شبی در همدان که ۱۸ میلیارد تومان در آتش اغتشاش دود شد!

روایتم از به آتش کشاندن اتوبوسی است که شب عید امسال با هزار زحمت و برو و بیا به ارزش ۱۵ تا ۱۸ میلیارد تومان برای رفاه همین مردم خریداری شد و حالا به دست برخی که دشمنی دارند و خشونت، برگی سوخته شده و به تاریخ ماند.

به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از همدان؛ چند شب پیش بود که ملول و حزین در شهر گام برمی‌داشتم و بی‌مقدمه با خودم زمزمه می‌کردم، مگر می‌شود؟ اصلا چرا باید بشود؟ سوال پشت سوال خوره ذهنم شده بود و چرایی این همه خرابی را می‌جستم؛ هرچند از کوچک و بزرگ معرفت به خرج داده و بسیج شده بودند تا اثری از آثار خرابی‌ها نماند، اما اگر نگاه تیز می‌کردی رد بی‌معرفتی برخی‌ها عیان عیان بود. در خم کوچه پس کوچه‌ها، در میادین و جداول حتی چهارگوشه شهر اثری بود که دل می‌رنجاند و اشک را جاری می‌کرد، گاهی هم غمباد می‌نشست وسط کوچه باریک صدا و راه گلو را سخت می‌گرفت.

درست وسط شیطنت‌های فوران کرده، نیم نگاهی هم به شهروندان انداخته بودند و تیر قساوت را به سر و صورت مردم نشاندند، پدر کشتند و جوان زیر خاک کردند و خانواده‌ها را عزادار. حتی در میدان نامردی یک چمدان پول آتش زدند و داغ پشت داغ بر دل شهر گذاشتند، روایتی که نه قصه است و نه افسانه! حکایتی است از خشونت و بی‌مبالاتی با اهالی این کهن دیار که از جانب دشمن جوشیده و بر فرق شهر نشسته و حافظه تاریخ را مکدر کرده.

اگر از جان‌های گرفته شده و خون‌های ریخته شده که دادخواه می‌خواهند، اگر از نفس سبز درختان که حالا قطع شده و به آتش کشیده شده، اگر از آیات حق که زیر نفرت بی‌حد و حصر سوخت بگذریم که گذشتنی نیست، باید به دود شدن یک چمدان پول بیشتر بپردازیم. راستش بی‌پرده باید بگویم، پنجشنبه گذشته در دیار تمدن‌ها یک چمدان پول که حدودا ۱۵ تا ۱۸ میلیارد اسکناس خرجش شده بود، دود شد و رفت هوا آن هم ظرف یک ساعت.

چمدان که نه! اندکی بزرگتر و کار راه‌اندازتر و حیاتی‌تر برای شهر، آتش گرفت و چشم‌ها را سوزاند و سندی بر جنایت شد؛ جنایتی که رد دشمن داشت و ناآگاهی شاید هم .... روایتم از به آتش کشاندن اتوبوسی است که شب عید امسال با هزار زحمت و برو و بیا به ارزش ۱۵ تا ۱۸ میلیارد تومان برای رفاه همین مردم خریداری شد و حالا به همت برخی که دشمنی دارند و خشونت برگی سوخته شده و به تاریخ ماند.

اتوبوسی که شاید روز قبلش میزبان پاهای لرزان پیرمردان و پیرزنان گوشه و کنار شهر بود و یک دل سیر غم و شادی مردم را نظاره کرده و عصای دست بود برای آمد و شدها. آمد و شد بچه مدرسه‌ای‌ها، پدر و مادرها، جوانانی که شهر را به وسیله همین چهار چرخ بزرگ وجب می‌کردند و حالا گوشه‌ای از خیابان‌های همدان سوخته و غمین نشسته و دودش به چشم همین مردم رفته.

درست مثل سوختن یک چمدان اسکناس؛ بی تعارف این بخش کوچکی است از به آتش کشیدن‌ها، سوزاندن‌ها، تکه تکه کردن‌ها و جان گرفتن‌ها. اگر دودوتا، چهارتا و با حساب سرانگشتی جمع و تفریق کنیم، بدون غلو ۱۰۰ میلیارد تومان علاوه بر جان‌های گرفته و داغ‌های گذاشته، به دیار تاریخی این گوشه نقشه عشق خسارت زدند، خسارتی که نه از یاد مردم می‌رود و نه از یاد تاریخ.

خبرنگار: نازنین مولایی منظر

انتهای پیام./

کد خبر: 1293888

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =