیز و یا به تعبیری نافرمانی مدنی موفق شد با حداقل تلفات به استعمار انگلستان بر هند پایان دهد.

او در زمینه زندگی خصوصی لذت را در فروتنی و سادگی و پرهیز از تجملات می دانست.

۱۹۱۹ - نخستین بانوی عضو پارلمان انگلستان سوگند یاد کرد

لیدی ننسی آستور Lady N. Astor یکم دسامبر ۱۹۱۹ به عنوان نخستین عضو زن مجلس نمایندگان انگلستان سوگند یاد کرد. او ۲۸ نوامبر و ۴ روز پیش از مراسم سوگند انتخاب شده بود. لیدی آستور که در آمریکا به دنیا آمده و بعدا به دلیل ازدواج تابعیت انگلستان را پذیرفته بود تا سال ۱۹۴۵ کرسی خودرا در مجلس انگلستان حفظ کرد. بانو آستور که زنی ثروتمندبود در سال ۱۹۶۴ در ۸۵ سالگی درگذشت. شوهر وی نیز در آمریکا به دنیا آمده و بعدا به انگلستان مهاجرت کرده بود.

۱۹۴۱ - اعلان جنگ ژاپن به آمریکا و ورود تمام عیار آمریکا به جنگ جهانی دوم

هیرو هیتو (۱۹۰۱ - ۱۹۸۹) و از ۱۹۲۶ امپراتور ژاپن یکم دسامبر سال ۱۹۴۱ و سه روز پس از اینکه دولت آمریکا همه موافقتنامه های بازرگانی خودبا ژاپن را لغو و دستور صدور اعلان جنگ به آمریکا را امضاء کرد، اما تا هفتم دسامبر که ناوگان ژاپن به پایگاه نظامی آمریکا در پرل هابور (هاوایی) شبیخون زد محرمانه مانده بود و یک روز پس از این شبیخون به دولت آمریکا ابلاغ شد. در این شبیخون به پایگاه پرل هاربور آسیب وارد آمد و آمریکا تلفات سنگین متحمل شد.

دولت آمریکا هشتم دسامبر متقابلا به امپراتوری ژاپن اعلان جنگ داد.  

۱۹۵۵ - ایستادگی یک زن سیاهپوست و آغاز پایان تبعیض نژادی در آمریکا

«رُزا پارکز» بانوی سیاهپوست آمریکایی و در آن زمان ۴۲ ساله، یکم دسامبر سال ۱۹۵۵ در شهر مونتگمری ایالت آلابامای آمریکا رسم تبعیض آمیز نشستن سیاهپوستان روی صندلی های عقب اتوبوسهای عمومی را که یک تحقیر طولانی بود شکست و پس از ورود به اتوبوس که مسافر چندانی نداشت در صندلی قسمت جلو (ویژه سپید پوستان) نشست و بعدا هم حاضر نشد جای خود به یک مرد سفید بدهد و باوجود تذکر پی در پی راننده اتوبوس به قسمت عقب برود.

 راننده که چنین دید اتوبوس را متوقف کرد و جریان را تلفنی به پلیس اطلاع داد. پلیس «رزا» را بازداشت کرد. در پی انتشار این گزارش همراه با تصویر «رزا» که در اتوبوس نشسته بود در روزنامه ها ،سیاهپوستان آمریکا به مدت یک سال سوار شدن بر اتوبوسهای عمومی (شهری) را تحریم کردند و تظاهرات خیابانی و مقاومت های دیگر آنان ادامه یافت که در دهه بعد به تصویب قانون «حقوق مدنی» و رفع تبعیض انجامید و ۵۴ سال بعد ایالات متحده دارای رئیس جمهور سیاهپوست شد، گرچه این رئیس جمهور از اعقاب بردگان سیاه نیست. رزا که در ۲۴ اکتبر سال ۲۰۰۵ در دیترویت فوت شد از کنگره آمریکا لقب «مادر جنبش حقوق مدنی» گرفت. پس از مرگ، جنازه رزا با تشریفات ویزه دفن شد.

این عکس تاریخی که جامعه آمریکا را عمیقا تحت تاثیر قرار داد، هنگامی برداشته شد که «رزا» در انتظار رسیدن پلیس و انتقال او به زندان بود و به نتیجه کار خود می اندیشید.

۱۹۸۸ - نخستین نخست وزیر زن در یک کشور اسلامی

بانو «بی نظیر بوتو» یکم دسامبر سال ۱۹۸۸ (دهم آذرماه ۱۳۶۷) نخست وزیر پاکستان شد. وی نخستین زنی بوده است که در یک کشور اسلامی چنین مقامی را به دست آورده است. ذوالفقارعلی بوتو پدر «بی نظیر» بنیادگذار و رئیس حزب مردم پاکستان قبلا همین مقام را داشت که دولت او در یک کودتای نظامی سرنگون و خودش هم بعدا اعدام شده بود. ذوالفقارعلی سی ام نوامبر ۱۹۶۷ حزب مردم پاکستان را که یک حزب سوسیال دمکرات (چپ میانه رو) است تاسیس کرد.

بی نظیر که دو بار نخست وزیر پاکستان بود بعدا در مظان اتهام قرارگرفت و از وطن خارج شد و سالها در خارج از پاکستان بسربُرد. شوهر او «آصف علی زرداری» نیز به اتهام سوء استفاده از مقام زنش در خریدهای دولتی مدتی زندانی بود. بی نظیر در سال ۲۰۰۷ پس از دریافت وعده هایی به پاکستان بازگشت و کار مبارزه سیاسی را از سرگرفت که در جریان یک سخنرانی و پس از ایراد نطق ترور شد. قتل او باعث ناآرامی بیشتری درپاکستان و مآلا به کناره گیری پرویز مشرف (ژنرال بازنشسته) از ریاست کشور منجر شد و در انتخابات بعدی، «زرداری» شوهر بی نظیر و پدر فرزندان او به ریاست جمهوری پاکستان برگزیده شد.

۲۰۰۸ - رویداد خونین «مومبای» هند

با اینکه درپی رویداد ۲۶ تا ۲۹ نوامبر ۲۰۰۸ مومبای (بمبئی)، دو مقام دولت هند و ازجمله «شیوراج پاتیل» وزیر داخله این فدراسیون کناره گیری خودرا اعلام داشتند، تظاهرات پراکنده و اعتراض به کوتاهی دولت هند، سی ام نوامبر آن سال و بویژه در آن شهر حادثه دیده به چشم می خورد. تظاهرکنندگان شعار می دادند: دیگر بس است، سیاستمدار حرف مفت می زند و بی گناه جان می بازد. تظاهرکنندگان همچنین می گفتند که دولت؛ نه توانست از وقوع رویداد جلوگیری کند، و نه واکنش آن فوری بود.

روزنامه های هند ۳۰ نوامبر ۲۰۰۸ نوشته بودند که قبلا وقوع چنین رویدادی به دولت هند گوشزد شده بود. رسانه های دیگر به نقل از منابع آمریکایی نوشته بودند که سازمانهای اطلاعاتی آمریکا قبلا در این زمینه به مقامات هندی هشدار داده بودند!. در این میان، دولتهای دیگر، هرکدام درجهت پیشبرد سیاست خود تلاش می کرد که از این نمد کلاهی بردوزد. جورج دبلیو بوش رئیس جمهور وقت آمریکا به طور غیر منتظره به «کاندولیزا رایس» وزیر امورخارجه کابینه خود که در اروپا بود دستورداده بود که فورا به هند برود و این سفر انجام شد. هدف از این سفر این بود که اقدامی از سوی هند برضد پاکستان (متحد آمریکا) صورت نگیرد. برخی از دولتها با استفاده از رسانه های خود کوشیده بودند که پای پاکستان را به میان بکشند و برخی دیگر، پاکستان را برکنار از کارهای «لشکر طیّبه» می داشتند که همه ده تن افراد درگیر در ماجرای مومبای که نزدیک به پانصد کشته و یا مجروح به وجود آورده بودند پاکستانی بودند.

۱۶۴۰ -  پرتغال پس از شصت سال از اسپانیا جدا شد و اعلام استقلال کرد. اسپانیا پس از شکست در جنگ دریایی سال ۱۵۸۸ خود از انگلستان رو به ضعف گذارده بود.

۱۷۴۲ -  الیزابت پادشاه وقت روسیه دستور اخراج همه یهودیان از قلمرو آن کشور را صادر کرد.

۱۸۷۸ - کاخ ریاست جمهوری آمریکا دارای تلفن شد.

۱۹۰۶ - نخستین سینمای جهان به نام «سینما پاته» در پاریس آغاز بکار کرد.

۱۰ آذر - ۱ دسامبر؛ در تاریخ چه گذشت؟

۱۹۳۳ - استفاده از راه چالوس به تهران آغاز شد.

۱۰ آذر - ۱ دسامبر؛ در تاریخ چه گذشت؟

۱۹۳۷ - سید حسن مدرّس نماینده مجلس در چند دوره در جریان حبس و تبعید به قتل رسید.

سیدحسن مدرس در سال ۱۲۴۹ برابر ۱۲۸۷ (قمری) در روستای سرابه اردستان از توابع استان اصفهان متولد شد. در شش سالگی به همراه پدرش به قمشه(شهرضا) رفت و نزد پدر بزرگش میر عبدالباقی درس خواند و پس از درگذشت میر عبدالباقی در شانزده سالگی برای ادامه تحصیلات به اصفهان رفت. او تحصیل خود را در علوم اسلامی در اصفهان نزد علامه شیخ مرتضی ریزی، جهانگیر خان قشقایی و سامرا و نجف ادامه داد. در نجف نزد مراجعی چون میرزای شیرازی، آخوند خراسانی و سید محمدکاظم یزدی به تحصیل پرداخت. وی تحصیلات حوزوی اش را تا درجه اجتهاد ادامه داد؛ آنگاه به اصفهان بازگشت و مشغول تدریس فقه و اصول شد.

فعالیت سیاسی او با عضویت در انجمن مقدس ملی اصفهان آغاز شد. در ۱۲۸۹ هم‌زمان با تشکیل دوره دوم مجلس شورای ملی که پس از استبداد صغیر برپا شد، نورالله نجفی اصفهانی از سوی آخوند خراسانی و عبدالله مازندرانی به‌عنوان یکی از مجتهدان طراز اول به مجلس شورای ملی معرفی گردید که وی نیز مدرس را برای این امر معرفی نمود و از سوی مجلس نیز پذیرفته شد. وی در دوره سوم نیز از طرف مردم تهران به نمایندگی انتخاب شد؛ ولی این مجلس به علت فشار خارجی و آغاز جنگ جهانی اول یکسال بیشتر دوم نیاورد.

در ۱۲۹۳ (۱۳۳۲ قمری) که جنگ جهانی اول شروع شد، دولت ایران رسماً اعلام بی‌طرفی کرد، اما نیروهای روسیه، انگلیس و عثمانی، بدون توجه به این بی‌طرفی وارد کشور شدند به درگیری با یکدیگر پرداختند. در ۱۲۹۵ (۱۳۳۴ قمری) بیست و هفت نفر از نمایندگان مجلس و گروهی از رجال سیاسی و مردم عادی به منظور مقابله با تجاوزات روس و انگلیس به ایران، به طرف قم حرکت کردند و در آن شهر «کمیته دفاع ملی» را تشکیل دادند و یک هیأت ۴ نفری را برای اداره امور برگزیدند که مدرس یکی از آنان بود.

پس از کودتای ۳ اسفند ۱۲۹۹ که توسط رضاخان و سید ضیاءالدین طباطبایی صورت گرفت، بسیاری از آزادیخواهان دستگیر شدند. از جمله آنان مدرس بود که به قزوین تبعید و در آنجا زندانی شد. وی بیش از ۳ماه در حبس بود و پس از عزل سید ضیاء آزاد شد.

پس از آزادی به نمایندگی مردم تهران در مجلس چهارم انتخاب شد و به عنوان نایب رییس مجلس و رهبری اکثریت مجلس برگزیده شد. دوره پنجم مجلس در ۱۳۰۲ افتتاح شد و در این دوران پر اهمیت تاریخ مشروطه که با تغییر سلسله قاجاریه و روی کار آمدن رضاخان همراه بود، مدرس رهبری اقلیت مجلس را بر عهده داشت.

یکی از وقاع مهم مجلس پنجم استیضاح رضاخان، سرانجام در روز ۷ مرداد ۱۳۰۴، مدرس به همراه شش تن دیگر از نمایندگان مخالف بود که رضاخان رئیس‌الوزراء را به دلیل سوء سیاست داخلی و خارجی، قیام و اقدام بر ضد قانون اساسی و حکومت مشروطه استیضاح نمودند. جلسه استیضاح تبدیل به محل منازعات طرفداران سردارسپه و طرفداران مدرس گردید. طرفداران مدرس که عموماً از مردم عادی بودند فریاد «زنده‌باد مدرس» سر دادند و طرفداران سردارسپه که نظامیان بودند فریاد «مرده‌باد مدرس». مدرس از هوادارانش خواست تا ساکت شوند و آنگاه خطاب به طرفداران سردارسپه گفت «اگر مدرس بمیرد دیگر کسی به شما پول نخواهد داد.»

اما، رضاخان توانست مقدمات تصویب انقراض قاجاریه را فراهم کند و در تاریخ ۹ آبان ۱۳۰۴ این کار را عملی کرد و خود به پادشاهی ایران رسید.

 در سال ۱۳۰۵ وی مورد سوءقصد قرار گرفت که از ترور جان سالم به در برد. مدرس در جریان قیام نورالله نجفی اصفهانی در دیماه ۱۳۰۵ شمسی در قم علیه اقدامات رضاشاه طی تلگرافی از قیام ایشان حمایت کرد. رضاخان در طی برگزاری انتخابات مجلس هفتم، با مداخله آشکار در انتخابات و حذف آرای وی، اجازه نداد مدرس به مجلس راه یابد و سپس در ۱۶ مهر ۱۳۰۷ دستگیر و به دامغان و مشهد و سپس به خواف تبعید کرد.

مدرس ۷ سال در خواف توسط مأموران تحت نظر بود و در ۲۲ مهر ۱۳۱۶ از خواف به کاشمر منتقل شد. در این زمان رضا شاه دستور قتل مدرس را به رئیس شهربانی کاشمر داد ولی او به این کار تن ندادو در نتیجه این مأموریت به جهانسوزی، متوفیان و خلج واگذار شد. آنها در شب ۱۰ آذر ۱۳۱۶ برابر با ۲۷ رمضان ۱۳۵۶ (قمری) او را کشتند و جنازه را خاک کردند.

قبر مدرس پس از شهریور ۱۳۲۰ و خروج رضا شاه از ایران، توسط اهالی محل مشخص گردید. آرامگاه وی در شهر کاشمر واقع است.

۱۹۶۰ - نخستین عکسبرداری رنگی فضایی از کره زمین توسط یک ماهواره شوروی انجام گرفت.

۱۹۶۰ - پاتریس لومومبا ، رهبر استقلال کنگو از استعمار بلژیک دستگیر شد.

انتهای پیام/

کد خبر: 1120354

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 3 + 6 =