به گزارش خبرنگار بینالملل ایسکانیوز، در سالهای اخیر استانداردهای دوگانه نهادهای بین المللی در مواجهه با رویدادهای مشابه در نقاط مختلف جهان بیش از پیش برای افکار عمومی جهانی آشکار شده و این نهادها اعتبار خود را به طور کامل از دست دادهاند. کشورهای غربی مدعی حقوق بشر نیز ثابت کردهاند که حقوق بشر صرفا زمانی ارزش دارد که منافع آنها را تامین کند. آخرین نمونه این دوگانگی و ریاکاری را میتوان در واکنش به حمله متجاوزانه آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران با حمله روسیه به اوکراین به وضح مشاهده کرد.
بیشتر بخوانید:
قبله پادشاهیهای خلیج فارس واشنگتن است نه مکه! / احترام به ایران در بین مسلمانان جهان افزایش یافته است
در سالهای ابتدایی جنگ اوکراین، هرگونه حمله روسیه به زیرساختهای غیرنظامی با موجی از محکومیتهای جهانی همراه میشد. پس از حمله به تئاتر ماریوپل که به پناهگاهی برای صدها غیرنظامی و کودک تبدیل شده بود و یا هدف قرار دادن ایستگاه قطار کراماتورسک که دهها کشته از جمله کودکان، بر جای گذاشت، بسیاری از کشورهای غربی شروع به محکومیت حملات روسیه میکردند. این وقایع به سرعت به نمادهای فجایع انسانی جنگ تبدیل شدند و واکنشهای گسترده سیاسی، رسانهای و حقوقی را در سطح بینالمللی برانگیختند.
صدور حکم بازداشت برای پوتین پس از حمله به اوکراین
در ادامه همین روند، نهادهای حقوقی بینالمللی نیز وارد عمل شدند. دیوان کیفری بینالمللی در مارس ۲۰۲۳، حکم بازداشت ولادیمیر پوتین را به اتهام ارتکاب جنایت جنگی، بهویژه در ارتباط با انتقال اجباری کودکان اوکراینی، صادر کرد. این اقدام، بیسابقهترین سطح از فشار حقوقی علیه یک رهبر قدرت بزرگ محسوب میشد و نشان میداد که چگونه اقدامات نظامی روسیه میتواند تبعات جدی قضایی در عرصه بینالمللی داشته باشد.
با این حال، در تحولات اخیر منطقه، بهویژه در جریان حملات منتسب به اسرائیل و آمریکا علیه ایران، شاهد رویکردی متفاوت از سوی همان بازیگران بینالمللی هستیم. گزارشها از هدف قرار گرفتن اماکن غیرنظامی، از جمله حمله به دبستان دخترانه «شجره طیبه» در میناب، بمباران منازل مسکونی، آسیب به بیمارستانها، زیرساختهای انرژی، و حتی مراکز تجاری و فروشگاههای زنجیرهای حکایت دارد؛ اما این اقدامات، برخلاف موارد مشابه در اوکراین، با موجی از محکومیتهای گسترده و هماهنگ مواجه نشدهاند.
بیتوجهی به پیگرد قانونی نتانیاهو با وجود جنایات جنگی در غزه
در همین چارچوب، وضعیت بنیامین نتانیاهو نیز قابل توجه است. او در جریان جنگ غزه از سوی نهادهای حقوقی بینالمللی با اتهامات جدی در حوزه جنایات جنگی مواجه شد، اما با این وجود، بهراحتی به ایالات متحده آمریکا سفر میکند و مورد استقبال رسمی قرار میگیرد. ماجرا جایی جالبتر میشود که واشنگتن همواره خود را مدافع حقوق بشر و نظم مبتنی بر قواعد معرفی میکند. این تضاد، بهعنوان یکی از نمونههای برجسته شکاف میان ادعا و عمل در سیاست بینالملل مورد توجه تحلیلگران قرار گرفته است.
این تفاوت در برخورد با پروندههای مشابه، همان چیزی است که سالهاست از آن با عنوان «استانداردهای دوگانه» یاد میشود. در حالی که اقدامات روسیه با شدیدترین واکنشها، تحریمها و پیگردهای قضایی مواجه شد، اقدامات مشابه در دیگر مناطق، بهویژه زمانی که با منافع قدرتهای غربی همراستا باشد، با سکوت یا واکنشهای محدودتری روبهرو میشود. این مسئله نهتنها اعتبار نهادهای بینالمللی را زیر سؤال میبرد، بلکه موجب تضعیف اصول بنیادین حقوق بینالملل نیز میشود.
نابرابری معیارهای حقوقی و انسانی در رویدادهای مشابه
در این میان، نقش چهرههایی مانند دونالد ترامپ نیز قابل تأمل است؛ فردی که زمانی خود را شایسته دریافت جایزه صلح نوبل معرفی میکرد، اما اکنون در سایه حمایت از چنین رویکردهایی، با انتقادهای جدی مواجه شده است. از نگاه منتقدان، اگر معیارهای حقوقی و انسانی بهصورت یکسان اعمال شوند، نهتنها رقبا، بلکه متحدان و حامیان این اقدامات نیز باید در برابر افکار عمومی و نهادهای بینالمللی پاسخگو باشند. این مسئله بار دیگر چالشهای عمیق نظام بینالملل در تحقق عدالت یکسان را برجسته میکند.
انتهای پیام/
نظر شما