به گزارش گروه اقتصادی ایسکانیوز، اظهارات اخیر دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا،درباره «انفجار درونی خطوط لوله نفت» در صورت توقف انتقال، بیش از آنکه بر مبنای واقعیتهای فنی باشد، به یک روایت اغراقآمیز شباهت دارد. بررسی سازوکارهای صنعت نفت، تجربههای پیشین ایران و دادههای میدانی نشان میدهد چنین سناریویی عملاً رخدادنی نیست.
ترامپ در گفتوگو با فاکسنیوز مدعی شد اگر خط لولهای که حجم زیادی نفت از آن عبور میکند، به هر دلیل، از جمله ناتوانی در انتقال به مخازن یا نفتکشها، بسته شود، از درون منفجر میشود. وضعیتی که به گفته او میتواند در شرایط محاصره دریایی برای ایران رخ داده است و نهایتاً تا سه روز آینده این اتفاق خواهد افتاد. با اینحال چندین دلیل برای نادرست دانستن این ادعا وجود دارد.
ایمنی خطوط لوله؛ طراحی برای جلوگیری از بحران
در سطح فنی، خطوط لوله نفتی با استانداردهای سختگیرانه طراحی میشوند. وجود شیرهای فشارشکن، سامانههای پایش لحظهای و کنترل فشار، مانع از تجمع انرژی و افزایش خطرناک فشار در مسیر انتقال میشود. در عمل، اگر جریان نفت متوقف شود، فشار در سیستم کاهش مییابد، نه اینکه به سطح انفجار برسد. به همین دلیل، «انفجار خودبهخود» در خطوط لوله در ادبیات مهندسی نفت جایگاهی ندارد و در تجربههای عملی نیز گزارش نشده است.
ظرفیتهای داخلی؛ امکان مدیریت حتی در شرایط محدودیت
در سطح عملیاتی، ساختار صنعت نفت ایران انعطافپذیرتر از آن است که با توقف صادرات دچار بحران فوری شود. مصرف داخلی قابلتوجه، شبکه گسترده خطوط انتقال و ظرفیت پالایشی و پتروشیمی، امکان جذب و هدایت بخشی از تولید را فراهم میکند. برآوردها نشان میدهد ایران روزانه حدود ۱.۷ تا ۲ میلیون بشکه مصرف داخلی (شامل پالایش و خوراک پتروشیمی) دارد؛ ظرفیتی که بهتنهایی بخش مهمی از تولید را پوشش میدهد و از ایجاد فشار مازاد در سیستم جلوگیری میکند.
در کنار این، دادههای میدانی نیز ادعای «ناتوانی در انتقال» را تأیید نمیکند. گزارشهای TankerTrackers.com نشان میدهد حدود ۲۰ نفتکش غولپیکر (VLCC) برای بارگیری نفت ایران در دسترس هستند که دستکم چهار فروند از آنها مشمول تحریم نیستند. همچنین یک ابرنفتکش با ظرفیت حدود دو میلیون بشکه در آبهای غربی ایران لنگر انداخته است. این دادهها نشان میدهد حتی در شرایط فشار، مسیرهای انتقال کاملاً مسدود نشدهاند.
تجربههای پیشین؛ توقف تولید بدون انفجار
در سطح تجربی، توقف یا کاهش تولید نفت پدیدهای رایج در صنعت انرژی است. ایران نیز در دورههای تحریم—از جمله ۲۰۱۲–۲۰۱۳ و ۲۰۱۹–۲۰۲۰—ناچار به کاهش تولید شده است، بدون آنکه گزارشی از انفجار خطوط لوله ثبت شود. به گفته Gregory Brew، تحلیلگر Eurasia Group، شرکت ملی نفت ایران تجربه کافی برای «توقف مدیریتشده» تولید را دارد و میتواند بدون آسیب جدی به چاهها این فرایند را انجام دهد.
در صنعت نفت، موارد متعددی از تعطیلی موقت میادین و خطوط لوله به دلایل مختلف (نظیر بلایای طبیعی، اعتصابات یا جنگ) ثبت شده است. هرگز چنین پدیدهای به عنوان «انفجار خودبهخود خط لوله در اثر بسته شدن» گزارش نشده است.
سناریوی واقعی در بدترین حالت چیست؟
حتی در سناریوی حداکثری—یعنی حالتی که نه امکان ذخیرهسازی وجود داشته باشد و نه مسیر صادراتی در دسترس باشد—راهکار فنی و متعارف، «بستن چاههای نفت» است. اقدامی که در صنعت نفت امری شناختهشده و قابل مدیریت محسوب میشود. در کوتاهمدت، یعنی تا حدود دو هفته، این کار معمولاً آسیب قابلتوجهی به مخزن وارد نمیکند و در برخی موارد حتی به تثبیت و بازیابی نسبی فشار مخزن کمک میکند، زیرا برداشت متوقف شده و تعادل طبیعی سیال در لایههای زیرزمینی تا حدی بازسازی میشود.
با طولانیتر شدن زمان توقف و ورود به بازه دو تا شش هفته، چالشهای فنی بهتدریج ظاهر میشود. در این مرحله، ترکیبات سنگین نفت مانند آسفالتین و پارافین شروع به رسوبگذاری در دیواره چاه و مسیر جریان میکنند. این رسوبات میتوانند جریان نفت را محدود یا حتی مسدود کنند. در نتیجه، برای بازگرداندن چاه به مدار تولید، انجام عملیاتهایی مانند تمیزکاری مکانیکی، تزریق حلالها یا مواد شیمیایی ویژه ضروری میشود.
اگر توقف تولید از این بازه فراتر رود و به بیش از شش هفته برسد، وضعیت پیچیدهتر و پرهزینهتر خواهد شد. در این شرایط، علاوه بر تشدید رسوبگذاری، احتمال افت محسوس و حتی برگشتناپذیر فشار مخزن افزایش مییابد. همچنین در برخی میادین، بهویژه مخازنی که در معرض آبدهی هستند، امکان هجوم آب به لایههای تولیدی وجود دارد که میتواند کیفیت و کمیت تولید را در بلندمدت تحت تأثیر قرار دهد. برآوردها نشان میدهد در چنین شرایطی ممکن است بین ۵ تا ۲۰ درصد از ظرفیت تولید چاه بهطور دائمی از دست برود. برای احیای چاهها نیز به عملیاتهای سنگینتری مانند اسیدکاری، شستوشوی عمقی، یا تعمیرات درونچاهی نیاز است.
ادعای انفجار درونی خطوط لوله نفتی، با اصول مهندسی، تجربههای جهانی و دادههای میدانی سازگار نیست. خطوط لوله بهگونهای طراحی شدهاند که از افزایش فشار خطرناک جلوگیری کنند؛ صنعت نفت ایران نیز ابزارهای لازم برای مدیریت تولید در شرایط محدودیت را در اختیار دارد. در بدترین سناریو، پیامد توقف صادرات، بستن چاهها و تحمل هزینههای فنی در بلندمدت است. این تفاوت، مرز میان یک روایت سیاسی اغراقآمیز و واقعیت فنی صنعت نفت را روشن میکند.
نظر شما