گروه سیاسی ایسکانیوز، طرح سهفوریتی مجلس درباره حمایت از حقوق هستهای ایران، بار دیگر بحث خروج از NPT را به صدر توجهات سیاسی و امنیتی آورده است؛ موضوعی که حالا دیگر فقط یک بحث حقوقی یا دیپلماتیک نیست، بلکه به یکی از حساسترین معادلات در پرونده هستهای ایران تبدیل شده است.
طرحی که در اصل ناظر بر واکنش به بدعهدیها و فشارهای اخیر است و در برخی روایتها، بهعنوان مقدمهای برای کاهش تعهدات هستهای یا حتی خروج از NPT تفسیر شده است. این طرح بیشتر نشاندهندهی تغییر لحن و جدیتر شدن گزینههای هستهای در فضای سیاسی کشور است تا یک تصمیم نهایی و قطعی.
در شرایطی که فشارهای خارجی، تهدیدهای سیاسی و جنگ روایتها علیه ایران شدت گرفته، موافقان خروج از این معاهده میگویند ادامه حضور در چارچوبی که طرفهای مقابل بارها به تعهدات خود پایبند نماندهاند، دیگر توجیهی ندارد.
در نگاه این جریان، NPT قرار بود معاهدهای برای جلوگیری از گسترش سلاح هستهای و ایجاد نوعی توازن در نظام بینالملل باشد؛ اما در عمل، برای ایران به بستری برای فشار سیاسی، اتهامزنی و محدودسازی تبدیل شده است. از این منظر، مسئله فقط این نیست که ایران عضو یک معاهده بینالمللی باشد یا نباشد، بلکه این است که آیا معاهدهای که کارکرد اصلی خود را از دست داده، همچنان باید برای کشوری مانند ایران الزامآور باقی بماند یا نه.
موافقان خروج میگویند وقتی اعتماد از بین رفته و طرفهای مقابل بارها مسیر تعهدات را شکستهاند، ادامه ماندن در چنین چارچوبی بیش از آنکه فایدهای داشته باشد، به معنای پذیرش یک فشار یکطرفه است.
در همین فضا، برخی چهرههای سیاسی نیز بر جدی بودن این گزینه تأکید کردهاند. محمود نبویان، نایبرئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس، در خرداد در گفتوگویی با خبرگزاری تسنیم گفت: اگر امنیت ملت و منافع ملی اقتضا کند، همه چیز روی میز است، حتی خروج از NPT.
او همچنین تأکید کرده بود که کشور باید برای هر سناریویی آماده باشد. این موضع نشان میدهد که در بخشی از مجلس، خروج از NPT دیگر یک تابوی سیاسی نیست، بلکه بهعنوان یکی از ابزارهای پاسخ به فشارهای بیرونی در نظر گرفته میشود.
اما استدلال موافقان خروج فقط تنها بر بدعهدی طرفهای مقابل تکیه ندارد. یکی از پایههای اصلی این استدلال، این است که ایران اساساً به سمت سلاح هستهای نرفته و در اسناد، مواضع رسمی و فقهی، چنین مسیری رد شده است.
شهید علی لاریجانی بهمن ۱۴۰۰ گفت: ما گفتهایم هم فتوای رهبری هست و هم زیر نظر آژانس کار میکنیم و به سمت سلاح نمیرویم.
این جمله برای حامیان خروج از NPT اهمیت زیادی دارد، چون میخواهند نشان دهند که حتی اگر ایران از این معاهده خارج شود، این لزوماً به معنای حرکت به سمت ساخت سلاح هستهای نیست؛ زیرا مسیر تهران از اساس بر نفی این گزینه استوار بوده است. لاریجانی در همان برنامه نیز با تعبیر «NPT یک سند مرده است» نگاه انتقادی خود را روشنتر کرد.
لاریجانی در ادامه همان رویکرد، شهریور گذشته هشدار داد که اگر در مسئله هستهای ایران «اشتباه» شود، ممکن است فشارها خود بهخود ایران را به سمت تصمیمی متفاوت سوق دهد.
این هشدار در واقع نشان داد که از نگاه او، سیاست فشار و تهدید میتواند نتیجه معکوس داشته باشد. همین نکته برای موافقان خروج بسیار مهم است، چون آن را نشانهای از یک واقعیت میدانند: مسئله اصلی، عضویت یا عدم عضویت در NPT نیست، بلکه نوع رفتار طرفهای مقابل و میزان پایبندی آنها به تعهدات است.
در سوی دیگر، کارشناسان روابط بینالملل نسبت به هزینههای چنین تصمیمی هشدار میدهند. مرتضی مکی، کارشناس مسائل اروپا، نیز در گفتگویی گفته بود موضوع خروج یا تهدید به خروج از پیمان انپیتی را به عنوان واکنشی که آوردهای برای ایران داشته باشد، تصور نمیکنم.
او همچنین تأکید کرده بود که ایران باید از فرصتهای موجود برای مدیریت تنشها استفاده کند و هشدار داده بود که واکنش به فعالسازی مکانیسم ماشه باید بسیار هوشمندانه و دقیق باشد.
این دیدگاه بر این اصل استوار است که هر تصمیم در این سطح، باید با محاسبه دقیق هزینهها و پیامدهای خارجی همراه باشد، نه صرفاً در واکنش به فشارهای کوتاهمدت.
با این حال، در فضای فعلی، استدلال موافقان خروج پررنگتر شده است. آنها میگویند وقتی طرفهای مقابل به تعهدات خود پایبند نماندهاند و از این معاهده برای فشار، اتهامزنی و تهدید استفاده کردهاند، ادامه حضور ایران در آن دیگر معنا و کارکرد پیشین را ندارد. از نگاه این جریان، خروج از NPT نه یک واکنش هیجانی، بلکه نتیجه طبیعی بدعهدیهای تکرارشده و پاسخی به معاهدهای است که بهجای تضمین امنیت، به ابزار محدودسازی یکجانبه ایران تبدیل شده است.
اگر ایران از NPT خارج شود، تبعات آن فقط متوجه تهران نخواهد بود. چنین تصمیمی برای غرب و آژانس، به معنای از دست رفتن یک ابزار مهم نظارتی و افزایش هزینههای سیاسی و امنیتی است. در عین حال، این اقدام میتواند نشان دهد که سیاست فشار و بدعهدی، بهجای مهار ایران، خود به باز شدن یک بحران تازه در معادلات منطقهای و بینالمللی منجر شده است.
در نهایت، منطق موافقان بر این پایه است که ایران حتی بدون سلاح هستهای و با وجود تأکیدهای فقهی و رسمی، باز هم هدف سوءظن و فشار باقی مانده است. بنابراین، از دید آنها، ماندن در NPT نه الزاماً امنیت بیشتری میآورد و نه مانع افزایش فشارها میشود.
به همین دلیل، خروج از این معاهده در این روایت، نه پایان راه، بلکه آغاز یک بازتعریف جدی در نحوه مواجهه با فشارهای خارجی تلقی میشود؛ بازتعریفی که قرار است نشان دهد ایران دیگر حاضر نیست در چارچوبی بماند که به باور حامیان خروج، کارکردش از مسیر اصلی منحرف شده است.
انتهای پیام/
نظر شما